The first 200 lines.
سلام، من چاکم اینها چند نکتهان که شاید لازم باشه بدونین
عجیب نیست که اسم همهٔ کارمندهای جدید گرتاست؟
این یکی از لپتاپهای پدرمه چطور...؟
یه چیزی روش هست یه مشکل حافظه که الی کشفش کرد
اون پایین توی کَسل چه خبره؟
داری از چیزی که میدونی استفاده میکنی تا توی آپارتمان من بمونی؟
- فرض کنیم آره - میتونی خونهٔ من بمونی...
...به شرطی که ساکت باشی به هیچکس نگو، مخصوصاً بارتاوسکی FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
امیدوارم فکر نکرده باشی این بازجویی تموم شده
از ارتباطت با سیا خبر داریم
اصلاً نمیدونم... نمیدونم دربارهٔ چی حرف میزنین
میدونیم با جان کیسی کار میکنی
فقط اعتراف کن همهچیز تموم میشه
نمیدونم چی... نمیدونم
باشه، باشه یه لحظه صبر کنین
اعتراف میکنم با جان کیسی کار کردم
چهار ساله با هم کار میکنیم
از بخش لوازم خانگی بزرگ شروع کردیم بعد من شدم مدیر
فکر میکنی خندهداره؟
واقعاً حاضری جونت رو فدا کنی تا از جان کیسی محافظت کنی؟
تنها حسرت من اینه که فقط یه جون برای فدا کردن دارم
بفرمایین هر کاری از دستتون برمیآد بکنین
باشه؛ هههه سخت بود
این بار خودت رو خیس نکردی پیشرفته
- امروز آب نخورده بودم - به تیم خوش اومدی
ممنون قربان خوشحالم عضو تیمم
وای
خب، کجا داری میری؟
- مأموریت فوقمحرمانهٔ جاسوسی؟ - این کار رو نکن
فقط داشتم شوخی میکردم رفیق
همخونه؛ قانون اول تیم کیسی: نپرس و نگو
- چاک و سارا چی؟ - مخصوصاً چاک و سارا
قربان
اگه واقعاً بهترین دوستت برات مهمه دهنت رو بسته نگه میداری، مورگان
پوف؛ مورگان گرایمز، تو یه خفن واقعیای
اوه نه، یککم خودم رو خیس کردم
پانزده ثانیه
- ده - سارا، داد نزن
میدونی زیر فشار خوب کار نمیکنم، باشه؟
خدایا، نه، نه، نه
- لعنت به این استخوان آرزو؛ نوبت توئه - دیگه نمیتونم؛ ببخشید
دو هفتهست بیکار نشستیم به مأموریت نیاز داریم، چاک
فقط یه دورهٔ کمکاریه برای هیجان واقعی آمادهای؟
«فاینال فانتزی دو»
من و مورگان یه تابستون کامل این بازی رو بلعیدیم
جاسوس بودن چه فایدهای داره اگه مأموریتی در کار نباشه؟
کیسی
- اینجا چهکار میکنی؟ - بکمن زنگ زد؟
نه، فقط... اومدم یه چیزی رو پس بدم
تفنگ تکتیرانداز کالیبر پنجاه؟
چرا اسلحه تحویل گرفتی؟
توی میدان تیر تمرین میکردم نباید بذارم همچین اسلحهای حس کنه فراموش شده
ما چی؟ فکر میکنی بکمن مخفیانه تیممون رو کنار گذاشته؟
وگرنه چرا مأموریتهامون قطع شده؟
نمیدونم شاید اینترسکت دنیا رو صلحآمیزتر کرده
- هوم - این دیگه چی بود؟
فکر میکنی ما از بیکاری دیوونه شدیم؟ به کیسی فکر کن
دو هفتهست به کسی شلیک نکرده
تا جایی که ما میدونیم کیسی یه کارهایی میکنه...
...و من سر ازش درمیآرم - سارا؟ سارا
خیلی عجیبه اصلاً نمیدونستم این راهرو وجود داره
شاید بخشی از ساختوسازهای جدید باشه
- آه - هوم
اجازه بده قرار نیست تنها اینترسکت دنیا رو راه ندن
باشه، شاید کاملاً هم خیالاتی نشدی
دو هفتهٔ اخیر خیلی کیسی رو ندیدم
- فکر میکنی تکرو شده؟ - خودشه
شبها توی خیابونها میچرخه و عدالت خودسرانه اجرا میکنه؟
بیخیال... در واقع کاملاً محتمله
وقت یه مداخلهٔ جاسوسیه باید شریکمون رو بذاریم توی رودربایستی
نه؛ یه فکر بهتر دارم
سلام؛ چه خبر مرد؟
سلام رفیق؛ ام...
اشکالی داره بیام داخل؟
راستش چرا؛ چون همین الان کفها رو واکس زدم
جدی؟ همین الان این بهانه رو ساختی؟
شریک جاسوسی جدیدت این روزها چهکار میکنه؟
حتماً منظورت شریک خونهام هست...
...چون من از زندگی جاسوسی کیسی هیچ اطلاعی ندارم
دیدی همخانهٔ جدیدت وقتهای عجیب غیبش بزنه؟
- نه - با زخم تازه برگرده خونه؟
- نه تا جایی که خبر دارم - مأموریتهای انفرادی بگیره...
...از ژنرالی به اسم دایان بکمن؟
نمیتونم بگم دیدم، رئیس
یه سؤال کوچیک دیگه
همهٔ مأموریتهای من کجا رفتن؟
یا همهٔ آدمبدها رفتن تعطیلات یا کیسی یه کاری میکنه
یا شاید اینترسکت فقط دنیا رو صلحآمیزتر کرده
از دیدنت خوشحال شدم، رفیق
باورم نمیشه مورگان اینطور توی صورتم دروغ گفت
باورم نمیشه کیسی توی صورتم دروغ گفت شریک قدیمیم
صبر کن؛ کیسی نگفت بکمن یه مأموریت جدید بهش داده؟
فکر میکنی بکمن بدون ما میفرستدش مأموریت؟
چرا باید این کار رو بکنه؟ ما تیم کیسی هستیم
صبر کن؛ حرکت کرد
اوه؛ واقعاً داریم این کار رو میکنیم؟ از شریک خودمون جاسوسی میکنیم؟
- چندش نیست؟ - فکرش رو بکن
اگه کیسی داره مأموریت میره پس بدون اینترسکت میره
راست میگی؛ اگه گیر بیفته چی؟ اگه به کمکمون نیاز داشته باشه؟
یعنی ما از کیسی جاسوسی نمیکنیم حواسمون به پشتشه
معلومه
لطف دوون بود که سیِنای جدیدش رو قرض داد ماشین تعقیب بینقصیه
فکرش رو بکن؛ دو نمایشگر، بلوتوث، سیستم صوتی دهبلندگویی
- و خیلی راحته - و جلب توجه نمیکنه
برای همین ماشین تعقیب بینقصیه
گفتم درهای خودکار هم داره؟
انگار از نیرو استفاده میکنم
باشه
وقتشه بفهمیم کیسی چه بازیای راه انداخته
آروم؛ رئیستون منتظر منه
من منتظر تو نبودم منتظر دراگان بودم
اون هم دو روز دیگه قرار بود بیاد
- برنامه یککم عوض شده - جزو توافقمون نبود
خیلی خب
کارفرمای من خوشحال میشه جای دیگه معامله کنه
لطفاً...
...کمبود مهماننوازیم رو ببخش
تکوتنهاست میخواد خودش رو به کشتن بده؟
نمیخوای بازش کنی؟
جونم رو به دراگان میسپرم
ولی به تو، جان کیسی...
...مأمور اِناِساِی، نه چندان
دقیقاً نقشهات چی بود؟
همینطوری بیای اینجا و دستگیرم کنی؟
تکوتنها؟
تنها نیست
بدون تیمش نمیره مأموریت مخفی
آره فکر کردی اون کیه؟
اینجا چهکار میکنین؟
جونت رو نجات میدیم، شریک
نجات لازم ندارم، احمق
واقعاً من احمقم؟
لطفاً؛ بذار من حلش کنم
همهتون احمقین
بازداشتین
کارت خوب بود، سرهنگ
صبر کن، پس همهاش تله بود؟
یه لحظه صبر کن
اون گرتاست و اون یکی گرتا؟
چاک، سارا...
...با تیم جدیدم آشنا بشین
این دوتا رو ببین
اول بایمور رو گرفتن، بعد شریکمون رو دزدیدن...
...حالا هم پایگاه جاسوسیمون رو میگیرن
باورم نمیشه کیسی جای ما رو پر کرده
- باورم نمیشه سیا جای ما رو پر کرده - چی گفتی؟
فکر میکنی مأموریتهامون رو کی داره انجام میده؟
عزیزم، خواهش میکنم من توی این کلهٔ کوچیکم یه چیز غیرقابلجایگزین دارم
پس بذار کیسی تیم جدیدش رو داشته باشه
تو هنوز اینترسکت رو داری، عزیزم
بریم خودمون رو معرفی کنیم، نه؟
بهش گفتم ظرفیت خشاب بیشترت مال خودت...
...وقتی پای قدرت توقف وسطه هیچی به کالیبر چهلوپنج من نمیرسه
- خیلی خندهداره - خیلی خندهداره
چهلوپنجها...
راستی اون عقب با اسلحهها و آدمبدها کارتون عالی بود
پاو، پاو، پاو همهشون رو زدین؛ چشمگیر بود
ببخشید، ولی اسم واقعیتون رو نفهمیدم
و نمیخوام باز هم گرتا صداتون کنم حدس میزنم گرتا یه مخفف باشه
- کاپیتان نوبل - کاپیتان دانوودی
- کاپیتان؛ کاپیتان - مأمور
ریک و ویکی
همقافیهست؛ بامزهست
- شما دوتا زوجین؟ - مسخره نباش
خلاف مقررات سازمانه
درگیریهای عاشقانه قضاوت رو مختل میکنن
خودت باید خوب بدونی
واکر؟ یه لحظه بیا
- چه موسیقیای دوست دارین؟ - هیس
میبینم خیلی سرتون شلوغه
میبینم تیم جدیدت رو برای شخصیتهای جذابشون انتخاب کردی
متأسفم اینطوری فهمیدی
انگار نه انگار چهار سال شریکت بودم
- بذار توضیح بدم - نه؛ اشکالی نداره، میفهمم
بکمن یه تیم جدید بهت داده و باهاشون مأموریت میری...
این فکر بکمن نبود
سرهنگ کیسی، تیمت رو بردار پنج دقیقه دیگه جلسهٔ مأموریت
البته اگه معاشرتتون با تیم قدیمی تموم شده
این خانم همیشهخندان کیه؟
مدیر بنتلی بکمن ماست
فقط نه به اون گرمی و مهربونی
خب عزیزم، فکر کنم فقط خودمون دوتا موندیم
- کجا میری؟ - درستش کنم
اوه اوه
چرا نگفتین کیسی داره تیم خودش رو هدایت میکنه؟
مأمور واکر، فقط تو نیستی که باید دستور اجرا کنی
با کارتهایی که بهم دادن بازی میکنم پیشنهاد میکنم تو هم همین کار رو بکنی
یه سؤال کوتاه دیگه، ژنرال
اینجا تیم درجهیک کدومه و تیم درجهدو کدوم؟
میدونم هر دو تیم رو به یه اندازه دوست دارین...
کافیه؛ هر دوتون
الان باید روی مأموریت پیش رو تمرکز کنین
- که چیه؟ - عملیات استخراج با اولویت بالا از تفلیس
هدف عملیات تلهٔ اخیر سرهنگ رو میشناسین...
...نجاتی آجار، معروف به «ترک»
با اینکه دستگیریش مهم بود جایزهٔ اصلی این مرده
دراگان پیچوشکین؛ دلال اسلحه
با اوراق کردن زرادخانهٔ شوروی سابق ثروت بزرگی به دست آورده...
...و توی بازار سیاه فروختهشون
No comments yet. Be the first to leave one.