The first 166 lines.
!بالاخره وقتش شد
قراره گیلدی بشیم که
انواع و اقسام خوراک و ،خوردنی دنیا رو امتحان میکنه
.و از غذای دورهمی لذت میبره
!اسمشو میذاریم آشپزباشی
!حالا شروع کنیم
!از همین جا
!حشره
به گیلد آشپزباشی خوش آمدید
~سوپ گوشت شبانگاهی~
منوی ۴
!یعنی چی
!این خونهی ارواح چیه بهمون انداختین؟
.متاسفم
.در حال حاضر خونه کم داریم که به گیلدها واگذار کنیم
مگه اینجا هم میشه زندگی کرد؟! مار و هزارپا !از سر و کولش داره بالا میره
این خونههه احیاناً توش قتل متل رخ نداده؟
.از اون بابت لازم نیست نگران باشین
...فقط
...ممکنه توش روح موح داشته باشه
!واسا! الان گفتی روح؟
.چیزی نیست، کارو چان
!عوضش میتونیم با ارواح نهار دورهمی بخوریم
!نوبره ها
یعنی تا وقتی بتونی بلومبونی !دیگه هیچی برات مهم نیست؟
!من دیگه نمیکِشم
من که از همین که یه سقفی .بالا سرمون هست راضیام
کارین ساما، اشکالی نداره یه دستی به سر و روش بکشیم؟
.البته که میتونین
حاضرین یا نه؟
.یه غبار هم نباید بمونه !اگه انجامش میدیم درست انجامش میدیم
.اولین فعالیت گیلدمون شد خونهتکونی
کوروسکه، میشه پردهها رو بشوری؟
...کورو
.چـ چشم
.فک کنم تو کمد لگن بود. تو همون بشور
.چشم
!خیلهخب
.خب این از اسباب اثاثیه
.کمد...مبل...چیزی رو که جا نذاشتیم
چیزی شده؟
!یه چیز خیلی بد، کوکورو چان
!این خونه یه مشکل اساسی داره
ها؟ واس چی بال بال میزنی؟
دیگه چی از این همه مار و حشره بدتر؟
!یه چیز اساسی رو نداره
!میز غذاخوری
.آهان
.یه لحظه گفتم چی هست
.پس برو شهر یکی بخر دیگه
کارو چان، بگو گیلد آشپزباشی رو برای چی راه انداختیم؟
...ها؟ اه...خب
خوردن؟
!نه
!که دور همی بتونیم از غذا لذت ببریم
...آه...آره
میز غذاخوری مهمتر از اونیه که !همینطوری رو هوا انتخاب کنی
خودم میسازمش! چنان میزی !که موقع غذا خوردن انگشتاتونم بخورید
آخه اونجا؟
.کارو ساما
چیه، کوروسکه؟
...کورو
...اگه میشه همون کوکورو
تو هم از اون دستهای که مسائل جزئی ناراحتت میکنن؟
...ها
.من میرم برای خونه خرید کنم
.تا بر میگردم شما به کارتون ادامه بدید
!حله! چنان دستی به روش بکشم از روز اولشم بهتر
.خوب شد هنوز یکم از جایزه شکار اژدها موند
.اما صرفهجویی بهترین کاره
.حواسم باشه خیلی سر کیسه رو شل نکنم
!حشره نیست
!مار نیست
...روح
!اینه
.حالا میتونم با خیال راحت کار کنم
...شبیه صورت آدم میزنه
.چه خوشگل
.سلام
اون وردستها چشمتو گرفت؟
.بله
...اما یکم بودجه کم دارم
.اینجا بازاره ها
!لذتش به چک و چونه زدنه
.بهت تخفیف میدم
.خیلی متشکرم
.راستی من کوکورو ام
.من سارن ام
..مدیر یتیمخونه سارندیا تو همین شهر
.احسنت
.اصلاً. این بچهها هستن که بهم قدرت میدن
چیز دیگهای لازم داری؟
.بهت اشانتیون میدم
!وا...وایســـــا
!کمــــک
...اون
...از دست اون دختر
!خیلی خیلی شرمندم، اوجو ساما
.حسابی جا خوردم
.صدات یه لحظه اومد بعد به سرعت برق رفتی
!خـ خـ خـ خـیلی متاسفم
.اما خوشحالم چیزیت نشد
.بله، جنسهامون هم سالمن
راستی، ایشون؟
.خوشوقتم. کوکورو هستم
.چه مودب
.بنده خدمتکار سارن ساما هستم، سوزومه
.خوب شد اومدی
.حواسم به بساطمون هست
.سوزومه، تو به کوکورو کمک کن خریدهاش رو ببره
.را...راضی به زحمت نیستم
.برای خودت تنها بار زیاده
.وجدان میگه کمک کنیم
!دقیقاً دقیقاً
!خب، بارتو بذاریم تو گاری
.خیلی متشکرم
!عالی
!تمیز و مرتب
!ناز شستم
!هنوز مونده کار
پکورین، به کجا رسیدی؟
.حالا حالاها مشغوله
پس تو هم به یه نفر خدمت میکنی، کوکورو سان؟
.بله
پس خوش به حالش که همچین !دختر قشنگی بهش خدمت میکنه
...نه
.خوش به حال من که بهشون خدمت میکنم
سوزومه سان، خیلی وقته به سارن ساما خدمت میکنی؟
!آره
،اوجو ساما سابقاً معاون فرمانده شوالیههای قصر بود
ولی از جایگاشون دست کشید
تا یتیمخونه سارندیا رو بسازه که .به بچههای بیپدر و مادر کمک کنه
منم میخواستم تو این راستا .به هرشکلی که میتونم کمکشون کنم
.چه بزرگوار. هم سارن ساما هم شما
منو چه به این تعریفا...من که یه !سره خرابکاری بالا میارم
.من هم
امیدوارم یه روز من هم با اربابم .مثل شما با سارن ساما بشم
.میشی. مطمئنم
.سعیمو میکنم
...اینجا
دیگه کجاست؟...
!اصـ اصـ اصلاً نگران نباش
!یه ذره گم شدیم! همین
...آ آره
.اما با این که روزه چقدر تاریکه
...هیولا نباشه یه وقت
!هـ هـ هـ هـ هـ هیولا؟
!کـ کـ کجا؟! کجان؟
!اومدن
!سوزومه ساما، آروم باش
حالت خوبه؟
...خوبم
الاغ کو؟
...رم کرد
!حا حا حالا چیکار کنیم؟
!بدون الاغ که نمیتونیم گاری رو بکشیم
.شاید الاغ خودمونه
...اون
الاغه؟ یا اسب؟
.با اجازه این طناب رو از گاری گرفتم
.هر جونوری که هست میگیریمش تا گاری رو بکشه
!چه ایده خوبی، کوکورو چان
!ریما ریما؟
!خفه شدم
!منو نخور، ریما
!حرف زد
No comments yet. Be the first to leave one.