The first 200 lines.
parsa مترجم
این داستان بر اساس رویداد ها و حوادث واقعیست
اگرچه مجوز هنری اثر گرفته شده اساس داستان واقعی مانده تا رویداد ها شایسته نسل ها باشه
این یکی از قدیمی ترین داستان هاست که درگیری انسان ها رو برای آزادی و برابری نشون میده
بلال
بر اساس واقعیت
غفیرا
نه نه نه
نه!
مامان اونا کین؟
مامان!
مراقب خواهرت باش بلال
نه!
بلال
تو خوبی ؟
من خوبم
دوباره رویا های تکراری
اینو رو بگیر
برای تو نگهش داشتم
یه قسمتش گم شده
هنوز منتظرم
ممنونم خواهر اعجاب انگیز و شگفت انگیزم
قابلت رو نداره برادر عزیزم
این بهتره
چی بخرم با یدونه سکه؟
برای مثال
به عنوان پیشکش به خدایانمون بده تا خشنودشون کنی
شاید اونا کابوس هایی رو که شب ها داری رو متوقف کنن
خدایان کجا بودن وقتی مادرم بهشون نیاز داشت؟
من بهتره باهاش چیزی بخرم که بتونی بخوری
غفیرا آب برای اربابت ببر
عجله کن!
من می برمش
ابریشم دمشق ابریشم دمشق
ادویه ها ادویه ها
لباس های رنگارنگ لباس های رنگارنگ
قدرت، کیفیت ... چقدر هزینه می کنید؟
من بهت دو سکه میدم
بت ها برای فروش
بت ها برای فروش
درشکل ها و رنگ های مختلف
آرزوهاتون رو برآورده میکنه
بت هایی برای شهرت
بت هایی برای قدرت
بت هایی برای حاصل خیزی زمین
بت هایی برای زیبایی
کاملا آشکاره که شما بتی برای زیبایی احتیاج ندارید
بلکه بت به شما احتیاج داره
ممنون
اما برای حاصل خیزی زمین
شما میخواین که یه پسر داشته باشی؟
شما سه قلو پیدا می کنین
برای شیرینی بیان
شیرینی
صبح بخیر برادر
جلو راهت رو ببین بچه
به خدایانتان با سخاوت بخشش کنید
خسیس نباشید
خدایان همش رو می بینند
خدایان همش رو میدونند
در شن های صحرا گم نشید
یا آتش خشمگین شما را می گیرد
بیاید ... داخل
وفاداریتون رو با پول و هدایا ثابت کنید
از خشم خدایان بترسید
یا
سوزانده خواهید شد سوزانده خواهید شد
بیا پسر
بیا
و برای خودت رستگاری آرزو کن
درست نیست؟
اون سکه رو از جیبت بیرون بیار
و به خدایان بده
هیچ قربانیی کوچک نیست
و هیچ ارزویی بزرگ
تو میتونی داشته باشیش
هر چیزی که آرزوش رو داری
خدایان هم اش رو می بینن
وایسا
از دستش دادی
روی هدف
تیر های من هدف های مهم نیاز دارن
من اونا رو برای یه مرغ تلف نمی کنم
اما برای یه آهو چرا
و ما از کجا یه اهو پیدا کنیم؟
چی!
صفوان، داری چیکار می کنی ؟
صفوان
اون یه آهو
یه آهو سیاه
برده رو بیارید اینجا
گفتم ... بیا اینجا
متوقف شو برده!
بهت دستور میدم
آهو فکر میکنه یه شیره
بهتر نگاش کن
تو بهتره ببینیش
من فقط داشتم شوخی می کردم
خفه شو
بگیریدش
متوقفش کنید
تکون نخور
خواهش میکنم نه
نه!
صفوان به نظر میرسه به آهو اصابت کرد
تو پشتشه
هرگز دوباره بهش صدمه نزن
چطور جرعت می کنی بهم دستور بدی؟
به این موش یه درس بدین
خواهش می کنم اون رو ببخشید ارباب صفوان
بچه ها دارین چیکار می کنین؟
من رو ببخشید نمی دوستم شما اینجاید ارباب صفوان
من رو افو کنید
این دوتا برده شما رو اذیت کردند؟
اونا رو مجازات می کنم اگر اینکار رو کردند
بزن بریم
به پدرت بگو سفارشش رو امروز میفرستم
غفیرا
اونا بهت صدمه زدن؟
من بهتر بود ازت حمایت می کردم
هگز اجازه نمی دم دوباره کسی بهت صدمه بزنه
بازرگانان
پیشنهادتون رو بدین
بعد این برده خاص مال شما میشه
هیچ پیشنهاد کننده ای نیست؟
شما دیر کردید فروخته شد
این بدبخت رو از این جا ببرید
بهترین برده شهر
اون باهوشه و میدونه چطور بخونه و بنویسه
اون 20 زبان رو بلده
20 زبان
اون حتی با حیوانات صحبت میکنه
سرور بزرگم اومایا
خدمتگزار بهتری وجود نداره تا شما رو در تجارت همراهی کنه
این به آن اندازه باهوش نیست
اما مثل گاو نر قویه
میبرمش
واقعا؟
چه انتخاب خوبی
یه زره گرونه اما میدونم خدایان با شما سخاوتمندند
اومایا عزیز
اوکبا
یه روز زبان کثیفت رو خاک می کنم
اون رو به عمارتم بفرست
ممنونم ممنونم ممنونم
ممنونم
اوه شما چقدر سخاوتمندین
چقدر بخشنده و شگفت انگیز
آقا
بت هایی رو که سفارش داده بودید آوردم
اونا رو به عمارتون ببرم یا به انبار مغازتون تو بازار؟
چی فکر می کنی ؟
به مغازه ببر احمق
و اگه دوباره دیر کنی
بهت پولی نمیدم
عمیقا معذرت میخوام
هیچ وقت دوباره اتفاق نمی افته
دیر کردم برای اینکه به پسرتون کمک کنم
صفوان
چه مشکلی برای صفوان وجود داشت؟
یه برده به اون حمله کرده بود
کدوم برده
صداش می کنند بلال
اون پسرتون رو زمین انداخت
اما سریع رسیدم
و اون رو از دست اون نجات دادم
کافیه!
این بت ها رو سریع به مغازم ببر
و این موضوع رو فراموش کن
هر طور شما دستور بدین البته
بلافاصله
بلال
ورش دار
گفتم ورش دار
این سیب مطعلق به کیه ؟
جوابم رو بده
مطعلق به شماست ارباب مال شماست
وچه فرقی بین تو سیب هست ؟
هیچ تفاوتی ارباب
هرگز فراموشش نکن
ببریدش به حیاط پشتی
و شلاقش بزنید
راه بیفت
هر کاری هم بکنی
ارباب بدنیا میاد ارباب
و برده بدنیا میاد برده
پدر امیدوارم بهش درسی داده باشی که هرگز فراموش نکنه
چطور میتونی اجازه بدی یه برده بهت ضربه بزنه؟
بلال داره دروغ میگه پدر
این برده داره دروغ میگه
اون هرگز به من ضربه نزده
تو من رو درمقابل مردم خجالت زده کردی
گریه نکن
گریه کردن رو تموم کن
گوش کن
اون گریه نمی کنه
تو هم بهتره نکنی
اهمیتی نداره چه اتفاقی افتاده
نذار یه برده من رو جلوی مردم دوباره احمق نشون بده
پسر خیره سر
No comments yet. Be the first to leave one.