The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس زهرا فرزانه
باید برم دستشویی
باهات میام
مشکلی نیست
!اینجا جام امنه
و سون وو هه ام دیگه اینجا نیست
باید یه بار دیگه درموردش فکر کنی
یو وول چی میشه؟
برای همینم همچین تصمیمی گرفتم
فکر نمیکنم بتونم زنده بمونم
...سون وو هه گفت
میخواد هرکی که دوست دارم رو بکشه
...اما اون ادما
کسایی ان که تو هم دوستشون داری
...تو میتونی
از ادمایی که دوست داری محافظت کنی
،حتی اگه بمیرم هم
میخوام بتونم از چیزایی که دوست دارم محافظت کنم
!این خیلی بهتر از اینکه اینجوری رویِ یه تخت بیافتم و بمیرم
...میخوام هرجوری شده
...از یو وول محافظت کنم...برای همین
...سون وو هه رو از بدن یو وول قبل از
ساعت 1 بیرون میارم
محکم بغلش میکنم تا وارد بدن من بشه
چطور میخوای اونُ از بدن یو وول بیرون بیاری؟
وانمود میکنم که میخوام یو وول رو بکشم
انگار که هیچ چاره ای جز این کار ندارم
تو نمیتونی یو وول رو بکشی
تو یو وول نیستی
تو فقط یه روح شیطانی هستی
اینجوری تو وقت میکنی با یو وول از اینجا بری بیرون
بعد ساعت 1بیا اینجا بهم سر بزن
نه
منم باید اینجا باشم
اگه من اینجا باشم
...اون بیشتر احساس امنیت میکنه
که از بدن یو وول بیاد بیرون و وارد بدن من بشه
،در بیان دیگه
برای روح هامABمن مثل گروه خونی
میتونم هرکسی رو به بدنم راه بدم
چرا داری اینُ به من میگی؟
تا گیجت کنم
اون حتما سعی میکنه بعد از بیرون اومدن از بدن یو وول،وارد بدن من بشه
وما میتونیم اینجوری یه مدتی اونُ معطل کنیم
من دیگه هیچ قدرت روحی ندارم
و نمیتونم روح ها رو هم داخل بدنم بپذیرم
،اگه اون سعی کرد وارد بدن من بشه
روحش اسیب میبینه
این کار خیلی خطرناک نیست؟
تو نباید نگران من باشی
..مهم اینکه
تو باید به محض اینکه اون وارد بدنم شد،منُ بکشی
فقط دستگاه رو ازم جدا کن
من قبلا فرم هایِ رضایت جدا کردن دستگاه امضا کردم
من قبلا یه بار مردم
این اخرین کاریه که میتونی برای من انجام بدی
...یو وول
چی میشه؟
،به محض اینکه سون هه از بدن یو وول بیرون اومد
من کنترلش میکنم تا شما بتونید از اتاق برید بیرون
یو وول همین الان از اینجا برو بیرون
میخوای چکار کنی؟
این کارو نکن
یو وول
همین الان از اینجا برو
بیرون منتظر چاوون بمون
!دا ایل
...تو باید تنفرت رو
...نسبت به پدر و مادر و خودت
تموم کنی
الان وقتشه
کارت خوب بود
!الان دیگه در ارامش بخواب
خداحافظ دا ایل
دیگه همه چیز تموم شد
ما چاره دیگه ای نداشتیم
معذرت میخوام
تو باید جلوشُ میگرفتی
باید بجاش منُ میکشتی
...دا ایل خودش این راهُ انتخاب کرد
...درست مثل اون انتخابی که تو درمورد اوردن روح
سون وو هه برای نجات هممون کردی
تو اشتباه کردی
هیچی قرار نیست فقط چون من از اینجا رفتم درست بشه
هنوزم روح هایی مثل من تو این دنیا هستن
...و کلی هم ادم هست
که اون روح ها ازشون استفاده میکنن
شاید حق با تو باشه
پس چرا جونت رو به خطر انداختی؟
فایده این کار چیه؟
،من شاید نتونم همه رو نجات بدم
ولی حداقل میخوام از ادمایی که دوست دارم محافظت کنم
،ادما وقتی در رنج هستن
اخرش از یکی متنفر میشن
اگه اینکارو نکنن مجبورن از خودشون متنفر بشن
،همه ادما انتخاب منُ کردن
بجز تو و یو وول
چیِ شما دو تا با بقیه فرق میکنه؟
تو چیز خاصی داری که بقیه ندارن؟
نه
ما نه خاصیم ونه متفاوت
...مطمئنم ادمایِ زیادی وجود دارن
که مثل تو فکر میکنن
...اما ادمایِ بیشتری وجود دارن که
...خودشون رو فدا میکنن
تا از کسایی که دوست دارن محافظت کنن
...پس
یعنی من اشتباه میکردم؟
واقعا کارت خوب بود
!خیلی ازت ممنونم
یو وول
...امیدوارم
دوباره بتونیم همُ ملاقات کنیم
...هرجوری شده
بیا دوباره همُ ببینیم
!منتظرت میمونم
...تحقیقات مربوط به چندماه اخیر
بالاخره به پایان رسید
...این پرونده با قتل عام چند دکتر و پرستار
توسط جون دوک جونگ اغاز شد
...یک پرستار که بیماری در کما
به نام سون وو هه رو دزدیده بود
پلیس برای حل این پرونده گروه ویژه رو تشکیل داده بود
...و مشخص شد که
...تمام پرونده هایِ خودکشی
...در سوپوگو
به این پرونده قتل مرتبط اند
...پلیس گزارش داد که قاتل پشت همه
...این قتل هایِ سریالی
...جون دوک جونگ و یه زن بوده
که با جراحی پلاستیک کاملا خودش رو شبیه سون وو هه کرده
"الان دیگه در ارامش بخواب"
...این اخرین چیزی بود که
اون در لحظه مرگ به سون وو هه گفت
...نمیتونم به اینکه چرا اون
انتخاب کرد که همچین حرفی رو به اون بزنه فکر نکنم
من هنوزم میخوام اونُ بگیرم
،میخوام اونُ بگیرم
وازش بپرسم چرا همچین کارهایی رو کرده
...میخوام ازش بپرسم که چرا اون
...یی رانگ
مادر تو رو کشته
...میخوام ازش بپرسم که چرا
اونا رو انقدر بد کشته
...حدس میزنم که اون ممکنه
...جواب این سوال رو
وقتی داشتیم دنبال سون وو هه میگشتیم پیدا کرده
اون سعی داشت سون وو هه رو درک کنه
اینجوری نیست که اون بخواد بهش بهانه این کارهاشو بده
فکر میکنم میتونم درک کنم که تو چرا این کارها رو کردی
اما تو پدرت رو نکشتی
اون بخاطر توخودکشی نکرد
پس دلیلی نداره که تو اینجوری باشی
فقط میخواست اینجوری اونُ از کشتن ادمایِ بیشتری منصرف کنه
درد داره؟
یعنی از ادمایی که کشتی ام بیشتر داری درد میکشی؟
چرا کشتیشون؟
فقط جوابم رو بده
بیشتراز اینکه شرایطی که خودش داره ازارش بده
...اسیب دیدن و مردن دیگران
...ازارش میداد و این حقیقت که اون نمیتونست
ازشون محافظت کنه
....ادمی که دوستش داشتم
!همچین ادمی بود
...دلیل اینکه چرا اون و نه خودم اینکه
اون میتونست سون وو هه رو از بین ببره
احتمالا به همین دلیله
اینجاست
اینجا جاییِ که دا ایل دوست داشت
تو جوون تر از اونی هستی که بتونی درون اونُ ببینی
...اون فقط میخواسته با اوردنت به همچین پارک قشنگی
مخت رو بزنه
...شما دو تا مثلا میخواستین اینجا
بدون من چکار کنید؟
،همینجوری
بیا یه استراحت کوتاهی بکنیم
...ما فقط داشتیم
!یه استراحت کوتاهی میکردیم
قسمت31:کاراگاه روح "فداکاریِ دا ایل" -@sunflowermag-
چرا داری گریه میکنی؟
قرار شد با لبخند خداحافظی کنیم
من گریه نمیکنم
پیرم برای همین تو چشمام اب جمع میشه
اینجا جایِ خوبی برای استراحته
درسته
اینجا جایِ خوبی برای استراحته
من خوشحالم
در چه مورد؟
...بخاطر اینکه
همچین خاطراتی دارم
واقعا تنهایی مشکلی ندارید؟
معلومه که ندارم...ولم کن
ببین
ببین چکارا میتونم بکنم
نگران من نباش
دکتر گیل و افسر پارک چند وقت به چند وقت بهم یه سری میزنن
،بعداز یک هفته
میتونم از رو این صندلی بلند شم
با این وجود بازم باید مرتبط برین پیش دکتر
میرم نگران نباش
No comments yet. Be the first to leave one.