The first 200 lines.
."هی، "چارلی
این مقاله توی روزنامه امروز رو دیدی؟
نه، نه، پس میشه سریعتر برسی به اونجایی
که قضیه رو بپیچونی تا اون چیزی که میخوای رو بگیری؟
البته. اینجا نوشته که مردی با سن من
که تمام روز توی خونه میشنه و کاری نمیکنه
.سه سال بعد از بازنشستگی اش میمیره
.تو چهار سال پیش بازنشسته شدی
پس چرا داری کشش میدی؟
منظورم اینه که
...که من حداقل ماهانه 200 دلار بیشتر میخوام
،برای افزایش طول عمرم
.و این فقط میشه هفتهای 50 دلار بیشتر
،برای رفتن به بازی بولینگ و گلف
.و برای رفتن به سینما
.تو همین الانش اینها رو انجام میدی
.میدونم، ولی دوست دارم 200 دلار بیشتر انجامش بدم
.ولی تو تا حالا بابت پولی که بهت دادم ازم تشکر نکردی
.حق با توئه .ممنونم
...اما من واقعاً دوست دارم بدونم که بهم میدی
.واو، واو، واو ،تو نمیتونی بعد از
.تشکر، اما بیاری .تو همیشه اینکار رو میکنی
.هیچ امایی بعد از تشکر نباید باشه
.آه، حق باتوئه .بازم، ممنونم
من واقعاً بابت پولی که
.هر ماه بهم میدی ازت متشکرم .این برام خیلی بارزشه
.خب، قابلت رو نداره - ...اما -
."تو خیلی خسیسی، "چارلی
!تو باز هم این کار رو کردی
.چارلی"، من ممکنه این روزها بمیرم"
.خب، برای همین به پول احتیاج دارم
.دارم برای جشن پول جمع میکنم
.بسیار خب، همگی، بشینید
.بیاین شروع کنیم
.امروز درباره چی باید حرف بزنیم
.نمی دونم :بهتره یه چیز اتفاقی انتخاب کنم
.والدین و اینکه چرا ما رو شکنجه میدن
.لیسی"، مادرت تو خیلی اعصاب خرد کنه"
چطور باهاش کنار میای؟
.راه حل توی گفتگو کردن باهاشه
من متوجه شدم نکردن این کار .خیلی بهم کمک میکنه
.اوه، خدای من، درسته ،به جای اینکه با پدرم دعوا بیوفتم
من فقط سر اون پیرمرد توی .ابزار فروشی داد میزنم
.اون فقط میایسته و هیچی نمیگه
.مخصوصاً اگه در حال خرید باشم
،اگه هر کدمتون آچار فرانسه لازم داشت
.من یه 30 تایی دارم
خب، تو و پدرت برای چی باهم دعوا میافتین؟
به خاطر گی بودنته؟
."نه، "اد ،محض اطلاعت باید بگم
پدرم از دستم عصبانیه چونکه من نمیخوام
.حرفه خانوادگیه ساخت و ساز رو ادامه بدم
آه، خوش به حال پدرت که اعتراف نمیکنه
.با گی بودنت مشکل داره
.من از پدرم خوشم میاد ،آخرین باری که دیدمش
ما با هم علف کشیدیم .و تمام شب رو خندیدیم
این ماله کی بوده؟
.روز قبل از اینکه خانواده مون رو ترک کنه
.ببینید، بچهها، صحبت کردن با والدینت میتونه سخت باشه
.من میدونم
.خدای من، من خیلی میدونم
.ولی این رابطه هسته اصلی مشکلات عصبی شماست
.خدای من، من خیلی میدونم
."پدر من که فوت کرده، "چارلی
و مادرم هم از زمانی که از زنم جدا شدم
.باهام حرفی نزده
."ببخشید، "اد مادرت؟
.آره، اون زندست
.ظاهراً شیطان اون رو مومیایی کرده
.باورم نمیشه داریم این کار رو میکنیم
خب، من از جلوی مامورهای امنیتی زندان .رد نشدم که فقط باهات سلام کنم
.چارلی" هر لحظه ممکنه بیاد" .شاید مچمون رو بگیره
.میدونم، همین باحالش میکنه
تو تا حالا توی مکان کارت سکس نکردی؟
نزدیکترین چیز سکسی توی محل کار داشتم
برای زمانی بود که توی دوران دبیرستان .توی فروشگاه کار میکردم
اونجا یه نگهبانی داشت که هر وقت میرفتم .سمت ماشینم با خودش ور میفت
یادش بخیر. من قبلاً توی .فروشگاه "پریتزول هات" کار میکردم
.ما با خمیر آشپزی حال میکردیم
!"جورداکینز"
!آه، به ثانیه صبر کن
من یه مشکل برام پیش اومده و احساس کردم بهتره تا
.با یه روانشناس حرفهای در میون بگذارم
.الان میام اونجا
.دارم با تعمیرکار لوازم اداری حرف میزنم
توی کافه تریا سر غذا دعوا راه انداختم
،و فکر کردم باعث یه دعوای خرکی باحال میشه
.ولی سه نفر مردن
چرا اینکار رو کردم؟
میدونی چیه؟ .من نظرم عوض شده
.من نمیخوام لوازم اداری اینجا رو تغییر بدم
،متوجهم. خب شاید بهتره که
بحثمون بابت لوازم اداری رو .توی رستوران "مری پرزنت" ادامه بدیم
اونجا جای جذابی برای
.بحث توی مکان عمومیه
.بله، بله، همینطوره
.مخصوصاً توی دست شوییش
،میدونی، من مدتهاست که توی زندانم
ولی تو قراره توی یه رستوران با اون پسره سکس کنی؟
.تو داری طفره میری
تو داری درباره زندگی من سوال میپرسی
.بجای اینکه درباره مشکلات خودت بگی
.من یه مشکلی دارم
روانشناسم بهم نمیگه که آیا قراره با با تعمیرکار لوازم اداریش
.توی رستوران سکس کنه
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جويباری :..
خب، امروز من فکر کردم بهتره
.یه کار متفاوت انجام بدیم
این کار شامل چوب و پنیاتا میشه؟
بله، "نولان"، چونکه بهترین آموزشی
که میشه به آدمهایی که مشکل کنترل خشم دارن
داد اینه که اگه چیزی رو ،به اندازه کافی محکم بزنند
.ازش شکلات میاد بیرون
،میدونی، دفعه پیش که چشمم رو بسته بودم
پسره گفته بود که میخواد ،دنیام رو تکون بده
.ولی آخرش فقط تلویزیونم رو دزدید
.احتمالاً هر دمون با یه مرد بیرون میرفتیم
:این یه راهنمایی
،اون هشت تا پا داره
دو تا چرخ، و چیزی که
.کابوسهای شبانه ازش ایجاد میشن
،اگه عنکبوت روم بندازی .چارلی"، میکشمت"
.نه، اون دو تا چرخ داره .اون یه عنکبوت روی یه دوچرخه هست
این حتی ترسناکتره، چونکه .نمیتونی ازش فرار کنی
نه، اون یه عنکبوت روی .دوچرخه نیست
!اون والدین شماست !سورپرایز
.اوه، لعنتی - بابا؟ -
کسه دیگهای نمیخواد در این مورد عکس العملی نشون بده؟
...آه، من یه کوچولوش رو دارم
.این پدر من نیست
.پاتریک"، الان زمان مسخره بازی نیست" .من خودم کلی مشکل دارم
."من شوخی نمیکنم، "چارلی .این پدر من نیست
.ولی فقط دو تا "جیمز مک پاتریک" توی دی موین بود
.این یارو گفت که پدرته
.و اون یکی مرده گفت که پسرش مرده
!همون پدر منه
شرمنده، دروغ گفتم. ولی وقتی فهمیدم ،این یه بلیط مجانی به لس آنجلسه
.حتی میتونستم بگم که پدر میکی ماوس هستم
حالا که حرفش شد تا دیزنی لند چقدر راهه؟
.تقریباً به ساعت و نیم - .بیخیال. تو سرت شلوغه -
.میتونی فردا من رو ببری
چارلی، مادرم هیچی نشده .شروع کرده
پس اگه روی صورتش ،قرمزی جای دست دیدی
.احتمالاً کار "نولان" بوده
اون نمیتونه اون زنیکه .سختگیر رو تحمل کنه
.بسیار خب، من باید برگردم اونجا
.ببین، این مرد مشخصاً پدر تو نیست
.پس اگه میخوای بری، میتونی
شوخی میکنی؟ این دعوا رو از دست بدم؟
.من میمونم - !منم همینطور -
اونجا هنوز کوهستان فضایی داره؟
.من شنیدم اون یه چیز دیگست
.من تو رو به دیزنی لند نمیبرم
.اوکی، همگی، بشینید
.لطفاً کنار عضو خانوادهتون بشینید
.یا کسی که همشهری شماست
پیش خودت چی فکر کردی
که بهمون نگفتی والدین لعنتیمون قراره بیان اینجا؟
.هر چند، من خوشحالم که اینجایی مامان
پروازت چطور بود؟
!هیچی
،چونکه اگه میدونستید اینها دارن میان
.هیچکدومتون نمیومدید ،به علاوه باید بهتون بگم
قیافههاتون بعد دیدن اینها .خیلی جالب شده بود
من به سهم خودم فکر می کنم که این ایده
.خیلی درست بود
.اوه، خدای من .این خیلی عجیبه
.من هم میخواستم کلمه درست رو به کار ببرم
.من میخواستم کلمه "باحال" رو بگم
،ولی پیش خودم فکر کردم .میدونی، کلمه "درست" بهتره
.پس ژنتیکیه
.خب بهترین کار اینه که از هم جدا بشین
.اوه، این ایده خیلی خوبیه مادرم میتونه اینجا بمونه
.و من میتونم برم فروشگاه نیمان
نیمان چیه؟ نیمان کجاست؟
تا وقتی اینجام بهتره یه سری اونجا بزنم؟
.هیچکی نمیره به نیمان
،شما قراره توی اتاقهای متفاوت پخش بشید
،و شروع به حرف زدن بکنید و من میام
تا بتونم مطمئن بشم .که گفتگوی موثری دارید
.من فقط میخوام که شما حرف بزنید
،شنیدی چی گفت کلاغ پیر بد ذات؟
.تو باید حرف بزنی
.اون الان به سمتم خودکار پرتاب کرد
اوکی، این حتماً جزو :قوانین ماست
.هیچکی خودکار پرتاب نکنه
چرا اون اینهمه خودکار داره؟
پس تو هیجان زدهای؟
.آره
یعنی هیچ کدوم از اینها .نمیدونن ما میخوایم چیکار کنیم
شما قراره توی دست شویی .سکس کنید
.ما؟ نه
...ما برای کارائوکه اینجاییم یا
...تراویا یا
امروز اینجا چه خبره؟
.سکس توی دست شویی
.هر روز اینجا اتفاق میافته
به همین خاطر من این رو
.با 20 دلار اجاره میدم
صبر کن. پس مردم همیشه اونجا .سکس میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.