The first 173 lines.
فردا
ما بايد بين دو شکارمون فرمانرواي آندونگ سورينگ و پوکون خائن يکي را انتخاب کنيم
من ميخوام کل نقشه را تغيير بدم
ما به آندونگ نميريم بلکه به ميدان شهر خواهيم رفت
برادر چي داريد ميگيد ؟_ ما بايد سورينگ را بکشيم چرا براي_ کشتن يه ديونه خودمون را توي دردسر بيندازيم
اين ناگهاني بود .. چرا شما اين تصميم را گرفتيد ؟
پوکون ديونه نيست
او وانمود کرده بوده ديوانه است که هر کاري که ميخواد بدونه هيچ ترسي انجام بده
من اينو از همون اولش ميدونستم صبر کردم که زمان و مکان درستش برسه
ايي هگو و شين هونگ منتظر هستن که ما در تله آنها بيافتيم
اما ما بجاي آندونگ به ميدان شهر ميريم و در مقابل مردم پوکون خائن را اعدام خواهيم کرد
ژنرال_ مرداي نامسينگ کجاند ؟_
ما آنها را در اطراف ساختما اصلي گذاشتيم نگران نباشيد ژنرال_
اگر آنها حرکت مشکوکي از خودشون نشون بدن ما فورا مي فهميم
پوکون فردا صبح به طرف تانگ را مي افته تجويونگ همون موقع به آندونگ حمله خواهد کرد
حواستون را جمع کنيد_ بله ژنرال_
حواستان را جمع کنيد_ چشم ژنرال
اين چيه ؟
من در مدتيکه خودمو به ديوانگي زده بودم درباره تجويونگ و پيمان دونگ مونگ چان تحقيق کردم
توش تمام نظراتم و چيزهايي را که پيدا کردم را نوشتم
اگر فردا موفق شديد تجويونگ را بگيري اينا بي استفاده خواهند شد اما اگر نتونستيد حتما بدردت ميخوره
اين کمک ميکنه که اشخاص پشت پيمان دونگ مونگ چان را بشناسي
خداوند تلاشهاي تو را ناديده نخواهد ديد تجويونگ حتما دستيگر خواهد شد
اميداورم همين طور بشه
تجويونگ تمام دوستان منو کشت تنها از اين متاسفم که نمي تونم مجازات تجويونگ را ببينم
براي آينده تون در تانگ برنامه اي هم داري ؟
قصد دارم خواسته هاي دنيايي را کنار بذارم و در گوشه اي روي ستاره ها مطالعه کنم
اگر من زماني ازتون بخواهم برگرديد دوست داريد برگرديد ؟
يه روزي ميرسه که به خدمت شايسته شما احتياج خواهيم داشت دوست داريد با من کار کنيد ؟
اگر تو خدمات منو شايسته ميدوني منم هر برنامه شما داشته باشي در انجامش بهت کمک ميکنم
يه مدتي به تانگ بريد و استراحت کنيد من وقتيکه آماده شدم باهاتون تماس ميگيرم
من منتظر خبرت هستم
بانوي من شما تمام شبو بيدار بوديد ؟
ما امروز به سمت يانگجو راه خواهيم افتاد من نگران شما هستم
بيرون خبري نيست ؟
آنها ميگند که تجويونگ ممکنه امروز به آندونگ حمله کنه
شما ديگه بايد تجويونگ را فراموش کنيد
.. بله بله من بايد
من شايد مجبور بشم شاهد مرگ دوباره او باشم
بانوي من
اگر من در يانگجو مي ماندم هيچي درباره اينها نمي فهميدم
من تمام شب صداي جيغ و فرياد او را ميشنوم
من بايد چکار کنم ؟
اگر من بذارم پدر بچه ام اينطوري بميره چطوري توي صورت بچه ام نگاه کنم ؟ من بايد چکار کنم ؟
.. اين روز سخت و ناگوار
کي فردا ميرسه من ديگه نميتونم تحمل کنم
پوکون داره ميره ؟_ بله ژنرال_
او بيرون منتظره که با شما خداحافظي کنه_ بفرستيدش بره_
من نميخوام نظرش راجه به من عوض بشه_ چشم ژنرال_
نگهبانان فرمانداري هنوز در محوطه اصلي هستن ؟
بله ژنرال
يون نامسينگ چي ؟_ من شنيده ام او
گروهي از نگهبانان را براي عوض کردن شيفت آورده
حواستو جمع کن
تجويونگ بايد بين آنها باشه
صدها سرباز در نزديکي اينجا مخفي شده اند
ما فقط منتظريم که تجويونگ خودشو نشون بده
لطفا خودتو نشون بده تجويونگ با اين بازي را تمام کنيم
شما ديگه بايد راه بيافتيد
ژنرال سول؟_ او نميادش_
او هنوز فکر ميکنه من ديونه ام
تو کار سختي در پيش داري لطفا تجويونگ را بخاطر ما بگيرش
اينکار را خواهم کرد
ما دوباره همديگه را خواهيم ديد_ سفر ايمني داشته باشيد_
بيايد بريم
تا زمانيکه تجويونگ خودشو نشون نداد سرجاهاتون بمونيد فهميديد ؟
بله ژنرال
فرمانده
پوکون و همراهانش همين حالا آندونگ را ترک کرده اند
چندتا سرباز دنبالش هست ؟_ کمتر از ده تا_
گوم نان پيغام فرستاده که ايي هگو و مردانش در آندونگ منتظر شما هستن همونطوريکه پيش بيني کرده بوديد
ما بايد بريم
يالا بيا تجويونگ .. خودت را نشون بده
چه اتفاقي افتاده ؟
هنپيا_ چشم ژنرال_
-Take him! -Aye!
ژنرال چرا اينکار را ميکنيد ؟ ولم کنيد
کي هستيد ؟
از سر راه بريد کنار
مگه نشنيديد چي گفتم ؟ حالا يه درس خوبي بهتون ميدم
پيمان دونگ مون چان اينجاست .. تجويونگ اينجاست
بکشيدش_
بانوي من
يالا بريد کنار
اي عوضي ها من پادشاه گوگوريو هستم چطور جرات ميکنيد راه منو ببنيديد
ارباب .. منو ببخشيد .. منو نکشيد ارباب
واقعا متاسفم .. لطفا منو نکش
او دوباره داره وانمود ميکنه که ديوانه است_ عوضي لعنتي_
چکار کنيم ؟ ما نمي تونيم يه ديونه را جلوي مردم بکشيم
لطفا ارباب .. لطفا منو نکشيد
من خودم ميکشمش بذار مردم فقط منو سرزنش کنن
کنار بايست
ارباب .. لطفا منو نکش
اين همون پوکون خائني است که باعث نابودي گوگوريو شد و مردم مون را به تانگ فرستاد
من سرنوشت اين در را به دست شما مردم مي سپارم
عوضي بچه و نوه ام را برگردون
تو شوهر منو کشتي
بچه بدبختو بگو
پوکون را بکشيد_ او را بکشيد_
پوکون را بکشيد
پوکون کجاست ؟ پوکون اي عوضي پوکون را بکشيد
اي پوکون عوضي .. نه صبر کن تو اينجايي پوکون اي موش کثيف
اين نقاب مکارانه ايت را بردار تو ديونه نيستي
لحظه آخر هم داري مردم را فريب ميدي ؟ تو همون پوکون فريبکار هستي
تو حالا حقيقتو فهميدي پس يالا منو بکش
تو اينقدر درد و سختي براي من درست کرده اي که من خودم بکشمت
اما اين حق مردم که تو را بکشن
مردم نمي تونن دست به من بزنن
تو فکر کردي اگر آنها منو بکشن سورينگ زنده شون ميذاره ؟
تمام شون قتل عام خواهند شد
مردم گوش کنيد اگر به من کمک کنيد تجويونگ را ... بگيرم شما زندگي مرفهي خواهيد
من مستحق نيستم اينجوري بميرم
چي ؟ اي عوضي بدبخت بلند شو تو لايق چي هستي ؟ هان ؟
من هر کاري که ميتونستم براي اين کشور و مردم انجام دادم تنها من مقصر نيستم
خوب به مردم نگاه کن تو براي آنها چکار کردي ؟ چکار ؟
چطور به آنها کمک کردي
چي ؟ دردت گرفت ؟ آسيب ديدي ؟
من تو را بعنت خواهم کرد تو را از اون دنيا بعن خواهم کرد
بمير عوضي
سربازاي آندونگ دنبال ما خواهند آمد پراکند شيد و از شهر بريد بيرون فهميديد؟
بله ژنرال .. بريم
پادشاه منتظرمونه بيايد به چي سونگ بريم
ما بعدا تو را مي بينيم بيا بريم برادر
من فکر کردم تو مردي
پيغام منو به ايي هگو برسون
من دنبال کشتن سورينگم و وقتيکه اونکار را بکنم ايي هگو را هم ميکشم
او همسر من و پدر بچه ي منه
من نميذارم تو او را بکشي
تجويونگي که چولين را دوست داشت جلوي چشمت مرد
اگر تو هم سد راه من بشي من تو را هم از سد را برميدارم
من هرچي اشک داشتم براي تو ريختم من ديگه هيچ احساسي به تو ندارم
براي هر دوي ما بهتر بود که به راه خودمون بريم
اين تقدير ما بود
مهم نيست چقدر من تلاش کردم اما پل ارتباطي بين ما قطع شده
دوباره اجازه نده من تو را ببينم
لطفا
پوکون نا اميدانه در وسط ميدان شهر کشته شد ؟
ما اينجا داشتيم وقتو تلف ميکرديم وقتيکه پوکون داشت بطور وحشيانه کتک ميخورد ؟
اينها همش تقصير منه من مستحق اشد مجازاتم
اشد مجازات ؟
اين نقشه را من کشيدم پس منو بايد مجازات کنيد ژنرال
اشد مجازات ؟ تو اشد مجازات را ميخواي ؟ تو مجازات ميخواي ؟
باشه تو گذاشتي پوکون بميره و آندونگ را تحقير کردي تو منو مسخره عام و خاص کردي اين جرم نابخشودني است
اشد مجازات ؟ تو مجازات ميخواي ؟
من اين شمشيرو غلاف نکرده ام که سر تجويونگ را باهاش ببرم اما من نميتونم او را همين جوري دوباره غلاف کنم
خون يکي از شما بايد به اين شمشير بريزه که غرور من حفظ بشه
کي ؟
کسي بايد خون گرمشو به اين شمشير بريزه و شرم منو پاک کنه
خون منو بريزيد
شرم منم غيرقابل تحمله .. با خون من شرم خودتون را پاک کنيد و شرم منو با مرگم پاک کنيد
زود باشيد خون منو بريزيد ژنرال
باشه
پانزده روز وقت داري با اين شمشير سر تجويونگ را برام بياري
اگر نتوني اينکار را بکني منم همه شما را ميکشم
منم از شما دوتا مايوس شدم اين بلا بخاطر اينکه به من اعتماد نداريد سرتون آمد
مردانمون ؟
من براي آنها توي اتاقهاي ديگه شراب و غذا آماده کردم
خب حالا ما بايد بعد از اين چکار کنيم ؟
ما در اين زمان داشتيم در يه جنگ رواني و عقلاني ميجنگيديم
اما از حالا به بعد تجهيزاتي و نفري درخواهد گرفت
جنگ تجهيزاتي و نفري
آندونگ شايد در موضع دفاعي باشه اما آنها ارتش بزرگي دارن
منم از همين نگرانم ما يه گروه کوچک بيش نيستيم
اما زمانيکه سورينگ کشته بشه جنگ ما ابعاد تازه پيدا خواهد کرد
درسته اعلي حضرت ما با جنگهاي چيريکي نميتونيم آندونگ را بيرون کنيم
يه جنگ .. يه جنگ از لحاظ نفري
اطلاعات بدرد بخوري درباره پيمان دونگ مونگ چان هست که ما بتونيم ازش استفاده کنيم ؟
درباره ساختار فرماندهي و مخفي گاهشون او چيزهايي گفته که خيلي به واقعيت نزديکند
اما تمام اينها حدس و گمانند
وظيفه ماست که براي چيزهايي که تو اين کتاب نوشته مدرک پيدا کنيم
تجويونگ در اين زمان مار را غافلگير کرد من نميدونم دوباره بايد از کجا شروع کنم
توي همه اينها ما يه چيز را درست فهميده بوديم
تجويونگ واقعا داره از نامسينگ استفاده ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.