So Long, Marianne

So Long, Marianne

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

So Long Marianne S01E06 Back to Hydra 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 So.Long.Marianne زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 188 lines.

و ناشرم، تلفن‌هامو جواب نمیده

واسه همین، مجبور شدم با تو تماس بگیرم

خب، اوضاعش چطوره؟

اونجا، اصلاً فروش داره؟

نه، لنی، فروش نداره

مطمئنم برای همینه که جواب تلفن‌هاتو نمیدن

من با مایک تو آژانس صحبت کرده بودم

و اون گفت که مک‌کلند و استوارت

کتابت رو تو آمریکا چاپ نمی‌کنن

ضرر با خودشونه

اونا اصلاً جرئتش رو هم ندارن

که یه رمان تحریک‌آمیز رو چاپ کنن

آره، باید خیلی با اینا مدارا کنی

و هیچی نخوندن

اگه جویس بخزه و بره تو

تو کونشون تخم بذاره هم نمی‌شناسنش، می‌فهمی؟

گور باباشون، مگه نه؟

پس واقعاً اصلاً فروش نداره؟

واقعاً، نه

فکر می‌کردم شاید حداقل تو یه بخش حاشیه‌ای

بخش پی‌اچ‌دی مونترال، فروش داشته باشه

یعنی، من واقعاً به این کتاب متکی‌ام و

هی لنی، لنی، بیا، گوش کن بهم

شاید دیرتر بگیره، می‌دونی؟

رونق می‌گیره

پس حس نمی‌کنی نویسنده بدی‌ام، درسته؟

نه، دارم راستشو بهت میگم

من بهت ایمان دارم

من به ما ایمان دارم

فقط سخته، می‌دونی، این بازی خیلی

خیلی، خیلی

لنی... بی‌رحمه

می‌دونی؟ بی‌رحمه

لنی، فقط عاقل باش و به نوشتن ادامه بده، باشه؟

صبح بخیر. صبح بخیر

دارن سیم‌های تلفن رو وصل می‌کنن

شاید اگه کتابم یه چنتا نسخه هم بفروشه،

ما هم بتونیم واسه خودمون داشته باشیم

تلفن خودمون!

خیلی باحال میشه

خیلی بزرگونه

آره

یه چیزی بزن

واسه مخاطب دو نفره‌م؟

اوهوم. بزرگ‌ترین طرفدارات

تنها طرفدارام

ما بیشتر می‌خوایم

آهنگ‌های بیشتر

واقعاً، همینا رو دارم

خب، قشنگ بود

واقعاً باید برم سر کارم

اوه، چرا همینجا نمی‌نویسی تا بتونیم بریم بیرون؟

برام خیلی راحت‌تره که بیرون بنویسم

فقط یادت باشه آب بخوری

آب زیاد. باشه، ماریان

و یه کلاه بذار سرت، لطفاً

آخه دیروز ۱۲ ساعت اونجا بیرون بودی

سلام. سلام

رفته بودی خرید؟

آره، تازه یه کم خرید کرده بودم

همین الان داشتم میرفتم کامینی اگه میخوای باهام بیای

شاید بعدش بتونیم بریم شنا یا یه کاری بکنیم

آره، حتماً

آره

برای چی داری میری کامینی؟

دارم میرم یه آقایی رو ببینم راجع به یه قایق باری

ما داریم میریم

چی؟ چی؟

کِی؟ چرا؟

می‌دونی، چون داریم آروم آروم اینجا می‌میریم

چون هر دومون می‌دونیم چقدر راحت

می‌تونیم همدیگه رو آزار بدیم و زخمی کنیم

و فکر کنم همیشه سعی می‌کنیم از این کار دوری کنیم

جورج تا یه ماه دیگه میره

و وقتی جا پیدا کنه، ما هم بهش ملحق میشیم

وقتی اولین بار اومدم اینجا،

یعنی، مثل اولین بار تو زندگیم بود

که حس یه غریبه رو نداشتم

تونسته بودم یه زندگی بسازم

و برای مراقبت از خانواده‌م و نوشتن وقت پیدا کرده بودم

و ما تقریباً اولین خارجی‌ها تو جزیره بودیم

پانزده سال بعد، همه جا پر از اوناست

دارم حس می‌کنم خودم یه تبعیدی‌ام

و همه این جدیدیا، هیچ‌کدومشون

نمی‌خوان ما اینجا باشیم

نه، اینو نمی‌گی

تو و جورج، شما خود این جزیره‌اید

شما کل جامعه رو کنار هم نگه داشتید

اوه خدای من، ما به زور خودمونو نگه داشتیم، عزیزم

من اینجوری بزرگ شدم

یه جورایی دورافتاده زندگی می‌کردیم و نسبتاً فقیر بودیم

اما ساحل رو داشتیم

و اون یه جور مهد کودک و زمین بازی ترکیبی بود

همیشه می‌دونستی که می‌خوای بنویسی؟

مادرم شعر می‌نوشت

اونا رو پاره می‌کرد و مینداخت تو آتیش

ولی خب، فکر کنم معنای خاص خودمو از اون می‌گیرم

از اون می‌گیرم

می‌خواستی چی‌کار کنی؟

بازیگر

آره، معلومه

ولی الان دیگه دیره

نه، هیچی دیر نیست

باید انجامش بدی

لئونارد چطوره؟

خیلی وقته ندیدمش

خب، بیشتر وقت‌ها مشغول نوشتنه، دیگه...

کثافت، لعنتی

هیچی نیست

هیچی نیست

تو جاده لاریسا گم شده بودم

همون جاده صاف بین درختای سدر

فکر می‌کردی من مرد راهم

و بخاطر همین مردونگی دوستم داشتی

اما من همچین مردی نبودم

من همچین مردی نبودم، گم شده بودم

تو جاده لاریسا گم شده بودم

تو جاده لاریسا گم شده بودم

گم شده بودم

من همچین مردی نبودم

من هیچ‌وقت مرد نبودم

کثافت، کثافت، لعنتی، لعنتی

احساس می‌کنم نباید اینو بگم

ولی فکر کنم وسواس گرفته

نه غذا می‌خوره، نه می‌خوابه

تلاش می‌کنم ولی، می‌دونی، نمی‌تونم بهش برسم

و صبح زود کار می‌کنه

و بعد شب دیر میاد خونه، و فقط...

آره. نمی‌دونم

خب، چقدره که اینجوریه؟

یک ماه؟

بیشتر، یکم بیشتر، شاید. آره

پسرت چطوره؟ کجاست؟

پیش همسایه‌مونه

یک روز در هفته نگهش می‌داره

که روز تعطیلی منه

آه، آره. یه روز تعطیلیه

اشکالی نداره

مراقب باش هویتت رو از دست ندی، ماریان

منظورت چیه؟

من...

من خودمم

فقط می‌گم، گول اون چیزی رو که جامعه بهت قالب می‌کنه نخور

که اینه که...

می‌دونی، اینکه کار زن تو خونه‌ست

نمی‌دونم، من تمام زندگیمو، می‌دونی...

اسیر سه تا بچه‌ی کوچیکم و جرج بودم

فقط کار، کار، نوشتن، نوشتن، بی‌وقفه نوشتن

و، می‌دونی، به زور یک دقیقه وقت برای نوشتن پیدا می‌کنم

یا یه کار خلاقانه اینجا

و در کنار صبحونه و ناهار و شام

و آشپزی و لباس شستن و تمیزکاری، و من فقط...

فقط فکر می‌کنم برای هر زنی مرگباره

که جاه‌طلب یا بااستعداده

خب، فکر می‌کنی چی‌کار می‌کردی

یا خیلی فرق می‌کرد

اگه بچه نداشتی؟

آره

دوستشون دارم، اما...

نمی‌دونم

فکر کنم بیشتر زن‌ها دروغ می‌گن وقتی میگن ازش لذت می‌برن

فکر کنم اونا فقط...

فقط اینو میگن چون این چیزیه که ازشون انتظار میره

و من نویسنده‌ی بهتری از جرج هستم

اما من هیچی نتونستم خلق کنم

منظورم اینه، شاید ایده‌ی این رمان‌نویس زن استرالیایی

اید‌ه‌ی چارمیان کلیف

ولی واقعاً فقط یه مسخره‌بازی محضه

خب، حالا که داری برمی‌گردی استرالیا

می‌خوای چی‌کار کنی، چی؟

فکر کنم دوست دارم نویسندگی رو امتحان کنم

برای تلویزیون و فیلم

تو می‌خوای چی‌کار کنی؟

همین اخیراً، این...

یه برند لباس تو آتن هست

و ازم پرسیدن که می‌خوام مدلشون بشم یا نه

پس می‌خوان همینجا تو جزیره عکاسی کنن

و من مدلشون میشم

خب، این هیجان‌انگیزه

امم

لئونارد

سلام. سلام.

چرا از خونم متنفری؟

چرا؟

چرا از خونم متنفری؟

لعنتی!

لئونارد؟

کسی خونه‌ست؟

So Long, Marianne subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left