The first 156 lines.
داري باهام شوخي مي کني؟
جويي؟ جويي؟ جويي؟
بيدارت کردم؟
" ماجراي " لباسهاي عروسي
ksjvk تنظيم از
گانتر ، ميشه يه فنجون ديگه قهوه بدي؟
وقتي اينجا کار نمي کني چه کار مي کني؟
لازم نيست سکوت رو به هم بزني- باشه ، ممنون-
اين چهارمين فنجون قهوته
خسته هستم چون جويي خُرخُر مي کنه
تو يه اتاق ديگه هست؟ صداش اينقدر بلنده؟
بايد صدام رو بشنوي
.چيزي نيست که بهش افتخار کني بايد بري کلينيک خواب درماني
بهت گفتم که به هيچ کلينيکي نميرم
.من مشکلي ندارم تو مشکل داري
" تو هم بايد بري کلينيک " بچه ننه ها
همچين چيزي ندارن- آره ، دارن-
!بچه ننه من رو تنهام بزار
اولين جلسه کلاست رو داشتي
با يکي که خوابش سبک بود قرار داشتم
هر وقت خُرخُر مي کردم ...منو مي چرخوند
!آخ جون
فقط من رو مي چرخوند و من ديگه خُرخُر نمي کردم
اگه يه بار ديگه خُرخُر کني !مي چرخونمت
من کاري رو که بايد بکنم مي کنم تو هم کاري رو که بايد بکني بکن
سلام بچه ها
!المپيک
ديگه قرار گذاشتين؟
نه ، هنوز نه
هنوز باورم نميشه نامزد کردي
چون که خيلي زوده نه اينکه يه بدبختي
.ممنون کسي ريچل رو ديده؟
تو خونه نشسته و ظرفها رو نمي شوره
دارم ميگم من هيچ کاري باهاشون نمي کنم ...حتي اگه هنوزم روشون
وقت برگردم خونه مي شورم
...گوش کن ، اميلي يه لباس تو لندن پيدا کرد
الان؟
آره ولي اندازش نبود
يه مغازه اينجاست که يه دونه از سايزش رو داره
...ولي داماد نمي تونه لباس رو ببينه و
واست مي گيرمش- ممنون-
کارهاي نيمه تموم تو رو انجام ميده ...لباس عروس مي گيره
!شق - شق
شق شق چيه؟
!مي دوني ، شلّاقي
!شق شق
شلاقي که اينطور نيست
...شلاقي اينه
منم همين کار رو کردم
هيچ کاري نمي توني بکني
سلام مون دارم ظرفها رو تميز مي کنم
يه دقيقه وقت داري؟
به هر حال مي خواستم يه استراحتي بکنم
...خوب ، گوش کن
...مي دونم که فرصت حرف زدن رو نداشتيم...
از وقتي من و اميلي تصميم گرفتيم... .ازدواج کنيم
و مي خواستم بدونم تو چه احساسي داري؟
اگه تو ازدواج کني ...من يه خورده احساس
مي دوني؟
...قطعا غافلگير شدم ولي مي دوني
.حالم خوبه...
فقط خواستم بدونم
لطفته ، ممنون
تو عالي هستي
مي دونم که يه روزي واسه تو هم اتفاق ميفته
فقط صبور باش
" صبور باشم؟ "
...نه ، منظورم اين نبود که
عزيزم ، از رابطه جدي من و جاسوا چيزي نشنيدي؟
فکر مي کردم تا حالا چهار بار قرار گذاشتين
گمون نمي کردم که چيزي بشه
نه ، ميشه
.نه ، اونها چهار تا قرار عالي بودن
.منظورم ، ارتباطه
احساسي ، رواني مي دوني که؟
جسمي
باور نکردنيه- مي دونم ، مگه نه؟-
من اونجا با جاشوا هستم و تو هم اونجا با اميلي هستي
و يه جورايي برابريم
بايد برگردم سر ظرف شستنم
منم بايد برگردم سر کار
مي دوني ، چي من رو خوشحال مي کنه؟
آره ، چيه؟
اگه چهارتامون بتونيم با هم باشيم
راستش ، اميلي همين آخر هفته مياد شهر
چرا يکشنبه شب با هم شام نخوريم؟
!عالي ميشه
!بسيار خوب ، قرار ميزاريم
صبرو باش خودت صبور باش
چيزي گفتي؟- نه ، آواز مي خوندم-
!اوه ، خداي من
!اين يکي رو نگاه کن
خيلي خوشگله
مي دوني ، تقريبا نصف اينها طلاق مي گيرن
مي تونم کمکتون کنم خانمها؟
اومدم اينجا يه لباس رزرو شده رو برم
اسمتون چيه لطفا؟
اميلي والتام- بله ، اينجا دارمش-
مي خواهيد بپوشيدش خانم والتام؟
خوشگل ترين عروسي هستي که تا حالا ديدم
خوشگلم ، مگه نه؟
خانم والتام؟
داريم مي بنديم
بسيار خوب
ميشه حلقه ام رو پس بگيرم؟
.خوب ديگه رفيق .موقع چرخيدنه
!بايد بري کلينيک !بايد بري کلينيک
!و يه شلوار فروشي
فنجون استفاده مي کنه؟
بله ، مطمئنم مي کنه
بشقاب استفاده مي کنه؟ !بله ، مطمئنم مي کنه
ممنون
خيلي ممنون
ممنون که تشريف آوردين
!يه لحظه- !نه ، نه! بزار بيام تو
ميشه فقط يه لحظه صبر کني؟
!نه ، بايد بزاري همين الان بيام تو
تنهايي؟
باشه
مزخرفه
مجبورم قبل از اينکه برم به اون کلينيک احمقانه شب رو نخوابم
خيلي خستم
ساعت شش هست
شنيدم که تو و جاشوا ميخاين با اميلي و راس بريد بيرون
فکر مي کنم واقعا عاليه
ريچل ، فکر مي کنم واقعا خوب داري باهاش کنار ميايي
باهاش کنار ميام؟
چيزي وجود نداره که باهاش کنار بيام
شايد اگه براي خودم و جاشوا نبود مشکل داشتم
به هر حال اونها ازدواج نمي کنن
، اونها تو اين کار خيلي عجله کردن !مسخرست
مثلا واسه چند سال نامزد ميشن؟ يه سال؟
يه جوري ، يکيشون مي فهمه که ...چه کار کردن
.تموم شده بدونيدش...
دارم بهتون ميگم ، شماها قبل از اينکه تو عروسي اون برقصيد ، تو عروسي من مي رقصيد
.مي دوني ، من تو عروسي نمي رقصم
چرا نمي رقصي؟
عروسي جايي هست که با زنها ملاقات مي کني
وقتي مي رقصم .اينجوري ميشم
سلام رفيق
از امروز تا چهار هفته چه کار مي کنيد؟
هيچ کار- هيچ کار-
...من
.بيکارم...
چون من واميلي تو يه ماه ازدواج مي کنيم
تو يه ماه؟
منظورت سي روزه؟
از حالا؟
!عاليه
اميلي هميشه مي خواست تو جاي قشنگي ...ازدواج کنه ولي جايي که والدينش ازدواج کردن
.يه شهر مخروبه شده....
مي دونم احمقانست ...ولي همه چي احمقانه بوده
.و من احساس مي کنم خوبه...
!اون ، روز بعد از شروع عادت ماهيانم هست
!اين مال من نيست
چه خبر؟
No comments yet. Be the first to leave one.