RoboGeisha

RoboGeisha (ロボゲイシャ)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

RoboGeisha 2009 BDRip AC3-TSTeamg 27332 1757734331
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian RoboGeisha زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-28
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قربان!

همین الان یه تهدید دیگه به دفترتون رسید.

چی؟ این چندمین باره که زنگ می‌زنن؟

واقعاً نمی‌خوان من کاندیدای ریاست حزب بشم!

تهدیدشون واقعاً جدی بود.

می‌گن اگه تو سه دقیقه از انتخابات انصراف ندی،

می‌کشنت.

تو سه دقیقه منو می‌کشن؟

تو سه دقیقه، می‌تونی بری دستشویی.

و یه گُه اساسی کنی، ولی بازم تهِ دستمال توالتت کثیف می‌مونه!

چی؟ - بی‌خیال.

تو سه دقیقه می‌تونی یه جیش کنی،

ولی بازم چند قطره می‌مونه، حتی اگه حسابی هم تکونش بدی.

خودتو به نفهمی نزن با اون قیافه‌ی مظلوم‌نمای نیمه‌کاره‌ت. احمق!

ببخشید! - دیدی؟

فقط یه دقیقه مونده بعد از این کل‌کل بی‌معنی.

اگه قراره منتظر مرگ باشم، ترجیح می‌دم با کوتونه دیوونه‌وار برقصم!

گم شو بیرون! - ولی قربان...

گم شو!

اگه قراره بیسبال بازی کنیم، بیا اینجوری بازی کنیم، آره، همین‌جوری!

آوت! سیف! یک، دو، سه!

با این چشم‌بند نمی‌دونم می‌برم یا می‌بازم.

کوتونه، مطمئنم تو این انتخابات برنده می‌شم.

وای، پس تو نخست‌وزیر می‌شی؟ عالیه. محشره!

خب... پس چرا مامان قندی من نمی‌شی؟

اون‌وقت ژاپن رو همون‌طور که تو می‌خوای، تغییر می‌دم.

فکر می‌کنی خوبه از سیاست برای عشق استفاده کنی؟

پس چرا یه قانون نذاری که بهت اجازه بده

تا آخر عمرت کنار من باشی؟

باشه! کوتونه، هیچ‌وقت نمی‌ذارم ازم جدا شی!

یعنی، تنهام نذار!

چی؟ کار اشتباهی کردم؟

وای... چی؟

چی؟

ترکیدی!

آره!

وای! حالا شد تنگو! - آره!

تتسوما گوتوکوجی، ولت نمی‌کنم! - نه! ولم کن!

یکی! بیا اینجا! - آره!

بله! صدا کردی، منم اومدم! - دوباره؟

یکی کمک کنه! - نه! قربان!

یه کاری بکن! - می‌تونم کمکتون کنم، قربان؟

هیولاها... شما چی هستین؟

نمی‌دونی تنگو چیه؟

تنگو یه روح سنتی ژاپنیه که نمادی از آلت تناسلی داره.

بله. ما خوشگل‌های تنگو هستیم،

با یه ماموریت برای ترور تتسوما گوتوکوجی!

اسم ما...

تنگون!

خیلی پررو هستین با اون لباس‌های شرم‌آورتون!

بگیرینشون!

از این طرف بیا. - دارن منو می‌برن.

کمک! - قربان!

سلام. آه، آقای کیمیجیما.

ممنون بابت حمایتتون اون روز.

خب، الان یه کم سرمون شلوغه، پس... الان توی جلسه‌ایم...

کوتونه، تو یه هیولایی!

نه، من هیولا نیستم.

من یه رباتم.

چی، این چیه؟

نه! می‌دونستم که می‌چرخه! لعنتی، کمکم کن!

با دستش منو برید...

اینو بگیر!

آخ، نزدیک نشو! - شیر مادر می‌خوای؟

اگه به سینه‌هام دست بزنی، رک و راست می‌گم، صورتت سوراخ می‌شه!

باشه... تیکه تیکه‌ات می‌کنم!

خب، تو... ...اینو امتحان کن!

نه... از کونشون؟

نه، خطرناکه! منو می‌بری!

نه، نه، وایسا!

اینو بجو!

نه! فایده نداره!

وایسا، منو می‌بری. این واقعاً خطرناکه.

وایسا! داری بهم دست می‌زنی! نه، منو بریدی.

منو بریدی. درد داره. نه، این خیلی اعصاب‌خَراب‌کنه.

مطمئنم این استرس برام خوب نیست!

چی؟

خواهر، دنیای مایکو، گیشای کارآموز،

ربطی به خشونت نداره.

دست از این کارهای وحشیانه بردار.

چه چه، این مایکو بو میده.

برو بمیر!

تو یه آدم معمولی نیستی، مگه نه؟ - نه!

من با شر می‌جنگم.

من مایکو مکانیکی هستم.

اسم من...

یوشیه روبو گیشا!

این دیگه چه کوفتیه؟ اینو بگیر!

کلاه گیس ناپالم!

به جهنم خوش اومدی!

عالیه! محشره! نمی‌دونم چی هستی ولی فوق‌العاده‌ای!

از فردا منشی من می‌شی؟ ساعتی ۴۰۰۰ یا ۵۰۰۰ ین بهت می‌دم!

دستم! - هیچ‌وقت به من دست نزن.

من بی‌احساسم، با تنها یک هدف، مثل یه ماشین!

پس تو چی هستی؟

من چی هستم؟

یه ربات یا یه گیشا؟

خودم هم نمی‌دونم.

نه الان، نه قبلاً.

ولی یه چیز قطعیه. من چند ماه پیش هیچ‌کس نبودم.

این من نیستم. اون خواهرمه.

اگه اون به دنیا اومده بود تا با زیباییش توجه همه رو جلب کنه،

من از تیکه پاره‌های دور ریخته شده ساخته شدم.

یوشی.

داری چه غلطی می‌کنی؟ سریع کیمونوم رو بیار.

بله، خواهر. متاسفم!

تو باز منو "خواهر" صدا کردی! میشه تمومش کنی؟

ما قول دادیم تو این اوکیا همدیگه رو خواهر ندونیم، یادت نیست؟

متاسفم.

یوشی، با اینکه با کیکویوکو نسبت داری، اما در حد و اندازه اون نیستی.

پس حتی خواب گیشا شدن رو هم نبین.

فقط اتاق‌ها رو تمیز کن و لباس بشور!

اوکامی‌سان، نه، من...

بله، خانم!

به عنوان تنبیه، ناهار امروز فقط توپک برنج ساده بدون هیچ چاشنی بهت میدم!

بله.

این چه طرز جوابی بود؟

خب، من از اون چشمای برده‌وار هم خوشم نمیاد.

خانم!

یوشی داشت بهم زل می‌زد. خیلی حال بهم زنه.

فکر می‌کنه می‌تونه مثل من بشه؟

محاله، عمراً.

اون دختره عبوس محاله بتونه مثل تو بشه.

این چقدر بی‌مزه‌ست.

شاید فلفل سیاه یه کاری کنه.

آخ، زیادی شد.

تنده!

پس تو بودی!

تو!

منو جلوی آقای کاگنو مسخره کردی!

انقدر رو اعصابتم؟

نگاه کن! گیشا بلده لگد بزنه! لگد بزن!

وقتی یه فرصت بزرگ پیش میاد، همیشه سر راهمی!

می‌دونم که از بچگی بهم حسودی می‌کردی و ازم کینه داشتی!

نه! من بهت حسودی نمی‌کنم.

خفه شو! منم دلم شکسته!

هی!

ببخشید، کیکویاکو!

آروم باش، کیکویاکو.

نه، آقای کاگنو! من فقط داشتم با خواهر کوچیکم، یوشیه، بازی می‌کردم.

آه، خواهر کوچیکترت. باید اولین بار باشه که همو می‌بینیم.

بله. - من هیکارو کاگنو هستم،

رئیس شرکت فولاد کاگنو.

تو شبیه کیکویوکو هستی و تو هم زیبایی.

چی؟

تو هم یه روزی گیشا میشی، نه؟

خیلی دوست دارم ببینم.

من... نه...

پس یکم ازت خوشش اومده، ولی جوگیر نشو.

بیرون کردنت از اینجا کاری نداره.

انگشت کوچیکه پام!

هر خواهری غیر از تو رو می‌خواستم. تو بدترین نوعی!

خواهر...

دفترچه تلفن رو با دست خالی از وسط نصف کرد. محشره!

منم. یه نفر رو پیدا کردم.

ممکنه همون کیفیتی رو داشته باشه که دنبالشیم.

هی، ممنون بابت امروز.

می‌خوای برسونمت خونه؟

نه، ممنون. من تا خونه هم کار می‌کنم.

جدی میگی!

از خواهرت می‌ترسی؟

حیف شد. راستش می‌خواستم دعوتت کنم شام بیای خونه‌م.

تو استعدادهای زیادی داری که حتی خودت هم ازشون خبر نداری.

می‌خوام بدونی اون استعدادها چی هستن.

خواهرم همیشه بهم میگه که به هیچ دردی نمی‌خورم.

مگه تو واسه خواهرت زندگی می‌کنی؟

حیفه اگه از توانایی‌های واقعیت بی‌خبر بمونی.

وایسا!

نه! هیکارو، این خیلی بی‌رحمانه‌ست! خیلی سنگدله!

تو... از همون بیمارستانی که می‌خواستم برم...

احمق نباش. من سوزوکو هستم، همون زنی که باهاش بازی کردی!

چطور داری با این دختر بچه‌صفت لاس می‌زنی؟

می‌خوای منو قال بذاری؟

قال بذارمت؟

چقدر بی‌احساس! خیلی بی‌احساسی!

هر دوتون رو می‌کشم بعدم خودم رو!

تو!

بمیر!

عالیه! درست همونطور که فکر می‌کردم!

اوه، ببخشید، خیلی ببخشید!

هیکارو، با من بمیر! با من بمیر!

آروم باش! آروم باش!

چی؟ تو دیگه چه کوفتی هستی؟

ببخشید ولی باید بکشیمت!

با این شیر سینه جهنمی!

شیر دو برابر!

داغه!

صورتم داره آب میشه!

نمی‌خوام اینجوری ببازم!

نمی‌ذارم!

سوزوکو، ممنون که بهم حمله کردی.

به خاطر تو، کسی رو که دنبالش بودیم، پیدا کردیم.

یه حسی بهم می‌گفت ولی حالا مطمئنم.

آه، مستم.

یوشیه، تویی، نه؟

بیا تو.

آره.

اون موقع خوشحال بودم. می‌تونستم راحت باهات بخندم.

یادته؟

اون موقع بهم حسودی می‌کردی چون پدر و مادرمون منو بیشتر دوست داشتن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left