The first 200 lines.
« ترجمـه از ايـمـان و مـحـمـد » .:: M0hammad & Im@N 24 ::.
!"کلارا"
"هکتور"
صبح بخير عزيزم - صبح بخير -
وقتشه بلند بشي و بري دنبال کار
،روزي روزگاري
،روانشناس جواني بنام هکتور بود
که ازت زندگيش خيلي راضي بود
دنياش مرتب، غير پيچيده بود
و اون دنياش رو به اين شکل دوست داشت
در اين الگوهاي قابل پيشبيني بسيار راحت بود
الگوهايي که دوست دخترش کلارا با رضايت اونها رو برقرار ميکرد
ممنون
خدافظ
!اوه
هر خطايي به سرعت تصحيح ميشد
... هکتور خيلي با بيمارانش
،صبوري ميکرد اگه که متوجه منظورم شديد
هر روز، من از خودم ميپرسم
چطور زندگي زناشوييم به اين شکل" "منفجر شد؟
،و مثل تمام روانشناسهاي خوب دنيا
ميدونست که چطور سئوال رو با سئوال جواب بده
جين، منفجر شدن چه معنايي برات داره؟
.فايده نداره توانايي پيشگوييم رو از دست دادم
اوه، هيچ راه گريزي نميبينم
تمام مشتريام ديگه پيشم نميان
،هکتور، به من نگاه کن ميخوام حقيقت رو بدونم
هالهي نور منو ميبيني؟
اينجا
لطفا، بهم دروغ نگو
ميفهمم چي ميگي
بيمارانش هيچوقت از کنار هم رد نميشدن
نميتونستن که رد بشن
بعضي وقتا، هکتور قرصهايي با اسماي بامزه تجويز ميکرد
راجر، قرصات رو مصرف کردي؟
من يه فِراري هستم
چي؟
... تجربه ميکرد تا اينکه
دارويي که مناسبتر بود رو پيدا کنه - ... راجر -
دو خانوم چاق! هشتاد و هشت
مشتريهاش هميشه برميگشتن
اونا اسمش رو به دوستاشون ميگفتن
اونا هم به دوستاي خودشون ميگفتن
بهرحال، رتبهي هکتور خيلي بالا بود
چندين سال بود که تغيير نکرده بود
خيلي خب
،الان به يادم اومد هکتور هم چند ساله تغييري نکرده
... و اگه اون کافي نبود ،تا شش روز
کلاراي ما يه اسم واسه ،يه داروي همراه پيدا کرد
که شش ماه بخش بازاريابي بيخيالش شده بودن
اينو ميگن استعداد در کلمات
... ولي بهترين خصوصيتي که کلارا داره
اينه که در طول ده سالي که ،با ما کار کرده
"هنوز واژهي "زايشگاه" يا "ترک کردن رو پيدا نکرده
کلارا
ممنون از همه، خيلي ممنون
يه اسم چي داره؟
روزنهاي از اميد
فرصتي براي تغيير
درسته
راهي براي کاهش درد و رنج
پنج سال هست که ما داروي ترانکولين رو وارد بازار کرديم
تصحيح ميکنم. نه، يک عمره که کارمندا از اون سود ميبرن
آره
واسه تجارت دارم احساساتي ميشم
!دوستون دارم بچهها
واسه ايجاد تغيير مينوشيم - واسه پول دراوردن مينوشيم -
... نه. نه
!من نه. من نه. اوه
!بيخيال
بهش پول بده
... اوه، اين
!ايول
"من دارم چيکار ميکنم؟"
تو منو داري فريب ميدي
تو همکار اينا نيستي؟
.اوه، نه، من هکتورم من يه روانپزشکم
روانپزشک
.سلام تو ميتوني به من کمک کني
اوه، فکر نکنم
ولي من يه دودول ميخوام
يه دودول - منظورت خوشحال ـيه -
همه دودول (خوشحالي) ميخوان ولي آدم نميتونه دودول داشته باشه
.بله، شرمنده از آدم دوري ميکنه، آره
نميشه که به خوشحالي دست پيدا کرد - نميشه که به دودول دست پيدا کرد -
من ميخوام
بهم گوش کن، من يه دودول ميخوام که توي باسنم باشه
نه، نه، تو خوشحالي ميخواي که از ته قلبت باشه
،اين چيزي بود که گفت يه دودول توي باسنم
بس کن
واي خدا
!آااااه - !اووه -
هکتورم رو دوست دارم
کلارام رو دوست دارم
،نه، واقعا ميگم
من عاشق هکتور عجيب غريب که هيچ کس مثل اون نيست، هستم
قول بده که هيچوقت عوض نميشي
ممنون که دوستام رو مسخره کردي
ميدوني که من همينکار رو واسه تو ميکنم
من هيچ دوستي ندارم - معلومه که داري، هکتور -
.بکش کنار ملکوم اين خندهدار نيست
(: مايکل، اگنس و من
دستت رو بده بهم
اوه، نه، ميبيني؟ هيچي. نُچ
من هنوز ميتونم مثل تو حرفاي جالب بزنم
مثل جوري که تو يه سئوال رو با سئوال جواب ميدي
منظورت چيه؟
.آره، همينه "اينا واسه چيه؟"
تو خيلي وضعت مشخصه، هکتور - واقعا؟ -
،تو اون حرفاي چرند مبهم رو ميزني
منم دروغهاي فراوان جديدي دارم که به مشتريام بگم
"مادرت زندگي سختي داشته"
بهم بگو که کدوم مادري زندگي سختي نداشته
"يا "تو به يه سفر ميري
حس ميکنم کلاهبردارم
بهم نگو نميدوني دارم چي ميگم
هر روز، دارم اين احساسات رو ،پشت سر ميذارم
که هيچوقت قابل اعتماد نبودم
قابل اعتماد
ميدوني چيه، آنجليک، فکر کنم اين نشوندهندهي يه جور پيشرفته
ميدوني، فقط مواظب باش وقتي که ... اين روياها رو داري
توهمات
که نفس ـت ممکنه که اونا رو به نيازهاي خودش تبديل کنه
بيا واسه يه هفته ديگه اين داروها رو تمديد کنيم، باشه؟
ولي تومور خوش خيم بود
آره، نه، نه، آره. نه
بله يا نه؟
بله
خب، اصلا اين يه داستان سرطان نبوده
هکتور
.تو بنظر يکم غمگين مياي مثل هميشه نيستي
بخاطر راجره؟
نه، نه
،در واقع، بن بخاطر يه بيمار ديگهست
ميدوني، اونا همه فکر ميکنن که از دست رفتهان
اون از دست رفته ست
تو خوشحالي؟
،داري باهام بهم ميزني مگه نه؟
نه! نه
نميشه که با همچين سئوالي حرفت رو شروع کني
بايد پايه ريزي کني
ميدوني که بايد مقدمه چيني کني
.خيلي خب، خيلي خب ببخشيد
خودت رو خوشحال ميدوني؟
.خيلي خب، ببين خيلي خب
،فهميدم، فهميدم
من در اون حد نيستم ... که اين سئوال رو بپرسم، و من
،ببخشيد که اين سئوال رو ميپرسم و نميخوام که فضولي کنم
ولي ... تو خودت رو بعنوان يه آدم خوشحال بحساب مياري؟
اين بخاطر اينه که واسه مادر شدن آمادگي ندارم؟
اونيکي دستت رو بده، لطفا - اصلا اينطور نيست -
ولي من فقط ناخن دست چپت رو گرفتم - شرمنده -
اين اصلا ربطي به اينکه تو مادر نيستي، نداره
ميدونم چي ميگي، هکتور
هيچکي نميخواد با شخصي زندگي کنه که ميدونه هيچوقت خوشحال نميشه
... پس، تو - دوباره به کار برگشتم -
بله - ... و تو ميتوني -
.ميدونم بعدا چي ميشه آينده رو ميبينم. بله
دستت رو بده بهم
اوه، دوباره نه - خواهش ميکنم. يالا -
صبر کن، اين جزو جلسهي روانشناسي حساب نميشه؟
ميگيم بيحسابيم - خوبه -
.ولي تو اينجوري سود ميکني من بيشتر از تو دستمزد ميگيرم
،همش دارم بهت ميگم دستمزدت رو بيشتر کن
تو قراره به يه سفر بري
واقعا؟
جدي باش
جدي ميگم. قراره بري
به سرزمينهاي دور
خب، چيز ديگهاي هست؟
.تو رو در آرامش ميبينم شادي تو رو ميبينم
جدا؟
ميبينم که جوري عشق ميورزي طوري که هرگز عشق نورزيدي
!عجب
آره، خب
شايد در زندگي بعديم - هکتور، اين زندگي بعدي توئه -
تو رو با يه سگ مُرده ميبينم - چي؟ -
تو يه پسر کوچيکي داري گريه ميکني
!واي خدا تو فقط يه بچه کوچيک بودي
يه بچهي تنها، اي بيچاره - اوه، بيخيال -
.با عقل جور در مياد زندگي تو چقدر خسته کنندهست
يه دختر رو توي ساحل ميبينم - ... منظورت چيه يه دختر توي ساحل -
چرا هيچوقت بهش زنگ نزدي؟ - منظورت چيه بهش زنگ نزدم؟ -
تو عقيم هستي؟ - نه، من عقيم نيستم -
نه، نه، نه، صبر کن بخاطر اين نيست
.بخاطر زندگي توئه چرا من فکر کردم عقيمي؟
،يکي تو رو اذيت ميکنه کاري ميکنه عصباني بشي
وقتت تمومه - بخاطر خودته -
بيا- بخاطر خودته. خودت خودت رو عصباني ميکني -
فقط بس کن، باشه! بس کن ديگه پيش بيني نکن
آنجلي، من مريض نيستم، تويي بيا
خيلي خسته کنندهست - بله، خيلي خسته کنندهست -
ميدونم، ميدونم. ممنون هفته بعد ميبنمت. ممنون
اگنس کيه؟
،نتونستم خونه رو بفروشم تَرَکها برگشتن
.اونو از منو برداشتن شب ما خراب شد
تنها دليلي که بخاطرش رفتيم اون پاي سفيد بود
دارم به اين فکر ميکنم که لباساي مردم رو بشورم
تا يکم پول بيشتر بدست بيارم تا بتونم پول پرستار بچه رو بدم
وگرنه، ورشکست ميشيم
No comments yet. Be the first to leave one.