The first 200 lines.
الو الو یک...دو...سه... الو
میکروفن کار نمیکنه؟
بله.. سلام خانم ها و آقایون به مرحله ی آخر از سری مسابقات عشق و ایمان
سالانه ی مقطع دوم دبیرستان رسیدیم
بیاید بعد از مسابقه قاشق و لیمو با حال خوبی به خونه بر گردیم
حالا یه دست محکم برای مادر های شرکت کننده
آماده
خانم! ادامه بده
سولو
مامان بدو راه بیافت برو
برو برو
سولو همینطور ادامه بده
مامان سولو
هی اون جر زد اون درست بازی نمی کنه
مامان قاشق رو بده سولو تو قهرمانی
جایزه توسط ریس آقای دی سوزا اهدا می گردد
خانم پرتی شاه دومین برنده بفرمایید در جایگاه
ببخشید اشتباه شد ،سولو چانا آشوک دومین برنده هستن
... و مقام اول مسابقه قاشق و لیمو
هی آشوک! تندی باش
مامان، عکس خیلی خوب شد
گرفتی؟ مامان محشر شد
رادیو:شرط می بندم دیر از خواب بیدارشدی
رادیو:آره ولی خیلی شانس آوردم. میدونی چرا؟
چرا؟ الان می گم
اون روز ترافیک سنگینی بود
می گم چطوره برم تو کار تاکسی؟
چی گفتی؟
خیلی مسخره است
این.. این فکر خوبیه - واقعا؟ -
خیلی خوبه
بدون کولر هان؟
معلومه با کولر، بیرون خیلی گرمه
کولر... آره
پس میخوای رانندگی کنی؟
خب، بعضی وقتها هم میرم پشت می شینم
... تا به کار بقیه نظارت داشته باشم
مامان، منو با تاکسی کولردارت میرسونی مدرسه؟
اول صداشو کم کن
چه ایده خوبی سولو - واقعا؟ -
...سه تا تاکسی میخریم
در واقع، چرا سه تا پنج تا تاکسی می خریم
آژانس تاکسیرانی سولوچنا
"الو سولوچانا سفر؟"
مامان...خاله جون
مگه نه آجی بله آجی
الو
بله آجی شما راه افتادید؟ ما تقریباً رسیدیم
به نگهبان بگو یه صندلی به بابا بده بشینه
آره باشه
دیگه هیچوقت گوشی نمیدم دستت
کولرو روشن کن .. ما که هر روز نمی آیم بیرون
نکن ماشین خراب میشه - خسیس -
گواهی برنده شدن در مسابقه طناب کشی
رتبه سوم مسابقه دویدن با کیسه
رتبه دوم مسابقه لیمو و قاشق
چه قهرمانی
نگاش کن صورتش از بس تو آفتاب بوده سبزه شده
باورتون نمیشه امروز چقدر بهمون خوش گذشت
مسابقه خیلی حساس بود یه زنی درست جلو من میخواست جر بزنه
باشه، باشه قهرمان
بابا خیلی وقته منتظره لابد خسته شده
مگه نه آجی بله آجی
برید بشینید، من چایی میارم
مگه نه آجی بله آجی
هی سبود؟
اسم منو میدونی؟
آشوک هنوز تلویزیونو تعمیر نکردی؟
بابا بزرگ هیچکس به حرف بابا گوش نمیده
پراناو خیلی حرف میزنی
همه دستاشونو بشورن
بابا، وارد بحث تلویزیون نشو
این یه جنگ بی پایانِ
چه جنگی؟
گارانتیشو میبرم و یکی نو به جاش میارم
حالا ببین
عجب...گارانتی
قبل رفتن یه چایی میخورید؟
...بفرمایید
بابا ببین قهرمان المپیکمون این بار کجا برنده شده
عین زمانی که مدرسه میرفت
مگه نه آجی بله آجی
هی قهرمان یکم ادا بازیگرا رو در بیار
هما مالینی آره آره
نه، سیتا گیتا
سری دیوی آره سری دیوی
دلبرممم
پراناو اون صدای مسخره بوف بوف رو در نیار
وگرنه توام کتک میخوری
خاله دوقلوها
میدونید چیه؟ چیه؟
میشه بهشون بگم مامان؟ چیو؟
بگو ساکت ساکت
مامان میخواد راننده تاکسی بشه نه یکی نه دو تا پنج تا
الو...سولوچانا سفر؟
سولو، چی داره میگه؟
چرت و پرت میگه
حالا هر چی،بانک برا خرید تاکسی وام میده؟
پنج تا تاکسی؟ نه فعلا یکی
آره
خب... حالا دیگه میخوای راننده بشی؟
نه آجی ،میخوام تجارت راه بندازم
چه تاکسی؟
هزار بار بهت گفتم از خواهرات یه چیزی یاد بگیر
اما الان
وام بگیری
نه
سه بار دیپلمتو رد شدی
شماها چرا از خودتون پذیرایی نمی کنید؟ بفرمایید
پراناو دوست داری مادرت درس بخونه؟
...اگه توي دفترت تخم مرغ(صفر)بگيري
!بزرگ بشي تخم مرغ ميفروشي
اگه تخم مرغ بگيري بزرگ بشي تخم مرغ ميفروشي
بدش به من
...هنوز تموم نشده
هی قهرمان مگه بابا حرف بدی زده؟
البته که نه همه چی تقصیر منه
من فقط همینجوری یه چیزی گفتم
نمیخوام هیچکاری بکنم
هممون میدونیم دوست داری یه کاری کنی
نه واقعا هیچکاری نمیخوام
میخوام چه کار؟
شماها هر کار خواستید کردید ...درسته
... شغل تو بانک، وام،خونه برای خودتون
دوباره شروع کرد نه بذار بگه
ادامه بده ادامه بده ، می شنویم
بابا فقط با من مشکل داره؟
چرا بابا هنوزم باید دیلپم رد شدنمو بکوبه تو سرم ؟
تازه اونم جلو پرانوا
پس میخوای چی بگه؟ بگه با افتخار قبول شدی؟
سال اول من بخاطر ذات الریه قبول نشدم درسته
سال دوم سوالات خارج از متون درسی طرح شده بود
میدونید که حتی گانجان دوبی هم که نفر اول کلاس بود رد شد
... و سال سوم
تو آشوک رو تو کلاس خصوصی پیدا کردی
خب؟ خب
خب که چی؟
که چی؟ بسه دیگه
خب هیچی منظورت چیه هیچی؟
تو 30000 روپیه برای چت کردن به فنا دادی ...فراموشش کن آجی
پولتونو پس می دم
ازت نخواستم پسش بدی
ولی همیشه سرم منت میذاری
بابا اونجا برام سخنرانی کرد شماها هم اینجا
میخواید برام رزومه بنویسید؟ دفعه دیگه اینکارم می کنیم
یه طومار از سوابق درخشانت
چرا نمی تونی بچسبی به یک کار؟ ...میدونی چیه
... دوباره باید بشینی درس بخونی و با پرانوا کنکور بدی
ایندفعه حتماً قبول میشی ولش کن آجی
چه خبره؟
تخم مرغ درست می کنیم
باز شروع شد - تخم مرغ؟ -
ماه دیگه تولدتِ صبر کن
منطقه بوریوالی مزایا زیاد داره
چرا یه آپارتمان اونجا نمی گیری؟
اینکارا لازم نیست صبر کن پسرم
توام یکم خودتو آروم کن
...پراناو رو درسات تمرکز کن
مهمونی خونه جدید یادتون نره به موقع بیاید
خداحافظ بای بای
بابا باید یه ماشین این شکلی بخری - ساکت -
آشوک یکم پامو ماساژ بده واقعا خسته ام
سولو... من دارم کچل میشم؟
بابام چی می گفت؟
مثل همه پیر مردا..خونه..چرا خونه اینقدر دور خریدی؟
همون حرفای قدیمی
و تو چی گفتی؟
من بهش گفتم میخوام یه خونه ویلایی تو علیبگ بگیرم
بعدا، در مورد کارخونه فولاد باهم بحث کردیم گفتم ای بابا
اونها راست می گن تو با استعدادی
اما گیر من افتادی - درسته -
بیچاره سولو
بیچاره سولو ها؟؟
بیا اینجا
شعر بخونم؟
از بالاسو برامانیام؟
"کلوچه ی سیب زمینی" *آهنگی قدیمی از فیلم حفاظت
"کلوچه ی سیب زمینی"
"...نمیخواستم دل بسپارم"
"...اما سپردم"
"کلوچه ی سیب زمینی"
"کلوچه ی سیب زمینی"
پراناو پراناو
بیدار شو
دلبـــــرم
غذاتو که تموم نکردی تمومش کن
موبایلو بده همش موبایل بازی میکنی
بریم بریم
اگه بر گردی و بگی از ظرف نهار دوستت خوردی
...میکشمت ها
آشوک - بله -
حواست کجاست؟
خداحافظ موهاتو درست کن پراناو
یواش تر
امروز خیلی کار دارم تازه باید شانو رو هم ببینم
سلام
سلام
چایی؟
چایی؟ یه وقت دیگه سولو
امروز خیلی خسته ایم
No comments yet. Be the first to leave one.