The first 200 lines.
بولگاسال: ارواح جاودان
تيم ترجمه ی مجله آفتابگردان، تقديم مي کند
[فیلمبرداری سریال با پروتکل های مرتبط با کویید 19 مطابقت دارد و از کودکان در محیطی امن تصویر برداری شده است]
هزار سال قبل
بشین
بیا
برادرت رو بردار و فرار کن، خودتونو نجات بدین
بجنب
پشت سرت، به ما نگاه نکن، فقط برو
همونجا وایسا
...این
این یه هیولاست
قسمت آخر
خدای من
عزیزم، تو مال کجایی؟
چرا این وقت شب تو جنگلی؟
بیا تو
پنج سال بعد
من اونو نمیخوام
بیخیال
نمیخوام، بس کن
بیخیال- بس کن-
ولش کن
چندشه
بجنب- گفتم بس کن-
بجنب- مامان-
وقتی میخوام گیاهای دارویی جمع کنم، اذیتم میکنه
او تو کوهستان بازی کنین، هیولاها دنبالتون میکنن
شنیدی؟
عه چیه، اینو ببین
انقدر دنبالم نیا- مراقب باش-
نمیخوام- بیخیال دیگه-
جوماگو: هیولای درنده ای که حتی اجساد را هم میخورد
هی
کمک
ممنون که برادرمو نجات دادین
تو هم باید تشکر کنی
از وقتی بچه بود همه اش سرفه میکنه
خیلی از اهالی روستا مثل اون سرفه میکنن
بچه ها کجایین؟
ممنون بیا بریم
بچه ها
تو شیفته ی اون بچه ها شدی
مثل بچه های خودت بهشون فکر میکنی
میترسم که منو ترک کنی
من هیچ وقت ترکت نمیکنم
ما تنها بولگاسال های این سرزمینیم
...تنها بولگاسال ها
صبر کنین
من شمارو یادمه
وقتی برادرمو نجات دادین، آشنا به نظر میومدین
شما مارو تو اون غار هم نجات دادین مگه نه؟
الان همه چیزو یادم میاد
نمیتونین حرف بزنین؟
متوجه میشین من چی میگم؟
چی؟ اون دارو های گیاهی برای سرفه های برادرمه؟
بهش بگو همین الان بره
مامان
چطوری تونستی یکی رو برداری از کوه بیاری؟
نمیترسی؟
مردم میگن بولگاسال ها تو کوه زندگی میکنن
اونا با جا زدن خودشون به عنوان انسان ها مارو فریب میدن
اونا از خون ما تغذیه میکنن و جاودانن
اون هیولایی نیست که مردم رو بخوره
اون مارو نجات داده
حتی اون بود که مارو برگردوند اینجا
چرا تو کوه ها زندگی میکنین؟
تو جنگ خونه تون رو از دست دادین؟
یا دزدا خانواده تون رو کشتن؟
کوه ها ترسناکن
برای منم راحت نیست که اونا رو اینجا بزرگ کنم
با ما زندگی کنین
ما میتونیم از همدیگه محافظت کنیم، باشه؟
در نهایت تو منو به خاطر انسان ها ترک کردی
تو بهم دروغ گفتی
حتی ماه هم غمگینه
من ترکت نکردم
...من فقط تا وقتی
بچه ها بزرگ شن، میرم
ماه بار ها و بار ها چرخیده
...و مهم نیست من چقدر انتظار بکشم
تو برنمیگردی
ده سال بعد
باید امروز استراحت کنی
...دیشب خواب بدی دیدم
واسه همین امروز حس بدی بدارم
نگران نباش و استراحت کن
ما زود برمیگردیم
باید بریم- باشه-
میشه یه لحظه بیای اینجا؟
بیا اینجا
تو حتی هم پیر نشدی
...برای روستایی ها عجیب میشه
پس خودت رو بپوشون
بریم
خدانگهدار- بریم-
مراقب خودتون باشین
چشم
چیه؟ میخوای اینو بدی به اون دختره توی روستا؟
چی میگی
فقط زیباییش رو تحسین میکنم
من به جات برش دارم؟- نه-
نه
باید بریم
!زودباش
...اگه به خاطر اونی نبود
مرده بودیم
خداروشکر
...ولی
مطمئنم که آدم نیست
تو هم خبر داشتی، نه؟
مادر، حالا عضوی از خانواده ماست
از ما مراقبت میکنه
آره، عضوی از خانواده مونه
ولی یه روز، به خاطر همه ما هم که شده باید برگرده به کوهستان
خدای من. ولی بهش عادت کردیم
ولی برام سواله اون مرد کیه
شنیدم که میخوای بری گِک یونگ
خانواده ام رو میذارم و فقط پسر دومم رو با خودم میبرم
برنامه داری با پسر اولت چیکار کنی؟
اون مریضه
...خون سرفه میکنه
و بعد از مرگ مادرش دیوونه شده
نمیتونه جانشین من باشه
خوشحالم که یه پسر دوم از همسر دومم دارم
پسر دومم تو همه چیز به من رفته
قوی و شجاعه
کی اونجاست؟
چی شده؟
پسرمون اول سو رو پیدا نمیکنم
...بعد از ظهر رفته بود شکار
اما از اون جنگلی که هیولا داره برنگشته
آدم بفرست به کوهستان
حس میکنم یه جای کار میلنگه
...میدونستم
بولگاسالی
...از بچهگی وقتی دست مردمو میگرفتم
میتونستم یه چیزایی ببینم
....مادرم گفت که
خاطرات روح مردمو میدیدم
ولی برای تو هیچی نمیبینم
...شنیدم که تنها موجودات بدون روح
بولگاسال ها هستن
...ولی
برام مهم نیست بولگاسالی یا یه هیولای دیگه
تو مارو نجات دادی و عضوی از خانواده مون هستی
...ولی بهم قول بده
بازم هیچوقت به انسان ها صدمه نمیزنی هر اتفاقی هم که بیفته
همین برای من کافیه
دیدم که داشتی به کوهستان نگاه میکردی
هر دفعه که اینکارو میکنی حالت صورتت همینجوریه
چیزی اونجا هست که دلتنگش باشی؟
!باید عجله کنیم. زودباشین
باید تو روستا اتفاقی افتاده باشه
هیولا بود یا انسان؟
کی پسر منو کشته؟
...بولگاسال بود
پدر
...اول سو تو کوهی که بولگاسال هست
شکار میکرد
بولگاسال؟
همچین چیزی وجود نداره فقط یه داستان ساختگیه
نه، پدر
من دیدمش
حتی میدونم کجاست
!نه
خدای من، دارن چیکار میکنن؟
خدای من- صبرکنین-
چجوری میتونن اینجوری باهاش رفتار کنن؟- ! خدای من-
چه خبره؟
صبرکنین- !دست نگه دارین-
معلوم هست دارین چیکار میکنین؟
شنیدم کسی که پسرمو کشته تو این خونه اس
باید تو باشی
کسی که از سزرمین بیگانه اومده
!وای، خدای من
تو بولگاسالی- اون بولگاساله-
!بولگاساله
!بولگاسال- خدای من-
چطور ممکنه بولگاسال اینجا باشه؟
!نه
!آهای
!نه! اینکارو نکنین- بولگاساله-
این بولگاسال بود که پسرمو کشت
تمام این مدت خودشو به عنوان انسان جا زده و از خون آدما تغذیه کرده
نه سنش بالا میره نه میمیره چونکه هیچ روحی نداره
!تماشا کنین
!نمیمیره
!درست میگه- چیکار کنیم؟-
!نمیمیره
!باید واقعا بولگاسال باشه
!بولگاساله- !درسته-
!بولگاساله
...ولی بهم قول بده
همچنان هیچوقت به انسان ها صدمه نمیزنی هر اتفاقی هم که بیفته
!ببندینش
!بله، سرورم- !بله، سرورم-
!تمومش کنید
!تا حالا کسی رو نکشته
!درست میگه
No comments yet. Be the first to leave one.