The first 200 lines.
خيلي خب، بله لطفاً و ممنونم
همه سوار شن، اتوبوس آخر
آفرين درست همينو بريد پايين
!اه، صبر کنيد- باشه، عزيز، بپر بالا-
هوا خيلي سرده- ممنون که صبر کرديد-
هميشه طبقه بالا يه جاي اضافي هست
.:: آدرس پيج اينستاگرام ::. _thearcadian_
بله لطفاً؟
کسي ديگه اي پياده نميشه؟
تا کجا ميخواي بياي، عزيز؟ تا کل مسير، آره؟
چيپينگ کامپتون ايستگاه آخر
اينجا برمي گرديم به آکسفورد
!ايستگاه آخر
لطفا، همه مسافرا پياده شن
چند دقيقه منتظر ميموني؟
قضاي حاجت
...خدايا
يخ زدي؟ آره؟
امشب رو آسمونايي
زود باش ديگه، راه بيفتيم
.:: ترجمه و هاهنگ سازي توسط ::. ::. The_Arcadian .::
جسدش بعد از ساعت 6 توسط يکي از پليس هاي گشت محله پيدا شده
اسمشو ميدونيم؟
پروفسور پاتريک استنتون
با توجه به نامه ي توي جيبش و چرکنويس هاي رياضي تو کيفش
يکي از استاداي دانشگاه وولزي بوده
کيف پولش دست نخورده است؛ براي همين فک نکنم دزدي بوده باشه
يه بليط اتوبوس تو جيبش بود
که نشون ميده در سکوي دوم سوار اتوبوس 33 شده
اينجا زندگي ميکرده؟
پليس گشت اونو به عنوان يکي از اهالي محل نشناخت
شايد براي ملاقات کسي اومده بوده
بايد اومده باشه، مگه نه؟
اينجا به جز اين قبرستون چيزي نداره
ديشب براي گل بردن سر مزار يه کم دير بوده
ببينيم تو بازپرسي خونه به خونه کسي هست که اونو بشناسه
...دکتر
چي داريم؟
به خاطر هواي سرد ديشب
تشخيص دقيق زمان مرگ، خيلي مشکله
ولي احتمالا بين ساعت 10 و نيمه شب کشته شده
علت مرگ به نظر از دست دادن خون ـه
به خاطر تعداد زياد ضربه هاي چاقو
بعد از کالبد شکافي ميتونم بگم کدوم ضربه باعث مرگش شده
رو چشمش چيه؟
يه نفر با چاقو رو جفتشون طرح ضربدر (صليب) کشيده
يه جور حرکت مذهبيه؟
...اه
اينطور فک ميکني، گروهبان؟
به نظر من بيشتر شبيه چشماي يه دلقکه
بعيد ميدونم بيلي اسمارت علاقه اي به استخدام نيرو داشته باشه
بچه ها با جيغ از اين فراري ميشن
نماد ها عجيبن، سربازرس
نمادها عجيبن
که فک کنم منو ياد غيبت مورس انداخت
امروز با شما نيست؟
...نه، اون
مريضه...
اه
بله، خب تو اين وقت سال طبيعيه
اگه کار ديگه اي نداريد، ساعت 2 خوبه؟
طبق گفته هاي رييس دانشگاه وولزي پروفسور استنتون آدم محبوبي بوده
مدت 6 سال تو دانشگاه تدريس و
به تنهايي در شمال آکسفورد زندگي ميکرده
خانواده اي نداره؟- يه خواهر در سوانيج-
تا جايي که ما فهميديم با اين اوصاف يک مرد مجرد بدون حتي يه دشمن تو اين دنيا
مورس کجاست؟
معمولا ميتونه تو به دست آوردن نتايج مفيد کمک خوبي باشه
مريض شده، قربان
ماه قبل هم چند روز مريض بود، نبود؟
با کسي آشنا شده؟- تا جايي که من ميدونم، نه-
به گمونم به خاطر کار زياده
من احمق نيستم، ترزدي تو هم نيستي
خيلي وقته که ديگه مثل قبلش نيست
احتمالا به خاطر اتفاقات ونيز ـه
...خودشو مقصر ميدونه قربان، به خاطر
خب، در واقع به خاطر همه چي
تقريبا يکسال گذشته
...اگه نميتونه خودشو جمع و جور کنه
راستي قرار نبود به کيدلينگتون انتقالي بگيره؛
محيطشو عوض کنه همه اينا رو پشت سر بذاره؟
...بود، قربان ولي
خب، صادقانه بگم
به اينکه کنارم باشه عادت کردم
ما افسريم، ترزدي
شغلمون هميشه در درجه اول ـه
مهم نيست چه بهايي براي زندگي شخصي داشته باشه
...خب
اين نتيجه حملات متناوب ـه
...بيشتر زخم ها
گروهبان
به جلو و عقب بالا تنه وارد شده اند...
زخم ها به شريان اصلي، پايين قفسه سينه
و ناحيه شکمي نفوذ کردند
ضربه بعدي به بطن چپ قلب برخورد کرده
در برابر هيچ کدومشون اصلا شانسي براي بهبود نداشته
در مورد آلت قتل چي؟
يک خنجر تک تيغه بلند حدودا به طول 8 تا 12 اينچ
راست دست يا چپ دست؟
زخم هاي روي چشم فرق دارن
چون اين زخم ها بر خلاف اون؛ زخم هاي عمقي ان
ولي بيشتر ميخوره راست باشه تا چپ
دکتر
خب، اينجا چي داريم؟- چيز زيادي نيست-
فقط کاغذ هاي محل کارش ان
که ظاهراً با خودکار قرمز روشون علامت گذاشته
و يه نامه به آدرس استنتون در دانشگاه ولزي
پريروز فرستاده شده
تو چيپينگ کمپتون به چي دستگيرت شد؟
يه کم جاي دور افتاده اي ـه
هيچکدوم از اهالي محل نميشناختنش
لااقل هيچکس اسم و مشخصاتش رو شناسايي نکرد
خب، پس اونجا چيکار ميکرده؟
آکسفورد 2831
ميتونم با آقاي ترزدي صحبت کنم؟- نه-
نه، سرکاره
من خانم ترزدي هستم
يادم نمياد
بليطي داريم که نشون ميده مسافر اتوبوس شما بوده
شايد بوده باشه؛ ولي يادم نمياد
تا ايستگاه چيپينگ کمپتون مسافراي زيادي همراهتون بودند؟
شايد يکي، دو تا
ميتوني توصيفشون کني؟- مسافراي هميشگي رو، اره؟-
کارمند دفتري، يه معلم يه مست
دو تا مرغ عشق، آدماي مسن و دانشجو
کس ديگه اي نبود؟
خيلي دقت نکردم، چون نمي دونستم قراره ازم امتحان بگيرن
شما چطور آقاي پکت؟- من از پشت فرمون چيز زيادي نميتونم ببينم-
هوا هم مه آلود بود
با بدبختي کل مسير برگشت رو طي کرديم
تا قبل ساعت دو برنگشتيم
کسي ميتونه حضورتون رو تاييد کنه؟
يکي از مکانيک هاي شيفت شب، شايد
يا کسي که توي خونه منتظرتون بود
مادر زنم، نميتونه خوب بخوابه
براي همين وقتي رسيدم خونه يه چيزي براش درست کردم
شما چطور آقاي گرانت؟
نه خوشبختانه، هنوز کسي منو با قفل و زنجير تو خونه نبسته
خب، اگه هر کدوم از مسافراي ديشب رو شناختيد
فقط به گروهبان کارآگاه استرنج نشونش بديد
امروز غروب همراه شما هستند
باشه؟
باشه
نظرت دربارشون چي بود؟- راننده به نظر آدم خوبي ميومد-
ولي در مورد کوآزيمودو نظر متفاوتي دارم
آره، منم همينطور
عکس استنتون رو تا جايي که ميتوني به مسافرا نشون بده
ببين حافظه شون به کار ميفته يا نه
به قدر کافي تو اون اتوبوس بوده مطمئناً يه نفر ديدتش
...ميبخشيد، آقايون
کدومتون سربازرس کارآگاه ترزدي از ايستگاه پليس کسل گيت هستيد؟
اره، منم- يه تماس براي شما داريم-
سربازرس کارآگاه ترزدي- اه، ترزدي-
اتاق کنترل سعي کرد از داخل ماشين باهات تماس بگيره
همسرت تماس گرفته بود
گفت اگه ميتوني بياي خونه گفتش مسئله ضروريه
ممنونم، قربان
وين؟- اتاق کناري-
چي شده؟- صدمه اي نديده؛-
اول بايد اينو گفت- اين چيزيه که به ما گفتن-
منظورتون چيه؟
سم
يه نفر زنگ زد کاپيتان استنهوپ از واحد سم
هنگ شون اونجاست
همه حرفاشو يادداشت کردم
ميخواست بدونه ما خبري ازش داريم يا نه
گمشده؟- بدون اطلاع غيبت کرده-
افسرش گفت
ظاهراً يه بعدازظهر مرخصي داشته
ولي بعدش به پايگاه برنگشته
نميدونن کجاست
سلام، رفيق
مطمئن نبودم امروز ميبينمت يا نه
بهتر شدي؟- اره، خيلي-
کجاست، ام...؟
رييس؟- همم-
اه، البته که خبر نداري، داري؟
از چي؟
آخرين بار توي يک بار محلي ديده شده طبق گفته هاي افسر فرمانده اش
شايد درگير يکي از دختر هاي محلي شده باشه
ظاهراً، خيلي از پسرا درگير ميشن
ولي هيچ کس نميدونه دختره کيه
حتما به خاطر دختره به پستش برنگشته ولي با شخصيتش جور در نمياد
...اگه ميخواي بري اونجا
...ممنونم، قربان ولي افسرش گفت
خودشون بايد به موضوع رسيدگي کنن
ميتوني تا هر موقع که بخواي پيش خانواده ات بموني
مطمئنم خانم ترزدي ازت ميخواد خونه باشي
وين، جوآن رو داره که ازش مراقبت کنه، قربان
فک نکنم دوست داشته باشه تو دست و پاش باشم
حقيقتش بهتره اينجا باشم، مشغول باشم
هر طور صلاح ميدوني، البته
چند تا از مسافرا پيش قدم شدن
تا کمکمون کنن يه پيش زمينه از افرادي که داخل اتوبوس بودن به دست بياريم
تا الان يه کارمند دفتري با سبيل و کلاه لبه دار حدودا 40 و خورده اي سال
يه دختر، 20 سال و خورده اي با کت باروني و چکمه هاي بلند سفيد
يه آدم مست قد متوسط، وزن متوسط
ظاهراً کارمند بوده، 30 سال و خورده اي
يه مرد جوون تر شايد دانشجو، مشغول مطالعه کتاب
و يک خانم مسن، احتمالا بازنشسته
No comments yet. Be the first to leave one.