Coldwater

Coldwater

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

coldwater s01e03 720p web h264-skyfire
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Coldwater زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 187 lines.

چی شد؟ مُرده بود؟

فریاد می‌زند

پسرت گفت دیشب منو دیده بوده که بیرون داشتم می‌دویدم.

«خب که چی؟»

«طرز گفتنش بود. انگار واقعا منو دیده.»

«می‌خوام به یک جرم اعتراف کنم.»

اینجا چیکار می‌کنی؟

گفتی نمی‌ری پیش پلیس.

«نمی‌دونم چجوری با این عذاب وجدان زندگی کنم.»

«من یه مردو کشتم.» صدای شلیک

وقتی تو رو تو اون اتاق دیدم، وحشت کردم.

جان پسر! جان پسر!

بشین! «بهت گفتم اون یه چیزایی می‌دونه.»

من... متاسفم بابت انگاس. اون همیشه ازت خوشش می‌اومد.

هیچ‌وقت از یه دختر حرفی نزده بودی.

مویرا-جین. الان گلاسکو زندگی می‌کنه.

«زنت اینجاست، دنبالته.»

«بهش گفتم تو اتاق مهمون خوابیدی.»

هنوز جان برات جذابیت داره؟

اِرم... هنوز با هم رابطه دارین؟

«دیشب خونه تامی نموندی.»

فکر می‌کنی من با یه نوجوون که تو کوآپ کار می‌کنه خوابیدم؟

نمی‌خوام نزدیکش بشی. یه مشکلی داره.

«اون سَمه!» یه اتفاقی افتاده.

یه حسی بهم می‌گفت قراره این اتفاق بیفته.

اوه، نه، نه.

لعنتی.

جان؟ زمین خیلی سفته.

میخ‌ها فرو نمیرن. کیف دستیم رو جایی ندیدی؟

نه. خدای من، چه وضعیه.

باورم نمیشه مهمون داریم.

اونها براشون مهم نیست.

حرف من این نیست. مامان؟

وایولت، برو دندوناتو مسواک کن. مسواک کردم.

واقعاً لازم نیست بیای مراسم تدفین.

ما دیگه راجع به این حرف نمی‌زنیم.

میام، و تموم شد.

من می‌تونم بیام؟ نه، تو میری مدرسه.

دندوناتو مسواک کردی؟ اوه خدای من، بله!

تو هیچ‌وقت به حرف من گوش نمی‌دی. داشتم با هری حرف می‌زدم.

خدایا، انگار دارم با یه نوجوون زندگی می‌کنم.

چادر باید آماده باشه که بچه‌ها توش بخوابن،

و ما دیرمون میشه، باید عجله کنیم!

تو بودی که بهم گفتی این کارو بکنم.

خب، فکر نمی‌کردم این‌قدر طول بکشه.

الان می‌تونم برم تو چادر؟

نه، برو مسواک کن. نه.

ببین، پسر بزرگ بودن

یعنی باید کلی کار انجام بدی که دلت نمی‌خواد، هری.

مثل چادر زدن و رفتن به مراسم تدفین غریبه‌ها

و شام دعوت کردن آدمایی از لندن که ازشون متنفری.

برو دندوناتو مسواک کن.

حتی... حتی فکرشم نکن...

هری! برو بیرون! احمق!

«خدایا... منو ببخش.

«کمکم کن از این وضع خلاص بشم.»

چادر بالاست. کیف دستیم کجاست؟

نه، رو چمن نذارش! هیس، الان. فقط هیس!

به من نگو خفه شو!

بچه‌ها دیرشون میشه برای مدرسه.

پیداش کردم. پیداش کردم. کیف دستی قشنگیه، جان.

بی‌غیرت لعنتی.

کجا بود؟

پشت مبل. صدای استارت ماشین

چقدر دیرمون میشه؟ صدای دعوای بچه‌ها

اشکالی نداره. هیچ‌کس اونجا نیست.

اون هیچ دوست یا فامیلی نداشت.

از کجا می‌دونی؟ تامی بهم گفت.

تلویزیون! بازی! تلویزیون وحشتناکه!

خب، بریم سر کار.

هوم.

داریم خوب پیش میریم.

خورشید می‌درخشه. یه روز جدیده.

مْواه.

ممنون. بیا.

بیا بشین، غذای مورد علاقه‌تو درست کردم.

تخم‌مرغ و نون تُرد.

او می‌خندد.

امروز تو مراسم تدفین حالت خوبه؟

آره. آره.»

و هیچ حسِ...

...وسواس‌های ناسالم یا میل‌های ناخوشایندی؟

نه. خوبه.

من، اِم...

هنوز یه کم نگران جانم.

جان مرد ضعیفیه، دهن‌بینه.

من عمیقاً تو روحشم.

باشه، خوبه.

اِم، فقط یه سؤال دیگه،

و قول می‌دم دیگه اذیتت نمی‌کنم.

چیزی برداشتی؟ هوم؟

یادگاری‌ای برداشتی؟

اینجا نیست.

چی؟ من گذاشتمش تو جعبه.

محاله... محاله جای دیگه‌ای باشه.

چه جای احمقانه‌ای برای قایم کردن. هیچ‌وقت قبلاً مشکل‌ساز نبوده.

باید ببریش یه جای دیگه، مگه نه؟ آره، می‌برم.

ب-بعداً انجامش می‌دم.

الآن اولویت نیست، ربکا!

کجا می‌تونه باشه؟ خب، معلومه یکی برش داشته.

هیچ‌کس نمی‌دونه کجاشه. کامرون.

ها؟ کامرون.

جدیداً رفتارش یه جوری شده. اون که همیشه همین‌طوره.

و گرفتمش که داشت جان و فیونا رو می‌پایید.

جاسوسی؟

وایسا! فکر می‌کنی اون چیزی می‌دونه؟

وایسا، وایسا، وایسا. بیا فقط به این فکر کنیم.

وقت نداریم. نه، نه، بیا فقط...

تامی، لطفاً به حرفم گوش کن. بیا فقط فکر کنیم.

حتی اگه واقعاً چیزی هم می‌دونست، چطور می‌تونست وارد انباری بشه؟

اون که رمز قفل رو نمی‌دونه، می‌دونه؟

شاید حدس زده باشه.

کد چیه؟

کد؟ کد.

۶-۴-۰-۶.

کد، تولد کامرونه؟

این رمز منه واسه همه چی.

اه لعنتی! لعنتی!

صدای کوبیدنه! تامی!

اون اینجا نیست.

لعنتی.

همه چی درست میشه. خوبه؟ نه، خوب نیست.

اگه اون بفهمه، پایان همه چیزه.

پایان نیست!

من میگم کی پایانه و الان پایان نیست.

استارت.

اوه، ببین. اینم جان.

اون کیه؟

کی؟ اون مرد ریشو.

ناتان، میشه یه لحظه بیای؟

می‌خوام تو رو به یکی معرفی کنم. دارن میان؟

اِ، جان، ایشون ناتان هستن. پدر اَنگِس.

تسلیت میگم.

ما هرگز اَنگِس رو نمی‌شناختیم، اما می‌خواستیم بیایم و ادای احترام کنیم.

اون... معلومه که خیلی دوستش داشتن.

ممنون.

میشه کمک کنید تابوت رو ببریم؟ کمرم گرفته.

الب... البته. ممنون.

البته. ناتان، ما خیلی متأسفیم.

خیلی شرمنده‌ایم که دیر کردیم.

دلمون برات خونه. چه غلطی داری می‌کنی؟

ناتان، نمی‌تونم بگم چقدر متاسفم.

ما کنار تو هستیم، ناتان. ممنون، تامی.

تو به من گفتی اون هیچ خانواده یا دوستی نداشت.

خیلی وقته که...

...برگشتم به کولدواتر.

مسلماً، خیلی... ناراحت‌کننده‌ است که برمی‌گردم

تو همچین... شرایط غم‌انگیزی.

با این حال، امم، با دیدن این همه چهره آشنا، احساس اطمینان می‌کنم.

انقس گیلسپی...

...پسر کوچولوی شیطون من...

...که عاشق تویکس بود و...

بازی کردن با ماشین‌های اسباب‌بازیش.

اون پروپاقرص منچستر یونایتد و پوکمون بود.

انقس کوچولوی بیچاره‌ی من.

سرود محو می‌شود.

غرغر می‌کند.

جان نفسش می‌گیرد.

تو هیچ‌وقت نگفته بودی اون پدر داشت. خب، همه پدر دارن.

تشییع جنازه شلوغ بود.

مردم فقط یه نیم‌روز مرخصی می‌خواستن. یه بهونه واسه مست کردن.

امروز زیاد نمون. مشکوک می‌شی.

ما واقعاً باید زود بریم. دوستامون از لندن دارن میان.

سلام، کامرون هستم. پیام بذارید.

آره؟ خوبه. فقط طبیعی رفتار کن.

خب، دوستا کی‌ان؟

خب، بیشتر دوستای فیونا هستن تا من.

جِز و پیپا. ازشون بدم میاد.

«جِز»؟

«پیپا»؟

تامی خنده کوتاهی می‌کند.

اوه، لعنتی.

سلام عزیزم.

سلام. سلام.

خوبه... خوشحالم دوباره می‌بینمتون.

کاتریناست، درسته؟ آره. سلام.

جان، درسته؟

کاترینا داشت راجع به یه گروه شنای آزاد تو روستا بهم می‌گفت.

اوه. تو همیشه می‌خواستی این کارو بکنی.

هر سه‌شنبه در میون برگزار میشه. باید بری.

شما هم عضوش هستی؟

اِ... نه، نه. بیشتر برای خانم‌های مسن‌تره.

برای... م-م-منظورم این نیست که شما مسنی.

شما پیر نیستی. برای سنتون فوق‌العاده به نظر میای.

اِم... من معمولا سه‌شنبه‌ها سر کارم.

دارم از گرسنگی میمیرم، میرم... میرم یه چیزی بخورم.

از آشناییتون خوشحال شدم، کاترینا. منم خوشحال شدم.

More Farsi Persian subtitles for Coldwater

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left