The first 195 lines.
=خانم گو که سکوت میکنه=
در مورد مرگ فانگ هوا
متاسفم
اون موقع که با پیشنهادش موافقت کردم
نمیدونستم قراره همچن پایان غم انگیزی داشته باشه
تو در مورد
مرگ فانگ هوا
احساس گناه میکنی نه؟
تو خودتو تو مرگش مقصر میدونی؟
نه
مرگ اون به من ربطی نداره
منم فکر نمیکنم تو هیچ ربطی به مرگش داری
ولی الان فقط میخوام بدونم
بالای پشت بوم دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
این چیزیه که مهمه
حقیقت به زودی معلوم میشه
چون به زودی
خبرش میرسه
چیکار میکنی؟
با من کاری داشتی؟
فکر کنم
تو خیلی سخت کار کردی
یه درخواستی ازت داشتم
چی؟ این چیه؟
نمیشه بدون دلیل مهربون باشی؟
این کارت درست نیست
میخواستم یه چیزی رو ازت قرض بگیرم
چی؟
میشه دی وی کوچیکی که تو استودیوت داری رو بهم قرض بدی؟
دی وی؟
چیکار میخوای؟
برای خودم نمیخوام
برای یکی از دوستام میخوامش
فقط برای یه شب قرضش میگیرم
فردا بهت پس میدم
کدوم یکی از دوستات؟
فانگ هوا
میخواد عشقشو به یکی اعتراف کنه
و اون لحظه رو ثبت کنه
بذارخودم باهاش حرف بزنم
تو چرا جاش اومدی؟
چون
اینجوری به نظر میاد ما همدیگه رو خوب میشناسیم
کی رو؟
ولش کن
اگه بهم قرضش بدی
این لطفتت رو فراموش نمیکنم
تازه
به یکی دیگه هم کمک کردی
لطفا این لطفو بهم بکن
باشه
فقط همین که کارتون تموم شد پسش بده
رئیسم بفهمه
مرده ام
باشه حتما
خوب مخفیش کن
خوب مخفیش کن
دفعه ی بعد یه شام مهمونت میکنم
هی زی چین
هی زی
اون اینجا نیست
میدونی کجا رفته؟
نمیدونم
تختش کدومه؟
این یکی
من اینو میبرم
باشه
الو؟
الو سانگ یو
تو دی وی رو برداشتی؟
اره
برای بعد از ظهر لازمش داشتم
تو هم گوشیتو جواب نمیدادی
چیزای که توش ضبط شدو
دیدی؟
چی؟
من حذف شون کردم
حذف شون کردی؟
اره
تو بهم نگفته بودی ازشون کپی نگرفتی
وقت نشد
شارژش تموم شد
ولش کن اشکالی نداره حذفش کردی
مهم نیست
همین که ندیدیش خوبه
وقت دیدنشو نداشتم
باشه
ممنون
الو؟
چشه؟
مشکوکه
هنوز ویدیو رو شروع نکردم
زودباش چیکار داری میکنی؟
من
شروع شد؟
زودباش
باشه
"قسمت سیزدهم"
ببخشید مراسم تموم شده
من
نامزدشم
پس لطفا عجله کنین
ممنون
فانگ هوا
اومدم ببینمت
با اینکه
خیلی ها فکر میکنن
تو اصلا آدم خوبی
نبودی
اینو میدونم که
من برات مهم بودم
میخواستم به خاطر
همه ی نگرانی ها و مراقبت هات تشکر کنم
ولی با این وجود فکر کنم سه چهار سالی ازت متنفر باشم
به هر حال ما همه انسانیم
هیچکس نمیدونه چی میشه
ولی من میبخشمت
و سعی میکنم زندگی خوبی داشته باشم
از اینکه با من بودی ازت ممنونم
خداحافظ
من کل روزو منتظرت بودم
بالاخره اومدی
همچین اتفاق بزرگی افتاده
باید میومدم
انتظار نداشتم فانگ هوا
اینقدر بهت نزدیک باشه
تو هنوز خامی
نمیدونی تو این دنیا چه خبره
اون تا لحظه ی مرگش
نگران بود
تو چه وضعی هستی
اگه به خاطر تو نبود
ما این وضعو نداشتیم
شاید اون نمی مرد
تو باید از من تشکر کنی
وگرنه بقیه ی عمرتو با کسی
میگذروندی که
دوسش نداری
از کجا میدونی من دوسش نداشتم؟
اگه دوسش داشتی
منظور همه ی این کاراشو میفهمیدی
و از مهربونیش نسبت به خودت
سو استفاده نمیکردی
منظورت چیه؟
تو بودی که رابطه ی ما رو خراب کردی
من تو رو دوست خودم میدونستم
دوست؟
من عین یه
علف سبز بودم
تا زیبایی گلی مثل تو
نمایان تر بشه
پس به نظر تو
ما هیچ ربطی به هم نداریم
تو نمیدونستی من عاشقشم؟
کاملا مشخصه که تو دوسش نداشتی
پس چرا نذاشتی من داشته باشمش؟
تو باهاش موندی
چون دنبال یه پشتیبان پایداری بودی
تا ازت محافظت کنه
و تو بهش تکیه کنی
و بتونی مثل یه شاهزاده خانم
رفتار کنی و
خودتو نگران موضوع های غیر ضروری نکنی
یعنی میگی
تو از زمان دانشگاه
عاشقش بودی؟
من نمیدونستم
تو دوسش داشتی
اگه ناراحتت کردم
عذر میخوام
این کار همیشه اته
هر دفعه اشتباهی میکنی
گریه میکنی و میگی ببخشید
اینجوری احساس بهتری داری
چون میذاری بقیه تو رو ببخشن
ون کی آر تو خیلی فیلمی
حالا چی میخوای؟
میخوام ازم انتقام بگیری؟
انتقام؟
من دیگه نمیتونم
انتقام کسی رو بگیرم
من
به خاطر کارایی که کردم
باید هر روز خودمو مخفی کنم
هر روز برام مثل یه سال میگذره
شاید همه ی اینا همه همه تقاص کارمه
ولی باید اینو بهت بگم
فانگ هوا
واقعا عاشقت بود
مهم نیست چقدر تلاش کردم
اون فقط تو رو میدید
کافیه
اگه به خاطر تو نبود
و اون اتفاق تو پشت بوم نمیفتاد
شاید
No comments yet. Be the first to leave one.