The first 200 lines.
هی! هی، نفس بکش، نفس بکش
وای خدا. امیلی، هی، خوب میشی، باشه؟
پیشم بمون، باشه؟
بکش کنار!
طاقت بیار، امیلی
فقط چند دقیقه دیگه!
برو کنار!
توی بیمارستانی
میبینی؟
کنارم بمون
باشه؟ رسیدی بیمارستان
حالت خوب میشه باشه؟
از پیشم نرو
نه. نمیشه بیاین داخل
لطفا...
خب، امیلی، من اینجام. باهم دیگه از پسش بر میایم
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
سلام
تو خوبی
حالت خوب میشه
چه اتفاقی افتاد؟
یکی وارد خونه شد
اون تو رو آورد اینجا
نیک کجاست؟
نمیدونیم
وقتی رسیدم خونه اون نبود
کرون یه تیم تشکیل داده
فکر میکنیم شاید نیک رو دزدیدن
توسط همونایی که داشت روشون تحقیق میکرد
- فلین... - جاش امنه
هنوز توی سفر شناست
کی بود؟
کرون بود
میخواست بدونه برای پاسخ به یه سری سوال
آماده هستی یا نه
آره
باشه. بهش میگم
هی، اگه چیزی فهمیدیم بهت زنگ میزنم
از پیشم نری
داریم با اداره پلیس بوستون هماهنگ میکنیم
تا ببینیم دربارهی گروه تبهکاری که
نیک داشت روش تحقیق میکرد، اطلاعاتی دارن یا نه
باشه
چی داریم؟ فرضیهای نداریم؟
انتقام احتمالی بهخاطر حمله نیک
به تشکیلات برداشت اعضای بدن
اوه، یادم انداخت
پاتولوژی نتایج نهایی کالبدشکافی
روی چهار قربانی رو فرستاد
آزمایش سمشناسی نشون میده داخل سیستم بدنشون
ترکیبات ناشناخته و شواهد یک عفونت انگلی نادر، وجود داره
که میگه قربانیها احتمالا از خارج آمریکا اومدن
پس نیک درست میگفت که
قاچاقی وارد کشور میشن
باید خبرچینِ نیک توی این گروه تبهکار رو شناسایی کنیم
- پیداش کنیم و بفهمیم... - یا شخص مونث
یا شخص مونث. و بفهمیم چیا میدونن
موافقم
خیله خب، بچهها، برگردین سر کار
بیاین نیک رو به سلامت برگردونیم خونه
میشه اینو به سرانو بدی؟
فکر میکنی امکان داره امیلی چیزی دربارهی...
خبرچینِ نیک بدونه؟
الان دارم میرم بیمارستان
اگه چیزی گفت بهت خبر میدم
هی
چرا نمیتونم بیدار بمونم؟
بدنت داره بهبود پیدا میکنه
لعنتی
نه، نمیتونی با طبیعت بدنت بجنگی، ام
کمکم کن بلند شم
من نیستم. بهخاطر این داروهای مسخرهس
دیگه دارو نمیخوام، جک
فقط آنتیبیوتیکه
و یه آرامبخش خفیفه
میتونم خودم بازش کنم. میدونی که
باور کن، میدونم، و دوباره میذارمش سر جاش
بعد من دوباره درش میارم
امیدوارم وقت بدی نباشه
اون ضعیفه
میتونید سریع انجامش بدید؟
آره، حتما
خوب بهنظر میای
افتضاحم
درباره نیک به کجا رسیدین؟
داریم شهر رو زیرو رو میکنیم اداره پلیس بوستون داره
کمکمون میکنه ردشو بگیریم تو خوبی؟
آره، خوبم
امم...
امیدوار بودم شاید تو چیزایی که ما درباره
تحقیقات نیک نمیدونیم، بدونی
آره، بشین
سوال کن
چیزی درباره خبرچینش میدونی؟
آسیایی و تقریبا 157 سانت قدشه
خب
فکر کنم، 24 تا 27 سالش باشه
کار با کامپیوترش خوبه و بعد نیک گفت یه چیزی اونو ترسونده
و برای همین فرار کرده
و کسی که به تو حمله کرد چی؟
چیزی میتونی بهم بدی؟
نمیدونم
درک، خیلی سریع اتفاق افتاد
چیزی یادم نیست
ممنونم، ولی مثلا میدونی...
علامتای متمایز، تتو،
زخمی، لهجهای...
یه چشم سفید داشت
یادمه یه چشم سفید و یه چشم آبی داشت
باهم فرق دارن
چیز دیگهای یادم نمیاد متاسفم
مشکلی نیست
میدونم سرنخ زیادی نیست
نه، نه. حداقل یه شروعه، درسته؟
- آره - باشه، ببین، تو بهتر شو
- وقتی سرپا شدی صحبت میکنیم - باشه
- پیداش میکنیم - میدونم
لعنتی!
لعنتی
ببخشید. سلام
برادرم اینجا کار میکنه
ببخشید جک!
جک
بیرون تختت چیکار میکنی؟
باید نیک رو پیدا کنم
باشه. خب، بیا برگردیم تو اتاقت
افبیآی هیچ سرنخی نداره
آره، خب، تو میخوای چیکار کنی؟
نمیدونم. یه کاری
گوش کن، الان حالم بهتره...
حالت بهتره؟ واقعا؟
شاید بتونی یه درمان سریع انجام بدی
و یه چیزی برای دردم بدی
زود باش، جک...
تازه عمل جراحی داشتی
تازه کلی خون از دست دادی،
و همچنین توی بدنت داروئه
باشه. بدون کمک تو میرم
باشه
بیا
- خودت اینو در آوردی؟ - نه
بذار یه نگاه بندازم
- خودش در اومد - بذار ببینم
خوششانس بودی
دو اینچ بیشتر سمت چپ آئورت شکمیـت رو سوراخ میکرد
اونوقت خیلی سریع خونریزی میکردی
میدونی، دفعات زیادی درمانت کردم،
ولی نگران اینم که یک روز،
دیگه نتونم بیا
- آروم پاشو - باشه
- وایسا - باشه
- اوه، لعنتی - خیله خب
خب
خیله خب
خوبی؟
باید اینکارو بکنم
نمیتونم بذارم فلین یکی دیگه رو از دست بده
میدونم
میدونم
بیا
آنتیبیوتیک
تا وقتی تموم شدن ازشون استفاده کن
باشه
مسکن. هر شش ساعت دوتا
الکل ممنوع
باشه
خب، حالا چیکار میکنی؟
میرم خبرچین نیک رو پیدا کنم
ببینم میدونه نیک کجاست
کجا هست؟
نمیدونم. ببینم چی پیش میاد
خب، بههرحال مراقب باش
همیشه هستم
دروغگو
نیک، این دختر کیه؟
خبرچینمه
خبرچینته؟
بنده خدا، کریستینا، تعمید داده شده،
به نام پدر...
آمین
و پسر...
آمین
و روحالقدس
آمین
برای تعمید اینجا هستید؟
نه
من پدر "دیموتیس" هستم
اگه برای اعتراف اینجایی،
خوشحال میشم بعنوان شاهدت بایستم
آره، خب...
واقعا نمیدونم از کجا شروع کنم
مراسم مذهبی زیباست
بچهها
بیگناه و خالص
ولی یادت باشه، اولین تعمیدها بالغ بودن
این سفر زندگیهای بزرگسالانهی ماست
که ما رو از خلوص
و بیگناهیِ که بدنیا اومدیم تبدیل میکنه
و امروز، با کارهامون،
این قابلیت رو داریم که برای پاکسازی خودمون انتخاب کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.