The first 200 lines.
**سريال شاه سجونگ کبير**
***** قسمت 75 *****
* ارائه شده در انجمن کره فا *
.پدر
.چوندونگ حرومزاده
هنوز پيداش نکرديد ؟
.يه نفر به قتل رسيده
.ارباب جوان , اربابم رو کشت
.اربابم به دست پسرش کشته شد
چه اتفاقي افتاده ؟
.يک قساوت غير قابل بخشش رخ داده
.بهش بگو از اينجا بره
...ولي آخه
يه نوکر چجوري به خودش جراٌت داده که به اربابش تهمت بزنه ؟
.اين اصلاً با قانون جور در نمياد
! آخه خدا رو خوش مياد
.دارم ميگم ارباب جوان , اربابم رو کشته
.يالا گورتو گم کن
.ولي آخه اون ميخواد منو هم بکشه .چونکه ديدم چي کار کرد
تو چطور جراٌت مي کني چنين مهملاتي ببافي ؟
اول رفتي اربابت رو کشتي و حالا اومدي اينجا تا گناهت رو گردن يکي ديگه بندازي ؟
اربابم رو کشتم ؟ من ؟
.من مدرکي دارم که نشون ميده تو مرتکب قتل شدي .سعي نکن انکارش کني
اون ديگه چيه ؟
تو دست راستت رو گذاشتي اينجا و حالا ميگي نميدوني که اين چيه ؟
منتظر چي هستيد ؟ .فوراً دستگيرش کنيد
.همونجا بايست- .بگيريدش-
مشکلي برات پيش اومده ؟
خوندن بلدي ؟
صدمه که نديدي ؟
.با اون لباسايي که تو پوشيدي , معلومه که خوندن بلدي
.آره بلدم بخونم
.پس بايد بهم کمک کني
.اگه قبول نکني , دخلت اومده
.حرومزاده
.جلوتر نيا
.اگه عصبانيش کنيد , اعليحضرت توي دردسر بزرگ تري ميفتند
...ولي آخه
.من نمي تونم کمکت کنم
از جونت سير شدي ؟
تاحالا کسي رو کشتي ؟
فکر کردي نمي تونم بکشمت ؟
.خب يالا منو بکش
چي ؟
.گفتم منو بکش
.پدر
داري چي کار مي کني ؟ نکنه خوابت برده ؟
.دفعه بعدي اگه خواستي کسي رو بکشي , يه سلاح بهتر آماده کن
.خب حالا بگو قضيه از چه قراره
.تو چند لحظه پيش گفتي از کسي کمک ميخواي که خوندن بلد باشه
.اونا ميگند من يه نفر رو کشتم
يه نفر رو کشتي ؟
.من نکشتم ولي اونا ميگند که کار من بوده
.اونجاست .بگيريدش
.اي حرومزاده ي بدبخت .تو بازداشتي
اين مرد چي کار کرده ؟
.اون اربابش رو کشته
.ولي يه چيز ديگه به من گفت
.نه...اشتباه شده .من کسي رو نکشتم
.من قاتل نيستم .ارباب جوان , قاتل ـه
...اي پَست
.خودتو بکش کنار
.اون داره داد ميزنه که بي گناه ـه
.اون اربابش رو تيکه تيکه کرده
.ما مدرک درست حسابي داريم .ببريدش
.من کسي رو نکشتم...قسم ميخورم .کمکم کنيد...خواهش مي کنم کمکم کنيد
.بايد برگرديم به قصر
.نه ميخوام برم به اداره ي بخش
.منشي يون , بايد اون کار رو انجام بدي
صحنه ي جرم ؟
.دادرس .دادرس
آخه براي چي دست از سر ما برنميداري و آزارمون ميدي ؟
.اين که آزار نيست .اين يه درخواست ـه
.دادرس
تو چه مرگته ؟ نکنه با اون برده فاميل هستي؟
...همه ي مردم سرزمين چوسان
سرزمين چوسان ؟
! عجب حرفاي چرتي
خب سرزمين چوسان چيه ؟
.ميخواستم بگم ما همه اهل چوسان هستيم .بنابراين همه با هم برادريم
.فقط همين
پس ميخواي با اون برده سوگند برادري بخوري ؟
.من با تو هيچ حرفي ندارم .برو دادرس رو صدا کن
.دادرس .دادرس
اون يارو کيه ؟
.به نظر ميرسه اشراف زاده باشه ولي سر و کله زدن باهاش سخته
.ببين يه جوجه برده چجوري اين اداره رو به هم ريخته
Are you sure it isn't you? مطمئني کار خودت نيست ؟
.بهت گفتم همونجا منتظر بمون
.به نظر من , اين تو هستي که نظم عمومي رو به هم ريخته
.نه اون برده که اسمش چوندونگ ـه
تو ديگه کي هستي ؟
تو با چه مقام و قدرتي داري توي کاراي دولت فضولي مي کني ؟
...من
شغلت چيه ؟
.من يي دو هستم و ليسانس ادبيات دارم
ليسانس ؟
.بهت ميخوره همسن من باشي اونوقت هنوز آزمون اصلي رو قبول نشدي ؟
اگه اينقدر دلت ميخواد تو کاراي دولت سرک بکشي و . فضولي کني , پس برگرد و بچسب به درس و مشقت
.برده اي به اسم چوندونگ اومده پيش تو و گزارش يه قتل رو داده
.ولي تو انکارش کردي
.من فکر مي کنم که تو هنوز قانون رو خوب نفهميدي
.برده ها حق ندارند به اربابشون تهمت بزنند
.قانوني که من ميشناسم براي قتل و خيانت , استثنا قائل ميشه
اشتباه ميگم ؟
تو فکر مي کني بيشتر از من حاليت ميشه ؟
.لطفاً قانون رو ثابت کن
اگه حق با من باشه , فکر نکنم به جرمِ . ناديده گرفتن گزارش قتل , مجازاتت سبک باشه
.چونکه تو به عنوان دادرس منطقه , از وظيفه ت غافل شدي
.ارباب , نه
.اشتباه شده
.هيچ اشتباهي نشده
اون زن , کيه ؟
.خب زن چوندونگه ديگه
همون برده که اربابش رو کشته ؟
.من فکر مي کردم چوندونگ آزارش به يه مورچه هم نميرسه کي فکرشو مي کرد چنين کاري مي کنه ؟
.فوراً از جلوي خونه م گم شو
.ارباب
اون به تازگي پدرش رو از دست داده ولي .انگاري , خيلي شاداب و سر زنده ست
شما فکر مي کنيد کار اون ـه ؟
به نظر نميرسيد که اون برده , از اون آدمايي .باشه که بتونه يه نفر رو به قتل برسونه
مگه ميشه يه پسر , پدرش رو به قتل برسونه ؟
.غير قابل باوره
.الان مشکل , اون مدرک ـه
.خوب نگاهش کن .اين يه مدرک محکم و موثق ـه
...صد يانگ براي زندگي ارباب پارک
.چوندونگ براي يه قتل , قرارداد بسته
تو مطمئني اثر دست چوندونگ ـه ؟
.بياريدش داخل
.ميخوام بهت اجازه بدم اينو تاٌييد کني .چونکه من براي مردمم مثل يک چوپان بخشنده ام
.نه من اين کارو نکردم
پس اين اثر دست چي ميگه ؟
.چند روز پيش ارباب جوان اومد پيش من و بهم گفت اينو مهر بزنم .منم اين کارو کردم
آخه چطور ممکنه بدون اينکه چيزي رو بررسيش کني
اثر دستت رو روي اون بذاري ؟
بررسيش کنم ؟
وقتي خوندن بلد نيستم , چطور مي تونم بررسيش کنم ؟
.يه شاهد هم هست .پس اينقدر بهونه نيار
.اون شاهد اينجاست
.من شاهدم
.من با دوتا چشماي خودم ديدم که اون پدرم رو کشت
.و زماني که منو ديد , اين بلا رو سر بازوم آورد
.ارباب , تو يه هيولايي
.براي جرمت , هم مدرک هست و هم شاهد هنوزم حرفي براي گفتن داري ؟
.بهتره از اينجا بريد
چي داري ميگي ؟
.ديگه نيازي نيست خودتون رو به خاطر من به زحمت بندازيد
ميخواي گناهت رو قبول کني ؟
.اونا تو رو با مدرک و شاهد گرفتند حالا ميخواي همه شو قبول کني ؟
وقتي نمي تونم پيروز بشم , جنگيدن چه فايده اي داره ؟
.من يه برده ي بي قدرتم
وقتي يه اشراف زاده با حرفاش شده شاهد گناه ِنکرده م , ديگه . راهي براي اثبات بي گناهيم نمي مونه
.بذار ببينم چي کار مي تونم برات بکنم
.ديگه خيلي دير شده
ولي الان همسرم بارداره ...ميشه اگه يه موقع تونستيد , حواستون بهش باشه ؟
.دلم ميخواست يه پدر سربلند باشم
اين که به عنوان يه برده متولد بشي , اصلا خوب نيست ولي
انگاري بچه م به عنوان فرزند يه قاتل , قراره .زندگي سختي رو در پيش رو داشته باشه
...آه...بچه ي بيچاره م
.به نظر نميرسه اون برده , توانايي کشتن کسي رو داشته باشه
.من به پارک گيوم خيلي مشکوکم
.علاوه بر اين , چوندونگ داره تقلا مي کنه بگه پارک گيوم , قاتل ـه
خب پس شما بايد هويتـِتون رو فاش کنيد و
.فرمان بازداشت و بازجويي از پارک گيوم رو صادر کنيد
.نمي تونم
.پدر
.پادشاه نمي تونه مستقيماً به مردم فرمان بده
.بازگو کردن فرمان , وظيفه و شايسته ي افراد پادشاه ـه
.ولي اون دادرس حتي نمي دونه قانون چيه
حتي اگه ايشون هويتشون رو هم فاش کنند , بازم . نمي تونند فرمان بازداشت پارک گيوم رو صادر کنند
آخه چرا ؟
.چونکه ايشون نمي تونند قوانين خودشون رو نقض کنند
"قانون بازداشت و دستگيري "
"هيچ کسي نبايد بدون گناه يا بدون مدرک محسوسي دستگير شود"
"و محکوميت نبايد تنها بر پايه ي اقرار و اعتراف باشد"
.اعليحضرت اين قانون رو تصويب کردند
خب يعني اين قانون مهم تر از جون يه آدم بي گناه ـه ؟
.پادشاهي که قانون خودش رو نقض کنه که ديگه پادشاه نيست
.ميخوام يه راه بهتر پيدا کنم
.عاليجناب .عاليجناب
.عاليجناب
.عاليجناب .عاليجناب
.تنهام بذار
نوشيدني خوردي ؟
.بله
چرا ؟
.دلايلش خيلي زياده
.هيانگ
سفرتون چطور بود ؟
.تو الان خماري .برگرد به قصر شرقي
دلتون نميخواد يخورده بنوشيد ؟
.انگاري شما هم زياد سر حال نيستيد , پدرجان
چي شده ؟
.چيزي نشده , اعليحضرت
.تو بايد بيشتر مراقب رفتارت باشي
.اگه اينقدر دلت ميخواد نوشيدني بخوري , برو توي همون قصر شرقي بخور
.و ديگه جلوي بقيه نوشيدني نخور
زن هم جنس باز ؟
.مزخرف ـه
.شايد بهتر باشه که به پادشاه بگيم
No comments yet. Be the first to leave one.