The first 200 lines.
اینجوری غیبش زد!
برنامه سفر مشخص بود: صبحونه تو کافه، ۹:۳۰
۰۰، بیرون کافه همدیگه رو ببینیم برای آمادهسازی نهایی، ۱۰:۱۵
پیادهروی از کافه تا پول ماور
بعدش دور بزنیم برگردیم به نقطه شروع دیروز
چرا باید زودتر میرفت؟
شاید یه چیز کمتر سختگیرانه میخواست
مثلاً یه اردوگاه آموزشی SAS
این پیادهرویا یه کم سنگینه، اَن
۴۰ دقیقه است سرمو بالا نیاوردم
اگه یه موزیک ریتمیک بذاری
انگار داری تو "فیتنس فرست" رو تردمیل میدویی
نمیفهمم
کارن قبول کرده بود با من صبحونه بخوره
و من خیلی منتظرش بودم
چون با کارن یه گپ درست و حسابی نزده بودم
از رفتارش خوشم نیومد
با استفن که یه نوجوونه، لاس میزد
من ۱۹ سالمه، مامان. یالا، سرعتتون رو حفظ کنین
باشه
اوه، این محشره.
حیف که کارن اینجا نیست
اوه...
فکر کنم هست، بچهها
اوه، خدای من
بهتره به پلیس زنگ بزنیم
من زنگ میزنم. نگاه نکن استفن، نگاه نکن!
جنی؟ مامانم
هی، خیلی سریع جواب دادی!
چرا اونجا صدا اکو داره؟
من دختری تربیت نکردم که تو دستشویی تلفن جواب بده
میرم سر اصل مطلب، بله. یه جسد پیدا کردیم
این پنجمین نفره که تو دو سال اخیر اینجا سقوط کرده
مردم کی میخوان بفهمن ورزش آدمو میکشه؟
داشت چیکار میکرد؟ تجهیزات مناسب نداشت؟
اون کفشا؟
انگار داره میره جشنواره
خوش به حالش
چه اشکالی داره آدم یه کم باکلاس باشه، مگه نه؟
یه ژاکت قلبی و یه کولهپشتی پلنگی؟
باکلاس؟
من دقیقاً همون کولهپشتی رو دارم
قشنگه
مامانت چطوره؟
یه کم شوکه شده
خانم ام، زیاد درد نکشیده
کاملاً درد کشیده
چه طرز مرگ وحشتناکی. از نظر من جهنمه
اساساً له و لورده شده
حالت خوبه؟ قضیه وحشتناکیه
این مکان خاطرات بدی رو زنده میکنه
اینجا پروندهای داشتی؟ یه خودکشی؟
اوه، نه، نه، نه، تعطیلات خانوادگی
کل و بچهها رو آورده بودم اینجا برای پیادهروی
سعی کردم تاریخچه این آبشارها رو بهشون یاد بدم
افسانه اسگوید گلادیس، بهشون یاد بدم میراثشون رو بشناسن
دخترای نوجوون؟
با خودم فکر میکنم، بهتر بود میرفتیم تنریف
بگذریم، چی داریم؟
مثل اینکه سقوط کرده
از پریدن انتظار داری آسیب به پایینتنه وارد بشه
اگه میپرید موقع برخورد صاف وایساده بود، ولی زن ما اینطور نبود
علت مرگ، به نظرم...
ضربه به سر از برخورد با سنگهاست
البته نمیتونیم چیز دیگهای رو رد کنیم
تا وقتی کالبدشکافی و سمشناسی رو انجام ندادم
باشه. ما رو در جریان بذار. اطلاعاتی از هویتش داری؟
آره، طبق گفته مامان، تو گروه پیادهروی تازهوارد بود
نصفه نیمه لاغر و "چشمای لجباز" داشت
تنها اطلاعات دقیقی که به ما داد
اینه که اسمش کارن بارنز بود
نه، نیست. یه آدرس اشتباه داده بود
تو پایگاه داده سوابق کیفری هم نیست
یه رازه
بجنب، بجنب!
ممنون
چطور یه نفر رو پیدا کنیم؟
یه بازیگر خوب، یه بازیگر واقعی، به کلمه یا حرکت نیاز نداره
اونا میتونن با دو چیز به ذات شخصیت دست پیدا کنن
چشما. شریل، میشه بیای اینجا لطفاً؟
گوشوارههای باحالی داری
میخوام از رو این برگه بخونی
قراره یه سری احساسات رو مرور کنیم
و من سعی میکنم فقط با استفاده از چشمام اونا رو به تصویر بکشم
و حرکت!
خشم
عشق
خیانت
شهوت
غم
ترس
تعجب
دوباره، سریع
خشم. عشق. خیانت. شهوت. غم
ترس. تعجب
حالا ثابت!
بله، چشما گویای همه چیزن
ممنون
حالا، کمدی فیزیکی
این. محشره
آها، اون؟ آره.
اون مجموعهی مسترکلاس بازیگری منه.
مقاومت کردم ولی ایجنتم گفت آخرش
این هدیه من به این حرفه خواهد بود.
«نگاهی قدرتمند به پشت پرده جادوی بازیگری.»
حرفهای من نیست، جرمی آیرونز گفت.
آره. خب، اینجا چه خبره اصلا؟
دارم همه چیز رو دوباره مرتب میکنم.
هر سه سال یکبار این کارو میکنم وگرنه مغزم قفل میکنه.
آب آلو خشک امتحان کردی؟
مامان قسم میخوره که وقتی میخواد «اون پایین رو خالی کنه» عالیه.
چه باحال، خیلی تصویرسازی خوبی بود. یادم میمونه.
خب، کارآگاه مالوان، هر دو میدونیم چرا اینجایی.
پس دیگه لفتش نده، بگو چیه.
اوه، فقط سر زدم یه گپی بزنیم.
پس هیچ ربطی به این شخص مرموز
و ناشناس نداره؟
تو روزنامه خوندمش.
هویتش پاک شده، ولی مگه ما واقعا میتونیم خودمون رو پنهان کنیم؟
آره، میدونستم پایه ای. یه چایی دم میکنم.
بیسکوییت نداری که؟
ماشینی تو پارکینگ مسیر پیادهروی نیست.
و هیچ راننده اتوبوس یا تاکسیای اون رو به یاد نمیاره.
پس فکر میکنیم باید پیاده اومده باشه.
جالبه.
میتونه سرنخ باشه، چاپل میتونه سرنخ باشه.
میتونه سرنخ باشه.
شاید هم داری مثل یه آدم عجیبوغریب با خودت حرف میزنی، چاپل.
اوه، خدای من!
یه ذره اخطار قبل از منفجر شدنت خوب بود!
این کت. این کت سزاره.
چرا بهم نگفتی کت سزار رو داری!؟
این خیلی مهمه!
فکر کنم اینجا دو تا معما داریم.
اون آدم گمشده و تو.
من معما نیستم. من سادهام. مثل کتاب باز هستم.
همه اینو میگن. مامان همیشه میگه.
چه خوب.
ولی تو مثل بقیه طرفدارای دوآتیشه سزار نیستی.
چرا اینقدر دوسش داری؟
تو یه پلیس حرفه ای هستی آخه.
خودت میدونی که چطور کار میکنه.
خب، همینجوریه دیگه.
در هر حال ما اینجا نیستیم که در مورد من حرف بزنیم.
داریم در مورد کارن حرف میزنیم.
پس دیگه حرف کت رو نزن، جان چاپل.
خیلی دیگه درگیرشی.
چی میتونی در مورد کارن بهم بگی؟
اون کیه؟
خب، اون یه بچگی بدون پول و امکانات داشت.
بستههای شکر پیدا شده تو جیبش
اونا رو میخواست، استفاده نکرده بود.
ولی یادش میاد که نداشتن چطور بود.
بله، و یه ساقه سیب با دو تا دونه.
که یعنی تمام هسته سیب رو میخوره.
حالا این خیلی جالبه.
چرا؟ چون منم این کارو میکنم.
عالیه. یه اعلان عمومی میفرستم برای هرکی که بسته شکر کش میره
و مثل یه آدم عجیب غریب سیب میخوره.
باید اینو سریع جمع و جور کنیم.
تشکیل دادن یه تصویر از روان این زن
اگه میخوای قاتلشو پیدا کنی مهمه.
چی؟ فکر میکنی کشته شده؟ معلومه که آره.
بله، نگاه کن. کفشهاش.
و گوشی نداره؟ نمیتونیم اینو نادیده بگیریم.
ولی داریم روی این فرضیه کار میکنیم که گوشیش
وقتی افتاد از جیبش لیز خورده و آب برده.
خب، بهتره کار کنی
روی مهارتهای مشاهدت چون گوشیها لیز نمیخورن بیرون
از لگینگهای تنگ.
در مورد لگینگ میدونی؟ مگه همه نمیدونن؟
نه، قاتل کارن گوشیش رو برداشته
تا نذاره تو بفهمی اون واقعا کی بوده.
ولی کی؟ یکی از گروه پیادهروی؟
این گروه پیادهروی مامان منه که داریم در موردش حرف میزنیم.
نمیتونی فکر کنی که یکی از اونا یه غریبه رو میکشه؟
اون غریبه نبود.
هرکی کارن رو کشته، معلومه که میشناختش.
البته من بدون اینکه بیشتر بدونم نمیتونم بگم کی.
در مورد مظنونهامون.
منظورم این نبود. من از الیاف مصنوعی متنفرم.
پوستم رو به خارش میندازن.
شانس آوردی که مغازه خیریه لباس پیادهروی داشت.
این میتونه برات خوب باشه که از خونه بیای بیرون.
میدونی تنهایی آدم رو میکشه.
من تنها نیستم. فقط دوست دارم تنها باشم.
تفاوت زیادی داره. کاش میشد.
آخه، یه کارآگاه هست
که همیشه آرامش منو به هم میزنه.
بیادب. خب، اوناهاشون.
همشون قبول کردن که برگردن و دوباره پیادهروی کنن؟
یه کمی ترسناکه.
خب، حالا، احتمالا بهتره من جلو بیفتم.
تو حس ششم منو برای آدما نداری.
اَه! ببین، فقط سعی کن لو ندی که داری کمکم میکنی.
اگه مچمو بگیرن که تو رو درگیر کردم، اون وقت ترفیع من
و شغلم به باد میره.
اونا هیچوقت شک نمیکنن که من درگیرم.
من فقط یه بازیگر بازنشسته محلیام. خب، البته با کمی شهرت.
یه آدم محترم و ستوده...
No comments yet. Be the first to leave one.