The first 200 lines.
Untranslated subtitle -
!صبر کنين
...سلام
روئساي گروه وينر
...من
دونگ گول ـم
..مادرم، پدرم و مادربزرگم
و من...
من هان دونگ يون، معروف به دونگ گول ـم
اگه اون واقعاً دونگ گول ـه
جلسه ي هيئت روئسا هيچ ارزشي نداره
تو آتش سوزي کارخونه ي شيميايي هيچ کس جون سالم به در نبرده بود
ما موي دونگ گول و کيف مدرسه ـشُ اونجا پيدا کرديم
...دونگ گول
مرده...
هان ته هي اينُ گذاشته
دادخواست و اظهاريه ي رد کردن انتصاب مديرعامل هان مين هيوک
اون داره توطئه مي کنه
...نمي تونه جلوي تو رو
از مديرعامل شدن بگيره
هان ته هي چيکار مي کنه؟
اون يه رستوران مشارکتي داره
يه فروشنده ي خرده پا
ميخواد کلاه برداري کنه و يه مقدار سود ببره
در مورد هان ته هي تحقيق کن
تولد، خانواده، پيس زمينه ي تحصيلي ...روابط، محيط اطرافش
همه چيزُ پيدا کن
اوپا ته هي
..من
هان دونگ يون، معروف به دونگ کول ـم
اولين بار؛ کي اوپا رو ديدم؟
...ده سالش بود، پس
حادثه ي انفجار گروه وينر کي بود؟
همونه
همون سال
خدايااا، مرد
فکر مي کردم يه موضوع جدي باشه
...پس، داداش
با هم برنامه ي روز تولد بچينيم؟
من که خوشم مياد
اما چي شده؟
تو هيچ وقت تولدتُ چشن نمي گرفتي
مال من نيست
پس کي؟
لازم نيست بدوني
تولد پس فرداست
من ميخوام تمام فردا رو با هم باشيم و همين که نيمه شب شد
ميخوام اولين نفري باشم که بهش تبريک ميگه
کيه؟
...آ، ج، م
اون زن، زن داداشم ـه؟
گيرت انداختم، آره؟
تو عاشقش ـي و اونم به زودي زن داداشم ميشه
هي
چطور مي توني انقدر راحت از "عشق" صحبت کني؟
نمي توني راحت اين حرفُ بزني
...مردا
اين کلمه رو تو قلبشون نگه ميدارن
...اما
...اما وقتي
در حد انفجار باشه، نميشه جلوشُ گرفت
اما تو جووني هستي که احساساتت در حال انفجار ـه
هي
داري منُ آزمايش مي کني؟
من يه پيشنهاد خوب براي قرار گذاشتن دارم
...زن ها عاشق
فرهنگ اشرافي ـن
فرهنگ اشرافي؟
خيلي عصبي ـم
چند وقته اين حسُ نداشتم؟
...يک، دو، سه سال
نه سال
دو پوند بوداي مقدس رو بدنم بوده
حالا ديگه نمي تونم بدون تو زندگي کنم
من بهت احتياج دارم
!من اومدم، آجوما
خوابيدي، آجوما؟
اين چه وضعه حرف زدنه؟
من اينطوري نيستم
خوابيدي، آجوما؟
ميخوام يه چيزي بهت بگم
...فردا
داري آرايش مي کني؟
لباس هاي راحتي ـتُ پوشيدي؟
نه
اين چيه؟
اگه رژلب نيست
پس مرغ تند خوردي؟
اين موقع شب چرا آرايش کردي؟
ميخوايي براي کسي خودتُ خوشگل کني؟
قبل از اين که بيايي تو اجازه بگير
مشکل چيه؟
با آرايش خوشگل ميشي
چي ميخوايي بگي؟
فردا بايد با من بيايي يه جايي
بيا
اينُ بپوش، بيا از ساعت 10 با هم بريم بيرون
کنسرت موسيقي کلاسيک؟
بيا
خوب خوابيدم
بعد از مدتها حسابي خوابيدم
دکتر
پارت اول تموم شده
بيا فرار کنيم
از درد ديگه نمي تونم بشينم
آجوما
از اين چيزا لذت ببر
اينها اشرافي ـن
نشستن تو همچين جايي براي لذت بردن عاقلانه نيست
اونهايي که با قاشق طلا تو دهنشون به دنيا اومدن براي اين جور جاها خوبن
آشپزي، لباس شستن و تميز کاري
بجاي اينجا اومدن کارهاي زيادي هست که بايد انجام داد
يه کارگر خونه مي تونه اين کارها رو بکنه
چرا بايد برا اين کارها بهش پول بدي؟ مگه پول علف هرزه؟
دستهاي من عالي ـن، چرا يکي ديگه رو استخدام کنيم؟ خودم مي تونم انجامش بدم
خداي من، از دست تو آجوما
تو همچين موقعيتهايي مثل يه دختر دهاتي فکر نکن
اوه، خداي من
لذت بردن عاقلانه نيست؟
واقعاً يه دختر جوون اين حرفُ زد؟
واي، خدايااا
عجيب غريبه
...به هر حال
پس بيا بريم سراغ يه چيز ديگه
همه زنها آرزوي همچين چيزايي رو دارن
...اون
هديه است...
چي؟
ميخوايي اينُ بخري؟
ما براي انتقام يکي کرايه کرديم
اون کرايه اي ـه، مال تو نيست
من برات يکي مي خرم
فردا تولدت ـه
تو از کجا مي دوني؟
اولين بار که همديگه رو ديدم در موردت تحقيق کردم
انتخاب کن
خداي من
تولدمه
بخاطر همين اين کارها رو مي کني
چه کرايه اي باشه چه خريده باشي خيلي وقته که دارم ميندازمش
لازم نيست دوباره پول خرج کني
...اينجوري
ميرن سر قرار...
بيا، زود باش
کجا داري ميري؟
بوفه
...بوفه
اينجا بوفه ي مورد علاقه ي منه
وقت غذا خوردنه
بخور دکتر
اه، آجوما
جاي غذامونُ نمي گيره، درسته؟
زودباش بخور- ...واقعاً که-
چطوره؟
خوبه
ممنونم
اونجا دسر دارن
بگو آااا
آااا
از کجا اومدين که اينجور ي لباس پوشيدين؟
عالي بنظر مياين
!امروز يه روز خيلي مخصوص ـه
! يکي بخرين و يکي هم مجاني ببرين
يکي بخر، يکي ببر؟
انگار مجاني ـه
!مخصوصاً براي شما
ممنونم
دوتا؟ عاليه
اينجوري لباس پوشيدي که يکي بخري و يکي هم مجاني ببري؟
!لباست خراب شد
من حتي لباس رسمي پوشيدم يکي بخر و يکي ببر؟
اگه دستمال نخريم کي اهميت ميده؟
ميخواستم تولدتُ تو نيمه شب بهت تبريک بگم
همه رو خراب کردي
چرا اين چيزاي با ارزشُ ميندازي دور؟
تو از اين دستمال ها استفاده مي کني
تو کسي هستي که تو يه خونه ي تميز زندگي مي کنه
تو کسي هستي که اين غذاها رو مي خوره
چرا از من عصباني ميشي؟
کي ازت خواستم کارهاي خونه رو بکني؟
من ميخواستم تولدتُ جشن بگيرم
روز تولد مهم نيست
يکي بخر و يکي ببر، مهمه
چرا؟
نميخواي خوشحال باشي؟
هرچيزي که براي خوشحال شدن ـه، قبول کن
مثل چيزايي که زنهاي ديگه دوست دارن
زنهاي ديگه؟
من همينم
من با ديدن اعلاميه ي يکي بخر و يکي ببر از خود بي خود ميشم
من تو فروشگاه هيجانزده ميشم من همينم
من يه آجوما ـم
من هيچ وقت خدمتکار نداشتم هيچ وقت روز تولدم برام اهميتي نداشته
حتي حالا، براي تو غذا درست کردن مراقبت کردن از رستوران
و درست کردن فرني براي مامان، مهمتر ـه
کي به جشن تولد اهميت ميده
من مثل هميشه رفتار کردم
چرا عصباني شدي؟
من سا گيوم ران ـم
آجومايي که نگران اداره کردن امور خونه است
No comments yet. Be the first to leave one.