The first 200 lines.
.روح برادرت مال منه
Liu!
بعدي تو هستي
Chan.
.ليو کان - برادرت مرده" "برگرد خونه.پدر بزرگ
بيا بريم
محوطه امن هست؟
!آره .بهتره که باشه، من کانو رو مي خوام
!به من اعتماد کن من به يکي اعتماد دارم.به اون بگو
خداحافظ
اون اينجاست
درست سر وقت
...عاشق وقت شناسى زنها هستم
...تو نيستي
آقاي شانگ تسانگ؟
حالا تو مطمئني که اون دنبالم مياد؟
تو همسرشو کشتي ، مگه نه؟
.اون توي جهنم هم دنبالت مياد
.فقط ،مطمئن شو که اون روي قايقه
.سونيا بليد بايد توي مسابقه باشه
.من و سونيا بايد توي يه كابين باهم باشيم
.يه ماه عسل کوچيک توي سفر دريايى داريم
...حتي اگه بتوني لمسش کني
.به يه چشم قوي سگي احتياج داري
کانو کجاست؟
کجاست؟
بياين برقصيم
!الان تو بايد بيفتي
اينا رو از کجا آوردي؟
جرايد ميگن که نمي دونم چطور انجامش بدم؟
.کات.بعد از 15 دقيقه دوباره مي گيريم .من دوباره نمي گيرم
منظورت چيه؟ .من نمي گيرم
اين آخرين شاته!کجا ميري؟ .ميرم به تريلر خودم
پس من براي بودن در فيلم تو خودمو به آب و آتيش ميزنم
منو مي کشي من که کارگردان نيستم
اينجوري تنهام نزار !داري منو مي کشي
.تو رو دوست دارم.لازمت دارم
معذرت مى خوام
يکي مي خواد باهات حرف بزنه
کيه؟ نمي شناسمش
نمي دوني کي روي صندليه؟ ...نه،نمي دونم،من
بهتره که خبرنگار نباشه اوه،نه
از من مي خواي که بدونم؟
اوه،چه عالي
آقا،روي صندلى من نشستيد
''جاني کيج ، يه بدلکار''
!سلام،جاني
استاد بويد
مطبوعات هنوز دارن اذيتت ميكنن
.آره، اونها فکرمي کنن من يه بدلکارم
...تو بهترين رزمي کار دنيايي
و من مي تونم کمکت کنم اينو ثابت کني
ثابتش کنم؟چطوري؟
يه مسابقه
مسابقه
در هر نسل يک بار برگزار ميشه
بهترين جنگجويان دنيا دعوت شدن
تو برنده مسابقه ميشي مورد احترامشون واقع ميشي
اونها به همه دنيا ميگن که تو بهتريني
حالا من چطوري...؟ يه قايق هست
...از اسکله چهلم حرکت ميکنه
.هنگ هنگ ، فردا
با اون برو.
"معبد روشنايى،چين"
ليو
اين همون جاست؟
آره
همون جايي که بدنش رو پيدا کرديم
چه اتفاقي افتاد؟
...بعد از رفتن تو به امريکا
اون خواست جاي تو رو پر کنه
.با آماده شدن براي مسابقه
پدربزرگ...سر منو با اون مزخرفات پرکردي کافي نبود؟
نجات دنيا مزخرف نيست
مرداني که توي يه رقابت شرکت مي کنن به اين چيزها نمي پردازن
يه مرد عاقل چطور مي تونه اين چيزها رو باور کنه؟
...همه ما بهش اعتقاد داريم
ازجمله برادرت
ليو كانگ توي رؤيا ديده شده
اون کسي بود که انتخاب شد
نه ،اون معبد ما رو ترک کرد اونو به ما برگردون
چرا برگشتي؟
من ميخوام سبک نور رو در مسابقه نشان بدم
براي چي؟
قاتل برادرم بايد اونجا باشه
اين نمي تونه تنها دليل رفتنت باشه
يا شکست مي خوري
اوه آره،فرامش کردم
ما براي سرنوشت دنيا مي جنگيم
...اين دليلي بود که بخاطرش معبد رو ترک کردي
و فرار کردي،اينطور نيست؟
مسابقه بزرگ مسئوليت زيادي داره
...اما انتقام
خيلي ساده تره
ارباب رايدن
شما هنوز درحال فرار از سرنوشتتون هستيد؟
رايدن؟
پدربزرگ ، بلند شو
اين خداي رعد تو نيست
اون يه گدائه از اون بگذر،ارباب رايدن
زندگي در امريکا ذهنشو سست کرده
تلويزيون بيش ازحد
پس،تو مي خواي برنده مسابقه بشي؟
آره نشونم بده چطوري
...اوه، نگو که
از يه گداي معمولي ترسيدي
...اگه تو رايدن هستي
چرا گذاشتي چان بميره؟
چرا از اون محافظت نکردي؟ چرا؟
ديگه بسه
من قاتل برادرم رو توي مسابقه پيدا مي کنم
با يا بدون موافقت تو
ارباب، اون آماده نيست
و ما زمان زيادي از دست داديم
مي دونم
اما کس ديگه اي نيست
"چاي وان باي،هونگ هنگ"
بده به من
"جان کيج بدلکار"
آره
تو آرت لين نيستي؟
توي لندن ديدمت داشتي مي جنگيدي کارت خوب بود
ممنون.بعضي از فيلمهاي تو رو ديدم تو نمي توني اون حرکتهارو تقليد کني
آره،خوبه،اونو به جرايد بگو
...پال،وقتي کشتي رسيد
مي توني اينا رو بزاري توش؟
ازم مي خواي که وسايلت رو برات بيارم؟
من پول ميدم.تو اونها رو مياري
خيلي پيچيده بود؟ !نه
ميارمشون
خوبه
خدا رو شکر ازش نخواستم ماشينو پارک کنه
معلوم نيست كه کريپ توي كلوپ دروغ نگفته باشه
کانو تاحالا مي تونسته 1 مايل ازاينجا دور شده باشه
اون چيه؟
دستم انداختني
صبر کن
خودشه ، بليد
بياين پيش پاپا
سونيا،سوارش نشو
هي،سونيا
هي،تو
بسيار خوب، مرد خشن، ميخواي حالتو
بگيرم؟
نه، تو چي؟
من جاني کيج هستم و شما؟
کانو کجاست؟
نمي دونم راجع به کي صحبت ميکني
اما من مي تونم کمکت کنم پيداش کني
از سر راهم برو کنار
فقط يه طرفدار بدخت ديگه؟
افتخار مي کنم که بالاخره ديدمت
شانگ تسانگ در خدمت شماست
دنبال يه قاتلم که توي اين کشتيه
متاثر شدم
اما اين قايق منه اگر شما يك مسافرت ميل داشتيد
دوست داشتم خودم اونو به تو بدم
با خانومها خوب رفتار کن
داره کارشو مي کنه
هر وقت پشتيبان خواستم ، با بى سيم مخابره ميکنم
اون بى سيم کار ميکنه؟
اسکورپيون و ساب زرو
...کشنده ترين دشمنها
اما اسير قدرت من هستين
بريد يه طرف
کافيه ارباب رايدن
چه خوب شد با حضورتون
افتخار داديد
با اين نمايش کوچيکت ، جنگجوهايم رو مورد حمله قرار دادي
..اون قبل از مسابقه قدغنه
همانطور که فرمانرواي شما مي دونه
عذر منو بپذيريد
تکرار نميشه قول ميدم
من به اون رسيدگى خواهم كرد البته
...تا وقتيکه به جزيره برسيم
که تحت قلمرو شما نيست
در قلمروخودم به جادوگر مشهور هستم
ممنون چه مسابقه اي؟
تو انتخاب کردي،سونيا
خيلي شوق دارم
تو واقعا رايدن هستي؟
با من بيا
يه نفر با چيزهايي که از دستش بيرون مياد يه نفر که منجمد ميكنه
و يه مرد كه به نظر ميرسه از الكتريسيته ساختهشده
او چطور ناپديد شد؟ چه خبره؟ اون كيه؟
بيا اينجوري فكر كنيم
اين توضيح منطقيه
اون رايدنه.خداي نورافکن و محافظ قلمرو زمين
عاليه اين توضيح منطقي تو بود
گوش کن
..چيزي که تو باهاش طرفي
...خيلي مهمتر از
...خودت
...دشمنت
و تلاش براي انتقامت هست ...تو اعزام شدي
به ماموريتي مقدس
تو انتخاب شدي که از قلمرو زمين دفاع کني
در مسابقه اي بنام نبرد مرگبار
از اون در برابر چه کسي دفاع کنم؟
دنياي تو تنها يکي از اونهمه قلمرو هست
No comments yet. Be the first to leave one.