The first 200 lines.
لوآن، یه گفت و گو بهمون بدهکاره- !شان-
.اون میدونه پدرم اون شب تو منطقه ی اون چیکار میکرده
شوهر شما مثل یه سنجاب بوده .خانم والاس
درباره ی اون بهم بگو، فلوریانا- !قراره بچه ی اون مرد رو به دنیا بیاره-
فین رابط هاشو مخفی نگه داشته- من معرفی میکنم-
.اد، تو خیلی بیشتر از چیزایی که به ما میگی میدونی
من متاهل ـم- پس منو ببر خونه-
نَوه ی من سوالات زیادی درباره ی تو داشت
.نمیدونستم بهش چی بگم
.دیگه هرگز علیه من کاری نکن
!اگه کسی تو خطر افتاد میکشی بیرون
چه اتفاقی افتاده؟- !پسرت اتفاقیه که افتاده-
...به سلامتی خانواده ـم
!به سلامتی خانواده ی خوشگلم
!ما انجامش دادیم، پسر
.پسرای خوشگل من
!شان
.بیا اینجا ببینم شان
می بینی، ها؟
.الکس کارشو خوب انجام داد
.ده میلیارد یِن کثیف
...ناپدید شد
.تو سیمان و شیشه
.حالا موفقیت برای ما اینطوی
!نامرئی
و تو- چیه؟-
!تو گفتی نمیتونیم انجامش بدیم
آره، آره، آره پسر خودتو باور نکردی
ثابت کردین که اشتباه میکنم- ما انجامش دادیم-
ممنون، فین
.برای همه چیز
.برای اینکه بهم باور داشتی
.باهوش ها هستن که دنیا رو به ارث میبرن
همینطور واسم عدد بیار .منم تبدیلش میکنم به سنگ
.تو کارتو درست انجام میدی، پسر
وقتی من نباشم میخوای چیکار کنی؟
منظورت چیه؟
!وقتی مُردم، شان
.الکس، ما رو یه درجه بالا تر برده
!حالا از تو انتظار بیشتری میره
حتماً
.تو یه والاسی
!یه والاس
.همه چیز زیر اسم ما صورت میگیره
میفهمی؟- آره-
آره- !آره آره نکن-
گفتم میفهمی؟
بله پدر- آره، آره فین-
خوبه، خوبه
چون وقتی اون بالا بالا ها باشی همیشه یه نفر میخواد تو رو بکشه پایین
کی دستش به ما میرسه ها؟
.پسر خودمی
!بیلی- جشن واسه چیه؟-
خانواده ی خوشحال؟- به سلامتی خانوادم-
!سلامتی_ سلامتی-
.سلامتی
!حدس بزن چه آهنگی میخوام بزارم
می بینی شانی ...ما همه خانواده ایم
.همینه که ما رو قدرتمند میکنه
.همیشه خانواده رو نزدیک نگه دار
.و همه چیز آخرش خوب پیش میره
خلافکاران لندن
!خدای من
!بکش عقب
گفتم گم شو- !گم شو بیرون-
!گم شو عقب
!حرکت کن
!از سر راه برو کنار
!گم شو اونطرف
!گم شو کنار
!برو، برو
!لعنتی
!حرکت کن
...بزار یکم ازینا بهت بدم روشن شی
خیلی هیجان داشت- شما خیلی مسخره هستین، رفیق-
!یه چتر بردار آنتونی که نیازت میشه
.مسخره بازی در نیار مرد
!خدایا شکرت
!در کوفتی رو ببند- اینجا بو میده، مرد-
!رحیم، به عموت بگو اینجا رو تمیز کنه
!خفه شو، مرد
عمو- !عمو عمو، نکن واسه من-
اون کیه؟- تونی-
.تو کار کمک ـمون کرد
کار کدومه؟ !من کاری نداده بودم بهتون
طلا فروشی سلطنتی امروز صبح زدیمش
!اون مکان تحت محافظت والاس، پسر- عمو آروم باش-
کار رئیس ـشون تمومه !کسی مراقب نیست
.شان والاس همه جا چشم داره
...و محض اطلاع
.اون یه روانی به تمام معنا ـست
.فقط بگو میتونی آبش کنی یا نه
میدونی اون کولی ها رو نفله کرده؟
بیشتر از بیست کولی رو کُشت !که فقط یه پیام برسونه
شان والاس؟
رحیم چه خاکی تو سرمون بریزیم، مرد!؟
.باید درستش کنیم
.اینو از خونه ی من ببر بیرون
!همین الان
!همین الان از اینجا ببرش، احمق
.بیاین، بریم
دیشب چه اتفاقی افتاد؟- گفتم که خودم به حساب لاله میرسم-
نقشه داشتم- و نتونستی با من در میون بزاری!؟-
نمیتونی منو در جریان نزاری، شان
!همین الانشم به اندازه ی کافی دشمن داریم- پس بهم اعتماد کن-
اگه تو و الیوت دخالت نکرده بودین !لازم نبود مغز کول رو با کاردک از رو زمین جمع کنیم
من و پدرت اینطوری کار نمیکردیم ما ارتباط برقرار میکردیم
به یکی از جواهر فروشی های ما امروز .دستبرد زده شد
داریم احتراممون رو از دست میدیم !مردم نگاهمون میکنن
.اینجا
.از اینجا باید قوی باشیم
الیوت دیشب اونجا چیکار میکرد؟
من نفرستاده بودمش- .نمیدونم-
.منم دستور نداده بودم
ولی دلم میخواد بدونم دقیقاً کی یا چیه؟
.ببین من میخوام دوباره قوی بشیم
.الکس رو امشب بیار خونه
.شام میخوریم، تمام خانواده
.ممنون، پسرم
.صبح بخیر، عزیزم
!خدایا
.بی خیال
.دوباره درد زانوم شروع شد
اینطوریه!؟
کار چطوره؟
.آره، خوبه
.مشغله زیادیه
.شرمنده نمیتونم زیاد سر بزنم
...دیروز از سلی خواستم منو ببره سر خاک
...آره، خب
...ازش
...تشکر کن
.از طرف من
.بیا اینجا
تو چه درد سری افتادی؟
این الان جواب میده؟
...نه، بابا، واقعاً میگم
.مشکلی نیست
اگه میدونستی کارم چیه !بهم افتخار میکردی
...الیوت
.من به تو افتخار میکنم
.اونا یه خانواده ی آلبانیایی بودن
!تمام خاندانشون رو تو آلبانیا کُشتن
کدوم میخواسته فین بمیره؟
!احتمالاً کار بچه ی دوازده ساله نیست
!فین اینطوری نبود- لوآن اینو برات آورده؟-
فین با یه پول شویی بهش راه داده تا حمله کنه
.نیم میلیون پوند
همچین رقمی تو مدارک نبود- حتماً ازت رد شده-
فین اینو از هردومون مخفی کرده
نه، فین اینطوری عمل نمیکرد
...بهشون بگو- دو هفته قبل، آره-
.ولی یه چیزی باعث شد فین کُشته شه
تا مطمئن نشدم قضاوت نمیکنیم
.بزار با شان حرف بزنم
نه، هنوز نه- یعنی چی، هنوز نه؟-
چون من باید فکر کنم
و نمیتونم اینکارو بکنم وقتی شان از روانی هایی مثل کول استفاده میکنه
.این هرج و مرجه
.شان وارد این هرج و مرج شده
انتظار داری تو این جایگاه جوری رفتار کنه انگار همه چیز خوبه؟- فقط کاش اون پسر به حرف های من گوش میکرد-
فین به این شهر نظم داد و شان داره نابودش میکنه
باور کن الکس اگه یه جسد به ما ربط بدن
اونوقت فقط پای ما گیر نیست پای همه گیره
.میدونی شان تو رو دوست داره
.و شام امشب درباره ی همینه- آره، میدونم-
و به خاطره ی فین احترام نزاشتم .اگه تلاش نکنم به پسرش کمک کنم
...جیوان دعوتمون کرد که به دیدار چن تا از
.دوستان فین بریم، امشب
دوست؟
شان چی میشه؟
.سر وقت برای شام برمیگردیم
.محصول آسف این شهر رو تغذیه میکرد، حالا محصول ما
میتونیم عملی ـش کنیم؟
.با حمایت والاس، آره
یادت رفت میخواست با بچه ها چیکار کنه؟- .لطفاً درباره ی اونا حرف نزن-
فکر میکنی میتونی پُرش کنی؟
لنگرگاه رو باز کنی
مشکلی نیست- خوبه-
قراره پول زیادی با هم بسازیم
چرا؟ چرا میخوای با من تجارت کنی؟
.دیدم حاضر به فدا کردن چه چیز هایی هستی
میدونی چی میگن درباره ی ...دشمنه دشمن من
.آسف، اون با شان والاسه
مثل اینکه همونطور که گفتی "با همدیگه هم سُفره شدن"
پس این درباره ی آسفه؟
.تمام دستور های قدیم
الان با هر کسی اعتماد داشته باشم کار میکنم مردم میخوان عصبانی شن، بشن، به درک
.دوست پسرت از من خوشش نمیاد
...افراد من
جونشون رو برای من میدن
و اگه من بگم برای تو هم جون میدن
جلوی هر چی آسف سمتمون بندازه- ...به اونم خواهیم رسید-
ناصر زیر چشم عُمومه پدرش همچین ریسکی نمیکنه
و لوآن؟
تو چشمای اون نگاه کردی؟
.هنوز نه
!پناهگاه مالیاتی ، جهنم مسکن
!پناهگاه مالیاتی ، جهنم مسکن
اثر ترفند پایین یه دروغ بوده
No comments yet. Be the first to leave one.