The first 200 lines.
آنچه گذشت
...تونل ها
- "تو گفتی "نرو - !مامان
اون پایین هزاران راه برای مردن هست
ساعت ها قبل از این بود که پیدات کنم
مادرت زجر میکشید
اون کمک نیاز داشت، ولی قبولش نمیکرد
تو باید منو بیاری بیرون، لطفا جان لوک
بود ؟ Q همه ی اونا بخشی از نقشه ی
اینکه اون خاطره ها رو تجربه کردی؟
میدونی که قضیه اون بیشتره
هر چی که هست، ربطی به
چیزی که داریم سعی میکنیم درستش کنیم نداره
ما زمانو درست میکنیم
- النور رو برمیگردونه؟ - نمیدونم
- ...اگه میخوای صحبت کنی - میدونی من چی میخوام
میخوام بفهمم چطور باید خط زمانیو درست کنم
نمیخوام راجب اینکه دیدن جون دادنش چه حسی داشت حرف بزنم
میخوام یه چیزیو نشونت بدم
به لا سیرنا خوش اومدین
دوست دارم تو بانک خاطراتم، بیشتر وقتایی رو که
جونتو نجات دادمو داشته باشم
قبل از اینکه بری
چیشده؟
خطا... انتقال دهنده روی خط نیست
از ریوس به رافی
مشکلای بزرگی داریم
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
...نه
!نه
تو تو جاده داستان، سر یه دوراهی قرار داری
دو آینده
یکی که تهش میخوره به نجات دادن بشریت
از خطر انقراض
یا هم تنها میمیری
رنه پیکارد یا با یه سفینه فضایی یه اکتشاف میکنه
و کار تو رو از کار میندازه
یا نمیکنه
مردی هست که سر راه تو قرار میگیره
همونطور که سر راه من قرار میگیره
- پیکارد؟ - میتونم تو چند دقیقه
باهات رو در روش کنم
همچنین میتونم بهت وسایل مناسب رو
واسه از بین بردنش بدم
- میدونیم داره کجا میره - فقط یه دلیل وجود داره که جوراتی
بخواد انتقال دهنده رو بدست بگیره
ملکه داره میاد سراغ لا سیرنا
میخواد برای تلفیق کهکشان یه پرش 400 ساله بکنه
وقتی سفینه رو بگیرم
میتونی میراثتو داشته باشی
باید از اون سفینه دفاع کنیم
اگه میخوایم برگردیم خونه
پس اگه داره میاد سراغ سفینه، تنها نمیاد
نگران نباش، فقط یه لحظه میسوزه
دارن از راه دور انتقالو فعال میکنن
نمیتونم جلوشو بگیرم
اونا اینجان
- کیا اینجان؟ - باید از این سفینه بریم بیرون
برین برین برین برین
شرمنده وارد این قضایا کردمت
باید ببرمت یه جای امن
اسلحه ها
وایسا وایسا، برو برو برو
...خب
ظاهر بهتری داشتیم
حالا بیشتر دارم احساس خودم بودن میکنم
اگه ملکه میخواد سفینه رو بگیره
باید ازش دفاع کنیم
- به هر قیمتی که شده - با چی ازش دفاع کنیم؟
- فقط همینا رو آوردین؟ - خوش شانسیم که وقت داشتیم همینارم بیاریم
خیله خب دوباره بررسی کنین، موقعیتمونو تقویت کنین
با هر چی میشه باید تله بزاریم
- اوکی ولی چقدر وقت داریم؟ - هیچی
- برو اونجا قایم شو - زودباش
- داره میاد؟ - همین الانشم تو سفینس
و کلی های دیگه هم هستن، کلی دیگه
- پناه بگیرین - !برو برو
میخواد وقتی داره سفینه رو میگیره ما رو اینجا نگه داره
نمیزارم این سفینه رو بگیری
پس اینجایی
هنوز این داخل میتونم حست کنم
هنوز صدای پچ پچات میاد
میدونی چه حسی داره که دستامو رو گلوی دوستام
بزارم و نتونم هیچ کاری
واسشون کنم؟
یه حسی مثل بی جسم بودن، بی قدرت بودن
داشتم تو اون آشغالدونی که ذهنت باشه میگشتم
راستی بگم که، عجب
چون باید میدونستم چرا
میلیون ها گونه مختلف، سیاره های مختلف
و همیشه بازم بیشتر نیاز داشتی
بی نقصی زمان میبره عزیزم
این هیچوقت ربطی به بی نقصی یا تکامل
یا هر کدوم از اون مزخرفات نداشت
اینا هیچوقت کافی نبودن چون تو دقیقا مثل منی
تنها
اینکه کلمات خام و زمخت غیرعادیتو به اشتراک بزاریه که مزخرفه
پس چرا هنوز منو نکشتی؟
وایسا، وایسا
اگه این سفینه رو بگیری میزاری سونگ ببره و
و طی 400 سال کنفدراسیون
کل دست آورداتو نیست و نابود میکنه
خیلی نگاه نزدیک بینانه ایه
تو شاخه رو میبینی، ولی درختو نه
حالا راجب تهدید کنفدراسیون میدونیم
و واسش اماده میشیم
...زمان
سمت ماست
خطا... کد کلیدی برای دسترسی نیاز است
اون سیگنالی که واسه
کنترل کردن بورگت استفاده میکنیو میدونی؟
خب ازش استفاده کردم تا یه قفل فراکتالی
رو سیستم سفینه بزنم
به بزرگترین وزنه کاغذ جهان خوش اومدی
من کد رو از ذهنت در میارم
البته که من یه احمق نیستم و کد رو حفظ نکردم
نمیتونستم جلوتو بگیرم، ولی میتونستم یکم متوقفت کنم
مثل اینکه این سفینه میتونه یه هولوگرام از
هر کسی که تو هیئت بوده درست کنه
از جمله هولوگرام یه مبارز اضطراری
چه خدمتی از دستم بر میاد؟
من کد دیجیتالی رو امن ترین جایی که میشد کدگذاری کردم : اون
هیا النور، بیا بازی دور نگه داشتن کنیم
با کمال میل
اون یه لشگر اورده
نه یه لشگر ساخته
اونا آدم نیستن، بورگن
!چشماتونو بپوشونین
مامان؟
بله؟
میشه یه بازی کنیم؟
چه بازیی؟
هر بازی میخوای کن، فقط چیزیو نشکون
ماریس حتما باید انقدر بخیل باشی؟
روز خیلی قشنگیه
جنگهای زیادی هم توی روز های قشنگ رقم خوردن
یکی میگفت صنعت و اکتشاف
بخاطر احتمال حتی یذره بارندگی متوقف نمیشن
بخیل
اینم دست گل توئه نه؟ این چیزیه که داری بهش یاد میدی
- اینکه چطور باباشو مسخره کنه - اطلاعات عمومیه
- اینطوره؟ - اهوم
اون مرد جوون و باهوشیه
که فجیعانه حوصلش سر رفته و زمان زیادی داره
و عزیزم تو این روزا چطوری؟
...من متوجه شدم که اخیرا
یجورایی حضور بیشتری داری
ماریس
الان مدت زیادی میشه که اتفاقی برات نیوفتاده
این خوبه
خیلی خوبه
شاید بالاخره اوضاع داره بهتر میشه
مامان؟ چه بازیی کنیم؟
قایم موشک چطوره؟
تو این شکلی اینجا وایسا
چشماتو ببند
و تا 5 بشمار و بیا دنبال من
...یک، دو
زود باش
9تاشونو شمردم
شد 8 تا
ولی بازم دارن میان
برین داخل
...با شمارش من، یک، دو
سه! برو برو برو
تالین، ریوس و ترسا رو ببر یه جای امن
- ما چی؟ - ما باید کشتیو نجات بدیم
...یه بورگ با تکنولوژی پیشرفته تو این قرن
میتونین آسیبی که میتونه بزنه رو تصور کنین؟
من میبرمشون یه جای امن ولی زود برمیگردم
!تالین، لطفا! الان
حالا، خاموشش کن
برو برو برو
بخوابونش. یه پتو بنداز روش
شوک شده، من برمیگردم
تو نمیتونی برگردی
نمیتونم برنگردم
نه نه نه
لعنت بهت پیکارد
منو قفل کردن
نمیتونم بهشون کمک کنم
اون صدمه دیده
اون فقط با تلاشش واسه کمک به ما، خودشو به کشتن میده
نمیتونیم جلوتر بریم
از دور میریم
تالین، بخواب و حملشونو دفع کن
ما عقب نشینی میکنیم سمت شتهو بعد جدا میشیم
جدا میشیم؟
اگه تقسیم شیم و ادامه بدیم شانس رسیدنمون
به سفینه دو برابر میشه
از جناح بهشون حمله میکنیم و بعد کشتی لعنتیو میگیریم
همینکارو کنین
!پیکارد
وایسا
شلیک کنید و بعد خیلی بدترش سرتون میاد
یا هم میتونی پیشنهاد منو بشنوی
...من
من خشونتگری نبودم پیکارد
همه این چیزا واسم تازگی دارن
شایدم عهد میراث
No comments yet. Be the first to leave one.