The first 200 lines.
...فردا صبحانه اي در کار نيست
چون يه نفر تموم غذايِ صبحونه رو خورده
...قبل از اينکه در مورد مسئوليت پذيري در گروه
...و محترم شمردن طبيعت
حرف بزنيم، کسي ميخواد چيزي بگه؟
...همه ميدونيم که اون چي بود
...والاس" مشکل جدي تو خوردن داره"
و همگي ناديدش ميگيرم
هيوئي" هيچ کس هيچ چيزي رو نديد نميگيره"
...خب، يه نفر بهش يه مدال افتخار داده
!براي تناسب بدنش
!اهِم
اوه، نفهميدم اونجايي
!آخ- !"والاس" -
...وقتي منو ميزني، سروصداهاي اون اسنک هايي که
تو جيبت زده بيرون رو ميتونم بشنوم
اون چيزي که زده بيرون، "رطوبت گير" ـه
...در ضمن، هر چيزي که غذاها رو برداشته
احتمالاً يه حيوون وحشي بوده
مثلاً يه بچه خرس
...خودم ديدمت که بين بوته ها مخفي شده بودي
!داشتي خوراکيه کلنل "کرانچ" رو ميخوردي
خودش صدات زد که بياي بيرون - اون کرانچي من بود -
!تکذيب ميکنم من به بوته و علف حساسيت دارم
،اولاً ...ما دور تا دورمون علفه
!براهمين فکر کنم که حساسيتت به علف، گشنه ـت ميکنه
...دوماً
...و سوماً، واقعاً فکر کردي حرفتو باور ميکنيم که يه
...بچه خرس عجيب غريب تو جنلگه که
همهي ذرت بودادههامون رو خورده؟
!!آخ
ادي مانستر" کجاست؟" - !ساکت -
اون چيزه هنوز بيرونه؟
:برگردان Amin Vertigo
ميتونم بپرسم چرا يه باره قصد جابجا شدين، کردين؟
!نه
...باشه، اين اين يه خونهي جذابه
مناسب براي خونواده اي با سن و سال هاي متفاوت
ما مثل هر خونواده اي نيستيم
،نور آفتاب بيشتر از خونه هاي اين اطراف
تو اين خونه ميتابه
جزء شرايطي که ما ميخوايم نيست
اون چطور؟
...اون يه ملک خيلي جذابه
به دلايل کاملاً متفاوت
صاحب قبلي خونه، يه قاتل سريالي بدنام بود
که دوره گرد ها رو مسموم ميکرد - برش ميدارم -
.براي فروش نيست دارن خرابش ميکنن
ولي هنوز که نکردن
!اونجا جاي مخوفي ـه اتفاقات وحشتناکي اونجا افتاده
ده دوازده تا قبر تو حياط پشتي ـش پيدا کردن
...شايد بهتر باشه وقتي ساختمون رو کوبيدن
زمنيش رو بخرين
عمه ـم و عموم ترجيح ميدن همين طوري باشه
خانم، ممکنه بيخانمان هاي مرده اي بين ديوارها باشه
!با اين حساب بالاخره خونه اي براي خودشون پيدا کردن
هيچي نشده احساس ميکني خونهي خودته
جابجاشدنمون خيلي يه هويي بود
...يه سري اتفاقات خوب و خوش
!از شانس بد، با حمله يه بچه خرس همزمان شد
اين همه سر و صدا به خاطر حمله يه بچه خرس
من که چيزي يادم نمياد
خوشحال باش يادت نمياد
هر چي داشتي رو خورد و برد و لخت بين بوته ها انداختت
اون بچه خرس هنوز اون بيرونه
لازم نبود که شهر رو ترک کنيم .نميخواست تا خونه دنبالم بياد که
مطمئن نباش بيست و نه روز ديگه صبر کن
چه اتفاقي تو اين 29 روز ميفته؟
...اين زمانيه که طول ميکشه تا
يه بچه خرس دوباره آماده حمله بشه
اصلاً نشد با هيچ کس خداحافظي کنم
جابه جا شدن يه جور خداحافظي کردنه
ممم... راستش نه
پدربزرگ دوباره خواست کسي رو بخوره؟
واسه همين مجبور شديم اونجا رو ترک کنيم؟
...نه، "پدربزرگ" که نه
...اگه جسد بي خانماني ديديم
ميتونم يه اثرانگشت ازش بگيرم و خونوادش رو پيدا کنم
بي خانمان ها خونواده اي ندارن
پدربزرگ گفت که من يه حالت خاص دارم
جدي؟ اون گفت؟
...يه جوري گفت مثه وقتي که
ميگه "مرلين" يه حالتي داره
ولي گفت که حالت من خودش رو نشون داده
خب، مطمئنم که يه حالت متفاوت منظورش بوده
"ولي من دلم ميخواد معمولي باشم. مثل "مرلين
اينو جلوي پدربزرگ نگو
بگو دوست داري مثه پدرت باشي
مطمئن باش اگه اينو بگي، همونقدر بهش ضدحال زدي
و تو هم اون حالت رو از من به ارث ميبري
از کدوم قسمت از بدنت؟
اين قسمت از من
قلبت با مزه ميزنه
...همينطوري ميفهمم که کي هستم
وقتي از آدماي مختلفي ساخته شدم
شايد بستني باشه
بستني نيس
يه چيزي داره تکون ميخوره
يه چيزي داره داخلش تکون ميخوره
پدربزرگ، بپوشون خودتو
همسايه ها چه فکري ميکنن
...همسايه ها بايد بيشتر نگران باشن
!که من چه فکرايي ميکنم
"سلام "ليلي
"سلام "هرمن
به خونه جديدمون خوش اومدي
...تو اين فکرم که اگه خودم بهش شير ميدادم
امکان داشت اين اتفاق زودتر بيفته
داري در مورد "ادي" صحبت ميکني ديگه؟
ظاهراً مهمه
...وقتي که خواهرت اون کار رو با "مرلين" کرد
خيلي نگران بودي که ازش نگهداري کني
خب، بعد از زايمان بود
،مادرايي که خودشون شير ميدن به بچه هاشون نزديک ترن
يه چيزِ واضحه
...مکيدن بچه، ذهنيت مادر رو عوض ميکنه و
باعث ميشه اونها رو بيشتر دوست داشته باشن
تو بي نهايت عاشق "ادي" بودي
بيشتر دوستش داشتم، اگه خودم بهش شير ميدادم
!اون خيلي صورتي و تپل مپل بود
ديگه نبايد فکر کني که ضعيفه يا کسي ميخوردش
شروع به سؤال پرسيدن کرده
نميخوام که بدونه
بالاخره خودش ميفهمه
...حداقل دو تا حمله بچه خرس داريم
قبل از اينکه به خودش شک کنه
اون به يه نفر احتياج داره که باهاش حرف بزنه
خب، ميتونه با پدربزرگ حرف بزنه
صداشو شنيدم. "هرمن" مواظب باش
!زيادي عشق ميورزي
خوشحالي براي مدرسه جديد؟
دوستاي جديدي که پيدا ميکني؟
هيجان انگيز نيس؟
چرا داري اين سؤالاي الکي رو ميپرسي؟
نه سؤال الکي نيس
خب، سؤال درست حسابي که نميپرسي
چرا اون يونيفرم رو پوشيدي؟
ما همگي يونيفرمِ خودمونو داريم
نشون ميده که عضوي از يه گروهم
براي زندگيِ يه پسربچه، زمان به شدت سختي ميتونه باشه
به عضويت تو يه گروه احتياج داره - ...اممم -
اين يعني چيزيم هست؟
...اين دقيقا همون خجالتي هست که
نميخوام از دهنت بشنوم
...تنها عضو اين خونواده که بايد احساس خجالت کنه
مرلين" ـه"
!که تو خيلي خوب باهاش کنار مياي
...من که يه دونه مو هم از بدنت نميکَندم
حالا هرجا ميخواد رشد کنه
!واقعاً داريم در موردش حرف ميزنيم؟
!من همه چيزو در مورد بلوغ ميدونم
ميبيني، اون همه چيزو در مورد بلوغ ميدونه
...فقط نميخوام در مورد تغييراتي حرف بزنم
که براي بدنم داره اتفاق ميفته
ما دو تا بعداً در موردش حرف ميزنيم
ما' بعداً در موردش حرف ميزنيم'
ما' بعداً در موردش حرف ميزنيم'
!الآن داريم در مورد چي حرف ميزنيم؟
الآن داريم در مورد چي حرف ميزنيم؟
...همهي چيزي که بايد بدوني اينه که
...هميشه قرار نيس فرداروزي
مثل امروزت باشي
ولي ما هميشه خونوادت هستيم
هميشه
سرويسم اومد
"ادي"
"ادي" خداحافظي نکردي
رفتن' يه جور خداحافظيه'
هي
ميدونم که داري بهم دروغ ميگي
نميدونم در مورد چي، ولي داري دروغ ميگي
# گمونم قلب جديدي نياز دارم #
# گمونم قلب جديدي نياز دارم #
# گمونم قلب جديدي نياز دارم #
آمادهين؟
توي حياط پيدات کرديم
به تور راکون ها خورده بودي
!به نظر مياد که قلبت رو شکوندي
!خجالت بکش برا اين احساساتي بودن ـت
قلبه ديگه خدادادي اينطوريه
!به فنا رفته - ...هي، هي -
!تنها عضوي که مال خودمه، همونه برش گردون سرجاش
اينو بنداز بيرون
...اين چيز !حاصل نبوغه
قلبم رو برگردون داخل؛ اوّلم تميزش کن
خواهش ميکنم
احساس نميکنم عضوي از منه
تو اصلاً به شکل جديد چيزا عادت نداري
همه چي شکل جديد به خودش گرفته
ادي" ميدونه که دارم بهش دروغ ميگم"
بوي دروغ به مشامش خورده
،تو هيچوقت نشده يه گرگ نما بزرگ کني ولي من کردم
با موفقيت بزرگش کردي؟
پسرم، "لزلي" پُر از مو بود وقتي به دنيا اومد
دقيقاً ميدونم که چطور بزرگش کنم
تو چندتا پرستاربچه براي بزرگ کردنش استخدام کردي
!و بعدم گذاشتي پرستارها رو بخوره
!به خاطر همين استخدام شده بودن
من خيلي خوب ميدونم که چطور "ادي" رو بزرگ کنم
تو هيچ وقت يه "مانستر" نبودي تا اينکه من تو رو (يه "مانستر" کردم (نام خوانوادگي
No comments yet. Be the first to leave one.