The first 200 lines.
.مادرت بود
.باید زودی بری
.حتماً، الان تموم میکنم - ،این زن رو فراموش کن -
.ظاهراً وقتی نداریم
در این روز مقدس ،از او طلب بخشش میکنم
با یاری خداوند .و بخشش روح القدس
.آمین
،برای رفتن ِ همه گناه هانت
تو رو به این سفر راغب کرد اکنون تو شروع میکنی
.و رستگار میشوی - .آمین -
خدا همیشه به کمک ما میآید
مانند پدری که ما رو دوست دارد و میخواد با سعادت در این دنیا زندگی کنیم
.و سپس بطور ابدی در بهشت
.آمین
یکی گریه میکنه. چرا؟
.ما همه گریه کردیم، دخترم
گریه از خوشحالی .و زاری با رشک
.با رشک چون که تو با عیسی هستی
،بله
.منم میخوام با اون باشم
میخوای فرزندم، به عیسی بگو که چی می میخوای؟
.بله، تو بهم کمک میکنی
عیسی، دخترم
.هر چی که میخوای، دعا کن .بیشتر از هر چیز دیگه در این دنیا
چطور، دخترم؟
بله
اون خسته س
،و خیلی حرفه
اما میدونی که هر وقت که قلبت میزنه
.میگی که میخوای
چیه، دخترم - .بله -
با شوری که اون میخواد .با تو میمونه
بله
.حالا باید پنجره رو باز کنیم
.داره بارون می یاد، خدای من
.باید بهم کمک کنی
میترسی، دخترم؟
،نه
.اما تو میترسی
چی میگی، عزیزم؟ چرا باید بترسی؟
.چون یه صورت زشت میبینم
.خیلی زشت
میدونی چیکار کنیم؟
...فرشتهت رو صدا میزنیم - .آقای میبلز نه -
.اون رفته
.فکر نکنم
فرشته نگهبان کوچک
.هستش اگه اونا برن
خب، دیگه نه
،چه مهملاتی چرا باید برم؟
.چرا سیاهه
.مقدس باد نام خداوند
.و اون حرفای بدی به همه میزنه
.مقدس باد نام او
...مقدس باد روح القدس
.مقدس باد خون ارزشمندش
مقدس باد عیسی
.در مراسم دینی قربانگاه
و پدر؟ نمیتونه بیاد؟
.پدر دوست داره با تو باشه
امیدوام اشتباهی پیش نیاد
.چون اونا می یان دنبالم بگردن
،خوزه ماریا، الکساندر .بهشون کمک میکنند
.وقتی خیلی کوچیکه اونو تنها نذار
اکوکپدلا به دروازه های .آسمان راه رو گم نمیکنه
مامان، تو فکر میکنی
خونه که کار کنم؟
.رسیده
آره
!لین
،روشنه
چه آتیشی؟
و چه نتیجه ای میشه گرفت؟ .النا
...اون
باید مواظب چیزای داغ باشیم؟
.باشه
چی بگوآ رو سوزوند؟
چون حرکت دستای ما .گرم شده
همینه. که به این معنیه ،که نیرو نمیتونه ایجاد بشه تا از بین بره
.فقط منتقل میشه
.یالا دخترا
.آه، بله .بیا، بدو
،من صدا نمی دم ها، مامان؟
دفعه دیگه که بیام دنبالش؟
بگوآ گفت که تو بعضی وقتا .خون میکشی
شاید. نه اینکه من خیلی جدی به نظر بیام، درسته؟
.مامان، من ازت میخوام
:یه چیزی رو بهت پیشنهاد می دم چرا ازش نمیپرسی؟
،آروم باش .چیزی نیست
یه میل شدید، ها؟ - !آی، آی -
.بیا
میبینی که چطور این تراوش پایین میره
التهاب این قسمت که تو رو اذیت میکنه، ها؟
و نیازی نیست که از اشعه ایکس استفاده بشه اگه چیزی داری
!آی، آی
میتونم بهت .سوزن تزریق کنم
بیمارها کوچیک تر هستند
که ناراحت نمیشن، ها؟
.ببین، مامان .چی میخواستم یاد بدم
یه چیزی که خیلی ساده س
.خوبه، نمیدونم چیه
.یالا، یالا. یالا
آب رو گذاشتی؟
!بابا
پکتوجا چطوره؟
خدایا، خواهش میکنم رحمتت را از ما دریغ نکن
.چون عشق تو همیشه با ماست
خدایا، خانه ما رو روشن کن
و قلب ما رو .هدایت. آمین
میدونی چیه بابا؟ مامان میخواد برام یه لباس درست کنه
که از "چولیسیما" اونو کپی گرفته و من دوستش دارم
ما فقط کپیش نمیکنیم .میخوایم بهترش هم بکنیم
بگیرش
و چرا این لباس اینقدر قشنگه؟
.اوه، تو نمیدونی .مامان، تو یه چیزی بگو
نه، نه. من قول دادم .که این رو برای تولدت تموم کنم
.خب پس
...راه راه قرمز -
.و یه دامن کوتاه...چه احمقی - .بخور -
خب، چی میخوای بهم بدی؟
.باید فکر کنم .چهارتایی میریم پیاده روی
کجا؟
.مهم نیست .هر کجا که شد
.تا فردا
.خدایا، من به چشمانش خیره شدم
،لبخند زدم
.تو اسمم را صدا کن
.و در ساحل قایقم رو رها کردم
،با هم
.دریاهای دیگر رو جستجو میکنیم
شما میرین به اون منطقه؟
.خب، نه
فقط سه تا دختر هستند .اما حالا فوقالعاده س
اما چه باشگاهیه؟
،مثل یه دوره آشپزی میمونه .خب، تازه شروع شده
اما با چیزی بازی کردن؟
.ما چیزایی رو می خونیم و برای شما سخنرانی میکنیم .فضای خیلی خوبی وجود داره
.یه نارگیل بخور - .چیه -
.اگه کم باشیم چی میشه ...اگه بیای
آزاده، ها؟
روزای چهارشنبه نمیتونم بیام .میرم پیش روانشناس
چرا؟
.چون من به بلوغ نرسیدم
چی هست؟
یه بیماری دارم
.اما مادرم تحمل کرده
اون روانپزشک بهت کمک میکنه؟
نه، اما مادرم گفته وقتی با اون هستم
.برام بهتره
میتونی توی آشپزخونه بمونی .و منو ببری روی صحنه
تا حالا نقاشی کردی؟ - .آره، من پسر خاله م رو قانع مردم -
.خودت و خودت
.و خودت
اما چیکار کردم، خاله؟
.خدایا، من یه چشماش نگاه کردم
امیدوارم بحث کنیم .و الان وقت شکرگزاریه
،اون آدامس رو بنداز .تو خیلی بدی
.بالا. اگه چیزی ندارین
نه، تو هیچوقت چیزی نداشتی اما در طول راه
تو، بازم تکرار .خوبه
تئاتر چی داره؟
هیچی، یه مرکز فرهنگیه .که دارم میرم
شما می یایین؟
هلنا، چرا نریم و ببینیم چه خبره؟
.میتونم بگیم مامانم هم بیاد
،اوه آره .اگه از دست ندیم
انتخاب کردی؟
این خوبه؟
.آقای میبلز"
آقای میبلز"
مرد خوبیه و عاقله و همه چی رو درباره
درباره همه چی میدونه ".اما یه مشکلی داره
.این داستان به نظرم رسید
.ببین چی پیدا کردم
.ببین چه بامزه س، مامان
اما اگه اون .دختر بچه هاست
...آره، اما نمیدونم - .این روشن هم هست -
نگران نباش عزیزم، مامان .میذاره یه چیزی رو انتخاب کنی
.خب، هر جور میلته .با اون خیالی که امتحان کردم
دوباره؟
یه موقعیت دیگه .رو درست میکنم
!یالا، پسرا، اینجا .بدن رو شل کنید. آزاد باشین
.بذارین بدن به حالت راحتی در بیاد
،یالا، تکون بخور .زود باش
.بیا، آزاد باش
.خجالت نکش
.بیا، برو .بیا، تو هم همینطور
نه، نه، نه...اومده دوستش رو ببینه
.خوب با هم چفت می یاد
چی دو تا؟ - .نه، پنج، اگه دوست داری -
میخوای دلقک درست کردن !رو ول کنی، کوکو
،کوکو سوئلتات .نمیخورم
.اما داره منو میگیره
که چی؟ مشکل چیه؟
.خب، اون بچه خالمه - .سانتا کاتالیناست -
.بیا بشین
جاناتان، بوگوئیتا رو بگیر .و بهش یاد بده
کی میخواد ۱۲ سالش بشه، ها؟
.با اون هورمون های آتشی
.مسخره س، بگوآ بعدی
No comments yet. Be the first to leave one.