The Little Mermaid

The Little Mermaid

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Little Mermaid 2023 1080p WEB h264-ETHEL
The Little Mermaid 2023 2160p WEB h265-ETHEL
The Little Mermaid 2023 2160p WEB-DL DDP5 1 Atmos HDR10 HEVC-XEBEC
The Little Mermaid 2023 2160p WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
The Little Mermaid 2023 720p WEBRip 900MB x264-GalaxyRG
The Little Mermaid 2023 1080p WEBRip 1600MB DD5 1 x264-GalaxyRG
The Little Mermaid 2023 720p WEBRip-YTS
The Little Mermaid 2023 1080p WEBRip-YTS
The Little Mermaid 2023 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Little Mermaid 2023 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی و آیـــدا ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HEVC
HD
webrip
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
x265
Published on: 2023-07-24
Downloads: 70
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫[... اما اشکی از چشم ‫پریان دریایی سرازیر نمی‌شود...]

‫«پری دریایی کوچولو»

‫مواظب باشین!

‫باز هم آکج بیارین!

‫افراد، تورهامون رو آماده کنین!

‫به نظرم تا رو کشتی نیومده، بکشیمش!

‫کجاست؟ بذارین من هم ببینم!

‫وایستین. وایستین. وایستین.

‫این یکی خیلی فرزه.

‫- یکی دیگه بهم بدین! ‫- داره فرار می‌کنه!

‫گمون کنم داره بهت لبخند می‌زنه.

‫بهش نخورد.

‫یکی دیگه بدین. زود باشین، یکی دیگه بدین!

‫آهای! آهای! آهای!

‫برین کنار! برین کنار! ‫برین عقب!

‫دارین چیکار می‌کنین؟

‫- پری دریاییه! ‫- پری دریاییه؟

‫چشمت رو باز کن!

‫با خودت چه خیالی کرده بودی؟

‫تو بخش خطرناکی از دریا هستیم.

‫دوره و زمونه خطرناکی هم شده.

‫امشب ماه مرجانی درمیاد.

‫می‌گن سلطان دریا امشب...

‫تمام دختران پری دریاییش رو جمع می‌کنه...

‫تا انسان‌ها رو گول زده و به کشتن بدن.

‫- واقعا؟ ‫- آره.

‫حتی قوی‌ترین انسان‌ها ‫هم توان مقابله با طلسمشون رو ندارن.

‫افسانه قدیمی‌ای بیش نیست.

‫برگردین سر کارتون!

‫- بیاین بچه‌ها. ‫- دیدین چی شد؟

‫چی رو ببینم هاکینگز؟

‫تندباد مخالف کشتی رو تکون داد، همین و بس.

‫- کار سلطان دریاست. ‫- کمک کن رفیق.

‫اگه می‌تونست، شخصا غرقمون می‌کرد.

‫- سریع‌تر حرکت کنیم! ‫- داریم بادبان اصلی رو باز می‌کنیم!

‫این طناب گیر کرده.

‫شاهزاده اریک کجان؟

‫رو سینه کشتی‌ان سر گریمزبی.

‫- وای! ‫- اریک!

‫اونجا چیکار می‌کنی؟

‫زود باش برگرد اینجا!

‫نباید این‌قدر نگران من باشی گریمزبی.

‫شاید خودخواه باشم،

‫ولی نمی‌خوام به ملکه بگم...

‫پسرش تحت نظر من تو دریا افتاد.

‫تازه، امروز تولدت هم هست.

‫ظاهرا یه گالئون اسپانیایی اونجاست...

‫و داره به سمت کشورشون می‌ره.

‫می‌تونیم تا بندرگاه تعقیبش کنیم...

‫و ببینیم چه جنسی واسه معامله آوردن.

‫کشیتمون همین الانش هم پر ماهیه.

‫الان ۷ هفته است...

‫که جونمون رو اینجا به خطر انداختیم.

‫امشب می‌ریم خونه.

‫اریک.

‫حواست رو جمع کن.

‫باید حواست رو بیشتر جمع کنی.

‫مواظب باش گریمزبی!

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آیـــدا» ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و AydaNaderiSubT@

‫دختران عزیزم که از هفت دریا اومدین،

‫اخبارتون از کل دریاهاتون رو ‫با کمال میل می‌شنوم.

‫تامیکا، پرلا،

‫خیلی از دیدنتون خوشحالم.

‫کاسپیرا، ایندیرا،

‫حضورت همه‌تون اینجا ‫دلگرمم می‌کنه.

‫مالا،

‫کارینا...

‫آریل کجاست؟

‫سباستین؟

‫قرار بود حواست باشه ‫که آریل بیاد اینجا.

‫تلاشم رو کردم ‫اعلی‌حضرت،

‫ولی اصلا حرف تو گوش اون بچه نمی‌ره.

‫همین امروز صبح...

‫برگزاری جلسه‌تون رو ‫بهش یادآوری کردم.

‫مگه کار دیگه‌ای هم ‫از دست سخت‌پوست جماعت برمیاد؟

‫می‌تونی بری پیداش کنی.

‫چشم اعلی‌حضرت. ‫چشم.

‫همین الان می‌رم.

‫«چشم اعلی‌حضرت.»

‫«همین الان می‌رم اعلی‌حضرت.»

‫پیدا کردن پری دریایی‌ها ‫که اصلا سخت نیست.

‫اگه شانس بیارم، ‫کافیه یه اقیانوس رو زیر و رو کنم.

‫کجایی بچه؟

‫حق نداریم این‌قدر از کاخ دور بشیم آریل.

‫- بیا برگردیم. ‫- وای!

‫مگه می‌شه؟

‫بیا دیگه آریل. ‫خواهش می‌کنم.

‫وای کفشک، این‌قدر بزدل نباش!

‫من که بزدل نیستم.

‫به نظرم بهتره دیگه جلوتر نریم.

‫وایستا ببینم.

‫اون چیه؟

‫تا حالا اون یکی رو ندیده بودم.

‫بیا.

‫آریل! وایستا من هم بیام!

‫خودت که می‌دونی ‫نمی‌تونم پابه‌پات شنا کنم.

‫وای. این همه بند و بساط رو باش.

‫حتما با این کشتی به جنگ می‌رفتن.

‫آره، چه عالی.

‫حالا بیا از اینجا بریم.

‫- دو باله شدی؟ ‫- من و دو باله شدن؟

‫- عمرا. ‫- خوبه.

‫پس می‌تونی همین بیرون بمونی ‫و حواست باشه کوسه نیاد.

‫خیلی‌خب، خوبه.

‫چی؟

‫آریل، وایستا!

‫به نظرت واقعا ممکنه این اطراف کوسه باشه؟

‫وای کفشک.

‫اینجا رو باش.

‫وای.

‫به عمرم نیزه سه‌شاخی ‫به این کوچولویی ندیدم.

‫بنده سلطان کفشک،

‫سرور و سالار هفت دریا هستم!

‫یعنی نیزه سه‌شاخی به این کوچکی ‫به چه درد انسان‌ها می‌خوره؟

‫مطمئنم اسکاتل می‌دونه.

‫همه‌چی رو بلده.

‫می‌شه آروم باشی؟

‫- انعکاس تصویر خودته. ‫- پوف.

‫آروم باش.

‫چیزی نمی‌شه.

‫کفشک، مواظب باش!

‫کفشک!

‫حالت خوبه کفشک؟

‫اِم، آره بابا.

‫کوسه‌های بزرگ‌تری هم دیده‌ام.

‫ولی اصلا نباید کم آورد.

‫باید نشونشون داد رئیس کیـ...

‫برگرد کفشک. ‫اسکاتله بابا.

‫سلام آریل. حالت چطوره بچه جون؟

‫با شما کاری ندارم، ‫داشتم تنقلات می‌خوردم.

‫اسکاتل، باز هم گنج پیدا کردیم.

‫آره. وارد کشتی مغروقی شدیم...

‫و خیلی ترسناک بود.

‫وسیله انسان‌هاست. آها.

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، بذار ببینم.

‫بذار... بذار... بذار ببینم.

‫نمی‌دونی این چیه؟

‫آها. آها، آها، آها!

‫وای.

‫این...

‫این... آره.

‫این یکی خیلی غیرعادیه.

‫- چیه؟ مگه چیه؟ ‫- این...

‫این لرزه‌ورجه است.

‫- لرزه‌ورجه است. ‫- آره. آره.

‫انسان‌ها با این به موشون حالت می‌دن.

‫کافیه لای موهات بچرخونیش،

‫بعدش می‌کشیش ‫و ممکنه چند تار موت رو بکنه،

‫ولی مد موی هنرمندانه ‫و خوش‌آیندی پیدا می‌کنی...

‫که انسان‌ها خیلی باهاش حال می‌کنن.

‫واقعا؟ ‫خیلی دوست دارم ببینم چطوری می‌شه.

‫- نمی‌شه. ‫- کفشک.

‫خودت هم می‌دونی راست می‌گم.

‫پدرت هنوز هم نمی‌ذاره ‫به سطح آب بری، مگه نه؟

‫نه، ممنوعه.

‫خیال می‌کنه کل انسان‌ها وحشی‌ان.

‫ای بابا، اون‌قدرها هم بد نیستن.

‫البته با نارگیل‌ها خیلی بدن.

‫از نارگیل متنفرن.

‫قسم می‌خورم هر وقت نارگیل دستشون می‌افته،

‫سه‌سوته خردش می‌کنن. ‫خیلی عجیبه.

‫- خب، این چیه؟ ‫- آریل!

‫نصف اقیانوس رو...

‫دنبال این بچه شنا کردم. آریل!

‫آخ!

‫سلام سباستین!

‫- عذر می‌خوام! ‫- آریل!

‫اون بالا چیکار می‌کنی؟

‫داری وقتت رو با این پرنده نادان...

‫که فرق شنا و پرواز رو ‫هم نمی‌فهمه هدر می‌دی؟

‫- عه! ‫- گمون کنم کلا یادت رفته...

‫امشب ماه مرجانی در میاد؟

‫وای نه!

‫وای چرا!

‫کل دختران سلطان ترایتون ‫به جز یکیشون...

‫جمع شدن.

‫پدرم من رو می‌کشه!

‫- شرمنده اسکاتل، باید برم! ‫- باشه، باشه.

‫خیلی‌خب عزیز دلم. ‫من هم باید برم.

‫باید کمی هوا بخورم.

‫آفرین، زود برو خونه شاهدخت خانم.

‫تو که دلت نمی‌خواد...

‫دیر به گردهمایی بابا جونت برسی، مگه نه؟

‫شاید من هم بهشون ملحق شدم.

‫عه، وایستا ببینم، چه حیف.

‫ظاهرا برادر بزرگم یادش رفته...

‫عمه اورسولا رو به مهمونیش دعوت کنه.

‫باز هم یادش رفته.

‫وای، خودم باید مهمونی برگزار کنم،

‫من که نباید منتظر دعوت‌نامه بمونم.

‫وای، وقتی ساکن کاخ بودم، ‫چه ضیافت‌هایی به پا می‌کردیم!

‫ولی ببین حالا به چه روزی افتادم، ‫از خانواده‌ام طرد شدم.

‫دارم واسه هیچ و پوچ تلف می‌شم.

‫پونزده سال آزگاره تبعیدم کردن...

‫و دارم تو این شکاف عمیق و تاریک ‫دیوانه می‌شم.

‫ولی بابا جونشون و پریان لوسش...

‫ماه مرجانی رو جشن می‌گیرن.

More Farsi Persian subtitles for The Little Mermaid

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left