The first 200 lines.
!چي شد که اوضاعمون اينجوري شد؟
!چاره دیگه ای نداشتیم؟
روروآ دستش بند بود و داشت !برده دارها رو تربیت میکرد تا خدمتگذاران مردم بشن
،اونا باید مجوزهای قانونی رو بگیرین
بنابراین صدور مجوزها و رسیدگی .به شکایات مردم حسابی توی تنگا قرارش داده
،جونا سان هم مشغول اجرای کنسرتهای خودشه
و آیشا هم میخواست روی تمرینات ... هنرهای رزمی خودش تمرکز کنه
!منظورم اصلاً یه چیز دیگه بود
منظورم اینکه چطوری کارمون به این !پیاده روی احمقانه کشید؟
!انتظار داشتی چیکار کنم؟
،وقتی گفتم دارم به شهر میرم
سرینا سان اسرار کرد که اوئن .و کارلا رو به عنوان محافظ با خودم ببرم
.ولی حق با توئه
افراد یه گروه ماجراجو که بطور اتفاقی دور هم جمع میشن
از گروهی که ما تشکیل دادیم کمتر .تو چشم میان
حتماً بازم مثل دفع قبل میخواستی
!یونیفورم دانشجویی رو بپوشی، مگه نه؟
از طرف دیگه، ظاهر اوئن اصلاً ،به سنسه ها نمیخوره
و تو هنوزم داری ازش هنرهای .شمشیر زنی یاد میگیری
ببین کی داره این حرفو میزنه. لیسیا ،اگه خودت مثل ماجراجوها لباس میپوشیدی
!بیشتر شبیه گروه ماجراجوها به نظر میرسیدیم، مگه نه؟
!بـ...برا چی اینجوری بِر بِر بهم زل زدین؟
.تو هر حالت، کارلا حسابی تو چشم میزد
.درسته
!شما دوتا منو دست انداختین؟
.خب آخه لباس خدمتکارها رو پوشیدی
اینطور نیست که به خواست خودم اینو .پوشیده باشم
،اگه دستورات سرینا نبود
.ترجیح میدادم زره بپوشم
،کارلا، تو رفیق مایی ،پس هر وقت سرینا کنارمون نیست
.لازم نیست اینقدر رسمی حرف بزنی
.درسته
،شما به نحوه صحبت کردنم اهمیت میدید !ولی شکایتهام رو نادیده میگیرید؟
به هر حال، اعلیـ...کازویا دونو !واقعاً مطمنی که میخوای از این طرف بری؟
.همینطوره
... ولی اگه این طرف بریم
!آه، پس این چیزی که نگرانشی؟ !حق با توئه
اگه این طرف بریم .به زاغههای قدیمی شهر میرسیم
دقیقاً اینجا جایی نیست که .بخوام تو یا لیشیا ساما رو از اونجا ببرم
.اونم همچنین جای کثیف و پر جنایتی
.اون قضیه دیگه مال گذشتههاست
!یعنی الان فرق کرده؟
.بهتره خودتون ببینید
با اینحال ادامه بده
پیوند ما عمیقا به طرف چپ سینهام چسبیده شده
ما از یه شادی زودگذر ،بعد از پشت سر گذاشتن یه مه لذت میبریم
تا وقتی که دیدمون دوباره مبهم بشه
با خیانتی تلخ، از سرنوشت خود بدمون میاد
ولی چرا همچنان سحر میاید؟
چشمانمون رو می بندیم و تلاش میکنیم به یاد بیاریم
لحظه ی توقف آشناییمون رو
از صفر بی کران تا بی نهایت
رویا دیدن ضربان قلب باوره
ما به تنهایی و دوتایی باهم حرکت میکنیم
جا نمونی، قدم های کوچک و خستگی ناپذیر ما
قلمرو های ناشناخته رو برای هرکدوم از ما کشف میکنند
بدون که هیچ وقت نمیذاریم رویاهامون ناکام بمیرن
رده های اشکی که از گونه های ما فرو میریزد ستارگان دنباله دار هستند
ما میخوایم اونا رو بگیریم
غرغره کردن و شستن دست ها اساس پیشگیری از خیلی بیماریهاست
!خب، نظرتون چیه؟
چی؟! هوووم. کاملاً با چیزی که ،تصور میکردم فرق داره
.حسابی جا خوردم
!چیزی که تصور میکردی؟
.مکان تاریک و غمگین، کثیف و ناامن
.توی گزارشات همچنین چیزی رو بهم گفته بودن
!اینجا واقعاً همون محله زاغه نشینه؟
.در حاضر اینجا همون محله فقیر نشین قدیمی ـه
!تصوراتی که ازشون داشتید دیگه از بین رفته، مگه نه؟
وقتی با مشکل بهداشتی برخورد کردیم .سعی کردیم همه چی رو از پایه درست کنیم
مشکل بهداشتی؟! تو در حین بازسازی شهر .به اون مشکلم اشاره کرده بودی
!یعنی اینم بخشی از اون برنامههاست؟
خونههای قدیمی رو خراب کردیم و دوباره ساختیم .تا آفتاب خورتر و دلنوازتر بشه
در همین حین، جنایتکاران ،و فروشنده های مواد مخدر رو ریشه کن کردیم
.و اینجا رو به مکانی که الان هست تبدیل کردیم
اون همین الان نگفت که جنایتکاران !و فروشندههای مواد مخدر رو از بین برده؟
.آره، همینو گفت
بعدش ساکنان رو مجبور کردیم .به ساختمانهای جدید نقل مکان کنن
،درسته که جاش تنگ و کوچیکه .ولی کاملاً رایگانه
علاوه بر این، با استخدام اونا ،برای تمیز نگه داشتن شهر
بطور همزمان میتونن از حمایت و بهداشت .دولتی استفاده کنن
.تو کلی کار انجام دادی !به نظرت یکم زیاده روی نکردی؟
.انجام دادنش که سخته، ولی سرگرم کنندهست
شهر و کشور رو همونطوری که .میخوام بازسازی میکنم
و آخر سر اگه لبخند به لب مردم بشینه !چه اشکالی داره؟
درسته. ولی اگه کاری از دست منم برمیاد !حتماً بهم بگو، باشه؟
.البته. روت حساب میکنم
باید بگم که اینجا به زاغه نشین قبلی .زمین تا آسمون فرق میکنه
فساد معمولاً توی مکان ناپاک ،ریشه میزنه
و عوامل بیماری زا راحتتر .پخش میشه
!عوامل بیماری زا؟
موجودات کوچکی توی دنیا وجود داره ،که با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستن
و توی هوا، خاک، آب و ه چیز .دیگه ای زندگی میکنن و تعدادشون خیلی زیاده
.بهت گفتم که قابل دیدن نیستن
این موجودات اینقدر کوچیک هستن ،که همه چی رو از بین میبرن
.و باعث بروز بیماری میشن
آه، پس به همین دلیل بود که توصیه میکردی !تا غرغره کنیم و دستهامون رو بشوریم؟
.درسته
"یعنی واقعاً این "پاتوژنها - عوامل بیماری زا !باعث ایجاد بیماری ها میشن؟
.من به چیزی که کازویا میگه باور دارم
.بحث سر باور داشتن یا نداشتن نیست
ولی اگه اونا بخوان تمام مشکلاتشون رو با جادو !حل کنن، چه کاری از دستم برمیاد؟
بهداشت و پزشکی .توی این دنیا خیلی پیشرفته نیست
احتمالاً دلیلش اینکه جادوی عنصر نور .توی زندگیشون کاربرد زیادی داره
جادوی نور توانایی بهبود رو افزایش میده .و حتی میتونه زخمهای جدی رو درمون بکنه
ولی جادوی نور معایب خاص خودش رو داره
ناتوان در درمان بیماریهای عفونی و عوارض سالمندی که
!توانایی طبیعی بدن برای التیام رو کاهش میده
،تا همین اواخر
درمان بیماری های عفونی با داروهای ساخته شده
.از مواد مشکوک و داروهای دست ساخت مردمی بیداد می کرد
،وقتی موضوع بهداشت رو دستور کارم قرار دادم
تو فکر این بودم که هرچه سریعتر .در این مورد باید کاری انجام بدم
در وحله اول باید بهشون ثابت میکردم .پاتوژنها وجود خارجی دارن
ولی چطوری تونستی مردم رو قانع کنی !که چیزی رو نمیبینن، بپذیرن؟
... توی این دنیا افرادی هستن که ،یا بهتره بگم نژادی هست
که میتونن وجود میکروبها و میکروارگانیسمها .رو تشخیص بدن
گفته میشه اونا میتونن با استفاده از "یک ادراک تقویت شده، "چشم سوم
برای دیدن میکروارگانیسمهای موجود .استفاده کنن
!چشم سوم؟
!احیاناً منظورت نژاد سه چشمها که نیست؟
.همینطوره
موندم چطوری دلشون رو بدست .آوردی که کمکت میکنن
شنیده بودم که اونا نژادی هستن که زیاد .با نژادهای دیگه مراوده ندارن
به گمونم دلیلش برمیگرده به خاطر .چشم سومشون
اونا فقط با یه نگاه میتونن بفهمن .که چی تمیزه یا نه
به همین دلیل از تماس با نژادهای .دیگه تا حد امکان خوداری میکنن
به عبارت دیگه، اونا با دید .شپش بهمون نگاه میکنن
.چی؟! آه، آره، یه همچنین چیزی
علاوه براین، نژاد سه چشم .از وجود پاتوژنها اطلاع داشتن
و همچنین میدونست ن که میکروبها .باعث بیماری میشن که جادوی نور نمیتونه درمانش کنه
و اینکه اونا با استفاده از چشم سومشون .برندهای دارویی خودشون رو توسعه دادن
،به ویژه تحقیقات اونا در مورد بیماریهای عفونی
.قرنها از پزشکی سطح این دنیا جلوتره
!پس به همین دلیل که طول عمر نژادشون خیلی زیاده؟
!یعنی اونا عمر طولانی دارن؟
تو میدونی که آدمها و جوجنزوها !در حدود 60 سال زندگی میکنن، مگه نه؟
!ولی میانگین طول عمر اونا بیشتر از80 ساله
،لیشیا درست میگه اونا طول عمرشون رو
با توسعه مفاهیم بهداشتی .افزایش دادن
.این "بهداشت" واقعاً چیز معرکه ای ـه
به همین خاطر، باهاشون مذاکره کردم .تا بهمون کمک کنن
مهمتر از اینا، ازشون خواستم تا وسیله ای بسازن
تا به کمکش نژادهای دیگه بتونن میکروبها .و میکروارگانیسمها رو ببینن
!شگفت انگیزه
.الحق که کازویا خودمونی
،توی دنیا خودم همچنین وسیله ای وجود داره .و بهش " میکروسکوپ" میگیم
!میکروسکوپ؟
.آره
این وسیله ای که کنار هم قرار دادن لنزهای .موجودات کوچیک رو بزرگتر نشون میده
به لطف یکی از اونا تونستم ثابت کنم
حرفایی که نژاد سوم میگفتن .کاملاً حقیقت داره
و فقط اين نيست. اونا قبلاً .تونستن که آنتی بیوتیکها رو اختراع کنن
!آنتی بیوتیک؟
بیخیال توضیحات میشم ،چون خیلی پیچیدهست
ولی اون ماده ای که از .رشد پاتوژنها جلوگیری میکنه
!پس داروئه؟
،آره به اختصار بهش میگن دارو ،ولی یکم گیج کنندهست
بنابراین با اختیاراتی که داشتم .اسم" سه چشم" رو روش گذاشتم
،"داروی ساخته شده توسط نژاد "سه چشم !"پس میشه "سه چشم
"حالا منظورت از اینکه داروی "سه چشم
!میتونه جلوی رشد میکروب رو بگیره، چیه؟
اون یه نوع داری شگفت انگیز در برابر .بیماری های عفونی ـه
البته میتونی به اسم یه داروی شگفت انگیز هم در نظر بگیریش
که میتونه ایپدمیها رو درمان بکنه و از .عفونت کردن زخمهای باز جلوگیری کنه
ایپدمی ها رو درمان میکنه؟! حتی !چنین کارهایی ازش برمیاد؟
،نژاد سه چشم میتونن میکروبها رو ببینن
به همین دلیل تونستن وسیله ای .برای متوقف کردنش اختراع کنن
!پس میشه اون رو به صورت انبوه تولید کرد؟
!لیشیا؟
.این موضوع خیلی مهمه .منظورم اینکه حتی میتونه بیماریهای مسری رو درمون بکنه
.حتی جادو از پس این کار برنمیاد
هنوز تو اول راهیم، ولی کم کم .داریم تولید رو افزایش میدیم
.شگفت انگیزه
به هر حال، نژاد سه چشم .بطور کامل باهامون همکاری میکنه
و پادشاهی با تمام توان میخواد در .زمینه پزشکی بهشون کمک کنه
بزرگترین مشکل ما کمبود ژلمدیک
.که داروی "سه چشم" رو ازشون استخراج میکنیم
!ژلمدیک؟
،اونا یه نوع زیر گون از ژلین هستن
که میتونن توی محیط ناسالم .زنده بمونن
داروی "سه چشم" قبل از اینکه تصفیه بشه .از ژلمدیک استخراج میشه
به لطف کمک توموئه چان .مقدار ژلمدیک در حال افزایش ـه
.صبر کن
.زرورین بیشتر شبیه گیاهانه !یعنی توموئه چان میتونه باهاشون صحبت بکنه؟
ظاهراً اون به خوبی حیوانات نمیتونه .باهاشون ارتباط برقرار کنه
با این حال، به نظر میرسه که اون به محیط ،و شرایط ایده آل برای رشدشون پی برده
شاید اون خواهر کوچیکمون به حساب بیاد !ولی خیلی به دردمون میخوره
!همینطوره؟
،هر چیزی کثیف رو باید استریل کرد .بفرما، بفرما، استریل شد
.کازویا دونو، این دختر حسابی خطرناک به نظر میرسه
!اون دختر عجیب و غریب داره چیکار میکنه؟
.این کارا عادت روزانهش ـه
!اونو میشناسی؟
اون هیلده نورگ ـه. همونطور که میبینید .اون از نژاد سه چشم ـه
،علاوه براین؛ اون در بین نژاد خودش ،از مهارت پزشکی فوق العاده ای برخورداره
.پس اون مثل یه دکتره
!پس اون دکتره؟
.هنوزم عوض بشو نیستی، هیلده
!هووم؟ تو دیگه کی هستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.