The first 200 lines.
» ترجمه از الهام صدر «
مطمئنم همگی در جریان شرایط اقتصادی فعلی هستین.
در یک سال گذشته،
من و هیئتمدیره تمام تلاشمون رو کردیم...
تا وضعیت شرکت رو حفظ کنیم.
ولی روز روبهرو شدن با واقعیت فرا رسیده.
مجبور شدم تصمیم سختی بگیرم که اصلا مایل به انجامش نبودم.
یه شماره از استوانهی شانس بردارین و بدین نفر بعدی.
زود باش، تکونش بده و بده به نفر بعدی!
چشم، قربان.
امروز از هر بخش سه نفر اخراج میشن.
همگی میدونین که شرکت با همه مثل عضوی از خانواده رفتار میکنه.
مثل خواهر و برادر.
همهتون مثل بستگان من هستین.
نمیتونم بگم که کی بره یا کی بمونه.
اصلا نمیتونم.
واسه همین با خودم فکر کردم که این منصفانهترین راهه.
لطفا بذارش روی میز.
شما خودتون یه شماره برنمیدارین؟
نه، برنمیدارم.
من رئیسم.
سه شمارهای که میخونم اخراج میشن.
هفت.
سه.
نه! چطور ممکنه؟
منصفانه نیست.
چطوری شکم خانوادهام رو سیر کنم؟
باید وام خونه رو بدم.
نُه.
خانم توم، اجازه بدین کمکتون کنم.
منتظر آسانسورین؟
بله.
اینجوری باید یه چند روزی صبر کنین.
چرا؟
طبقهی سومین، درسته؟
واحد 6؟
شما از کجا میدونین؟
اجازه هست کمک کنم؟
میترسین مزاحمتون بشم؟
نه، نمیترسم.
زیاد پیش میاد مردم اشتباهی در بزنن؟
هر از گاهی.
اوه، اشکالی نداره.
نه. لطفا بشورینش. خشک که بشه پاک کردنش سخته.
ممنون.
بفرمایین. لازم نیست.
سینک اونجاست.
از سافت راک خوشتون میاد؟
هیپ-هاپ رو ترجیح میدم.
صدا از رادیو میاد.
شما اینجا زندگی میکنین؟
نه. دوستم اینجا زندگی میکنه.
این چهجور پرندهایه؟
یکی از دوستانم بهم هدیه داده.
واسه کدوم بانک کار میکنین؟
یه شرکت تأمین مالی.
مالی؟
وای، شانس آوردین که هنوز مشغولین.
همهی دوستانم توی امور مالی از کار بیکار شدن.
آره. خوش به حال من.
ممنونم.
Thank you, Miss…
توم.
ممنونم، خانم توم.
میشه 548.5 بات، خانم.
پونصد بات واسه همین؟
5بات نیست. میشه 548.5 بات، خانم.
- اینا رو میذارم سر جاشون. - مشکلی نیست، خانم.
کارکنانمون خودشون انجام میدن.
نه، خودم میذارم سر جاش.
But do you know where…
الو؟
Have you ever had sex?
How big are your breasts?
یه چیزی رو بهت میگم.
من بیشتر با این موجودات فضایی صحبت میکنم تا با همسرم.
من دکترای فیزیک دارم.
I'm working with…
الو؟
جیم،
اگه بیدار بشی و یه جعبه پر از یک میلیون بات جلوی در خونهات پیدا کنی،
چی کار میکنی؟
حتما باید جواب بدم؟
آره، جواب بده.
میذارم همونجا بمونه.
اینهمه پول رو نمیخوای؟
بالای یک میلیون بات داخلشه؟
واقعا یکی یه جعبه پول جلوی خونهات گذاشته؟
نه، فرضا میگم.
اینهمه پول رو نمیخوای؟
اگه فقط یه اسکناس 5باتی باشه، حتما برمیدارمش.
But a box with a million baht placed in front of your room…
یذره مشکوکه، به نظرت اینطور نیست؟
خیلی خب، خداحافظ.
زنگ زدی همین رو ازم بپرسی؟
آره، باید برم.
Hey, wait--
کمکی ازم برمیاد؟
Pardon me, madam…
یه جعبه نودل فوری به اسم "وایوای" این اطراف ندیدین؟
It's "MAMA" brand… a minced pork flavor MAMA box.
وایوای بود!
ماما!
کی بهت گفته؟
همیشه واسه تحویل جنس از جعبههای ماما استفاده میکنیم.
خیلی خب. پس شد ماما.
جعبهی ماما با طعم گوشت.
ندیدین؟
No… I haven't.
دوباره جواب بده!
دوباره سوال میپرسم.
حالا این دفعه خوب گوش بده، باشه؟
جلوی آپارتمانت یه جعبه ماما...
با طعم گوشت ندیدی؟
نه، ندیدم.
یه حسی بهم میگه که...
داری راستش رو نمیگی.
ولی اگه میگی که ندیدیش،
گمونم ندیدیش دیگه.
Please pardon us…
که مزاحمت شدیم.
این تازه اولشه، بانوی جوان.
اگه اون جعبه رو اینجا پیدا کنم، آخرش یکی میمیره.
به روی چشم.
Hey, Noi!
Did you see something under the bed?
با طعم گوشته.
اینجاست!
Be careful. We're here for the money only.
…to have enough potential and knowledge
که به فساد کشیده نشن.
هی! چه غلطی کردی؟
انقدر منابع طبیعی رو هدر ندین.
Strop ruining your residential areas. Stop cutting down trees…
میخوای باهام مبارزه کنی؟ جرئتش رو نداری!
فاتحهات خوندهست.
الو؟
کانچیت، تونگ هستم.
چی شده؟
منظورت چیه؟
هنوز پول به دستت نرسیده؟
سایهاش هم ندیدم، چه برسه به خودش.
ولی افرادم همین امروز صبح برات آوردنش.
مطمئنی موبهمو از دستوراتت پیروی کردن؟
اونا چیزی که بهم گفتی رو انجام دادن،
اون جعبه رو جلوی واحد 9 گذاشتن، سهبار در زدن و رفتن.
مثل همیشه، مگه نه؟
افرادت پول نیاز دارن؟
داری میگی افرادم اون پول رو دزدیدن؟
مطمئن نیستم.
ولی غیرممکن نیست، درسته؟
احتمالش خیلی کمه.
خصوصا بِرْم.
خانوادهاش نسلهاست که کنارمونن.
Since his grandfather, father--
تاریخچهی تو و زیردستهات پشیزی هم برام مهم نیست.
این برام مهمه که...
اون پول کدوم گوریه! از امروز صبح منتظرم.
اصلا نمیفهمم...
چرا میخوای پول رو جلوی اون واحد بذارن.
Why not in the room--
آقای کانچیت!
مگه من تا حالا توی کسبوکارت دخالت کردم؟
برام مهم نیست درگیریهات رو چطور حل میکنی. اینم کسبوکار منه.
و منم روش خودم رو واسه انجام کارها دارم.
اگه افرادت از دستورات پیروی میکردن، الان وضع این نبود.
این رو آویزهی گوشت کن، تا ساعت 1 شب بهت وقت میدم.
انتظار دارم پول اینجا باشه.
اگه خودت بیاریش که چه بهتر.
یه سری کار دارم که باید انجامشون بدم.
اگه تا ساعت 1 پول اینجا نباشه، عمرا بدونی چه اتفاقی میافته.
سامارنگ و سوپارپ رو بگو بیان.
چشم، قربان.
بجنب!
سامارنگ!
سامارنگ! رئیس کارت داره.
به اون کَر هم بگو بیاد!
هی کَر، رئیس میخواد ما رو ببینه.
شاید میخواد بهمون پول بده.
"سوگوس" میخوری؟
"سوگاس" رئیس.
"سوگاس" و مرض.
هی، سامارنگ.
گیریم ازت میخوام یک میلیون بات پول تبانی مسابقه رو...
به یکی از دوستانم تحویل بدی،
جرئت میکنی بدزدیش؟
بیخیال، رئیس!
اگه این کار رو کنم دیگه خیلی حروملقمهام.
داری جواب سوال رو نمیدی.
سوال اینه که "جرئت" میکنی پول رو بدزدی یا نه.
Of course, not… I dare not, Boss.
تو چی، سوپارپ؟
چی گفت؟
گفت وسوسه میشه که بدزده.
بِرْم و نوی چطور؟
به نظرت اونا ازم دزدی میکنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.