The first 200 lines.
تد تد
اوه خدای من
تو نمیدونی؟ تو با اون بودی
. اون یارو دیوونه ست، استیون. دیوونه بود من به پلیس زنگ میزنم
شاید یکی قبلا این کارو کرده باشه؟ نمیتونم با پلیس حرف بزنم
چرا نه؟ تو کار اشتباهی نکردی این چیزی نیست که به نظر میاد
گوشواره منو پاره کرد و با خودش برد.
اون میخواست منو قاطی یه قتل کنه
. باشه خب، به همون اندازه که به گند کشیده شده فقط به پلیس بگو چه اتفاقی افتاده.
با گندی که پیش امده باورم میکنن
استیون من قانون نیستم . مدارک من دیگه اعتبار نداره
واقعا؟ فقط برگرد به عمارت قبل از اینکه کسی تو رو ببینه
تو هیچ وقت اینجا نبودی، باشه؟ . خودم درستش میکنم، فقط برو
. باشه، برگردیم سر اصل مطلب
.....چرا جف با یه حرکته خیلی بد میخواد باهام ازدواج کنه
مونیکا هم منو بازی میده؟
ازدواج یه ادغام نهایی - ه . کرینگتونس "بدون هیچ تعهد ازدواج نمی کنن"
. شاید این به خاطر پدرت باشه
وقتی خواستی از اینجا بری جف خیلی عجله داشت که تو رو ببنه
. و از هر شانسی که برای تحمل کردنش داشته باشه، از خودراضی بود
به همون اندازهای که الان هستی ازخودراضی هستی؟ تو دوستداشتنی هستی. که در مورد جف حق با تو بود
برام مهم نیست. به هر حال برام مهم نیست که حلقه ش رو دستت کنی
مجبور شدم کاری کنم که باور کنه . که من عاشقش شدم
هر چی نزدیکتر بمونم، شانسی بیشتر دارم تا بفهمم چه خبره
منظورم اینه که، اگه از من سو استفاده کرده باشه تمام این مدت؟
و من بهش اجازه دادم
دقیقا به خاطر همینه که به مردم اعتماد ندارم ... ولی اون همیشه
. اوه، خدای من من به تو اعتماد دارم
حتی اگه بهم اعتماد نداری
اون برنامهای که جف به من داد رو یادت باشه
وقتی داشتیم سعی میکردیم کریستال رو پاک کنیم عشقبازی؟ بهم گفت که روی سرور اجراش کنم
و تو گفتی که جواب داد . آره اما اگه بهش دسترسی داشته باشه چی؟
همیشه از خودم میپرسیدم این همه چیز رو . در مورد معامله ونزوئلا رو از کجا میدونه
. منظورم اینه که، اگه اون همه ایمیل هامون رو، همه پیامهای ما رو؟
چیکار داری میکنی؟ دارم نظریه خودمو آزمایش میکنم
میخوام برات یه ایمیل بنویسم تا به عشق ابدی خود نسبت به جف تکرار کنم.
نمیتونم صبر کنم تا این یکی رو بخونم.
میگم چقدر خوشبختم منو تو با هم کار نکردیم
واسه همین مجبور نبودم ازدواج کنم تو کلیسا.
کشیشها منو مجبور می کنن که تو کندو از هم جدا بشیم حقیقت داره؟
این یه تله هست میخوایم ببینیم جف میفهمه
. به خونه خوش اومدی، بابا
پسرت خیلی خوب بود، مگه نه؟ هر وقت که روز بدی داشتم
تو زندان، من سعی میکنم اینجا رو تصور کنم اونطوری که تو توصیف کردی.
اما این بهتر ه. از هر چیزی که تصورش رو میکردم.
. پس، من اونو به خط خونه نصب میکنم اگر اونارو فراموش کنی، قوانین اینجا هستند.
. ولی من اونارو فراموش نمیکنم ممنون افسر
خب … این دیگه چه کوفتیه؟
. از زندان قبلیم برم بیرون …
"راه طولانی ای" از اون کلبه "لیکودو هایتز" - ه ما اینجا زندگی میکردیم.
اما یک روز افتخار می کنم که یه پسر دور از وحشی ترین رویاهای پدرش ه.
تو حتی به من افتخار خواهی کرد وقتی نقشمو تو کار ببینی
میدونی من به روشهای کارت شک داشتم اما تو منو یه مرد ازادد کردی
خب، بیشتره
وقتی به بهشت می ری
چرا ترکش کنی؟
امروز ما کلبی رو جشن میگیریم.
بالاخره موفق شدیم.
"بلیک" کجایی؟
نمیخوام نگران باشی اما من با تیم امنیتی خودمون آشنا شدمsecurity team.
. سسیل کلبی "آزادی مشروط داره"
تو فکر نمیکنی که اون هنوز بخواد انتقام بگیره بعد از ۱۱ سال، مگه نه؟
میخواستم بدونی که امنیت بیشتری در کار خواهد بود
لازم نیست نگران چیزی باشی بلیک "، تو اینکارو نکردی"
چی رو؟
میدونی که من یه گل سفید دوست دارم ... خیلی لطف داری که به من فکر میکنی
. خب، اینا از طرف من نیستن
اوه! مال رامونا ست
From the Atlanta Digest.
یه خبر از داستان که داره انجام میده رو بهش دادم . تو آزمایش "C.A." انجام دادم
چه هماهنگی خوبی تو کل ماجرا رو بهش ندادی؟
نه فقط انعام
. گوش کن، باید برم سر کار
باشه خدافظ عزیزم
برای این وضعیت خیلی متاسفم
. میتونی به وکیلت زنگ بزنی
. نه، چیزی نیست. چیزی برای مخفی کردن ندارم
کنار پنجره بود و من برگشتم
پس، نمیدونم که تعادلش رو از دست داده یا نه ... یا از جا پرید، یا
! هی این مرد هنوز نبض داره اینو بگیر! بزن بریم
. دوستت ممکنه موفق بشه
چی فکر میکردی؟
فرستادن گل به دفترم؟ این کاری بود که باید انجام میدادم
بوسیدن یک زن متاهل، اصلا خوب نیست.
تو منو بوسیدی هر اتفاقی افتاد اشتباه بود
. دیگه این اتفاق نمیافته تنها چیزی که باید بگیه؟
انتظار داشتی چی بشنوی؟ یه چیزی مثله...
"نباید این کارو میکردیم" ریک ولی میدونم بی فکری کردم
و من دوست دارم که تو هم قبول کنی بیفکر ی کردی من شوهرم رو دوست دارم
. تو آزادیت رو دوست داری تو میترسی تو اشتباه کردی که اونو تسلیم کردی.
من از هیچی نمیترسم پس چرا داری میلرزی؟
ما باید از هم دور بمونیم
تو همیشه دردسر درست میکنی، نه؟
من؟
من چیکار کردم؟
خب، تو تقریبا باعث تصادف شدی توی پارکینگ.
خدمتکار گفت که کور شده به خاطره چیزی که تو دستم بوده
. برو بزرگ شو یا یکی رو بکش این همون طرفه - ه، درسته؟
. تو خیلی در مورد خانواده من میدونی
... صحبت از خانواده شد
شنیدی پدرم تو آزادی مشروط آزاد شد؟
. میدونم، همش تو اینترنت هست . اون پیش من میمونه
فکر کردم همه مون میتونیم شام بخوریم فردا.
نامزدمو بهش معرفی کنم
. خب، من قبلا با پدرت آشنا شدم
تو زندان
اون اخلاق خوبی داره . آره -. آره - این یه سو تفاهم بود
از بابات متنفرم که لباس وکالت رو تنم کرده و میخواد تخصصم و ازم بگیره
نگران نباش. بهش میگم که این دفعه صداشو بالا نبره
... "خب، در مورد" بلیک
اون چی گفت؟ یا بهش نگفتی در مورد نامزدی ما؟
هر دومون میدونیم که خوب پیش نمیره
اندرس از اول شروع میکرد و باعث شد در مورد سالن پذیرایی صحبت کنیم
کتاب کلیسا، ملاقات با برنامه ریزان.
خیلی زوده زود
نمیتونم فالون کارینگتون برای ازدواج تو کلیسا ببینم
. نه بدون اینکه آتیشش بزنن
. منظورم اینه، من هر کاری که تو بخوای میکنم
. نه، تحتتاثیر قرار گرفتم
تو منو خیلی خوب میشناسی
چی گفتی؟ هیچی اینجوری با عقل جور در نمیاد
اگه تد فقط به نقشه هاش چسبیده بود و مرد. باید سریع فکر میکردم..
میدونم که سم به من گفت که تد میخواست به نظر برسه که "سم" هلش داده
سم "هلش نداد؟" نه، "سم" هیچ کاری نکرده
ممکنه خونه سم روی تد باشه نتونستم گوشواره رو پیدا کنم
نتونستم گوشواره رو پیدا کنم
به علاوه، اگه تد از کما بیرون بیاد بدتر از این نمیشه چون دروغ گفتم
این اتفاق نمیافته... تو باید قبل از اینکه کسی بتونه وارد اتاقش بشه
پرستار نمیزاره کسی جز خانواده وارده اتاق بشه
چیکار داری میکنی؟
چون تو یه شریک جنسی هستی تو به عنوان یه خانواده محسوب نمیشی؟
، قربان، صداتو بیار پایین یا از من خواستهشده که اینجا رو ترک کنی.
این، 1952 ه؟ پسرم نمیتونه راحت باشه عشقه پسرم در حاله مرگه
به خاطر گراشه جنسی ؟
این غیره قابله قبوله اینو گفتم به همجنسگراها توهین نکنه
جامعه LTBZ به اندازه کافی نزدیک شدیم
قربان، من نمیدونستم که اون . همکار آقای "دینارد" - ه... اون اشاره نکرد
یا تو گوش نمیکردی چون اون همجنس بازه
دنبالم بیا
و من از ساعتهای ملاقات چشمپوشی میکنم
اون طعمه رو گرفت خب، داره جاسوسی تو رو میکنه؟ این غیر قانونیه ما میریم پیش پلیس.
پسر عموش رئیس پلیس - ه با بابات شروع کن
نه، نه، اگه کسی قرار باشه "جف" اون هم من هستم.
بلیک "منابع زیادی داره" نمدونم. چه نوع اخاذی از جف ممکنه داشته باشه
فکر میکنی من این رو نمیدونم؟ همش تقصیر منه
پدرم هشدار داد که من دخالت نکنم با جف، و من گوش ندادم
در عوض، من به دشمن اون کمک کردم برای جاسوسی تو خونه خودمون
تو خبر نداشتی.
مهم نیست. پدرم یه بار منو بخاطر از دست دادن یه معامله سرزنش کرد
چون از پیشم برگشت تو ترافیک موند
اون دیگه هیچوقت به من احترام نمی ذاره پس ما اینو بین خودمون نگه میداریم
باید بفهمیم جف چی میدونه
تنها نابغه ای که می شناسم جف ه.
شاید کسی رو بشناسم که بتونه کمکمون کنه
پرستارا تمیزش کردن؟ تا از هر عفونت احتمالی دور بمونه
گفت که این یه روش اساسی - ه
گوشواره؟ . فکر کنم یه جایی توی اون کوچه باشه
هیچ دلیلی نداره برای کسی که بدونه وجود داره
باید اون گوشواره رو پیدا کنیم . "آقای" کارینگتون -. در مورد آقای "دینارد" بهمون بگو -
شریک زندگی میکنه؟ اونا از کجا میدونن ما اینجاییم؟
. این چیزا نشتی دارن. تو اینو فاش کردی
پرستار رچد یهو واسه تو خیلی مهربون و دلسوز شد
اون داستانو تغییر داد(فراموش کرد)
تو یه شخصیت مردمی هستی که میخواد عضو شورای شهر بشه
ما دلسوزی ملت رو کسب میکنیم و به نفع خودمون ازش استفاده میکنیم
هیشکی حتی فکرشو نمیکنه در مورد سم چیزی بپرسه
ولی تمام دنیا فک میکنن من با تد دینارد رابطه دارم
خب انگار ارزشه کوچیکیه اینده شما و سم
باشه خوبه
دوست دارم بپرسم . برای همه کسایی که این بار احترام میذارن
پسرم تو دورانه روحیه سختی هست
و بهتره چند سواله کوتاه باشه
آیا قصد دارید کمپین خود را به حالت تعلیق درآورید؟
الان اولویت خوب شدنه همکارم تد هست
پس، تو این رو تعلیق میکنی با همکارت باشی؟
نه در این لحظه احساسی الان نمیتونم جواب بدم
میای تو سیاست دلسوزی رو یاید کنار بزاری
... سلامت و رفاه شریک زندگی منه
شریک/ این یکی از راه های قرار دادن شه .
خب، یه نفر یه پرونده ساخته دچار اختلال استرس بعد از بیماری میشه
خیلی سخته که اشتها داشته باشی در حالی که ممکن ه دست ازسر اون بردارند.
حتی یک روز هم تو زندان دووم نمیارم
"این چهره منو تبدیل به اون هرزه تو میکنه"
هی، "بلیک" داره باهاش کنار میاد تنها چیزی که نیاز داری کاری که باید بکنی اینه که دراز بکشی و از دردسر دور بمونی.
آره، مشکل همینه، همیشه از وقتی که اومدم اینجا ، منو پیدا میکنه
دزدی که نزدیک بود "بلیک" رو کشته باشه ، پدر و مادرم تو خالی بودن
و در حال حاضر مثلث غم انگیز با تد. واقعا، من مشکل هستم، من نیستم؟
خوب، تو آمدهای. در حالی که یه جت بار سفر رو داره
اندرس چی؟
اون درخواست کرد.
من و تو هم مثل هم هستیم، سم.
ما ونزوئلا رو ترک کردیم برای پیدا کردن یه چیز بهتر
تو با مدارک جعلی منو دزدی کردی.
به نظر کارت ها جواب داد تو کشوره دیگه موفق شدیم
. تو کار خودتو کردی
من یک مسیر اسکچری را گرفتم، پیچیده هست با محبتی که از غریبهها دزدیدم
این دزدی نیست این چیزیه که مردم عاشق هم هستن
من نمی خوام اونا این کار ارو برای من انجام بدن من لیاقت این کار ارو ندارم. .
و من مخصوصا نمیخوام . که به ازدواج شما فشار بیاره …
به من اعتماد کن، سوژه های بزرگتری وجود داره در مورد ازدواج من
No comments yet. Be the first to leave one.