The first 200 lines.
"پـــــانـــــيپـــــــت"
توي اين سرزمين جنگجوهاي بيشماري متولد شدند
ولي تاريخ اونها رو گروهبندي کرده
پيروز يا شکست خورده
...نبرد پانيپت جوري بود که
که حتي تاريخ هم نميتونه پيروزي يا شکست اون رو مشخص کنه
نبرد سوم با پانيپت
که با چشمهاي خودم شاهدش بودم
بدون هيچگونه شرمندگي با قدمهاي جسورانه در اون گرما
منم اون توفان رو همراهي کردم
که قرار بود دشمنها رو شکست بده
ساداشيو رائو باهو شوهر و خداي من
قبل از شروع نبرد اوضاع همينجوري بود
تا سال 1758 پرچم ماتارا توي کل هندوستان برافراشته بود
از سمت راست تا آتوک و تا مرز افغانستان
اگه کسي بود که ازش شکست بخوريم
اون پادشاهي نظام شاهي همسايه ما بود
کسي که پايتختش قلعه اودگيري بود
که ماتارا اونجا رو محاصره کرده بود
!آتـــــش
!آتـــــش
توپها رو به عق برگردونيد به عقب برگرديد
توپچي همه 40 توپ رو 2 اينچ بالاتر ببريد
بله قربان
چقدر ديگه بايد منتظر بمونيم شمشير؟
ساداشيو گفت تا وقتي اون به نتيجه نرسيده به توپ انداختن ادامه بديم
به ساداشيو هشدار دادم که جنگ غيرنظامي براي الان به کار نمياد
ولي گوش نميده فقط ميخواد راه خودش رو بره
راگوبا من به ساداشيو ايمان دارم
به مرحمت خداي جيوتيباي همه چي خوب ميشه
زنده باد الهه باواني
باهو مهنديل-
از اينجا به حياط اصلي برو
من از اين سمت ميرم
به سواره نظام اشاره بده بايد يکدفعه دروازه اصلي رو باز کنيم
برو،عجله کن وقتي نداريم
!بريم
مشعل روشن شد
توپها آماده
شمشير بريم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهشيد.ظ و فاطمه
رئيس توپخونه ابراهيم خان گاردي
ابراهيم خان بايد تو رو زندوني کنيم يا دفن کنيم؟
هيچ کدوم يکي
بايد اون رو به ارتش پيشوا ملحق کنيم
چي؟
نميدوني که اون يه گارديـه نميشه بهش اعتماد کرد
اينا به خيانت در وفاداري شهرت دارن
راگوبا يه آدم ميتونه خوب يا بد باشه
ولي اين منصفانه نيست همه رو ...مقصر بدونيم،در ضمن راگوبا
اسم يه خاندان رو بيار که داخلش يه خائن نبوده باشه
توپهاي اون الان متعلق به ماست چه احتياجي به خودش داريم؟
بدون اون اين توپها هيچ ارزشي ندارن
حتي ممکنه توپها رو به خاطر آهنشون ذوب کنيم
وقتي که ثابت بشه تصميم شما اشتباه بوده
آماده باش که با خشم نانا صاحب روبهرو بشي
...درود بر ماهادو-
شانيوار وادا پونه پايتخت امپراتوري مارات
برو کنار بذار رد بشم
پارواتي چکار ميکني؟ به شما خوش آمد ميگم-
يه آدم عادي نميتونه از يه باهوش استقبال کنه؟
البته،چرا نتونه
اينجا رو ببين
تکون نخور
خداي من
به من اينجوري نگو
من خداي تو نيستم
نه هنوز
واي خدايا تو زخمي شدي
چيز خاصي نيست
وقتي يه مبارز شجاع از نبرد برميگرده
سعي ميکنه زخمها و احساساتش رو مخفي کنه
ولي چطور ميتونه اونا رو از يکي مخفي کنه کسي که ميتونه اون رو ببينه
مامان بزرگ حالت چطوره؟
ساداشيو نتونستم جلوي دروازه به خوش آمدگويي بيام
...حالم نگران نباش مامان بزرگ-
بهم برکت بدين زنده باشي پسرم-
!عمرت طولاني
بيا
مراقب باش
ما پيروز شديم مامان بزرگ پيروز شديم
نظام شاهي نابود شد
من بهت ايمان داشتم
تا امروز تو هيچوقت شکست خورده برنگشتي
پانو ...بله بانوي من-
دکتر رو خبر کن همين الان-
...مامان بزرگ
..بابات هميشه ميگفت
بزرگترين جنگجوها اونايي هستن که ...بدون توجه به شرايط
هميشه سرشون رو بالا نگه ميدارن
اونا شجاعت رو ميبينن و وظيفهشون شجاعتـه
اصلاً به فکر پيروزي و شکست نيستن
درست ميگفت
سلام بانوي من
من از حضورتون مرخص ميشم
بدون اينکه مرحم روي زخمت بذاري جايي نرو
پارواتي رو يادت هست؟
حالا دکتر سلطنتي شده باعث افتخار و غرور پدرش
پيروزي رو بهتون تبريک ميگم باهو صاحب
متشکرم
کجاتون صدمه ديده؟
شروع کنيم؟
بله
تو دکتري؟
چرا يه دختر نميتونه دکتر باشه؟
همچين قانوني داريم؟
نه، البته که ميشه
ولي وقتي که آخرين بار ديدمت دکتر نبودي
آخرين بار 2 سال و 3 ماه و 18 روز پيش بود
يادت هست؟
عجله کن بايد الان توي دربار گانش حاضر باشه
چشم بانوي من
تموم شد؟
تموم شد
باهو صاحب
تا زخم خوب ميشه بايد روزي 2 بار پيش من بياين
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
پانو
بعد از فتح قلعه اودجير ...جنگجويان شجاع ما
از جنوب برگشتن
شکوه و جلال ماتارا
پيروز و فاتحان ميدان نبرد
درود بر امپراتوري ماتارا درود-
بعد از پيروزي در ميدان نبرد ...برادر پيشوا
اعليحضرت راگونات رائو
!برادر
و حالا پسرعموي افتخار آفرين پيشوا
پسر اعليحضرت باجيروا و مستاني شمشمير بهادر
پيشوا قدردان تلاشهاي پسرعموي خود در نبرد
اعليحضرت ساداشيو رائو باهو
تو جواهر روي تاج مني
عمو اين براي شماست
!ويشواز
...عاليجناب ميخوام قبل از اين به شما
سپهسالار نظام شاهي ...رئيس توپخونه نازيها رو
...ابراهيم خان گاردي رو
به حضور پيشوا احضار کنم
...اعليحضرت
من 30 سال به نظام خدمت کردم و هرگز بهش خيانت نکردم
ولي الان نظام شاهي وجود نداره
...پس من،ابراهيم خان گاردي
به وفاداري به سلطنت پيشوا قسم ميخورم
اونها کاري رو کردن که تا قبل از اين کسي نتونسته بود انجام بده
..آزادسازي جنوب
روياي تحقق نيافته چاترپاتي شيواجي ماهاراج محبوب ما بود
...امروز 80 سال بعد از درگذشت اون
ما نظام رو به زانو در آورديم
پدر اين به معني زمان جشن نيست؟
!حالا ما حاکم کل هندوستان هستيم
!بدون شک بايد جشن برپا بشه
کل فرماندارها و ژنرالهاي خارج از پونه رو دعوت کنيد
از بوندلخند سردار گويند پانت بوندله
سردار بالوانت رائو مهندال
از گواليور،سردار جانکوجي شينده
و سردار داتاجي شينده
از ايندور،سردار مالاهار رائو هولکار
"زمين شکوهمند و طنين صداي اسمان ميگه"
"پرچم ما محبوب ترينـه"
"بر فراز آسمان"
ما جنگجويان بدون هيچ ترسي" "به هر سمتي قدم برميداريم
مسير شکوه و جلال ما رو فرا ميخونه" "و کوهها مسير رو براي ما هموار ميکنن
هيچکي جرات نداره از مسير ما بگذره" "چه رود باشه چه هوا
ما شجاع دلهايي هستم که فقط براي" "پيروزي وارد ميدان نبرد ميشيم
"ما خورشيديم که تاريکي رو ممنوع اعلام ميکنه"
ما کسايي هستيم که زنجيرهاي" "اسارت هزار ساله رو در هم شکسته
دنيا طنين انداز شد با آواز" "زنده باد ماراتاهاي شجاع
"خوني که در اين رگها جاريست"
"به ما يادآوري ميکنه"
براي احترام و افتخار، دست کشيدن از زندگي" "فداکاري خيلي ناچيزيـه
ما کسايي هستيم که زنجيرهاي" "اسارت هزار ساله رو در هم شکسته
دنيا طنين انداز شد با آواز" "زنده باد ماراتاهاي شجاع
ما کسايي هستيم که زنجيرهاي" "اسارت هزار ساله رو در هم شکسته
دنيا طنين انداز شد با آواز" "زنده باد ماراتاهاي شجاع
ما دانههاي شجاعت رو کاشتيم " "و محصولش رو برداشت کرديم
"شکوه و جلال گسترده شده"
"ما در ميدان جنگ با مرگ ميرقصيم"
"طبلها تکرار ميکنن"
"داستان شجاعت ما رو وقتي بهشون ميگن"
"با گفتن اينکه چطور شادي رو گسترده ميکنيم"
ما کسايي هستيم که زنجيرهاي" "اسارت هزار ساله رو در هم شکسته
دنيا طنين انداز شد با آواز" "زنده باد ماراتاهاي شجاع
ما کسايي هستيم که زنجيرهاي" "اسارت هزار ساله رو در هم شکسته
دنيا طنين انداز شد با آواز" "زنده باد ماراتاهاي شجاع
"مدافع حقيقت،مسافر زيبا کي ميدونه"
"وقتي تو اينجا نيستي ما توي دنيامون گُم ميشيم"
"تو هميشه توي ذهن و قلبم بودي"
"وقتي که پيکان تير به سمت تو اومد منم زخمي شدم"
"براي تو ميتونم از زندگيمم بگذرم"
"اين رو نميدوني؟"
وقتي با مشکلي روبرو شدي " "زنان با شجاعت برميخيزن
النگو و دستبند رو کنار ميذارن" " و شمشير به دست ميگيرن
امروز منم قسم به جا آوردم" "براي پيروي از قدمهاي شجاعان
وقتي که تصميمي بگيرم" "هرگز از اون روي برنميگردونم
ما جنگجويان بدون هيچ ترسي" "به هر سمتي قدم برميداريم
مسير شکوه و جلال ما رو فرا ميخونه" "و کوهها مسير رو براي ما هموار ميکنن
هيچکي جرات نداره از مسير ما بگذره" "چه رود باشه چه هوا
ما شجاع دلهايي هستم که فقط براي" "پيروزي وارد ميدان نبرد ميشيم
"ما خورشيديم که تاريکي رو ممنوع اعلام ميکنه"
ما کسايي هستيم که زنجيرهاي" "اسارت هزار ساله رو در هم شکسته
دنيا طنين انداز شد با آواز" "زنده باد ماراتاهاي شجاع
No comments yet. Be the first to leave one.