The first 200 lines.
... چه بد ميشد اگه وقتي اينا تو دبيرستان بودن
جاي اقاي "بنز" بودم
اگه بخواي بعد برنامه ميتونم به هم معرفيتون کنم
اگه 20 سالم بود شايد
الان با اينا باشم کارم به بيمارستان ميکشه
جرات نداري آبروي منو ببري
شنيدي چي گفتم ؟ - نه ، بايد اروم بگيري -
... پات رو از اين در بزاري بيرون
گوش کن به من
! "وايولت" ، خانم "مايلز" ! اينطرف
خودت گفتي يه بازيگر خوب بايد بين عموم هم خوب باشه
نميزارم از پيشم بري
پس نبايد مثل بچه ها مواظبم ميبودي
"اقاي "سيلور - بله ؟ -
حالتون چطوره ؟
حالش خوبه
فقط اومده بود منو بدرقه کنه
متوجه شدم که زودتر از موعد تصفيه حساب کردين
هتل ايرادي داشت ؟
... فکر کردم که خوب ميشه اگه
يه خونه اجاره کنم ، يه جاي دنج
فردا ميبينمت
دختره احمق
وقتي بفهمه از خدمات هتل خبري نيست
با تاکسي بعدي برميگرده
! کلانتري
! بلند شو
... شما به جرم رابطه جنسي با
فرد زير سن قانوني بازداشت هستين
ببرش بيرون
من 20 سالمه ، هر کار دلم بخواد ميتونم کنم
بيا اينجا
! هي ! اون مال منه - ! اين مدرکه ! بشين سر جات -
"و شما 17 سالتونه خانوم "پاتريشيا ادواردز
و کارت شناسايي مال نوادا دارين
که ميگه اين مسافرخونه محل زندگي شماست
آره ، اينجا خونمه
و تو هم زدي در رو شکستي
خودتم درستش ميکني
يه کار بهتر برات ميکنم
من کلانتر "لم" هستم
و تو هم بهم ميگي که جاکش ـت کيه
و مطمئن ميشم ديگه مجبور به اينکار نميشي
من مستقل کار ميکنم
واقعاً ؟
... پس پول اجاره رو ميدي ، مشتري پيدا ميکني
و از خودت هم دفاع ميکني ، همش تنهايي ؟
... چون تو خيابونا ميگن که
يه جاکش پيدا شده که به کار چند تا دختر رسيدگي ميکنه
حالا بگو طرف کيه ؟
باشه ، هر جور راحتي
کفشت رو پا کن
واسه گردش ميريم مرکز شهر
تا اونجايي که قانون اجازه ميده کاري کن بهش سخت بگذره
رابرتس" ميخوام با" خانوم "پاتريشيا ادواردز" اشنا بشي
و ميخوام که دنبال والدينش بگردي
وقتي دنبالشوني دنبال خرگوش عيد پاک هم بگرد
و کارهاي اداري دستگيري رو هم انجام بده
... شايد يکم تو کلانتري که بمونه
هوس کنه تا باهامون همکاري کنه
فعلاً اينجا ميموني
واقعاً ميخواي اين بچه رو بازداشت کني ؟
نه ، اما تا 24 ساعت ميتونيم نگهش داريم
قبل از اينکه بتونيم محکومش کنيم
... ميخوام براش رختخواب بياري
تو دفتر من بايد بخوابه
و حواست بهش باشه
شايد تا صبح زبونش باز بشه
بله قربان
"جک" - بله ؟ -
دادستاني و خانوم "اوکانل" منتظرت هستن
جک" ، فقط حقيقت رو بهشون بگو"
مطمئن نيستم کمکي کنه
وقتي خانوم "کالوم" بازم کرد به طرف اقاي "ريزو" حمله کردم
... اسلحش در رفت و
خانوم "کالوم" رو کُشت
با هم درگير شديم در نهايت من اسلحه اون رو گرفتم و اونم اسلحه منو گرفت
دو بار ازش خواستم تا اسلحش رو بزاره زمين
اون دست به اسلحه شد
منم بهش شليک کردم
چاره ديگه اي نداشتم
و "ساوينو" پاپوش درست کرده بود ؟
اون به "ريزو" گفته بود که من "ميا" رو بر ضد اون کردم
که حقيقت نداشت
به نظر من که نمونه بارز دفاع از خوده
و کتمان حقيقت
... ميخواي توضيح بدي چرا نتيجه اثرانگشت
بي نتيجه شد ؟
... وايسا ، ميخواي بگي تقصير اون بود که
اثرانگشت واضح به جا نزاشت ؟
... مشکل اينه که
به وقتش اعتراف نکردي
و تاخير باعث ايجاد شبهه براي مخفي کاري ميشه
اون مخفي کاري نکرده
بهت لطف کردم که گذاشتم اينجا باشي
اگه بخوام ميتونم بيرونت کنم
تو ميخواي منو بيرون کني ؟
... ببين ، من بايد سريعاً همه چيز رو
گزارش ميکردم ، تو راست ميگي
... اما نميخواستم به زني که عاشقشم
بگم که پدرش رو کُشتم
چقدر تو مهربوني
اما نميتونم اينو به رسانه ها بگم
... رسانه ها فقط بايد بدونن که
... يه مرد قانون يه گنگستري که
قصد جونش رو کرده بود کُشت
باشه ، از مسئله پاپوش درست کردن به نفع خودمون استفاده ميکنيم
... ميگيم مطمئن نبوديم که بازم به مامورهاي قانون
قراره حمله بشه
و نميخواستيم که دستمون براي مافيا رو بشه
پس تا مطمئن نشديم اطلاعات رو منتشر نکرديم
مسئله رو محرمانه نگه داشته بوديم
مبارک باشه
زندان نميري
... يه خانوم بلوند
حوالي ساعت 3 اينو برات گذاشت
گفت که ضروريه
پس چرا 5 ساعت صبر کردي تا بهم بگي ؟
چون من پيغام اور اختصاصي شما نيستم
وايولت" ؟"
سلام ؟
پليس مهمونيت رو بهم ريخته ؟
نه کاملاً
فقط خودت دعوتي
مياي داخل ؟
htk2006 TVCenter تيم ترجمه
19تا بخيه روي سر ، شکستگي استخوان گونه
چند تا دندون افتاده
تو عکسها مشخص نيست اما اين طرف يه کليه ـش رو هم از دست داده
"اين آينده توئه "فرانک
تو زندان اين بلا سر بچه بازها مياد
مگه دختره 9 سالش بوده
! اون يه بچست
و تو يه مرد بالغ
... و همين کافيه تا 15 سال
کتک بخوري و هر بلاي ديگه که تو نوادا سرت مياد
من ميدونم که همينطوري به اين دختره نرسيدي
پس بهم بگو کي اونو برات تدارک ديد
... تا منم برات رديف کنم که جرمت کودک آزاري بشه
و خدمات اجتماعي انجام بدي
ادمي که تدارکش رو ديد يه ادم ناجوره
... اگه حرف بزنم
اون يه آدم ناجوره
ولي تو زندان صدها نفر مثل اون هست
باشه
... اسمش "جيمي"ـه ، يه سري خدمات
"يه کلمه ديگه صحبت نکن اقاي "بلکول
FBI مامور "برن" از
اينجا چه خبره "برن" ؟
تو توي اتاق شمارش "ساوي" کار ميکني ، درسته ؟
آره - اومدم تا يه معامله بهت پيشنهاد بدم -
اگه موافقت کني تا شهادت بدي چطور سهم ها از اتاق شمارش خارج ميشه
... ايالت نوادا تمامي اتهامات
عليه تو رو لغو ميکنه
بيخود کرده - با دفتر فرماندار چک کن -
همين الان باهاش تلفني صحبت کردم
... دولت فدرال بهت پيشنهاد
... محافظت تمام وقت
... تو يه مکان ديگه رو ميده
به محض اينکه دادگاه تموم بشه
... يا ميتوني شانست رو با ايالت نوادا و
طرز برخوردشون با افراد دستگير شده امتحان کني
من ديگه صحبتي با شما ندارم کلانتر
ميشه باهات صحبت کنم ؟
ميدوني اون کثافت با بچه ها چي کار ميکنه ؟
و منم حالم ازش به هم ميخوره
... اما يه فرصت دارم تا
اتحاديه شيکاگو تو اينجا رو نابود کنم
... فقط بزار بهم بگه کي اون بچه ها رو جاکشي ميکنه
و منم تحويلت ميدمش
... لغو اتهامات کودک ازاري تنها هويجيه که
ميتونم به اين الاغ پيشنها بدم و اگه ... به عنوان کودک ازار محکوم بشه
به عنوان شاهد برام بي ارزش ميشه
... پس ميخواي دخترهاي جوان رو براي
به زير کشيدن مافيا قرباني کني ؟
"متاسفم "رالف
بعضي وقتا بايد رفت سراغ ماهي هاي بزرگتر
گوشت دوست داري ؟
... معمولاً فقط واسه ناهار ميخورم
... اما امروز صبح که بلند شدم
بدجور هوس يه تيکه گوشت داغ و ابدار کردم
... شرمنده
ولي داري در مورد گوشت واقعي و غذا صحبت ميکني ؟
يا داري سر صحبت رو باز ميکني ؟
نه ، دارم در مورد گوشت واسه صبحونه صحبت ميکنم
تو و من
چي ؟ کي از خواب بيداري شدي ؟
نميدونم ، 10 دقيقه پيش ؟
... پس 10 دقيقست داري فکر ميکني وقتي از خواب بلند شدم
... چي ميخواي بهم بگي
"ميگي "گوشت دوست داري؟
... ميخواستم در مورد
... اون پيرمرد ازت بپرسم
.... اما فکر کردم صبحمون رو
با اين حرفا خراب نکنم
وقتي بچه بودم خيلي بازيگوش بودم
رسما مامانم رو ديوونه کرده بودم
... اونم هر روز منو ميفرستاد سينما
تا از دستم خلاص بشه
... و از اون موقع
No comments yet. Be the first to leave one.