The first 200 lines.
تقدیم میکند Opus Sub تیم ترجمه «خاطرات الحمرا»
ترجمه و زیرنویس OpusSub Team
اوکی
لطفا لباس بعدی رو آماده کنید
چشم
اعصابم خرد شد
کِی تموم میشه؟ - باید مطلبی رو به خبرنگاران اعلام کنم -
هی، اینجا رو ببین - من کاراگاه مسئول پرونده هستم -
حدود ده دقیقه پیش
...مطلع شدیم که - رفته اونجا؟ -
آقای یو جینو امروز نمیتونن برای سوال و جواب تشریف بیارن
چی؟ باز داره چه حقهای سوار میکنه؟
احتمالا ترسیده و نرفته
بعدا شما رو بیشتر در جریان تحقیقات قرار میدیم
صبر کن
ولم کنید
بررسی کردی ببینی چه خبره؟
انگار جینو امروز صبح رفته دیدن چا بیونگ جون
خیلیا دیدنش که رفته تو کلاس چا بیونگ جون
چرا؟ چرا همدیگه رو دیدند؟
من از کجا بدونم؟
ظاهرا همه چیز داره به روش غیرمنتظرهای افشا میشه
یه چیزی جور درنمیاد
شماره مورد نظر در دسترس نمیباشد لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید
چا بیونگ جون
چا بیونگ جون
شماره مورد نظر در دسترس نمیباشد
برنمیداره؟
یعنی چی؟ چرا جوابمُ نمیده؟
یعنی باز از این جینو رو دست خوردیم؟
چا بیونگ جون
چا بیونگ جون
چا بیونگ جون
این عوضیا چه نقشه ای دارن؟
هی
هی
با وکیل حرف زدی؟
...چقدر مسخره
گفت که تو فردا به عنوان شاهد مصاحبه نکنی
چرا؟
ظاهرا یه خبراییه
دلیلشُ نگفت فقط گفت منتظر بمون
چا بیونگ جون بهش گفته اینا رو بهمون بگه
بد جوری رو دست خوردیم، بد جوری
بهت گفتم یه بوهایی میاد
بدون اینکه دلیلشُ بهت بگه گذاشتی قطع کنه؟
احمق، تو اصلا چه غلطی میکنی؟
عوضی، چرا داری سر من خالی میکنی؟
گوش کن زنیکه
تو بودی که رفتی دیدنِ چا بیونگ جون
سرخود رفتی دیدنش و باهاش معامله کردی
بهت نگفتم به اون آدم عجیب اعتماد نکن
مونده بودم یهو چرا خواسته
باهامون دست به یکی کنه
مطمئنم با جینو یه معامله ای کرده
فقط ازمون استفاده کرد که تهدیدش کنه و بعدش ما رو پیچونده، میفهمی؟
بهت گفتم از اون مغز فندقیت استفاده نکن
خودت همهی اینا رو سر خودت آوردی، خب؟
حالا چطور جرات میکنی همه چیزُ بندازی گردن من؟
لعنتی، اعصابمُ به هم ریختی
میکشمشون
کیُ میکشی؟
همه ـشونُ میکشم
باشه
میخوای بکششون، میخوای نکششون
هر کاری دلت میخواد بکن
کجا میری؟
!گفتم کجا میری
دخل همه ـشونُ میارم
سلام
ببخشید، شما گو یورا نیستید؟
لطفا برید ادارهی مرکزی پلیس
!اوه، گو یوراست
!زوم کن روش
گو یوراست
یورا خانم، لطفا چند کلمه ای صحبت کنید
قرار نبوده امروز اینجا باشید - برنامه عوض شده؟ -
چرا آقای یو بازجویی رو لغو کردند؟ - چرا اینجایید؟ -
لطفا چند کلمه ای صحبت کنید
چی کشوندتتون اینجا؟
خانم گو یورا
!اینجا رو نگاه کنید - !چند کلمه ای صحبت کنید -
تنها اومدید؟
یورا خانم، خواهش میکنم - !یورا -
لطفا بذارید رد شم
!یورا - چرا اینجایید؟ -
!یورا - !یورا -
سلام
سلام کارآگاه
مصاحبه شما فرداست
چی شده یه دفعه این وقت شب تشریف آوردین؟
فکر کردم الان اینُ بهتون نگم دیگه نمیتونم
وکیلتون کجاست؟ - به اون عوضیا -
نیازی ندارم
ظاهرا یه مقدار مست هستین
بله
چند لیوانی نوشیدم
اما اینقدر هوشیار هستم که بتونم اظهاریه بدم نگران نباشید
نوشیدم چون برای اومدن به اینجا بهش نیاز داشتم
خیلی شجاعت میخواست
شجاعت؟ - بله -
شجاعت برای برقراری عدالت
به حرفایی که میخوام بهتون بزنم خوب گوش کنید، جناب کارآگاه
باید ضبطشون هم بکنید
به تحقیقاتتون کمک بزرگی میکنه
وکیل پارک بوم سوک
وکیل پارک بوم سوک
الو؟
هوم، بگو
گو یورا رفته ادارهی پلیس؟
کِی؟
از خودش مستقیماً شنیدم
گفت که اون هیونگ سوکُ کشته
گفت که از روی عصبانیت گلوشُ فشار داده
و اون یهو مُرده
آقای یوجینو
اینُ توی بیمارستان گرانادا مستقیماً به شما گفتن؟
بله
لطفا بهم بگو که این خوابه
حدس میزنم منُ که اونجا دید یه دفعه خیالش راحت شد
و اینُ پیشم اعتراف کرد - ...خواب -
نیست - حتی گریه هم کرد -
گندش بزنن
بعضیا میگن از اونجا پرید که جون خودشُ بگیره
اما از اون سقوط جون سالم به در برد
واقعا شوکه شدم اما اون موقع ما هنوز طلاق نگرفته بودیم
علاوه بر این، اون مجروح بود
برای همین من دهنمُ بسته نگه داشتم
وقتی کسی نبود این حرفُ به شما زدن؟
نه
منشیش هم اونجا بود اسمش سو جونگهونه
...اونم الان
مُرده، نه؟
میدونید منشیش هم به طرز مرموزی فوت کرده؟
موقع سفر با شوهرم مُرده
درست مثل رئیس چا
چا بیونگ جون
کارآگاه میشه یه استراحت کوتاه بکنیم؟
حتما، همین کارُ میکنیم
چا بیونگ جون
بعد از اینکه کل روز جوابمُ ندادید بالاخره بهم زنگ زدید
داری چه غلطی میکنی؟
چی فکر میکنید؟
همونطور که بهتون قول داده بودم دارم اظهاریه میدم
چون توی حس و حالش بودم حرفهایی که گفتید بزنم رو بهشون گفتم
و یه مقدارم پیاز داغشُ زیاد کردم
فکر کنم به خاطر کار اضافه لیاقت سهم بیشتری دارم
گفتم کاری نکن نشنیدی؟
هی، چا بیونگ جون
مگه من سگتم؟
تو کی هستی که واسم رئیس بازی درمیاری؟ !نمیتونی به من رو دست بزنی
نمیدونم داری با جینو چه نقشهای میریزی اما من دیگه صبرم سر اومده
چون من دستِ خالی رفتم
حتما فکر کردی من فقط یه جوکم
اما اگه همینطوری تحریکم کنی
تو و جینو رو با هم میکشم پایین
به پلیس میگم که منُ مجبور به شهادت دروغ کردی
و اینکارُ کردی که اموال عروستُ بدزدی
...تو
فکر میکنی نمیتونم؟
من با جون کندن خودمُ به اینجا رسوندم
با آدم ریاکاری مثل تو که چیز زیادی برای از دست دادن داره فرق دارم، مفهومه؟
مصاحبه ـش دو ساعت طول کشید
تازه از ادارهی پلیس رفته
حتی مدیرش هم خبر نداشته
تنها، بدون وکیلش اومده بود
حتی برای مصاحبه با چند تا گزارشگر هم موافقت کرده
احتمالا به زودی مقالاتش میاد بیرون
!گو یوراست - اوه -
لطفا چند کلمه ای صحبت کنید
خانم گو یورا، چرا پلیس میخواست باهاتون مصاحبه کنه؟
بهشون چی گفتید؟ - چرا یه دفعه امروز برای بازجویی اومدید؟ -
میدونید آقای یو جینو کجاست؟ - دلیل خاصی دارین؟ -
به چی فکر میکنید؟
لطفا یه چیزی بگید - دلیلی هست که امروز اومدید اینجا؟ -
خانم گو یورا، چه احساسی دارید؟
به پلیس چیزی جز حقیقت نگفتم
حقیقت در رابطه با چی؟
چیزی در مورد حادثه میدونید؟
حرفی هست که بخواید به همسر سابقتون بگید؟
خیلی شجاعت میخواست که قدم جلو بذارم
اما بالاخره اومدم
واقعا دلم برای آقای چا هم که مثل من
قربانی خیانت شدن میسوزه
براشون حس بدی دارم
منظورتون از این حرفا چیه؟
دارین میگین خیانت انگیزهی قتل بوده؟
خیانت با کی؟
با رئیس یو جینو؟ - یه لحظه -
!یورا - ...رابطه ـشون -
با خانم لی چی بوده؟ - بهمون بگید -
میدونید الان چیکار میکنن؟ - فکر میکنید چرا این اتفاق افتاده؟ -
میتونید لطفا با جزئیات توضیح بدید؟ - !بهمون بگید -
چند کلمه ای حرف بزنید - ...فکر میکنید -
نباید سِروِرها رو همین الان ببندیم؟
اگه حق با جینو باشه این بازی خیلی خطرناکه
ولش کن
اون انتخابشُ کرده
گفت به روش خودش حلش میکنه
پس به حالِ خودش بذارش
No comments yet. Be the first to leave one.