The Bold Type

The Bold Type

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Bold Type S01E10 FLEET
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 The Bold Type زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2026-01-28
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب عزیزای من، بیاین ببینیم چه خبرهاست

از سه‌تاییِ دوست‌داشتنی‌مون. ساتن که تازگی مجرد شده

و تمرکزش رو گذاشته روی کارش. راستش من اینجام

تا خودم رو به عنوان استایلیست بهتون معرفی کنم

اما بعد از یه شب طولانی توی دفتر

اون تمرکزه یه کم از بین رفت

کت یه حرکتِ بزرگ زد

آدینا! و حسابی بهش خوش گذشت

با آدینا توی فرودگاه

اما پروازِ بعدیشون رو از دست دادن

و جین هم روی یه گزارش تحقیقیِ بزرگ کار کرد

این یه لیستِ مزایا و مزایاست. انگار مجله‌ی «اینسایت»

جلو افتاده

داره سبک‌سنگین می‌کنه که کارِ جدید رو قبول کنه یا نه

اما پشتِ سر گذاشتنِ دوستای قدیمی سخته

حتی برای «جسورها»

خیلی خب، سرعت بگیرین! زود باشین

این اندورفین باعث می‌شه آدینا رو فراموش کنی

و تو هم فکر ریچارد... یا الکس رو از سرت بیرون کنی

قراره فکر کی رو از سرمون بیرون کنیم؟

ها ها! صبر کن ببینم. چرا باید

بی‌خیالِ الکس بشیم؟ یعنی

بالاخره در مورد اون قضایا با هم حرف زدین؟

ها ها! هنوز یه هفته هم نشده

کاملاً منطقیه که هنوز

توی مرحله‌ی حرفای معمولی و معذب‌کننده باشه

و منم وسط ورزش هوازی در این مورد حرف نمی‌زنم

باشه، عالیه. پس برانچ چطور؟

آره ایول

الو؟ جینِ فسقلی؟

برانچ؟ آره، حتماً

عالیه. بعد از دویدن

ببینید، می‌دونم شماها دویدن رو دوست ندارید

اما واقعاً بهم کمک می‌کنه ذهنم آزاد بشه

و برای این مکالمه‌ای که قراره داشته باشم استرس دارم

مکالمه‌ با ژاکلین. باورم نمی‌شه واقعاً داری

انجامش می‌دی. خب، مجله «اینسایت» ازم خواسته

که تا دو هفته دیگه کار رو شروع کنم، پس بهتره همین الان استعفا بدم

هنوزم دلیل قانع‌کننده‌ای برای دویدن نیست

خب، اینم بهت کمک می‌کنه از فازِ دپرسیِ آدینا بیای بیرون

راستی، یه تیکه‌ای از اون شب هست

که هیچ‌وقت بهتون نگفتم. باشه، ولی اگه در مورد مسائل جنسیه

باید موقع خوردنِ پنکیک بگی... من دیگه نمی‌تونم، تمومم

نزدیک بود باهاش سوار هواپیما بشم

چی؟ صبر کن... به خاورمیانه؟

واقعاً؟ اگه می‌دونستم قراره وایستی

بیست دقیقه پیش بهت می‌گفتم

واو... ولی جدی؟

آره. بلیط تو دستم بود

و می‌خواستم انجامش بدم. خدای من، چقدر رمانتیک

جوگیر شدم، می‌دونی؟

اون حسی که سفر کردن بهش می‌ده

و طرز فکری که پیدا می‌کنه، من

منم همون رو می‌خواستم

نمی‌دونم

و لازم نیست دیگه اون‌جوری نگام کنید

چون انجامش ندادم

اگه انجامش می‌دادی هم حمایتت می‌کردم

اوکی... چی؟

آره، چی؟ آره دیگه

ببینید می‌دونم زیاد در موردش حرف نمی‌زنم

الانم قرار نیست شروع کنم به حرف زدن در موردش

اما از وقتی جواب تست سرطانم رو گرفتم

فقط

می‌دونی، زندگی ممکنه تو یه چشم به هم زدن تغییر کنه

پس... منتظر چی هستیم، مگه نه؟

منظورم اینه که، مثلاً به این منظره نگاه کنید

باید از هر تجربه‌ای نهایت لذت رو ببریم

باید با ریسک کردن زندگی کنیم

و می‌دونی، خودمون رو به چالش بکشیم

بچه‌ها؟

شوخی‌تون گرفته؟

بدو جینِ کوچولو! سریع‌تر بدو

تو می‌تونی

هی، اینو ببین

یک میلیون و نهصد و نود هزار و

هفت هزار و ۶۵۳ تا فالوور توییتر

مطمئنی اصلاً عدد رو درست می‌گی؟

اصلاً، ولی... می‌دونی گفتنِ چه عددی راحته؟

عددِ ۲ میلیون. خیلی نزدیکم

وقتی شروع کردم واقعاً نصفِ این بودیم

این یعنی قدرت

خیلی مسخره‌ای. فسقلی

خیلی خب، فرستادم. من هنوز از اون قضیه‌ی

«نزدیک بود با آدینا سوار هواپیما بشم» نگذشتم

خب، باید ازش بگذری

چون من گذشتم. من اینجا کلی زحمت کشیدم

می‌دونی؟

هر چقدر دلت می‌خوان مسخره‌م کن، باشه؟

اما این واقعاً یه ارزشی داره، می‌فهمی؟

تقریباً ۲ میلیون مخاطب دارم

که همین‌جا دمِ دستمن. کلی کار می‌تونم باهاش بکنم

خیلی بیشتر از وقتی که توی یه کشور غریب

پرسه می‌زدم، اونم بدونِ حتی

یه لباس زیرِ زاپاس

واقعاً؟ چه چندش

اوه. هی. نگاه کن

اوه، آره

همین الان می‌رم باهاش حرف می‌زنم

چون من از نظر عاطفی آدم پخته‌ای‌ام. پُز نده

صبح بخیر. سلااااام

اول شما. ممنون

خب چطور... ساتن، من

تو اول بگو

هفته مد قراره دیوونه‌کننده باشه

باشه. من اول می‌گم

واقعاً از این حرفای معمولی و معذب‌کننده خسته شدم

وای خدای من، منم همین‌طور

منظورم اینه که... می‌دونم

خیلی خوشحالم که تو یه چیزی گفتی

صبح بخیر، ساتن

صبح بخیر، مارتا. صبح بخیر

خب می‌خوای فقط... بریم بیرون؟

مثلاً سرِ یه قرار

ساتن! بیا اینجا

داره با سرعت می‌آد! چیزی هست که

باهاش مخالف باشی؟ اوم

ساتن

برو. بعداً حرف می‌زنیم

هفته‌ی مُد

شلوغ‌ترین دورانِ جوونی‌ت

این هفته تو کاملاً در اختیار منی

شما هر هفته صاحبِ منی. داری

کم‌کم یاد می‌گیری. قراره کار کنی

ثانیه به ثانیه‌یِ هر روزِ این هفته رو

باید من رو سر وقت به همه‌ی نمایش‌ها برسونی

ما لباس طراح رو می‌پوشیم... برای احترام به طراح. متوجه شدم

همه‌ی لباس‌هاتون رو بخار زدم، اتو کردم و مرتب چیدم

خوبه. اشتباهی پیش نیاد. اشتباه همیشه پیش می‌آد

اون وقت اونی که عکسش تو بخش حواشیِ روزنامه می‌ره منم

نمی‌خوام اسمم کنارِ اسمِ آنتونی واینر بیاد

نه امروز، نه هیچ‌وقت دیگه

در ضمن می‌دونم که

بعضی وقتا دستیارها رو برای پوشش خبریِ نمایش‌ها می‌فرستین

وقتی خودتون خیلی سرتون شلوغه

خیلی دوست دارم این فرصت رو داشته باشم

از اعتماد به نفست خوشم می‌آد

اما من فقط کسایی رو می‌فرستم که می‌دونم می‌تونم بهشون اعتماد کنم

فهمیدم. پس اگه کاری هست که این هفته انجام بدم

تا ثابت کنم قابل اعتمادم... داستان سیندرلا رو یادته؟

اون کلی جون می‌کنه

و در نهایت به مجلس رقص می‌ره؟

تو اون موش‌هایی

یا اون پرنده‌ها یا... یادم نیست

آره

گزارشِ «جین‌های جذاب و جسورانه» خوب بود

هیچ ایرادی ازش ندارم

اوم، ژاکلین

می‌خواستم ببینم می‌شه یه وقتی برای صحبتِ حضوری باهاتون داشته باشم

من که... نشستم. چی لازم داری؟

خب، امیدوار بودم بتونیم خصوصی حرف بزنیم

باشه

اندرو باهات هماهنگ می‌کنه

کت، در مورد مهمونیِ هفته‌ی مُد بهم بگو

اما بیا موقع راه رفتن حرف بزنیم

چون هنوز خیلی با هدفِ تعداد قدم‌هام فاصله دارم

آره... مهمونی قراره عالی بشه

لیست مهمون‌ها تکمیله

ترکیب خوبی از سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها داریم

و کلی استراتژی

تا مجبورشون کنیم توی چهار تا پلتفرمِ اصلی پست بذارن

که قطعاً اولویت‌مون توییتره

عالیه. آره. هر چیزی که برای مهمونی

در نظر گرفتم، خوراکِ شبکه‌های اجتماعیه

راستش از این فتوبوث‌های (اتاقک عکس)

پرده سبزِ خیلی باحال پیدا کردم... اوم

جالب به نظر می‌آد! آره

یه تعداد مشخصی پست و اشتراک‌گذاری مد نظرمه

که باید بهشون برسیم تا بگیم مهمونی موفقیت‌آمیز بوده

تازگی توییترمون رو چک کردی؟

نزدیکِ ۲ میلیونیم. آره

ژاکلین، این‌ها نیاز به امضا دارن

باشه. ممنون اندرو. و خب، الان

تنها زمانیه که برای جین داری. بیا همین الان انجامش بدیم

باشه

جین. بیا تو. بشین

انتظار نداشتم به این زودی بتونم باهاتون حرف بزنم

اوم

این مکالمه برای من خیلی سخته

می‌دونم موضوع چیه

فکرش رو می‌کردم که بدونید

ژاکلین... متوجه شدم داشتی در موردش تحقیق می‌کردی

میا لارنس... اون یکی از اولین سوژه‌هایی بود

که بهم پیشنهاد دادی

می‌خوای بدونی چرا نذاشتم در موردش بنویسی

خب، من اون روز توی پارک دیدمش

و همیشه فکر می‌کردم که داستانِ اون

سوژه‌ی فوق‌العاده‌ای برای ماست. اما چیزی که می‌خواستم بگم

داستانِ میا موضوع بزرگیه

از نظر احساسی خیلی پیچیده‌ست

فکر نمی‌کردم تجربه

یا مهارتِ کافی براش رو داشته باشی

وقتی اولین بار بهم پیشنهادش دادی

اوه

اما توجه‌ها به اون واقعاً کم شده

پس اشتباه نمی‌کنی که می‌خوای دوباره بری سراغش

خب، راستش... اما بذار صادق باشم

هنوز هم در مورد سپردنش به تو تردید دارم

جین، از وقتی کارت رو اینجا شروع کردی، شاهد رشدِ زیادت بودم

و قصد ندارم از کارت انتقاد کنم

More Farsi Persian subtitles for The Bold Type

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left