The first 200 lines.
"قسمت دوم"
بيا به سويت ِويژه ي هتل ِامپاير منتظرت ميمونم
کيه؟
جناب ِمدير؛"کيم سون جونگ"ام
ببخشيد که اين وقت ِشب اومدم
جناب ِمدير
جناب ِمدير؛چي شده؟
مدير
بهوش بياين
.....بله؛من
الو؟
الو؟ الو؟ نه...نه
کجا بايد برم؟ لطفا برين نزديکترين بيمارستان
ببرمون بيمارستان ِسئول
به خودتون اومدين؟ واسه چي حالتون بد شده؟
.....ببخشيد
متاسفم؛فقط اعضاي تيم پزشکي اجازه ي ورود به بخش ويژه رو دارند
امروز تو مقصر نبودي شايد هم چون نامزد ِمني همچين اتفاقي افتاد
اوووه...به اين زودي اومدي سر ِکار؟
يا نکنه از ديشب نرفتي؟
امريکانو هي ...!هي
هي؛شماها ديشب "سون جونگ"رو نديدين؟
تازگي ها باهات درمورد ِموضوع ِنگران کننده اي صحبت نکرده؟
نه؛چيزي نگفته
چي شده؟نکنه گفته نميخواد باهات ازدواج کنه؟
زود برميگردم
چي شده؟قبل از اين که بري بهمون بگو
"بله؛منشي شرکت ِ"هرميا هي؛"ميرا"؛منم
هي؛چي شده؟ ميدوني ساعت چنده؟
گوشيت هم که خاموشه و اين شماره ي کجاست؟
شماره ي بيمارستانه يکم ناخوش بودم
واسه همين اومدم بيمارستان ولي يادم رفت با خودم شارژر بيارم
چي؟ خيلي حالت بده؟
آره؛فکر کنم امروز رو بايد مرخصي بگيرم
به رئيس خبر بده
متشکرم رو کمکت حساب ميکنم
به زودی علائم بیشتری درش ظاهر میشه لب ها و ناخن هاش کبود میشن
وقتی قلبش دیگه خون رو پمپاژ نکنه، تمومه
قربان، امکان ِپیوند وجود نداره؟
پیوند قلب با بقیه ی اعضا متفاوته باید یکی بمیره تا قلبش رو اهدا کنه
درضمن، پیدا کردن یه اهدا کننده ی مناسب هم کار سختیه
پس اینکه گفتن یه درصد شانسه ،دروغ نبوده
یه دکتر نباید همچین حرفی بزنه اما فکر می کنم این خواست خداست
بهتره خودتو آماده کنی
دارید چیکار می کنید؟- باید برم بیرون-
کفشامو آوردی؟
جلسه ی دیروز چی شد؟
الان تو این وضعیت ،این موضوع چه اهمیتی داره ؟
میخوای از خودت ضعف نشون بدی؟ تو از بچه های ام & ایی
گرفتن "هرمیا" در اولویته ، نه من
"مدیر "کانگ- برو از دکتر یه کم مسکن بگیر-
بهم 12 ساعت وقت بده
ازش بخواه اونقدر بهم مسکن بده که برای 12 ساعت روبه راه به نظر بیام
امروز روزیه که بالاخره درباره قیمتها به توافق می رسید
این یه مذاکره نیست این فقط توافق سهامداراست
درهر حال پای ِآینده ی شرکت درمیانه
جناب رئیس،مسئولیت سنگینی روی شونه هاتونه
اگر همه چی خوب پیش بره، ما وارد یه دعوای حقوقی با " شرکای طلایی" می شیم
باید به خاطر ِقضیه ی خط تولید ازشون شکایت کنیم
هرچه سریع تر آماده اش میکنم
و میخوام با دادستان و وکیل پرونده برم گلف بازی کنم
میتونی یه مقدار هدیه آماده کنی بلکه یکم باهامون راه بیان؟
چه هدیه ای مد نظرتونه؟
دادستان "چوی" علاقه ی زیادی به همسر دومش " ان گوک دونگ " داره
اما خیلی دلش میخواد پسری که از زندگی زناشویی دومش داره و نامش تو شجره نامه ی خانودگی ثبت نشده رو بفرسته مدرسه ی خصوصی
برو دیدن مدیر و سعی کن نظرشو جلب کنی
آها.. درضمن... بگیر
این پرونده ی محاکمه ی خواهرکوچیک وکیل "چانگ"ـه
ذهن وکیل "چانگ" به خاطر پرونده فرار مالیاتی خواهرش خیلی بهم ریخته
ببین چیکار می تونی براش بکنی
بله قربان
دادستان "چوی"؟ واقعیت داره که از زن دومش " ان گوک دونگ" یه پسر نامشروع داره؟
انگار
خواهر وکیل "چانگ" یه زمین خوار معروفه
چرا تو باید همه کثیف کاریاشون رو پاک کنی و پولش رو اون ها ببرن؟
خب، تو قضیه ی پرونده ی علیه " شرکای طلایی" به کمک حقوقی نیاز داریم
خیلی زحمت میکشی ،خسته نباشی
!"دونگ ووک"
چی شده؟ حتی قهوه هم سفارش دادی
چی شده؟ این همه راه رو تا اداره اومدی
می خواستم درباره دیروز یه چیزی ازت بپرسم
چیه؟- مشکلی برای "سون جونگ" پیش اومده، درسته؟-
منظورت چیه؟- به احساسی بهم میگه یه چیزی شده
مطمئنم یه اتفاقی افتاده
می دونی که چطوریه. مخفی کاری می کنه که مبادا من نگران بشم
انگار درباره ی یه چیزی نگرانه
چی شده؟ تو باید یه چیزایی بدونی
خب...اون ادمی که دیشب باهاش دعوا کردی رو یادته؟ کانگ مین هو"؟"
اون حرومزاده؟- اره، همون-
اون در واقع پسر رئیس مرحومه که بابای "سون جونگ" واسش کار می کرد
...یعنی- درسته-
واسه همین "سون جونگ" اوضاع ِخوبی نداره
کانگ مین هو" اوضاع رو براش سخت کرده"
اون حتی به خاطر اتفاق دیشب بهونه جدید هم پیدا کرده
من اصلا نمی دونستم
فکر کرده کیه که با "سون جونگ" ِمن درمیفته؟
پس اینم درسته؟- چی؟-
تحقیقات درباره محصول شرکت کار خودِ "شرکای طلایی" ـه
مسئول کنترل کیفیت محصول ناپدید شده و همزمان تحقیقات هم شروع شده
شرکای طلایی" می خواستن اعتبار ِشرکتُ از بین ببرن " برای همین قضیه ی کیفیت مواد رو مطرح کردن
دیگه داری زیادی واسه خودت داستان میبافی
دونگ ووک"، ما خودمون به قضیه رسیدگی می کنیم"
خیلی خب. منم یه نگاهی بهش میندازم
اگر مسئول اون بخش رو پیدا کنیم، مشکلات "سون جونگ" حل نمیشه؟
دونگ ووک؟- چیه؟-
اینکارت کمکی نمیکنه
فقط مزاحمت ایجاد می کنی- مزاحمت؟-
قدرت این یارو بیشتر از اونیه که فکر میکنی
ممکنه با درگیر کردن خودت اوضاع رو بدتر کنی
... با این حال- !لطفا-
شرکت به دقت روش کار میکنه
بهمون اعتماد کن و منتظر بمون
خواهشا خودتو درگیر نکن و اوضاع رو خرابتر نکن
برید بالا مدیر منتظرتونه
بله
چرا تا الان موندی؟
... منظورتون- چرا تموم شب اینجا موندی؟-
چطور می تونستم یه آدم مریض رو به حال خودش رها کنم؟
نکنه تموم مدت برای گرفتن اطلاعات اینجا جاسوسی می کردی؟
شما کسی بودید که خواستید من بیام
به علاوه از تو بیمارستان بودن چی ممکنه گیرم بیاد ؟
چرا؟نه اینکه زیر دست پدرت بزرگ شدی احتمالا باید مهارتهایی تو این زمینه داشته باشی
من با پدر و مادر ساده و معصومم فرق دارم
لازمه ی اون توافق اینه که باهام همکاری کنی
اگر چیزی به کسی بگی کارت تمومه
گرفتی؟- نگران نباشید-
منم میخواستم همینو بگم
بهتره عجله کنید و قضیه رو تموم کنین اونوفت می تونیم فراموشش کنیم
کار رو منظورمه- خیلی خب-
بیا فرض کنیم ماجرا ختم به خیر شده و بریم بیرون
کجا؟...نمی خواید باقی شرایط رو بگید؟
برام تعیین تکلیف نکن اگر نظرم عوض شه چی؟
وقت نداریم. دنبالم بیا
!مدیر کانگ
باهاتون تماس گرفته شده ، درسته؟- آماده است-
از این طرف
من؟
اینا واسه چیه؟
ایشون زیادی بد لباس ـند پس یه چیز درست حسابی و به چشم بیا بدین بپوشه
گفتم، این کارا برای چیه؟
تو خواستی اتفاقات دیروز رو بی خیال بشم پس فقط کاری که میگم رو بکن
چه کار بزرگی دارید انجام میدید که به این تشریفات احتیاج داره؟
اگر تیپ درست حسابی داشتی دیگه لازم نبود این کارا رو بکنم
خیلی خب. من نمی دونم قصد دارید چیکار کنید
هر چی هست بیاید زود تمومش کنیم
باشه. زود تمومش می کنیم ایشون گفتن میخوان زود انجام بشه
بله. از این طرف
یه چیزی رو می خوام بدونم چه احتیاجی به این لباس ها هست؟
... این لباسا... بذار ببینم
این یه جور لباس جنگه- یعنی چی؟-
جایی که الان داریم میریم خیلی خاصه
اگر قرار بود با اون لباسای همیشگیت بیای نمی تونستی جون سالم به در ببری
قراره با این لباسا بجنگیم؟
اوهوم- چی؟-
این یعنی چی؟
من باید با کی بجنگم؟
اونی که قراره بجنگه،منم تو فقط حواسشون رو پرت می کنی
احتمالا نمی خوای که منو به عنوان ابزار سرگرمی یا رشوه بهشون بدی؟
یه همچین چیزیه- چی؟
امروز همزمان با 5 تا مرد ملاقات می کنی
چند نفر؟ و باید چی کار کنم؟ شوخی می کنی، نه؟
به نظرت الان دارم شوخی می کنم؟
رک و پوست کنده بگم اگر کارغیر معقولی ازم بخوای، بدون معطلی از اونجا میرم
همین کار ُبکن
فک نکنم به تو هم بد بگذره اون 5 تا خیلی پولدارن
چیکار می کنی؟
باید به منم خبر میدادین
یکم دیر کردم
چطور اینجا رو پیدا کردی؟ و تو اینجا چیکار می کنی؟
مگه این جلسه ی سهامدارا نیست؟
البته که منم باید اینجا باشم، عمو
تو همون برادرزاده ی بد نام نیستی؟
شما برای توسعه ی تجارتتون از پدرم کمک گرفتین
و وقتی پدرم مرد، خودتونو چسبونید به عموم بهترین دوست پدرم بودید ، درسته؟
خیلی پیر شدید
چطور جرات می کنی! تو فقط یه سفته بازی که با پول بازی می کنه
درسته شرط میبندم حتی سربازی هم نرفته
نه برای گسترش کارش تو خارج از کشور جوون کنده
این یه جلسه محرمانه ی سهامداراست چطور ازش خبردار شدی؟
...منشی "کیم"، نکنه تو- ... نه ،اینطور نیست-
منشی "کیم" از این ملاقات خبر نداشت
اون احتمالا خیال کرده می تونه به وسیله ی منشی من دل شما رو نرم کنه
احتمالا نقطه ضعفم رو فهمیده و اونو خریده و کشونده اینجا
متاسفم- مهم نیست-
بهترم شد اینطوری فهمیدم که امکانش هست اطلاعات داخل شرکت به بیرون درز کنه
... بعدا برای سمت منشی یه نفر دیگه رو استخدام می کنم
اما با این کارا نمی تونی رابطه ی ما رو خراب کنی
از چیزی که فکر می کردم احساساتی تر و ساده لوح تر هستید
...تو بیست و پنج سالی که باهم گذروندیم
...در کنار هم از تمام موانع و مشکلات پیش رومون گذشتیم
مثل ِاعضای یک بدن
بین تو و من فکر می کنی کدوممون بدردبخورتر باشیم؟
ها، "مین هو"؟
درسته اقایون سهامدار، من یه پیشنهاد دارم
چقدر ناراحت می شیداگر همه ی پولی رو که با اون همه زحمت بدست اوردید از دست بدید؟
برای همین من فکر کردم اونارو با یه قیمت منصفانه ازتون بخرم
نظرتون چیه؟
ولی این پیشنهاد فقط واسه اولین کسی که با من تماس بگیره است
چه شود
بزار ببینیم این 25 سال چقدر ارزش داره
No comments yet. Be the first to leave one.