The first 200 lines.
گروه مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند برترين سايت ترجمه زيرنويس فيلم و سريال کره اي
.بيش از 10 سال از مرگ پادشاه قبلي ميگذره
.قربان
... همونطور که بهتون گفتم
.ايشون خيلي ناگهاني مردن
فرصت نکرديم به خدمت امپراطور برسيم
.منو عفو کنين
نخست وزير ميخواست مسئوليت همه .چيزُ به گردن بگيره و به ميونگ بياد
.من ازش خواستم بمونه
پادشاه قبلي چطوري مُرد؟
.بايد سفيرُ بکشيم
.اون سفيرِ ميونگه .نميتونيم همين جوري بکشيمش
... اگه سفير به ميونگ برگرده
.شما مجازات ميشين
کي هستي؟
.من سفيرِ ميونگم
!برين کنار
.امروز روزِ اول يوئه
خوب چي هست؟
.کلمه اول به معني مرغه
.کلمه يو هم به معني موک
.رسم بوده که تو روزِ اول، يه مرغ بکشن
.و اونجا هم يه مرغ آبي بود
.اون بايد اول ميمرد
!قربان
چه خبره؟
!ديوار فرو ريخت
چي گفتي؟
اون که به هر حال ديگه نميتونه راه بره
... اونم ممکنه فقط
.عذرخواهي کن
!چطور جرأت ميکني
نميدوني که من کيَم؟
!عذرخواهي کن
!اگه پدرم بفهمه، نميبخشدت
.پدر
.اين اتفاق به خاطر پسر احمق من افتاد
.متأسفم
.موک جا دوک گوک
.موک چي سانگ
.از اين پس، تو به طور رسمي جزء افراد مني
.کمکم کن
.مادر
.پادشاه من
تو اين مدت حالتون خوب بوده؟
،تا وقتي که تو به جاي حيوون دستآموز نخست وزير يه پادشاه واقعي بشي
.نميتونم آروم بمونم
.بايد سفيرِ ميونگ رو اونجا دفن کرده باشن
اين نشانيه که افراد لي اين ايم .ازش استفاده ميکنن
.خوبه
اگه ميونگ نفهميده باشه که چي شده
احتمالاً براي فهميدن موضوع حتي حاضر ميشن جنگ راه بندازن
هيچ راهي نيست که بشه جلوي جنگُ گرفت؟
.ميتونين به طور مخفيانه به ميونگ برين
.و کارهاي لي اين ايمُ گزارش بدين
و قبل از اينکه بفهمه، با .ميونگ همپيمان بشم و بهش حمله کنم
.پدر
.بذارين منم باهاتون بيام
.تو همينجا بمون
با رفتن به ميونگ، دارين .جونتونُ به خطر ميندازين
به عنوان پسرتون، بايد .ازتون محافظت کنم
.بريم
قسمت 24
.من سفير گوريو هستم
.سلاحهاتونُ بندازين
.پدر
.ژنرال
.من سفير گوريو، لي سونگ گي هستم
ميخوام رئيسِ يودونگ رو ببينم .و پيغام پادشاهمونُ بهشون بدم
سفيري که در گوريو گم شده بودُ پيدا کردين؟
.سفير به قتل رسيده
ما جسدشُ که مخفيانه دفن .شده بود، پيدا کرديم
چي؟ سفيرِ امپراطور توي گوريو کشته شده؟
.همينطوره
قاتل رو پيدا کردينُ مجازاتش کردين؟
.قاتل رو پيدا کرديم
،ولي به خاطر مقامُ قدرتش .نتونستيم مجازاتش کنيم
ميخوام درباره مجازاتش با .رئيسِ يودونگ صحبت کنم
تا زماني که قاتل به طور مناسبي
... مجازات نشه
.رئيسِ يودونگ با يه افسر از گوريو ملاقات نميکنه
.بندازينشون تو زندان
.دارو درمانشون نميکنه
.اين بيمارياي نيست که با دارو درمان بشه
چي گفتي؟
... مهم نيست چه دارويي استفاده ميکنين
.سر درد، فرسودگي، و خارش درمان نميشه
.تو که يه پزشک نيستي .تو فقط يه پيشگويي
و با اين حال ميتوني بيماري رو درمان کني؟
.بله، قربان
... اگه بهم يه تخم مرغ بدين
.يه راهي واسه درمان بيماري پيدا ميکنم
تخم مرغ؟
بله، قربان. دو ظرف 36 تايي تخم مرغ .و يه شب بهم مهلت بدين
.تو واقعاً اهل گوريويي
.داري با اون دهن کثيفت دروغ ميگي
.همين الان بندازينش بيرون
تا قبل از اينکه بياين تو .اين دفتر سالم بودين
رئيس قبلي يودونگ هم .همين بيماري رو داشت
.صبر کنين
... اگه بهت تخم مرغ و يه شب مهلت بدم
ميتوني بيماريمُ درمان کني؟
.بله، قربان
... اگه بيماريتونُ درمان کنم
شما هم بايد در عوض، ژنرال لي سونگ گي .از گوريو رو ملاقات کنين
.زمين يخ زده
رئيسِ يودونگ اينجا زندگي ميکنن، درسته؟
.بله
يکي از ظرفهاي تخم مرغ .رو اينجا دفن ميکنم
.اينجاست
اينجا کجاست؟
.اينجا انباره
ظرف ديگه تخم مرغ رو .هم اينجا دفن ميکنم
.فقط بايد تا سحر صبر کنين
.بلند شين
شما کي هستين؟
چرا اومدين تو اتاق من؟
.اينجا ديگه خونه منه
.زود از اينجا برين
اومدي تو خونه منُ ميگي مال توئه؟
ميدوني من کيَم؟
.من چُو بانم! قبلاً افسر دولت بودم
قبل از اينکه تو دردسر .بيفتين، از اينجا برين
.بندازينش بيرون
.بله، قربان
!ولم کن! ولم کن
!منُ اشتباه گرفتين، اعليحضرت
.همه ميدونن که اون خونه مال منه
ولي اين يارو معلوم نيست از کجا .پيداش شده، ادعا ميکنه مال اونه
.اعليحضرت
.من پول خونه رو دادم .اون خونه منه
چطور جرأت ميکني به .اعليحضرت دروغ بگي
کسي ديده که تو اون خونه رو بخري؟
.بله، من باهاش بودم، اعليحضرت
نه اعليحضرت. اون خونه .نسلهاست که به ما تعلق داره
چرا بايد بفروشمش؟
.بايد حرفمُ باور کنين، اعليحضرت
از يه بازرس بخواه درباره .اين پرونده تحقيق کنه
.ميفهمم که کي داره دروغ ميگه
.ممنونم، اعليحضرت
.اعليحضرت
گفته ميشه که چو بان که به عنوان يه کارمند خدمت ميکرده
به قمار معتاده و همه پولشُ تو قمار .از دست داده و الان بدهکاره
.نيازي به تحقيق نيست
!وزير اعظم
منُ قمار؟
درباره چي حرف ميزنين؟
.اعليحضرت
.فکر کردم قراره امروز برين شکار
.اعليحضرت
!نه، اعليحضرت
.اونا دارن منُ زنداني ميکنن، اعليحضرت
.تو قمار کردي
.بله، درسته
.بايد برم شکار
!اعليحضرت
.اين اشتباهه، اعليحضرت
.اعليحضرت
.اين خونه و زمينِ چو بانه
.کارت خوب بود
... اگه کار ديگهاي هم بود
.هر وقت خواستين خبرمون کنين
.حتماً
نميتونيم تا ابد از مرگ .سفيرِ ميونگ فرار کنيم
... قبل از اينکه اوضاع بدتر بشه
.بايد يکي رو دستگير کنيمُ بفرستيم ميونگ
... حتي اگه اين کارُ بکني
ميونگ بازم شما رو به عنوان .نخست وزير مسئول ميدونه
تنها چيزي که الان بهت کمک ميکنه اينه .که رابطه اتُ با وون دوباره برقرار کني
رابطهمو با وون برقرار کنم
... اگه وون ازت حمايت کنه
.حتي ميونگ هم نميتونه کاري بکنه
.اين پولُ بگير
يکي از افسراي وون رو بخر و .يه درخواست به وون بفرست
.از وون براي جنگ عليه ميونگ استفاده کن
اونا خوشحال ميشن که گوريو .دوباره باهاشون متحد بشه
.امروز روزيه که قول دادي
راه درمان من چيه؟
.اينا تخم مرغايي هستن که جلوي انبار دفن شده بود
خوب؟
.همونطور که ميبينين تخم مرغها تازهن
تخم مرغهايي که جلوي خونهتون .دفن شدهبودن بايد فاسد ميشدن
!اينم که تازهست
.اين يکي هم تازهست
.ديگه کاري اينجا نداريم
.بندازينش زندان
.ببرينش بيرون - .بله، قربان -
.بذارين بقيه تخم مرغها رو هم نگاه کنم
.چرا معطلين؟ ببرينش بيرون
.قربان
.حق با اون بود .تخم مرغها فاسد شدن
چي شده؟
.اين خونه روي سراشيبي ساخته شده
.در پايين تپه، آب راکده
.خونه شما هم دقيقاً همونجاست
.تخم مرغها به خاطر رطوبت فاسد شدن
...پس بدن من هم
مثل تخم مرغها داره فاسد ميشه؟
همينطوره
... اگه به جايي که تخم مرغها سالم موندن برين
No comments yet. Be the first to leave one.