The first 200 lines.
با افتخار تقديم ميکند Opus-sub تيم ترجمه
براساس داستان حقيقي چه سون، اولين زن کره اي استاد خوانندگي پانسوري
پانسوري ژانر موسيقي قصه گوي محبوب کره اي است که تاريخش به قرن هفدهم بازميگردد
براي صدها سال، اين هنر تنها توسط مردان اجرا ميشد درحاليکه قانون زنان را از اجراي آن در محافل عمومي منع کرده بود
زندگي به عنوان يه دختر
بدون اون دو تا توپ آويزان سخته
اسمش شيم چونگ بود
در طغيان طوفان زمستاني
چونگ دست مادرش رو گرفته بود
شايد اين مسيري رو به دنياي زيرزميني بود
مادر چونگ خون سرفه ميکرد
اميدي بهش نبود
مادر آخرين آرزوش رو گفت
به خاطر روزهايي که با هم داشتيم
از گشنگي در امان نگهش داريد
من خيلي مريضم
...من
وقت زيادي ندارم
مامان
مامان
خب
اين تقريبا داستان شيم چونگِ
بايد خواندن رو ادامه بديم
هنوز شيرش رو ندادم
صورتمُ نميشناسه
چطور ميتونم اينطوري بميرم؟
نميتونم به اين سفر برم
چون اشک ديدم رو تار کرده
و وزن پاهام منو پايين ميکشه
هر چقدر ميخواي گريه کن
قبل از اينکه بفهمي دوباره ميخندي
اُپراي پانسوري اينطوريه
داستان شيم چونگ درست مثل ماله من بود
براي همين ميخواستم يه خواننده بشم
آواي يک گل
به تلوتلو خوردن چونگ نگاه کنيد
انگار طوفان بهش زده باشه به فکر فرو رفت
پرنده ها پرواز ميکنند
همه پرنده ها
توي اين کوهستان پرواز ميکنند
کوکو کوکو
در آن کوهستان هم
کوکو کوکو
آکادمي دونگلي اولين مدرسه پانسوري چوسان
بيايد شروع کنيم
قبلا در مورد خصوصيات يه خواننده اپرا صحبت کردم
چي هستن؟
اول ظاهر
يه خواننده بايد براي مخاطبانش ظاهر خوشايندي داشته باشه
يه ظاهر مورد پسند
لب هاي قرمز و گوشتالو
بيني برجسته و چشم هاي گرد و بزرگ
مثل يه گاو نر
مهمترين خصيصه ابرو
ابروها بايد به سياهي زغال باشه
دومين خصيصه فصاحت بيانِ
اينکه خوب متوجه داستانت بشن
چرا چونگ خودش رو داخل دريا انداخت؟
...چرا لاک پشت گول خرگوش رو خورد
يه خواننده بايد بدونه در مورد چي ميخونه
نه فقط اينکه لب هاش رو تکون بده
بذاريد يه سوال ازتون بپرسم
،چون هيانگ دختر يه گيسانگِ يه سرگرم کننده
که اين باعث ميشه اونم يه سرگرم کننده بشه
اما اون جرات کرده که به دادرس خدمت نکنه
و از وظيفه اش به عنوان يه گيسانگ تخطي کرده
چرا به معشوقش وفادار موند؟
...نميدونم
چرا اون کارو کرد؟
چرا من اينطوريم؟
چطور کارم به خانه گيسانگ کشيد
اما گيسانگ نشدم؟
مهمترين چيز براي يه خواننده صداشِ
خب مهمترين چيز توي پانسوري چيه؟
بازي کردن
....بازي کردن
حالا
،تو صحنه خودت رو داري چي رو آشکار ميکني؟
صدات
چطور؟ با تکون خوردن
تمام چيزي که بايد بهش تکيه کنيد باد بزنتونِ
اين يه وسيله براي يه پدر نابينا است
و يه ارّه وقتي هونگبو کدو رو نصف ميکنه
هر حرکت انگشتتون حتي يه حرکت کوچيک
هر قدمي که برميداريد
باعث ميشه مردم بخندن و گريه کنند اين چيزي که بهش ميگن پانسوري
بايد کاملا بهش احاطه داشته باشيد
کي روي صحنه است؟ ...من، روي صحنه
برادر خوب و بد شو
!لاک پشت احمق و خرگوش حقه باز شو
دادرس شهواني و چون هيانگ زيبا شو
من مادر و معشوقش ميشم
من پدر نابينا
!و چوبش ميشم
.بشو اون دختر از خود گذشته، چونگ
در پهناي بينهايت آب
مثل يه مرغ دريايي پرواز ميکنه
به داخل آب شيرجه ميره
مثل يه روح باکره موهاش بهم ريخته است
در کف سرد سلولِ زندانِ ساکت
تمام فکرش معشوقه اش
...دلم واسش تنگ شده
قربان
چيه؟
...آهنگ
....نواش
از نواش خوشم مياد
واقعا؟
چه آهنگيه؟
اسمش "موهاي بهم ريخته" است
...موهاي بهم ريخته
به نظر غمگين مياد
دردناکِ
با اين وجود زيباست
اين آهنگ
غمگين، دردناک، و زيبائه همزمان؟
به غمگيني وقتي که کسي تمام شب رو گريه کنه
و دردناکي داشتن يه غده توي گلوت
و وقتي بالاخره تصميم گرفتي اشکهات رو خشک کني
اشکهات تبديل به دانه هاي شبنم ميشه
و ميافته
ميچکه
ميچکه
ميچکه
به زيبايي صداي افتادن قطره هاي شبنمِ
قربان
ميخوام بخونم
ميخوام خواننده شم
نميتوني
...اما چرا
چرا نميتونم؟
حتي براي خوانندگي هم قانوني هست
همونطوري که يه مرد نميتونه دامن بپوشه يه دختر هم نميتونه بخونه
اما چرا يه دختر نميتونه خواننده بشه؟ منم گلو دارم
توي شکمت قدرتي نداري
خرگوش تقلا کرد
و بالاخره به خشکي رسيد
از مرگ فرار کرد
اين خرگوش کيه؟
عوام
آدماي خوبي که غذايي براي خوردن ندارن
کي شاه اژدهاست؟
دادرسي که از مردم فقير اخاذي ميکنه
!دادرس يه عوضي حريصه
شبيه نجيب زاده هايي
در مقام يه نجيب زاده خوب پارس ميکني
تظاهر ميکنم که يه سگم، نه يه مرد
به اين توي اپرا ميگي "بازيگري"؟
چقدر در مورد اپرا ميدوني؟
کي هستي؟
من فقط يه روح سرگردانم که توي کشور سفر ميکنه
اسمم "سوکپا" لي ها اونگِ
سومين پسر شاه قبل
و هشتمين نسل اينپيونگ بزرگ
بايد بهاي نشناختتون رو با مرگم بدم
من نه شاه اين کشورم نه افسر دربارم
فقط يه مرد آواره ام
اما شما از خون سلطنتي ايد
دارن نگاهمون ميکنن بيايد مثل آدماي عادي بنوشيم
اما سرورم
يعني آقاي سوکپا
اينطوري بهتره
توي زندگيم فقط يه چيز ميخواستم
که شهرت و اعتبار بدست بيارم
...شهرت و اعتبار
توي سن هفت سالگي هفت تا از کلاسيک هاي چيني رو کامل کردم
اما کجاش خوبه؟
توي طبقات پايين به دنيا اومدم و ميتونم اميد داشته باشم
توي طبقات پايين دستيار دادرس بشم
چرا خوانندگي؟
چون به اشراف زاده هاي فاسد تعلق نداره
براي طبقات پاييني مثل من داستانها هست
ميخواستم اين داستانها رو براي عوام بگم
و اينطوري تسليشون بدم
اين راه به دست آوردن شهرت و اعتباره
به دنياي که توش زندگي ميکنيم يه نگاه بندازيد
طبقه حاکم فاسد، عوام رو ميکشه
مهم نيست چقدر سخت تلاش کنم و بخونم
هيچوقت از اون اشراف زاده هاي فاسد پيشي نميگيرم
حداقل تو مثل من يه جنازه متحرک نيستي
خاندان آندونگ کيم مرتب مراقبمن
جاسوسيم رو ميکنن که يه وقت دنبال قدرت نباشم
تا فکر اين نباشم که پسرم رو روي تخت بنشونم
اگه چيزي ببينن توي بُريدن سرم ترديد نميکنن
سرورم
بايد قوي بمونيد
شما بهتر از هر کس ديگه اي رنج اين مردم رو درک ميکنيد
شما تنها اميدي هستيد
که ميتونه طبقات جامعه رو زير و رو کنه
براي يه مرد مست نگاه خيره اي داري
به راحتي مست نميشم
فقط تظاهر به مستي کردم که راحت باشيد
با اين رفتارت
!گولم زدي
قربان گستاخيم رو ببخشيد
نگران نباش شوخي کردم
حدس ميزنم براي شما و من
نقش بازي کردن تنها راه براي تحمل زندگي توي اين کشوره
شايد اينطوري زماني يه روز خوب رو ببينيم
بيايد وقتي اوقات خوب اومد دوباره هم رو ببينيم
No comments yet. Be the first to leave one.