Dark City

Dark City

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dark City 1998 DC 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Dark City 1998 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-27
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اوه

آه

آه! اه

گیج شدی، نه؟ ترسیدی

اشکالی نداره، می‌تونم کمکت کنم. این کیه؟

من دکتر هستم. حالا، باید به حرفم گوش بدی

حافظه‌ت رو از دست دادی. یه آزمایش در کار بود

یه مشکلی پیش اومد. حافظه‌ت پاک شد. متوجه می‌شی چی می‌گم؟

نمی‌فهمم. اینجا چه خبره؟

فقط گوش کن. همین الان که داریم حرف می‌زنیم، آدم‌هایی دارن میان سراغت

نباید بذاری پیدات کنن. باید همین الان از اینجا بری

الو؟ کسی اونجاست؟

هی، آقای مرداک، از رستوران خودگردان زنگ زدن و گفتن کیف پولت رو اونجا جا گذاشتی

بهتره بری بگیریش چون فقط تا سه هفته کرایه داده بودی

و وقتت ده دقیقه پیش تموم شد

سه هفته‌ست که اینجام؟

همه‌چیز اینجا سیاه روی سفید نوشته شده، آقای مرداک

روز و تاریخش مشخصه

ما حساب‌کتاب‌هامون رو مثل تخت‌خواب‌هامون مرتب و تمیز نگه می‌داریم

وقتی برگشتم بهش رسیدگی می‌کنم. حواست باشه که انجامش بدی

تنها چیزی که تو رو مهمان این خراب‌شده می‌کنه رفیق، پول نقده که باید جیرینگ بذاری رو میز

قانون خونه‌ست. سه هفته یعنی سه هفته

از مرخصی تشویقی هم خبری نیست

آقای مرداک، بله، کجاست؟

همین پنج دقیقه پیش رفت

حالا بخواب

هی، عزیزم

گفت دکتر شوهرته. می‌خواست باهات صحبت کنه

ببخشید

دکتر ش... شربر. بفرمایید، خواهش می‌کنم بیاین تو

شما باید اما مرداک باشین

ممنون که با این وقتِ کم قبول کردین من رو ببینین

این چیه؟

یه آزمایشِ تقریباً خام برای پیشبرد مطالعاتم

نمی‌فهمم، می‌گین دکتر شوهرم هستین

اما اون هیچ‌وقت اسمی از شما نیاورده

حقیقت اینه، خانم مرداک

جان مدتیه که میاد پیش من

اون داشت با حس خیانت دست‌وپنجه نرم می‌کرد

که ریشه در مشکلات زناشویی‌تون داشت

جان بهتون گفت چه اتفاقی افتاده؟ بله

آخرین باری که دیدینش کی بود؟

سه هفته پیش

چمدونش رو بست. خیلی از دستم عصبانی بود

درک می‌کنم که این چقدر براتون سخت باید باشه

اما به خاطر جان، ازت می‌خوام من رو مثل دوست خودت بدونی، اما

به نظر می‌رسه جان دچار فروپاشی روانی شده

از دست دادن کامل حافظه

ممکنه دچار توهم بشه. حتی رفتارهای خشونت‌آمیز

اما، اگه باهات تماس گرفت، که حدس می‌زنم این کار رو بکنه

باید بلافاصله به من زنگ بزنی، متوجهی؟

خیلی حیاتیه که من اولین کسی باشم که بهش می‌رسه

شوهرت هر جا که باشه، داره دنبال خودش می‌گرده

دنبال خودش

عصر بخیر، آقای مرداک. آقای مرداک هستین، درسته؟

آقای... جی-یه چیزی-مرداک بود؟

جِی. مرداک. اسمت چیه؟ جاستین؟ جری؟

نه

اسمم جیسون مرداکه. جان مرداک

جیک مرداک. اوضاع چطوره؟ سلام. جک مرداک

سلام

بامستد

به یارو گفتم: «فقط پول نقد جیرینگ رو میز.»

گفتم: «ببین، سه هفته یعنی سه هفته.»

۶۱۴ برنده خوش‌شانس ما کجاست؟ طبقه بالا قربان، اتاقِ، اوم،

یه فاحشه دیگه

«جِی. مرداک.»

عصر بخیر هاسلبک. بازرس بامستد

بند کفشت بازه. بله قربان

چقدر خوشحالم که اومدین قربان

می‌گن کارآگاه والنسکی زده به سرش و بدجوری ترسیده

من فقط چیزی رو که بهم می‌دن قبول می‌کنم، هاسلبک

واو... انگار یکی امروز از دنده چپ بلند شده

الو؟ اوه، تویی

کیف پولت رو اینجا جا گذاشتی رفیق. کی این کار رو کردم؟

آخرین باری که اینجا بودی. اون کی بود؟

همون موقع که کیف پولت رو جا گذاشتی. توقع داری یادم بمونه؟

الو؟ ببخشید

نه، نه، جدی می‌گم

یعنی این فقط یه ادعاست؟

کجا می‌ری رئیس؟ خونه

خونه‌ت کجاست؟

شما احمق‌ها کار بهتری ندارین انجام بدین، ها؟

خب، من فقط دارم سعی می‌کنم وظیفه‌م رو انجام بدم، مِی

یه قاتل اون بیرون ول می‌گرده، اگه تا حالا متوجه نشدی

شاید بهتر باشه بری دنبال اون بگردی به جای اینکه اینجا وقت تلف کنی، ها؟

آی، برو، گمشو از اینجا

بجنب

چرخ روزگار همین‌طوری می‌چرخه

کجا وایمیسته؟ هیچ‌کس نمی‌دونه

تا حالا چند تا شدن هاسلبک؟ کلاً شش تا خیابونی؟

فکر کنم همین‌طوره قربان. به این مرد یه نمره بیست بدین بابت تلاشش

آدم فکر می‌کنه این جنازه‌ها یه ذره هم که شده معرفت دارن

که یه وقت مناسب از شب ریق رحمت رو سر بکشن

هی، حیف شد در مورد والنسکی، نه؟

فکر کنم دیگه چشماش خیلی چیزها دیده بود

خب، هاسلبک

به نظرت چه جور قاتلی برای نجات یه ماهی در حال مرگ مکث می‌کنه؟

نمی‌دونم قربان. بامستد، کجا بودی؟

این قاتل به ریش ما می‌خنده، همه‌ش هم به خاطر والنسکیه

با تمام احترامی که قائلم، سر بازرس

من اِدی رو خیلی وقته می‌شناسم، اون پلیس خوبیه

والنسکی هر جور پلیسی که قبلاً بوده، خیلی وقته که دیگه وا داده

بذار با بامستد حرف بزنم! یالا، بریم

صبر کن! فرانک! فرانک

اوه! بازوش رو بگیر

اون‌ها دارن ما رو می‌پایند! بلند شو

هیچ راه فراری نیست! مجبورمون نکن بهت صدمه بزنیم

خدایا، نمی‌بینی؟

ولم کن، ولم کن! نمی‌خوام بهت صدمه بزنم. نمی‌خوام

اون چی بود؟ والنسکی

دارم بابت گناهام مجازات می‌شم، درسته؟

مگه من چیکار کرده بودم که وارث این وضع شدم؟ از کجا شروع کنم؟

خب، هر چی که کارآگاه والنسکی روی کاغذ آورده باید اینجا باشه، پس

تنها چیزی که باید بهش برسن، خود والنسکیه که دیوونه شده

هیچ‌چی مثل یه ذره پارانویای سالم نمی‌شه

قربان، همین الان نتایج اثر انگشت اومد

این چیه، یه جور شوخی‌یه؟

چیزی رو دور ننداز

بازرس بامستد

اومدم گزارش مفقود شدن شوهرم رو بدم

برو میز پذیرش. اون‌ها بهم گفتن بیام پیش شما

اسمش جان مرداکه

خانم مرداک، چرا تا قبل از این گزارش نداده بودین؟

اگه شوهرتون همون‌قدری که می‌گین ناپدید شده

فکر کردم فقط من رو ترک کرده و رفته

بعد امشب یه دکتر با من تماس گرفت

چند وقته ازدواج کردین؟ نزدیک چهار سال

هوم. چطور مگه؟

چون به نظر می‌رسه با انگشترتون راحت نیستین

انگار که... به پوشیدنش عادت ندارین

من هیچ‌وقت درش نمیارم

این اسم‌ها براتون آشناست؟

نه. این زن‌ها کی هستن؟

چرا دنبال شوهرم می‌گردین؟ می‌خواین به چیزی متهمش کنین؟

شاید. شاید قتل

قتلِ کی؟

کدومشون؟ ها-ها! همه‌شون

خانم مرداک، متاسفم. معذرت می‌خوام، نمی‌خواستم نگرانتون کنم

متاسفم که اومدم. هر دومون اشتباه کردیم

خانم مرداک، لطفاً

فقط یه ثانیه اجازه بدین توضیح بدم

قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

اگه دیدیم، امیدوارم هنوز نفس بکشی

اسمت چیه، عزیزم؟

جان. ها-ها! خب، اسم مناسبیه

آره

داشتم فکر می‌کردم

کاری که تو می‌کنی

الآن یه جورایی خطرناک به نظر می‌رسه

منظورم اینه که، از کجا می‌دونی من همون قاتله نیستم؟

بهت نمی‌خوره از اون مدل قاتل‌ها باشی. چرا؟

وسوسه‌ای به سرت زده که باید ازش باخبر بشم؟

اه، لعنتی

اوه

خب، به نظر می‌رسه که متوجه ماهیت ناخوشایندت شدی

شما کی هستین؟ ما هم می‌تونیم همین سؤال رو بپرسیم، نه؟

حالا بخواب

آآآخ

اون می‌تونه تیون کنه

چیکار باید کرد؟ این مرد خطرناکه

گفته می‌شه که اون می‌تونه تیون کنه. غیرممکنه

ما با چشم‌های خودمون دیدیم

بعضی وقت‌ها فرآیند حک کردن جواب نمی‌ده

وقتی بیدار می‌شن رفتارهای غیرعادی دارن

اون‌ها رو می‌بینیم که مثل بچه‌های گم‌شده پرسه می‌زنن

اما این یکی فرق داشت، مگه نه؟

دکتر در این مورد چی داره بگه؟ اون گزارش نداده

و آقای کوئیک؟ دیگه آقای کوئیکی در کار نیست

آقای کوئیک، مُرده، بله

آقای کوئیک بیچاره و فلک‌زده

آقای بوک، اون می‌دونه؟

آیا ما نباید بدونیم، آقای هند؟

امیدوار بودیم قبل از اینکه با شما در میون بذاریم، چیزهای بیشتری بفهمیم

ما هیچ‌چی نمی‌فهمیم تا زمانی که اون رو به چنگ بیاریم

آقای نایت، شما شرق رو بگرد

آقای فیس، شما غرب رو

آقای گلاو، جنوب

آقای شِید، شمال

باید این مرد رو بگیریم

واقعاً فکر می‌کنی شوهرم توانایی انجام اون قتل‌ها رو داشته باشه؟

تو چی فکر می‌کنی؟

بیا امیدوار باشیم، به خاطر هر دومون، که من اشتباه کرده باشم

جان؟

خیلی نگرانت بودم

داری من رو تنبیه می‌کنی؟

می‌دونی، اگه ناپدید شدن راهیه که داری باهاش من رو تنبیه می‌کنی، اصلاً خوشم نمیاد

نمی‌فهمم چی داری می‌گی

این کلیدها رو توی جیبم پیدا کردم، واسه همین حدس زدم اینجا زندگی می‌کنم

مثلاً تو زنِ منی؟ مثلاً؟

جان

تو واقعاً... نمی‌دونی من کی هستم، نه؟

دکترت بهم زنگ زد. نگران بود که شاید همچین اتفاقی بیفته

دکترِ من؟

آره. اون، اه... کارت ویزیتش رو بهم داد

خیلی دنبالته که پیدات کنه

شربر

حس می‌کنم دارم توی کابوسِ یکی دیگه زندگی می‌کنم

چه اتفاقی برام افتاد؟ چرا داشتم می‌رفتم پیش دکتر؟

من با کسی رابطه داشتم

More Farsi Persian subtitles for Dark City

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left