The first 152 lines.
.انفجار عنصر
ا-اون دیگه چیه؟
،بخاطر خشک شدن نیروی فضای تاریک به دلیلی نا معلوم
.نتونستیم طلسم آتشافروزی وسیع رو اجرا کنیم
بعد از اون، یه حملهی گسترده از طرف دشمن
،90٪یگان نیمهانسانها
.70٪از یگان اوگرهای کماندار و بیش از 30٪ یگان جادوگران تاریکی رو نابود کرد
منظورت از خشک شدن به دلایل نامعلوم چیه؟
اون هنر عظیم تا ذرهی آخر نیروی فضای تاریک !داخل دره رو جذب کرد
.ولی این غیرممکنه
...هنری با این وسعت، حتی منم
دقیقا کی این کار رو کرده؟
خون و زندگی
.خوش برگشتی. کارت عالی بود
.دشمن عقبنشینی کرده
.تو برامون پیروزی به ارمغان آوردی
.فاناتیو دونو، جنگ هنوز تموم نشده
باید از هنر درمانی برای جذب باقی موندههای هنر استفاده شده .استفاده کنیم تا دشمن نتونه ازش استفاده کنه
چون هنوز نیروهای اصلیشون، شوالیههای تاریکی و .انجمن تجار، دستنخورده باقی موندن
!هرکی که میتونه حرکت کنه زخمیها رو برداره و برگرده
یگان راهبهها، روی درمان مجروحین تمرکز کنین !تا تمام نیروی فضایی تخلیه بشه
!و هر حرکت دشمن رو تحت نظر داشته باشین
.من میرم به فرمانده شوالیهها گزارش بدم
میتونم اینجا رو به تو بسپرم؟
.آمایوری، تو هم کارت خوب بود
.برگرد به استراحتگاهت و غذات رو بخور
مربی؟
!الدریه
زخمی که نشدی؟
.بله. هیچ زخم جدیای بر نداشتم
.ولی باید توی جنگ از بین میرفتم
چی داری میگی؟
.وظیفهی تو اینه که سربازها رو تا پایان جنگ رهبری کنی
.من در انجام وظیفهم کوتاهی کردم
،نه تنها گابلینها به کمپ من نفوذ کردن
.رئیسشون بدست رنلی دونو کشته شد
چقدر شرمآوره؟
.من به انتظار شما خیانت کردم
...اینکه من به دنبال قلبش !عشقش بودم، کاملا مضحکه
!من حق ندارم خودم رو شاگرد شما بدونم
.تو... کارت خوب بود
من، یگان سربازان و تمام کسانی کی توی .امپراتوری انسان زندگی میکنن بهت نیاز داریم
چرا انقدر به خودت سخت میگیری؟
نیاز؟ به قدرت من؟
...یا
.زندکیت تقریبا به پایانش رسیده
پس چرا بدون هیچ سلاحی اونجا ایستادی؟
.من رئیس اوگرها، فورگر هستم
رئیس اوگرها؟
یکی از اعضای شورای ده نفرهی سرزمینهای تاریکی؟
.دیدمش
.اون هنر نورانی... تو آزادش کردی
...اون قدرت، اون ظاهر .خودتی، راهبهی نور
.اگه تو رو با خودم ببرم، جنگ تموم میشه
.اوگرها میتونن به علفزار برگردن
دربارهی چی حرف میزنی؟
راهبهی نور؟ جنگ تموم میشه؟
!لعنت به تو! حیوان پست، به چه جرئتی این مهملات رو بیان میکنی
!مـ مربی
چرا؟
.درسته من راهبهی نور هستم
بهم بگو، میخوای منو کجا ببری؟
کی به دنبال منه؟
.امپراتور وکتور
.امپراتور فقط راهبهی نور رو میخواد
.آرزوی هرکسی که راهبه رو براش ببره رو برآورده میکنه
.اوگرها به علفزار برمیگردن
.اسب پرورش میدن، پرنده شکار میکنن و زندگی میکنن
تو از من متنفر نیستی؟
.من بودم که مردمت رو قتلعام کردم
.افراد قوی باری به اندازهی قدرتشون به دوش میکشن
.منم بار رئیس بودن رو به دوش میکشم
،برای همین تو رو اسیر میکنم
!و با خودم میبرم
.حداقل روحت میتونه به علفزار برگرده
.امپراتور... وکتور
خلاصه داری میگی دلیل اینکه استراتژیت شکست خورد و هزاران جادوگر تاریکی از بین رفتن
دشمن قبل از ما تمام نیروی فضای تاریکی رو تخلیه کرده بود، درست میگم؟
!بله
.کاملا درسته، اعلیحضرت
به من گفته نشده بود حتی در نبود کشیش اعظم .دشمن جادوگری با در این سطح توانایی داره
راه دیگهای برای جایگزین کردن اون نیروی تاریکی نیست؟
.متاسفانه، قربان
،برای جایگزین کردن نیروی فضای تاریکی کافی برای نابود کردن دشمن
،به مقدار فراوانی زمین غنی و نور آفتاب نیاز داریم .ولی جفتش در میدان نبرد نیست
.که اینطور
ولی از اونجایی که من میبینم هیچ چمن یا درختی اینجا نیست .و آفتاب هم خیلی وقته غروب کرده
از چه منبعی میخواستی برای اجرای این حملهی گسترده استفاده کنی؟
خب، خونی که از نیمهانسانها و سربازان دشمن ریخته شده و زندگیهای منقضی شدهشون
.تبدیل به نیروی تاریکی شده و هوا رو پر کرده بود
خون و زندگی، ها؟
دی آی ال، 3000 نفر کافیه؟
چی؟
.زیادم هست، اعلیحضرت
راهبهی نور؟
،بله. یادم نمیاد تا حالا همچین چیزی رو توی کتابهای تاریخی دیده باشم
.ولی بدون شک چیزیه که فرماندهی دشمن دنبالشه
فرمانده... خدای تاریکی وکتور، ها؟
.باورش برام سخته .یه خدا احیا شده
،دختر جون، بیا فرض کنیم خدای تاریکی وکتور در قلمرو تاریکی ظهور کرده
.و دنبال راهبۀ نوره که اون راهبه هم تویی
سؤال مهم اینه که این موضوع چه تأثیری روی جنگ فعلی داره؟
شکی نیست که هدف 5 قبیلۀ تاریکی .امپراتوری انسانهاست
...ولی اگه هدف وکتور راهبۀ نور باشه
عمو، اجازه بده تنهایی خط دشمن رو بشکنم .و به مرز قلمروی تاریکی برم
...اگه فرماندۀ دشمن، راهبۀ نور رو میخواد
.پس حتماً من رو با نیروی قابل توجهای دنبال میکنه
وقتی فاصلۀ زیادی بینشون ایجاد کردم .به باقیموندۀ دشمن حمله کنید و اونا رو نابود کنید
...درضمن، "محراب پایان دنیا" در قلمرو تاریکیه
خیلی خب، به محض اینکه صحبتمون تمام شد .رو به 1000 برمیگردونم FLA سرعت
!تو هم آلیس رو بردار و به محراب پایان دنیا برو
چطور برم به اونجا!؟
!گوش کن! محراب جنوب دروازۀ شرقیه
...اگه به اونجا برم، ممکنه که
.خیلی خب
.ولی یک-سوم نیروها رو باید با خودت ببری
چرا؟
!نمیتونم یک-سوم نیروها رو با خودم ببرم
.دشمن هنوزم بیش از 30.000 نفر از نیروهاش رو داره
فکر نمیکنم تو به تنهایی .بتونی طعمۀ سختی بشی
اگه تعداد زیادی رو همراه خودت ببری .اونا هم مجبورن تعداد زیادی رو دنبالت بفرستن
...خب... حرفت درسته ولی
.درضمن، یه شرط دیگه هم دارم
چه شرطی؟
.منم به این گروه ملحق میشم
قلمروی تاریکی - اردوگاه قبیلۀ اورک ها
!رئیس قبیلۀ اورکها، لیلپیلین
برای اجرای هنر حملۀ جادوگران تاریک !نفر از افرادت رو قربانی کن 3.000
!این احمقانه است
...ما برای جنگیدن به اینجا اومدیم
نه برای قربانی کردن خودمون !به خاطر گندی که شما زدید
!این دستور مستقیم امپراتوره
.رئیس
.ما چارهای جز پیروی از دستورات امپراتور نداریم
...لنجو
من به همراه 3.000 سربازم .با افتخار جونمون رو فدا میکنیم
.به خاطر امپراتور و همینطور به خاطر قبیله ـمون
.لیل
...من باور دارم که
نه تنها روح انسانها بلکه روح اورکها هم .بعد از مرگ به آسمان میره
.امیدوارم بازم اونجا همدیگه رو ملاقات کنیم
.معذرت میخوام، لن
.من رو ببخش، شرمنده
تا 5 دقیقۀ دیگه 3.000 نفر از نیروهات رو !در فاصلۀ 100 ملی ـه دره مستقر کن
!تمام
!خیلی خب، حرکت میکنیم
...الدوریه
هدف ما به عنوان یگان یورشی .شکستن خط حملۀ و تقسیم نیروهای دشمنه
...بعد از عبور از دروازۀ شرقی
واحد محافظتی، واحد راهبه ها، واحد پشتیبانی .سریعاً به سمت جنوب حرکت میکنن
به محض دیدن منطقۀ مناسب .نیروها رو مستقر و سازماندهی کنید
تا اون زمان ما چهار شوالیۀ نخبه .نقش طعمه رو بازی میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.