The first 200 lines.
...آنچه در خدمتکاران منحرف گذشت
.اون بچمو برده- .مشروب خوردن برش نمیگردونه
.خدمتکارمی،کارمن .مامانم که نیستی
.برو به برنامه ی ترک الکل
...وقتی برگشتی
.من اینجا منتظرتم
چی شده؟
.کلیه هام مشکل پیدا کرده
.کثافتای کوچلو دارن از کار میوفتن
پدرم منو به خاطر تو .از این خونه انداخت بیرون
.من نمیخوام که اون بره
.کار دیدیه
چی خبره؟
دایی کن از منو مدیر مالیش خواسته که
دیدرو مجبور کنیم که بگه .طلاق میخواد
ما باید تو رو از اینجا بیرون .ببریم
.قبل از اینکه رجی تو رو از این جا ببره
این مرد نباید ملاقات کننده .داشته باشه
آقای کنت داشت .قوی تر میشد
اون میخواست که اوضاع مالیشو ،بدست بگیره
.پس تو مجبورش کردی بیوفته
هفته ی دیگه محکمه ی .مهاجرته
میتونه خوب پیش بره واسه ...تو و پسرت
.یا نه خیلی خوب
ازتون میخوام که یه خونه .دیگه رو بزنیم
کشیدی؟
،دفعه ی قبل که رفتیم بیرون .کارتر یکیو کشت
!ما باید از اینجا بریم
به کسی گفتی؟- .ولنتینا-
...اگه به کسی بگه- .فکر نکنم بگه-
.ولی محض احتیاد من دارم میرم
.بهتره تو هم همین کارو کنی
الان به پلیس زنگ .میزنیم
.من نمیتونم ایتان رو لو بدم
.من 14 ماه تو زندون گذروندم
.لطفا اشتباه منو تکرار نکن
من تصمیم گرفتم درباره ی .ایتان به پلیس بگم
.داری کار درسای انجام میدی
.صبح بخیر،خاویر
پس،خاویر پسر خوبیه؟
.عالیه
ولی امروز،از خدا بخاطر .تو تشکر کردم
کی رو کشتی ،نیک؟
.من قاتل نیستم
!اوپال،نه
...فقط .من فکرشم نمیکردم که اونقدر دیوونه باشه
.خیلی متاسفیم
خانم دیرینگ شوهرتون .اینجا هستن
چه کوفتی شده؟
.اوپال مرده
چی؟
.دیشب به خودش شلیک کرد
اینجا؟
.وای خدای من
و الان لازمه که .با هم صحبت کنیم
شاهد همچین ماجرایی ....بودن
.حتی نمیتونم تصور کنم
.وحشتناک بود
.اوه
.متاسفم
.م..متاسفم
م..م..من فکر میکنم که توی شرایط
دیشب یه چیزی .یاد گرفتم
اون چیه؟
اوپال بود که دالیا رو .از روی پل هل داد
،اولش،راحت بودم
،بعدش به ذهنم رسید که
چرا باید این همه سال رازشو نگه داری
مگر اینکه تو هم یه راز داشته باشی؟
و باید خیلی برای تو بد باشه
که بگذاری زنت .بدون گرفتن قاتل بمیره
...پس
.شاید تو یکیو کشتی
باشه ،خونه پر از .غریبه هست
میتونیم بعدن دربارش حرف بزنیم؟
.من بعدن دیگه نیستم
اوپال کجا زندگی میکرد؟
یه آپارتمان.چرا؟
من یه ساعتی بهش
.دادم که مال مادربزرگمه
.میخوام پسش بگیرم آدرسشو میدونی؟
بانکش تو .بورلی پسفیکه
مطمانم میدونن کجا .زندگی میکرده
....پس
تو نمیخوای به من بگی چیکار کردی؟
این چیزی نیست که تو .فکر میکنی
خب.چجوری پیش رفت؟
تنها چیزی که دربارش .صحبت میکنه آپارتمان اوپاله
چرا؟
،داشته ازش اخاذی میکرده
شاید یه مدرک مادی داشته .باشه از کاری که کرده
باید قبل از اینکه نیک .به اون آپارتمان بره ،بری اونجا
میدونی کجا زندگی میکرد؟
.راستش ،آره
.صبح بخیر
.اوه،گندش بزنن
دیشب سکس داشتیم؟
.نه
.اوه،مرسی خدا
.عشق بازی کردیم
.اوه
.مرسی واسه هیچی
!مامان
!اوه
،دخترم اینجا چیکار میکنی؟
من باید ساعت 9 پلیسو .ببینم
که واسه ایتان باهاشون .صحبت کنم
اشکالی نداره که من دیشب بدون دعوت اومدم؟
.البته که اشکالی نداره
فقط کاش قبلش .بهم زنگ میزدی
دو فنجون کافی،ها؟
آره،دکتر فکر میکنه واسه رژیمم .بیشتر کافی باید بخورم
.بیخیال
.میدونم که شریک داشتی
میدونی؟ .خب،میتونم توضیح بدم
.اشکالی نداره
من واقعا از خاویر خوشم .میاد
کی؟
.اوه،راست میگی،خاویر
.اون خیلی خوبه
فکر نمیکنم بتونی .آدم بهتری پیدا کنی
آره،احمقم اگه .باهاش بهم بزنم
.و پاپی ولت کرد
من فکر میکنم این یعنی با .هرکی دلت میخواد میتونی بخوابی
.صبح بخیر
مامان؟
.اون فکرو نگه دار،عزیزم
تو اینجا چیکار میکنی؟
.من یکم پاستلیتوس خریدم
.فکر کردم صبحونه رو باهم باشیم
!عالیه
ولی باید تو پارک .بخوریمش
چرا؟
.غذا بیرون بهتر طعم میده
.تو که سرآشپزی .اینو که باید بدونی
،اگه کسی پرسید که من کجا رفتم .هر کسی
.زود بر میگردم
.باشه
.هی ،دخترم
بابا؟
....برات خبرای خوب دارم
مثل اینکه منو مامانت .به هم برگشتیم
باید بگم که سوپرایز شدم .که بهم زنگ زدی
.الان سال ها شده
و من احساس وحشتناکی دارم .دربارش
من از شما و اولین .خیلی خوشم میاد
مطمنی که واسه دیدارمون دلیل دیگه ای نیست؟
من نشانه های نا امیدی تو .صدات میبینم
.وقتی زنگ زدی
.آره
من اینجام چون .یه چیزی لازم دارم
پس به جای درستی .اومدی
من هیچوقت نمیتونم به .صورت زیبا نه بگم
چی لازم داری؟
.کلیه
ببخشید؟
.من مشکل کلیه دارم
من دارم از مردم میخوام که تست بدن
که شاید جور بشه با مال من
.و کلیشونو بهم بدن
خب؟
اا،اگه میخواستی از
،جت یا قایق تفریحیم استفاده کنی یه چیز
ولی این یه عضو مهمه که داریم ،دربارش حرف میزنیم
.چیزی که باهاش بزرگ شدم
.میدونم که لطف بزرگیه
واسه همین دارم از .دوستان نزدیکم میپرسم
شاید الان وقتش نباشه که بگم .ولی اونقدرا هم نزدیک نیستیم
ولی مگه تو جشن کریسمس برمنو یادت نیست؟
ما واسه کل شب تو .گوشه با هم حرف زدیم
تو گفتی که ما رابطه ی .خیلی خوبی داریم
.راستش،داشتم مختو میزدم
.نه- .اوه آره،من خیلی چندشم
.خب،این واسه خیلی وقت پیشه
.من میبخشمت
.در ظاهر خوب بنظر میاد
.من چاره ای ندارم
.وضعیتم داره بدتر میشه
.لطفا کمکم کن
.ببخشید
ولی اگه چیز دیگه هست که میتونم واست ...انجامش بدم
من میخوام واسه آخر هفته .از اینجا دور شم
میتونی قایقتو بهم قرض بدی؟
.اوه،عزیزم
.نه
.میگل
.میخوام باهات حرف بزنم
.خوشتیپ
.حالا ،این خیلی جدیه
.آقای کنت تو دردسر افتاده
.یکی داره ازش دزدی میکنه
گنجینش؟
.آره
.یکی داره گنجینشو میدزده
...یه مرد بدی .و میخوام که متوقفش کنم
،مشکل اینه که
.این مرد بده عصبانی میشه
شاید سعی کنه مارو برگردونه .به مکزیک
.نه
.آره
No comments yet. Be the first to leave one.