Salem

Salem

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Salem S02E11 All Versions
A Commentary by lostmehrzad
www.9movie.in | ترجمه : مهرزاد

Tags

other
Published on: 2015-06-16
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه در "سيلم" گذشت

من دالي رو توي اين کشتي ول نمي‌کنم

جان آلدن زنده‌ست

ستاره‌ي دنباله‌دار فط به مدت سه شب

توي آسمون مي‌درخشه

،بعد دروازه‌ باز مي‌شه

و ارباب سياه ما، بالاخره داراي جسم مي‌شه

،پسر تو دقيقاً بخاطر همين بدنيا اومده

،که براي بازگشت ارباب سياه ما يه حامل باشه

ما يه بچه داريم

اون پيش کنتس ماربرگ ـه و اونا مي‌خوان بکُشنش

ولي من نقطه ضعف اون رو مي‌دونم

خيلي خوشحالم که بهمون ملحق شدي

ديگه تموم شد. من پسرمو مي‌خوام

!برو جان! نجاتش بده

تو کي هستي؟ - پدرت -

مري سيبلي، تو بازداشت هستي

به جرم زناکاري و داشتن روابط جنسي نامشروع

،خيلي خوب از دستورات پيروي مي‌کني

آقاي هاتورن

من خدمتگذار متواضع شما هستم

بعضي چيزا رو بهتره که بيدارش نکنيم

ديگه خيلي ديره

مي‌خوام با دل و روده‌هات طناب‌بازي کنم

!آدم‌هاي خودبزرگ‌بين هميشه شکست مي‌خورن

!ببينيد اين زن بي‌شرم چقدر دون پايه شده

،از بانوي اول سيلم !تبديل شده به يه فاحشه‌ي تقاشي شده

!همين حالا، زود باشين

اون جورج سيبلي رو کُشته؟

!آره

!نه

،ولي همونطور که زندگيش رو به افول بود اين زن، اونو مجبور کرد که وقتي

داره با معشوقه‌ش توي تخت زناشويي !خودش سکس مي‌کنه، نگاه کنه

،و وقتي که اولين بنيانگذار ما بالاخره مُرد

،و به بهشت فرستاده شد

فقط يک نفر مي‌دونه چطور اين زن ،و اون جسد جمع‌کن

دکتر وين‌راست، از شر جسدش خلاص شدن

اينها سؤالات زيادي بوجود مياره

دکتر وين‌رايت کجاست؟

با بي‌آبرويي فرار کرد؟

و چندتا مرد ديگه داخل تله‌ي شيطانيِ

تخت مري سيبلي شدن؟

!چندين نفر

بعنوان دادرس، بدينوسيله تو رو از تمام

دستاوردهاي زشتت جدا مي‌کنم

البته، از جمله اسمِ خودِ سيبلي

خب حالا بايد چي صدات کنيم؟ مري والکات؟

نه، دلم نمي‌خواد نام و ياد پدرت رو پست و خوار کنم

،نه، بدون اسم هيچ مردي ،تو فقط مري خالي هستي

مثل همين زن خالي و بي‌ارزشي که هستي

نترس

...فقط مي‌خوام باهات درباره‌ي

دوستت، فرمانده آلدن حرف بزنم

!سولياوا

اين چيزيه که از اين دنياي جديد

...بيشتر از همه دوسش دارم، مادر

همچين شکار فوق‌العاده‌اي

تو گفتي جن‌گيري خطرناکه

چقدر خطرناکه؟

خيلي

،ولي، طبق عقايد

اين دايره‌اي که کشيدم شيطان رو محدود مي‌کنه

،ولي اگر اين محدوده رو بکشنيم

اونوقت مرگ و عذاب ابدي دوزخ رو به جون خريديم

اين پسر هم همينطور

مطمئني؟

نه، ولي چاره‌ي ديگه‌اي هم داريم؟

اين ممکنه آخرين و تنها اميدمون واسه متوقف کردن جادوگرها باشه

و همينطور نجات دادن اين پسر

خب، اميدوارم

بهتره بهتر از يه اميد باشه

من کجام؟ - آروم باش، پسر -

اين طناب‌ها... خيلي محکم‌ان

،تو گفتي ازم محافظت مي‌کني ولي داري اذيتم مي‌کني

!بابا، خواهش مي‌کنم

بابا"؟"

بابا

ديگه مخفي‌کاري بسه، جان

من بايد همه‌چي رو درباره‌ي اين پسر بدونم

ما عاشق هم بوديم... من و مري

نمي‌دونستم اون حامله‌ست

اون بچه‌ش رو مخفي کرده بود

مي‌دوني که اگه مي‌فهميدن، پدرهاي اين شهر، با مري و اون بچه

چيکار مي‌کردن

اونم تو جنگل ولش کرد تا بميره

پس چطوري اين پسر تسخير شده؟

مري مي‌گفت بچه‌مون تمام اين سال‌ها

پيش جادوگرا بوده و الان برش گردوندن

فقط بخاطر اينکه هسته‌ي اصليِ مراسم بزرگشون باشه

بهم گفته که شيطان، خيلي وقته به درونش نفوذ کرده

بابا؟

برو پيشش

...ولي حرف منو يادت نره از دايره عبور نکن

من بايد فکر کنم

درد مي‌کنه، بابا - مي‌دونم -

،به يه چيز ديگه فکر کن اينطوري دردش کمتر مي‌شه

مي‌خواي برات يه قصه بگم؟

آره، لطفاً

درباره‌ي وقتي که يه پسربچه بودي برام بگو

دوستي داشتي؟

...خب، بذار ببينم... آم

يه پسري دوستم بود

آيزاک

خيلي مهربون و ساده بود... هنوزم هست

ولي مي‌دوني نزديک‌ترين ،دوستِ من کي بود

هموني که حتي وقتي هم سنِ تو هم بودم، خيلي دوسش داشتم؟

کي؟

همون دختري که بعداً شد مادر تو

دلم براش تنگ شده

منم همينطور

لازم نبود کار به اينجا بکشه

،قرار بود روز پيروزي ما باشه نه روز خفت و خواري

،اگه ديشب تو کارمون دخالت نکرده بودي

امروز يه دوران تازه رقم خورده بود

،متأسفم، کنتس، ولي برخلاف تو

من هيچوقت مرگ پسر خودمو رو يه پيروزي نمي‌دونم

و هر چقدر خفت و خواري باشه تحمل مي‌کنم

که از ظهور اين دوراني که مي‌گي جلوگيري کنم

احمق نباش دختر

همچين قدرتي نداري

بالاخره ظهور مي‌کنه، حالا يه روز ديرتر

من الان دارم مي‌رم که پسر

و همينطور فرمانده آلدن خوش قيافه‌ت رو پيدا کنم

و اگه پسرم رو پيدا کردي

و ديگه هيچ ردي از ،ارباب سياه تو نبود

اونوقت چي مي‌شه؟

خب، اين که اصلاً امکان نداره

چونکه فرمانده‌ آلدنِ تو يه سرباز خيلي ماهره

و با توجه به طعم لب‌هاش ،که روي لب‌هاي دختر سرخپوست چشيدم

يه معشوقه‌ي فوق‌العاده‌ست

هرچقدر که دلش مي‌خواد با ،اون پسر تا ته دنيا فرار کنه

ولي بذر ارباب ما، درون اون پسر کاشته شده

تو هم اينو به خوبيِ من مي‌دوني

جدي؟

اين اولين باري نيست که يه شيطان از خونه‌ش بيرون رانده مي‌شه

جن‌گيري؟

خب، بهتره اميدوار باشيم ،تلاش واسه انجام اينکار نکنن

چون قطعاً اينکار، اون پسر رو مي‌کُشه

،خانه‌ي ما در بهشت با شکوه ساخته شده

،کاخي مجلل از نور و روشناي خداوند اون رو براي کساني

آماده کرده، که طبق گفته‌هاي او زندگي کرده باشند

آمين

آمين

،در مورد بنيانگذارِ ما

جورج سيبلي، چي مي‌شه گفت؟

نظرت درباره‌ي اين چيه که جورج سيبلي

يه حرومزاده بود؟

اين مرد مُرده چه کاري کرده ...که لياقت شنيدن

چيکار کرده؟

جورج سيبلي چيکار کرده؟

علاوه بر اينکه گوشت صورت من رو

بخاطر جُرم نابخشودني عشق، داغ کرد؟

خب، مثلاً اينکه اون جان آلدن رو فرستاد جايي که بميره

فقط واسه اينکه معشوقه‌ش رو بدزده

اين حرفا از دهن آيزاک زناکار بيرون مياد

!رياکار

دو رو

شما همتون زناکار هستين

،هر روز از هفته دارين همديگه رو مي‌کنين

!همينطور تو روز سبت

قسم مي‌خورم... اگه عيسي مسيح ،تو خيابون‌هاي سيلم راه مي‌رفت

هيچکس رو پيدا نمي‌کرد که ارزش نجات دادن داشته باشه

،اين کفرگوييه

و بخاطرش دار زده مي‌شي

!پس بزنين

!دارم بزنين

!دارم بزنين

من سالها پيش وقتي به اون چوب‌ها بسته شده بودم، مُردم

همتون فقط دنبال اين هستين که ببينين شيطان از کجا اومده

شما اونو با خودتون به اينجا آوردين

ولي هنوز دارين دنبال اين مي‌گردين که کي اينکار رو کرده

،حتماً کار سرخپوست‌ها بوده

...يا فرانسوي‌ها

...يا جادوگرا

يا حتي داليِ من

مي‌تونين دالي من رو مقصّر بدونين

اون چشماش عين فرشته‌ها بود

...زخم‌هاي من رو نديد ...فقط روح من براش مهم بود

و عاشقش شد

عين چشماي فرشته

جونش رو به خطر انداخت تا من رو نجات بده

عين چشماي فرشته

و اين چشم‌ها رو تا روز مرگم به ياد مي‌سپرم

بهت قول مي‌دم

،ولي وقتي همتون به خاکستر تبديل مي‌شين کي شماها رو يادش مي‌مونه؟

مي‌گن، خدا هر گنجشکي که مي‌ميره رو مي‌بينه

ولي شماها رو نمي‌بينه

!ديگه نمي‌بينه

همتون رو فراموش کرده

سيلم، درست مثل خاکي مي‌مونه که وقتي

،ازش رو برگردوند و رفت، از زير کفشش بلند شد

!ديگه هم برنمي‌گرده

هرچه زودتر تو رو از اينجا مي‌بريم بيرون

بعدش کجا مي‌ريم؟

کجا دلت مي‌خواد بريم؟

قشنگ‌ترين جايي که تا حالا بودي

به يه ديوار خيلي بزرگ از آب به اندازه‌ي يه کوه فکر کن

با صداي غرّشي که تا حالا حتي تصورش هم نکردي

قبايل "ايرکوا" بهش مي‌گن نياگارا نام اتحاديه‌اي از سرخپوستان که در خاور کانادا) (و ايالات متحده زندگي مي‌کرده‌اند

...حرکت اونقدر ناتموم ـه که که بنظر مياد ثابت وايساده

More Farsi Persian subtitles for Salem

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left