The first 200 lines.
،تقدیم به فرح
باشد که بزرگترین معماهای زندگیت
.به سوی تو سرازیر شود
.از طرف ریچارد کسل
.خیلی خیلی ممنون
میدونید، خلبانمون هم از .طرفدارانِ پر و پا قرصتون هستند
فکر می کنید بتونید یه کتاب هم برای ایشون امضاء کنید؟
.خوشحال میشم این کارو بکنم تنها چیزی که در عوضش میخوام اینه که
.ما رو به سلامت به فرودگاه "هیترو" برسونه
.هی. هی
.از اقامتتون تو لندن لذت ببرید، آقای کسل
.ممنونم
.من رو از صندلی خودم انداختند بیرون
.گفتی که مشکل رو حل میکنی
.گفتم که عذر می خوام
این تنها صندلی خالی ای بود که .در قسمت درجه 1 داشتیم
می دونی من کیم؟
،نمی دونم کی هست ...اما می دونم چی هست
.یه عوضی به تمام معنا .واوو
.واو! واو! واو. واو
پدر، از کی تا حالا از پرواز می ترسی؟
نمی ترسم. فقط از ...دست-انداز هوایی خوشم نمیاد
یا از تغییر فشار ناگهانی توی کابین
یا عیب های مکانیکی
.یا سقوط کردن
.چیزی خاصی نیست که بخوای نگران باشی
.فقط یکم دست-انداز هوایه .همش همین
هوا به صورت طبیعی نباید .دست-انداز داشته باشه
.یه نگاه به خدمه هواپیما بنداز
اگه ایستاده باشند و لبخند بزنند .یعنی مشکلی نیست
اره، خوب، ایستاده که هستند، اما .اصلا لبخندی رو لبشون نیست
.پدر، این یه پرواز طولانیه
،باید روی یه چیز دیگه تمرکز کنی
...یا برات طولانی تر میگذره
.برای هر دومون طولانی تر میگذره
باشه. من روحِ خبیس مرگ رو نادیده می گیرم
.و رو برنامه سفرمون تمرکز می کنم
،خیلی خوب. از هتل یه ماشین میاد دنبالمون
،و ما رو سریع به انجمن "شرلوک هولمز" می رسونه
جایی که من برای نویسندگان ...داستان های رازآلود صحبت می کنم
.راستش ، من برای امشب برنامه ریختم
چ... چه برنامه ای؟ با کی؟
اوه، با چند تا از دوستام که .در لندن درس می خونند
قراره همدیگه رو در یه میخانه در .جنوب "کِن" ، ملاقات کنیم
،اما، ام انجمن "شرلوک هولمز" که
.در خیابونِ بِیکر ، پلاک 221بی، برگزار میشه
تو که نمیخوای رفتن به خونه اصلی
.شرلوک هولمز رو از دست بدی
می دونی که اون، شرلوک هولمز ساختگیه ، نه؟
.اره، اما ادرس خونش که واقعیه
،و من قراره سخن رانی کنم ،و اگه تو اونجا نباشی
- پس کی بهم افتخار بکنه؟ .- من همیشه بهت افتخار می کنم، پدر
.اما میلیون ها بار سخنرانیت رو شنیدم
.می دونم دقیقا چی میخوای بگی
.غیر ممکنه
می گی که؛ من اعتقادی به ،ناتوانی در نویسندگی ندارم
و اینکه اولین رمانت رو برای .تحت تاثیر قرار دادن یه دختر نوشتی
اینکه خوندن کتاب نویسنده های بزرگ ،برات الهام بخشه
و همچنین مشروب خوردن با اونها برات الهام بخشه
تا بتونی در لیست بهترین-فروش .شکستشون بدی
.باشه
ظاهرا باید یه سری .کلمه جدید استفاده کنم
اما قرار بود
.این یه وقت گذرونی پدر-دختری باشه
پدر، نگاه کردن بهت، وقتی داری برای دوستات سخنرانی می کنی
.دقیقا یه وقت گذرونیِ پدر-دختری نیست
.تازه دیگه 12 سالم نیست که
.لازم نیست که همش مثل کَنه به هم بچسبیم
.باشه. روح سرگردان مرگ، دوباره برگشت
.اوه
هی. بکت. چطوری تماس گرفتی؟
.بوسیله جادویِ وای-فای
.فکر کردم شاید آنلاین باشی
برای همین گفتم شاید .بخوای اخبار جدید رو بدونی
.پرونده رو حل کردیم .کارِ راننده ماشین مسابقه بود
.اه. خبر خوبی بود
اون بالا همه چیز مرتبه؟
.فقط یه مقدار دست-انداز هواییه
!واو
کسل، چیزی شده؟
.نه...اوضاع خوب میشه
.هی، کسل
کسل؟
،من این حس رو دارم یا اوضاع خوب به نظر نمی رسید؟
.بکت، خونسرد باش
حتی بدترین دست-انداز ها هم باعث .سقوط هواپیما نمیشند
تازه هر روز، 20 تا هواپیما نیویورک رو ترک می کنند
.و به سلامت در لندن فرود میاند
.هواپیمای کسل هم مثل اونا
.اره
.همه چیز درست میشه
،دوستان، کاپیتان اِدمِنز صحبت میکنه
ما به یه سری دست-انداز برخورد کردیم، اما به
ارتفاع 39 هزار پایی صعود کردیم و انتظار مسیری صاف
.در تمام مسیر تا فرودگاه "هیترو" را داریم
.دیدی؟ چیزی نیست که بخوای نگران باشی
.اره
چرا حالا لبخند نمی زنند؟
.پدر، شنیدی که خلبان چی گفت
.دارم بهت میگم، یه چیزی درست نیست
.و منم میخوام بفهمم که چی
.ببخشید
.قربان، چراغِ هشدارِ بستن کمربند هنوز روشنه
...اگه میشه خواهشا برگردید به صندلیتون
.تو لبخند نمی زنی .هیچکدومتون لبخند نمی زنید
کاپیتان اینجاست؟ مشکل چیه؟
عیب مکانیکی به وجود اومده؟
...- قربان خواهشا، فقط برگردید ...- جیم، صبر کن. ام
.شاید ایشون بتونند کمک کنند
.آقای کسل، کاپیتان اِدمِنز هستم
شما با پلیس نیویورک کار می کنید، درسته؟
.می تونیم از کمکتون استفاده کنیم
کمک من برای چی؟
.این "کایِل فورد"ه
.اون مامور امنیتِ پروازه
.این مرد رو دید بودم .تو ردیف من نشسته
.اون...حداقل قبلا نشسته بود
این جریانات چه ربطی به مامور امنیتِ پرواز داره؟
یک ساعت پیش، یه پیام به اداره خودش میفرسته
.که در مورد یه مشکل امنیتی در هواپیما بوده
چه نوع مشکل امنیتی ای؟
"تهدید احتمالی به پرواز .شماره 57 شرکت اقیانوسی
".در حال تحقیق هستم
.این همه چیزی بود که فورد تو پیامش نوشته
و به شما چی گفت؟
.متاسفانه، نتونستم باهاش صحبت کنم
.آقای فورد گم شده
گم شده؟
گم شده؟
چطوری امکانش هست که گم بشه؟ هواپیما رو گشتین؟
.از اول تا آخرش رو
،با توجه به شرایط موجود بهم دستور داده شده که
دَر رو تو اتاقک خلبان رو خودم قفل کنم و .به پروازم تا فرودگاه هیترو ادامه بدم
.- اقدامات برای مقابله با تروریست .- دقیقا
در حال حاظر، که نمی تونیم رو ،مامور امنیتِ پرواز حساب باز کنیم
بعد از مامورین اجرای قانون، شما
بهترین فردی هستید که .و هواپیما در اختیار داریم
که این خودش .دلیلیه برای نگرانی
کمکمون می کنین، آقای کسل؟
.بله. بله. حتما
حتما. باشه، ام
،موقع جستجوی هواپیما کجاها رو نگاه کردید؟
.- ام، دستشویی ها ، آشپزخونه ها .- خوبه
.- اه، محفظه نگه داری بار .- خوبه
.حتی جای ساکِ بالای سر مسافرا رو
باشه، خوب، آقای فورد .یه جایی تو هواپیماست
.فقط باید دوباره بگردیم
شاید بهتره این بار جای ساکِ بالای سر مسافرا .رو بیخیال بشیم
.نمی فهمم مثل این میمونه که غیبش زده باشه.
.با عقل جور در نمیاد .ببخشید
مامور امنیتِ پرواز رو چقدر می شناسین؟
.خیلی خوب نمی شناسمش
.آقای فورد شاید فقط 2 بار در ماه با ما پرواز کنه
.خیلی آدم حرفه ای و با شخصیتیه .بفرمایید
...باشه. این
اینجا تنها جاییه که
.دوباره نگشتیم
فورد می دونه که چطوری باید اومد این پایین؟
صد البته. اون هم مثل ما
.به تمام هواپیما دسترسی داره
.تا آخر هواپیما ادامه داره پس تو همه جا رو گشتی؟
خوب، ما توی چمدون ها رو نگاه نکردیم
چون اثری از اینکه کسی .اومده باشه اینجا نبود
!اه
.یه مار در هواپیماست
خوش شانسی که سگِ نژاد پیتبول رو
.که هفته پیش اینجا بود ، نمی بینی
.این چمدون رو ببین
از کی تا حالا خطوط هوایی اجازه میدن که
لباس از چمدون بیرون باشه؟
.معمولا اجازه نمیدن
...اینا سه تا چمدون مختلف
.از سه تا مسافر مختلفه
.با عقل جور در نمیاد
...- مگر اینکه - مگر اینکه چی؟
مگر اینکه یه نفر لباس ها رو
،از یه چمدون دیگه برداشته باشه
.و توی این سه تا چمدون گذاشته باشه
...فکر نمیکنی که
.یه راه برای فهمیدنش هست
.اوه، خدای من
.این مامور امنیتِ پرواز، آقای فورد-ه
تـــــــــقـديم مــي کـــــنــد MTCpersian فصل 7 قسمت 21 "دید نامشخص در هواپیما"
!دارم دستم میندازی مامور امنیتِ پرواز مُرده؟
.نمرده، با ضربه به سرش کشته شده
.تازه بازم هست
بازم هست؟
.غلافِ کایِل فورد خالیه .تفنگش هم نیست
خیلی خوب، پس باید فرض کنیم که .قاتل مسلحه
...و ممکنه برنامه دیگه ای هم داشته باشند
،مثل گروگان گیری ،ربودن هواپیما
محض اطلاع بگم که این سفر آرومی که .برنامه ریزی کرده بودم نبود
حالا چه کسایی از این جریان خبر دارند؟
،خوب، فقط خدمه پرواز ،سرویس امنیت پرواز
. FBI و
من چطوری می تونم کمکتون کنم؟
.اه، یه کپی از لیست مسافرا به من دادند
.منم برای تو ایمیلش کردم .دیگه باید به دستت رسیده باشه
هماهنگ می کنم FBI خوبه. من با
تا اسامی رو بررسی کنم و .مجرمین یا سابقه دارها رو پیدا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.