Queer As Folk

Queer As Folk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Queer as Folk S04E02 720p WEB-DL x264-Pahe
A Commentary by RainbowSubs

Tags

webdl
Published on: 2025-03-31
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- * یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش *

‫* تکانش بده، رفیق *

‫- * نبض رو شروع کن *

‫* نبض رو شروع کن *

‫* نبض رو شروع کن *

‫* نبض رو شروع کن *

‫- * سانی من رو شاد می‌کنه *

‫* اون آسمون‌ها رو ‫مراقب من می‌کنه *

‫- امیدوارم اونجا یه طوطی نباشه، ‫جین.

‫- چی؟

‫- معلومه که تو تاریخ فیلم‌های ‫گی‌ات به‌روز نیستی.

‫چه اتفاقی برای ‫بیبی جین افتاد؟

‫با بازی دو تا از بزرگ‌ترین ‫الهه‌های بدجنس

‫در تاریخ ‫نژاد بشر:

‫خانم جوآن کرافورد ‫و خانم بت دیویس.

‫"خانم کرافورد و من ‫هیچ‌وقت کنار نیومدیم."

‫- من هیچ‌وقت ندیدمش.

‫- فکر کنم دیگه فایده‌ای نداره ‫حتی اسم استر بلاجت رو بیارم.

‫- اون رو می‌شناسم. ‫"ستاره‌ای متولد می‌شود"، درسته؟

‫- اوه، خداروشکر. ‫واقعاً گی هست.

‫- بخور. ‫- نه، مرسی.

‫- سالاد تنه، ‫نه طوطی.

‫- گرسنه‌ام نیست.

‫- خب، باید نیروت رو ‫جمع کنی.

‫برای چی؟

‫دکتر می‌گه ‫ممکنه همیشه لنگ بزنم.

‫این باید ‫اجراام رو جذاب‌تر کنه.

‫- چرا به حرف ‫دکترها گوش می‌دی؟

‫بعد از اینکه مغزم رو ‫دوباره تو سرم جا دادن،

‫بهم گفتن ‫دیگه نمی‌تونم نقاشی بکشم.

‫- و می‌کشی؟ ‫- آره...

‫حدود ۱۵ دقیقه، ‫بعد دستم شروع به لرزیدن می‌کنه،

‫پس از کامپیوتر استفاده می‌کنم.

‫ولی نکته اینه که—

‫- تو ادامه دادی!

‫- درسته. ‫تو هم ادامه می‌دی.

‫- تو خیلی...

‫منطقی هستی.

‫من هی امیدوارم ‫وقتی کتک‌زن‌هام رو بگیرن،

‫محکومشون کنن ‫به حبس ابد،

‫و هر شب توسط زندانی‌های ‫مبتلا به ایدز اذیت بشن.

‫- این وحشتناکه.

‫- رویاهات که ‫پولی خرج نمی‌کنه.

‫وقتی این اتفاق برای تو افتاد، ‫عصبانی نشدی؟

‫- سعی کردم ‫بهش فکر نکنم.

‫- من نمی‌تونم ‫بهش فکر نکنم.

‫صورت‌هاشون رو می‌بینم،

‫چکمه‌هاشون که ‫بهم ضربه می‌زنن.

‫حتی پای یکی از اون‌ها رو ‫به شکمم چسبوندم،

‫به امید اینکه ‫از لگد زدن دست بکشه.

‫نکشید.

‫- اگه هنوز داری ‫اون چکمه رو نگه میداری،

‫پس هنوز روی زمینی ‫و داری ضربه می‌خوری.

‫فراموشش کن. ‫- گوش کن، اگه تو هم

‫مجبور شده بودی با دست چپت ‫خودتو ارضا کنی،

‫تو هم می‌خواستی ‫اونا بمیرن.

‫- چی شده، عزیزم؟ ‫دل‌درد داری؟

‫- چیه، مایکل، ‫سردرد میگرنی؟

‫- دندون عقل گیر کرده. ‫اوف.

‫- ولی تو همه دندونات رو ‫کشیدی.

‫- امت اینو ‫نمی‌دونه.

‫اوه.

‫- چی منو وادار کرد؟

‫چرا اصلاً قبول کردم ‫باهاش برم؟

‫- چون تو یه انسان ‫با قلب مهربونی هستی

‫که برای دوستش ‫هر کاری می‌کنه.

‫- چون من یه احمق ‫بی‌اراده‌ام

‫که نمی‌دونه ‫چطور بگه نه.

‫- فقط چند روزه.

‫- بیشتر مثل ‫یه ابدیت می‌مونه.

‫- ما تو کلاس درباره این ‫جمع‌های پری‌های رادیکال صحبت کردیم.

‫این یارو، هری هی...

‫- اسمش رو شنیدم. ‫- دهه ۷۰ شروعشون کرد.

‫قراره خیلی ‫قدرت‌بخش و روشن‌کننده باشه.

‫و تجربه‌ای روشنگر.

‫- خب، اگه این‌قدر قدرت‌بخش ‫و روشن‌کننده‌ست،

‫چرا تو نمی‌ری؟

‫- من کلاس دارم، ‫هانتر هم هست.

‫به هر حال، امت از تو خواست، ‫نه من.

‫- من نمی‌رم. ‫به هیچ وجه، به هیچ وجه.

‫- دارن ازم خواست ‫ازت تشکر کنم

‫برای همه غذاهایی که ‫براش فرستادی، دب.

‫- بچه بیچاره. ‫کمترین کاریه که می‌تونم بکنم.

‫- حالش چطوره؟

‫- می‌ترسم ‫مدتی طول بکشه

‫تا شاندا لیر ‫دوباره تو جمع ظاهر بشه.

‫- خب، حداقل یه ‫نور امید تو زندگیش داره.

‫- بهش بگو امشب تو مرکز ‫دلمون براش تنگ می‌شه،

‫ولی ما مطمئن می‌شیم ‫که این دیگه هیچ‌وقت تکرار نشه.

‫- سلام، ام.

‫- اوف.

‫- خب، آماده‌ای ‫پری درونت رو پیدا کنی؟

‫- وقتی پیداش کنم، فقط امیدوارم ‫شبیه تینکربل باشه

‫تا کاپیتان هوک.

‫- همه‌چیزت جمع‌وجوره؟

‫- ام، من— ‫- اوه، قبل از اینکه چیزی بگی...

‫همون‌طور که همه می‌دونیم، من اخیرا

‫دوران سختی رو ‫پشت سر گذاشتم.

‫فکر کنم می‌تونید بگید ‫چراغ‌های جلوم روی نور کمه،

‫ولی اگه این تفریح پری‌ها ‫چراغ‌ها رو دوباره پرنور کنه،

‫خب، چه اهمیتی داره، ‫یه امتحانش می‌کنم.

‫- قدرت بیشتر بهت بده، ‫عزیزم.

‫- هر چی بشه، ‫مهم اینه که،

‫من همیشه—همیشه ‫ممنون پسرت،

‫دوست‌پسرت، ‫بهترین دوستم

‫خواهم بود که باهام اونجاست، ‫و عشق و حمایت خودش رو بهم می‌ده.

‫خب، بهتره ‫حرکت کنیم،

‫وگرنه این پری‌ها ‫بال‌هاشون رو نمی‌گیرن.

‫- خداحافظ، عزیزم. ‫- خداحافظ.

‫خداحافظ، عزیزم.

‫- پس در واقع ‫یه چیز خوب بود

‫که اون شب از اینجا رفتم.

‫می‌دونی، خونه‌ام— ‫خونه‌ام نیاز به گردگیری داشت.

‫من واقعاً به ‫خدمتکارم اعتماد ندارم،

‫و، اوه، این بهم وقت داد ‫که فکر کنم...

‫درباره اینکه کجا باید باشم ‫و چی باید بکنم.

‫پس برگشتم.

‫گرچه ‫آسون نبوده،

‫و هر روز ‫یه چالش بوده.

‫- ولی تو انجامش دادی.

‫- آره، و حالا وقتشه ‫که برم...

‫با چشمای باز ‫و سرم بالا.

‫فکر کنم این چیزیه که وقتی ‫یه مشاور عالی داری اتفاق می‌افته.

‫و بیمه سلامتیت ‫تموم می‌شه.

‫- تو برمی‌گردی.

‫- چی گفتی، ‫جاناتان؟

‫- گفتم اون برمی‌گرده.

‫- خب، معلومه، برای گروه، ‫به‌عنوان بیمار سرپایی.

‫- منظورم اینه که برمی‌گرده به مصرف، ‫و بعد اینجا.

‫- خدایا، جاناتان، ‫نمی‌تونی مثبت باشی؟

‫خب، اونم هستم.

‫به این معنی نیست که باید به ‫بیلی کریستال اینجا

‫که استندآپش رو اجرا می‌کنه بخندم.

‫برای تو ‫فرقی نخواهد داشت

‫با بقیه ما.

‫- اشتباه می‌کنی.

‫- آه، به‌زودی ‫متوجه می‌شی.

‫این همون دنیایی نیست که وقتی ‫اومدی اینجا ترکش کردی.

‫- من خوب می‌شم. ‫مطمئن می‌شم که این‌طور بشه.

‫- خب، فقط در صورتی که نشد، ‫ما یه چراغ برات روشن نگه می‌داریم.

‫- این یه پیشنهاد جالبه.

‫- یه شرکت درجه یکه، ‫آقای کینی.

‫شما کاملاً مناسبش هستید.

‫- جالب از این نظر ‫که اونا فکر می‌کنن

‫من واقعاً قبولش می‌کنم.

‫دو سوم چیزی که ‫قبلاً درمی‌آوردم،

‫یه عنوان پایین‌تر، ‫و بدون تقسیم سود

‫تا سال پنجم؟ ‫ممم.

‫- زمانه سخته، آقای کینی. ‫یه شغله.

‫- اوه، منظورت ‫بردگی مزدیه.

‫- پس ردش می‌کنید؟

‫- می‌تونی بهشون بگی ‫من یه موقعیت جدید گرفتم.

‫خداحافظ.

‫- نمی‌تونم باور کنم ‫تو همین الان این کار رو کردی.

‫- تو رو به پشتت انداختم؟ ‫- اون شکارچی استعداد رو رد کردی.

‫- می‌تونم بهترش رو بکنم. ‫- با چی؟

‫- برای خودم کار کنم ‫به‌جای بقیه.

‫- ولی همه مشتری‌هات ‫تو رو رد کردن.

‫- گور باباشون. ‫یکی دیگه پیدا می‌کنم.

‫- اگه نتونی چی؟

‫بی‌پول می‌شی. ‫هیچی نداری.

‫- از کی تا حالا ‫تو یه مادر یهودی شدی؟

‫یا مایکل؟

‫- تو فقط داری ‫یه ریسک خیلی بزرگ می‌کنی، همین.

‫- خب، ‫یه ریسک دیگه چیه؟

‫علاوه بر این، اگه الان این کار رو نکنم، ‫هیچ‌وقت نمی‌کنم.

‫- یه چیزی بهم می‌گه ‫ما دیگه تو پیتسبورگ نیستیم.

‫- یه چیزی بهم می‌گه ما ‫دیگه حتی تو این سیاره هم نیستیم.

‫- شما دو تا حتماً تازه‌واردید.

‫- باشه، از ۱۵ سالگیم ‫تازه‌وارد نبودم.

‫- خب، شاید اون بیرون، ‫ولی اینجا،

‫زندگیت به‌عنوان یه پری ‫تازه شروع شده.

‫من پری‌وینکل‌ام،

‫ملکه ثبت‌نام ‫و خوش‌آمدگوی رسمی.

‫- "پری‌وینکل"؟

‫- این اسم پری‌مه. ‫همه اینجا یه اسم پری دارن.

‫- اسم واقعی‌مون ‫چه مشکلی داره؟

‫- اسم‌های واقعی برای ‫جهان واقعی خوبه،

‫ولی اینجا یه جای خاصه.

‫اینجا یه جای جادوییه

‫که زندگی واقعیت رو ‫پشت سر می‌ذاری...

‫حداقل ‫برای یه مدت کوتاه.

‫پس وقت بذارید، ‫یه کم فکر کنید.

‫این اسم پریتون ‫برای همیشه خواهد بود.

‫- اوه.

‫- پس تو کلبه‌تون ‫جاگیر بشید.

‫شام هر وقت اسپایرال و الک ‫بافتن موهاشون رو تموم کنن

‫و شروع به جوشوندن ‫نخود کنن.

‫اوه.

‫یه ماساژ نیمه‌شب ‫تو یورت هست.

‫نمی‌خواید اون رو از دست بدید.

‫- یورت چیه؟

‫- اگه آروم عقب بریم،

‫هیچ‌کس حتی نمی‌فهمه ‫ما اینجا بودیم.

‫- هی، تو منو اینجا کشوندی. ‫ما می‌مونیم.

‫علاوه بر این، بدترین چیزی که ‫ممکنه بشه چیه؟

‫- اون.

‫- خیلی منتظر اون سمینار ‫سکس تانتریک امروزم.

‫- اوه، منم همین‌طور. ‫فکر کنم عالی باشه.

‫- می‌تونی بیل رو ‫بهم بدی لطفاً؟

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left