The first 200 lines.
تو رو با خودم به کينگ مي برم
ببه يوگوم بو خبر بده اين دختر رو با خودم بردم
بله قربان .
بايد متوفقشون کنيم
مهم نيست که چي...
قسمت يازدهم
ممنون
شما اينو گفتيد مگه نه؟
براي همينه که دارم فکر مي کنم و بهتون کمک مي کنم
اين چيزيه که انجامش برام سخته و چيزيه گه نمي خوام انجام بدم
من هيج وقت از عنوان دولتيم براي کار هاي شخصي استفاده نمي کنم اما....
زود باش !برو سر اصل مطلب
بدون هيج چشم داشتي بهت کمک خواهم کرد سو يون دختر برده
واقعا؟مي تونيد اين کارو کنيد؟
براي مردي با درجه من کار سختي نيست
اما شما حتي وقتي خواهرتون هم داشت به کينگ فرستاده مي سد کمکش نکردين
براي همينه که ميگم انجام اين کار برام سخته
کي؟
به محض اينکه به هانيانگ برگرديم پس خودتو براي ازدواج اماده کن چيل وو
وو...چيل وو هيونگ
جاجا! هيونگيم!
Thank you! Thank you so much!
هيونگيم ممنون
باشه! باشه!
هيونگيم داره ازدواج مي کنه
باشه هيونگيم
بانو! بانو!
هيونگ
بانو سو يون کجاست؟
اتفاق بدي افتاده...
چي؟
اونا سو يون رو بردند
چي؟ کي؟
کجا؟
نمي دونم از مردم در يوکيم بو شنيدم
به يوگيم بو برو.
چي شده؟
چه اتفاقي براي بانو سو يون افتاده؟
نمي دونيم
او ژنرال يونگ گولدا رو تو اصطبل ديده
و؟
پيغامي دريافت کرده ايم که نشان ميدهد ژنرال بانو رو با خودشون به کينگ بردن
يونگ گولدا کي رفته؟
امروز بعد از ظهر به کا؟
به کجا؟
به گاريمپو رفت پس احتمالا در اقامتگاه رسمي مي مونند
هي!فکر مي کني داري چيکار مي کني؟
مجبورم بشورمش من مي شورمش
هي!اطمينان پيدا کن که مي شوريش
چي ؟ژنرال بانو رو برده؟
درسته؟ کي؟
امروز بعد از ظهر برده شد.
مجبوريم زود به چيل وو هيونگ خبر بديم
او ن ميدونست رفته دنبالش
واقعا؟
بريم بت=اشه
اقامتگاه رسمي در گريمو
من عميقا تحت تاثير شخصيت وليعهد قرار گرفتم
اقلب به ملاقاتش مي رفتم تا چاي بنوشيم و صحبت کنيم
من تو رو تو يکي از اون ملاقات ها ديدم
وليعهد به طور ناگهاني يک هفته بعد از اومدن از جوسيون فوت کردند
فهميدنش سخته
حتي اگه واقعا هم از مالاريا مرده باشه
چطوري ممکنه که وليعهد به خاطر تلاش براي مسموم کردن پادشاه
به خاطره تلاش براي مسموم کردن پادشاه؟
وليعهد همچين ادمي نبود
داري به چي فکر مي کني؟
خدمتکارتون چيزي نمي دونه
خدمتکار تو چيزي نمي دونه
احتمالا تو ذهنت فکر هاي زيادي داري
احتمالا داري محاسبه مي کني که ايا من
از تو محافظت خواهم کرد اگه حقيقت رو بگي
بگو بهم
چرا و چطور وليعهد و شاهزاده خانم کشته شدن؟
کي پشت ماجراست؟
نمي دونم قربان
اگه به من بگي چي ميشه؟
من فقط با پادشاه صحبت مي کنم
چي؟!
مي خواي بميري؟
من فقط زندم تا به قولم عمل کنم
از مرگ نمي ترسم
پس تو همه چيزو به امپراطور خواهي گفت؟
به خاطر همينه که نمي دونم چرا منو دزديديد
و نمي دونم با من مي خواهيد چکار کنيد
زنان جوسيون واقعا شجاع هستند
خوب يه قرار ملاقات با پادشاه ترتيب مي دم
يادت باشه
اگه حقيقت رو نگي ميميري
همه چيز امادس؟ ينطور نيست؟
داري ميري؟ هنوز نمي تونيد ترک کنيد قربان
همين الان يک پزشک در راهند
پزشک؟
بله سفر برگشت سخت و پر زحمته
قبل از اينکه سوار قايق شين بايد بازرسي بشيد
بهار هاي گرم اينجا مشهوره
چرا قبل از اينکه بريد کمي استراحت نمي کنيد؟
به نظر فکر خوبيه سفر کردن کار سخيه
باشه همين کارو مي کنيم
ما چطور؟
ما براتون اتاق راحتي اماده کرديم دنبالم بياين
بريم بله قربان
از مرداي من خوب مراقبت کنيد بله قربان
- Yشما مردان مراقب ژنرال باشيد. -باه قربان.
بانو
کي هستي؟!
قربان
متوقفش کن
نبايد اين کارو مي کردي
دور شو
شليکک بسه!
کي هستي؟
بزار بره..
بزار بره
اون بايد ديوونه باشه شمشيرتو بنداز اگه مي خواي زنده بموني
اخرين هشداره بندتزش
نه!شمشيرتو بنداز قربا
I can't do it.
نمي تونم بازم بزارم بري
من اون کارو نخواهم کرد نمي تونم اين کارو انجام بدم
بانو
قربان
بانو
نمي دونم کي هستي ممنون از اينکه نجاتمون دادي
محبت شما رو جبران خواهم کرد
مي توني اسمتو بگي؟
من بايد اسمتو بدونم تا جبران کنم
نيازي نيست
دخترو بده بهم
بدش بهم
من ترجيح ميدم بميرم تا بدمش به تو
قربان قربان
نه نمي توني
بانو
شما فقط منو احتياج داريد تا باهاتون بيام درسته؟
بانو
بانو
بانو
شما الان يک مرده هستيد
احمق
شما بايد به من مي گفتيد که چرا چيل وو با اين سرعت رفت
اون سريعتر از يک اسب اينجا رو ترک کرد
جلوي من حتي از اسب ها هم صحبت نکن
اميدوارم اگه خودش نياد حداقل اسبو بفرسته
مثل کاري که قبلا کرده
بياين دعا کنيم
چيل وو لطفا تو دردسر نيفت لطفا
Bاگه مي خواي خودتو به زحمت بندازي خوبه اما چيل وو
خوبه اگه صدمه ببيني
اما لطفا اسب نه اسب نه
به دعا ادامه بدين
بايد ديوونه شده باشه
عزيزم چيل وو کجاست؟چرا برنگشته؟
اتفاقي افتاده؟
چي شده؟
مي خواد شبو بيرون بمونه؟ کجا مي خواد بمونه؟?
شما عادت داشتيد با هم غيبتون بزنه اما اين دفعه اون تنهايي رفته
اينطور نيست
پس اگه اينطور نيست چرا به من نمي گي اون کجاست؟
درسته
خوب خانوم
اينجاست؟ بله
عزيز
چيل وو
چي شده؟ چه اتفاقي براش افتاده؟!
سرباز هاي کينگ زدنش
وقتي رسيديم دير شده بود
پس باهاشون جنگيده بود
چرا اينطور بي ملاحظه عمل کرديد؟
پيش پزشک بفرستينش قبلا مداواش کرديم
بهش شليک شده اما نمرده.
اين چيه؟
هرچقدر تلاش مي کنيم دستشو باز کنيم بازش نمي کنه
همين الان برمي گردم خوب مراقبش باشيد
بله قربان
نه شمشيرتو زمين بنداز
نمي تونم اون کارو بکونم نمي زارم بازم ببرنت
اون کارو نخواهم کرد نمي تونم اون کارو بکونم
لطفا...
لطفا...
چي گفتي؟
مردان ژنرال يونگ گولدا در گريمپو به دست قاتلاني کشته شدند
بله
چطور مي تونه ممکن باشه؟
جزييات رو نمي دونم
اما دادستان بخش گريمپو در حال عزيمت به انجاست
ميدونم
به پادشاه خبر خواهم داد تو هم به مشاور دولت خبر بده
بله قربان
خيلي بده
چي؟ تو سربازاي کينگ رو کشتي؟
فقط بايد دختر رو مي اوردي
به خاطر اينه که يکي از افسران يوگيم بو مي خواست به دختره کمک کنه
افسر احتمالا مرده
زنرال چي؟
اونجا نبود
اونو بردم به بهار گرم اما باعث مشکلات زيادي مي شه
افراديو بفرست از شر مدارک راحت بشيم
بله
و دختره...
No comments yet. Be the first to leave one.