The first 200 lines.
" Bel Ami "
. " پاريس ؛ سالِ 1890 "
. نوشيدني ميخوام
. " فوريستييِر "
. " چارلز فوريستييِر " - بله ؟ -
. " جورج ديروي "
. گردانِ ششم . الجزائر ؛ سال 1985
. " درسته . . " جورج ديروي
. بدجور داغون بنظر ميرسي
. بذار يه نوشيدني مهمونت کنم
آخرين باري که يه غذاي . درست و حسابي خوردي کِي بوده ؟ ببخشيد
. شامپاين
اين همه سال چيکارا ميکردي ؟
. تازه بيرون اومدم
. اصلا تو " پاريس " خوش شانس نبودم
اين بهترين دوره ي " پاريسِ"ـه . پاريس " ؛ پُر از پول و فرصتِه "
. اينقدر زياد که ميتوني توش شنا کني
اگه اينجا نتوني موفق بشي . بهتره بري يه جا دراز بکِشي و بميري
. حتي فاحشه ها هم دارن پولدار ميشن
. . من خودم . . بعنوان سرباز سابق
. دارم نونمو به نرخ روز ميخورم . .
شدم سردبيرِ بخشِ سياسي ! " روزنامه ي " نه در فرانسه
قراره روزنامه اي باشه . که حکومتو ساقط ميکنه
من بعنوان حسابدارِ . يکي از دفاتر راه آهن کار ميکنم
من مثل تو . . " با اين و اون سَرو سِر ندارم " چارلي
. و هرطور شده بايد بالاخره پول دَربيارم . .
اين همه سال که اينجا بودم ؛ مثل اين ميمونه . که عُمرمو تويِ صحرا هدر داده باشم
چطوره فرداشب براي شام بياي خونه ام ؟
. بيا و با همسرم آشنا شو
. . مشکل اينه که
لباسي که براي مهموني شبانه . . . مناسب باشه ندارم
. بگير
يه لباس مناسب بخر و . . ساعت 7:30 اونجا باش . . باشه ؟
. خيلي خب - . خوبه -
. " جورج ديروي "
چه اسميو خدمتِشون عرض کنم ؟ - . " جورج ديروي " -
. " آقاي " جورج ديروي
. من ؛ " مادلين فوريستير " هستم
شما با " چارلي " ازدواج کردين ؟
البته . . " چارلز " همه چيو . درباره ي شما واسم تعريف کرده
. " بانو " فرانسوا دِ مارِل
. " مادلين " - . " کلوتيلد " -
. چه زيبا شدي
. . کلوتيلد " ؛ "
. ميتونين " کلوتيلد " صدام کنين . . .
. " بانو " پيار روسِه
قرار براين بود که . . اگه بيماري کليه رو درمان کنه
. تا آخر عُمرش عضو آکادمي بشه . .
. اونوقت ؛ همه راضي ميشدن
. احمق بيچاره
اين چاقوئه " ديروي " ؟
چيه ؟
. خب به اين جور غذاخوردن عادت نداره ديگه
. بهم گفته شده بتازگي از شمالِ آفريقا بازگشتين
الجزاير " بودين ؟ "
. بله
من و " چارلز " ؛ پنج سال پيش بود که باهمديگه آشنا شديم . .درست ميگم ؟
. البته اون موقع ها لاغرتر بود
گروهانِ شما کجا بود ؟ - . ما خط مقدم بوديم -
. درست تو مرزِ صحرا
. يه بار داستان احمقانه اي درباره ي صحرا شنيدم
البته شايد افسانه باشه ؛ . منتها بنظرم خيلي رومانتيکِه
! بهم گفته شده که ماسه ها ؛ آواز ميخونن
بله . . واقعيت داره ؛ دليلِش هم اينه که بخاطر وزشِ . باد روي تپه هاي ماسه اي صدايِ موسيقي تداعي ميشه
و اين صدايي که توليد ميشه چطوريه ؟
. شبيهِ صدايي غرقِ در تنهايي و غم
. لااقل برداشت سربازي تنها از اون صدا اينه
شما و تنهايي ؟
آخه چطور با وجود چنين تجاربي که خانم ها اينقدر چالش انگيز ميدونَنِشون تنهايين ؟
. درسته ؛ خانم ها مسحورِشونن
منتها با وجود همه ي اينا . بازم دِلتنگِ خونه ام
من يکي که فقط طوفان هاي شن . و سگ هاي ديوونه رو ازاونجا يادم مياد
. ميتوني کار فوق العاده اي دراينمورد انجام بدي
. بنظرم موقع مناسبي باشه - موقع مناسب " ؟ چطور مگه ؟ " -
مگه روزنامه ها رو نميخوني ؟ - . نه -
. حکومت داره سعي ميکنه " مراکش " رو تصرف کنه - . درسته -
. " صدالبته بخاطر صلاح مردمِ " مراکش
. اما بدون شک کسي به جنگ علاقه نداره - . من که جلوشونو نميگيرم -
! نه . . اما ما جلوشونو ميگيريم
فکرشو بکن ؛ . . يه شاهدِ عيني
. . سربازي جوان که در خط مقدم خدمت ميکرده . .
. . دِلتنگ وطنِش شده و تنهاس . .
. . دنبال ماجراجوييه . .
. . بينش ها و روياهايي که بدست آورده . .
. " ميشه بگيم " خاطرات افسر سواره نظام
نظرت چيه عزيزم ؟
اسم اين ماهي اي که داريم ميخوريم چيه ؟
اوه . . درسته . بياين موضوع صحبتو عوض کنيم
همچين حال نميکنم درباره ي سياست حرف بزنيم ؛ مَردها از . مَردهايي که با مَردها واسه خاطر مَردها ميجنگن حرف ميزنن
. باعث ميشه احساس حماقت کنم
موضوع مورد علاقه اتون چيه ؟
. . خب
. دوست دارم از خودم لذت ببرم . .
از چي لذت ميبرين ؟
. . نميدونم . . حقيقتش
. از همه چي
. . خيلي خب . . تو
. . اون " خاطرات افسر سواره نظام " ؛
ميخوام اولين مقاله فردا صبح . . . حاضر باشه
ميدوني که هيچ وقت تو عُمرش يه کلمه هم مقاله ننوشته ؟
. کمکش ميکنم که راه بيفته
مقاله رو بعنوان . نامه اي خطاب به يه دوست مينويسيم
. . هنريِ " ؛ "
. . عزيزم . .
عذر ميخوام که مدت زيادي . . . برات نامه ننوشته بودم
. . تقريبا يک ماه
از زماني که واردِ . . . . اين سرزمين پرشکوه شدم ميگذره
نميدونم آيا توهم به اندازه ي من . . . . هيجانزده اي يا نه دوستِ من
اما ميدونم که تو هم در اشتياقم . . . براي مردم شريکي
اگه بتونم درمورد يه موردِ اعجاب انگيز که . . درموردِ اين ملغمه ي روبروم هست قانعت کنم
. . رايحه ي دارچين و زعفرانِه . .
که رويِ هواي گرم سنگيني ميکنه . . . و جابجا ميشه
دختريو ديدم که لباسي ساده ؛ درحاليکه . . نورِ خورشيد از لابلايش عبور ميکرد
. . و برنگِ . .
. قهوه اي روشن به تن داشت . .
براي اينکه جلوه کنه . به هيچ عنصر ديگه اي احتياج نداشت
با کمالِ مطلقي از تواضع و فروتني . . و زيبايي منحصربفردِ لبخندش
. از وصفِش عاجزم . .
فقط اينو ميدونم بگم که . . فقط با يک نگاه
. . فقط و فقط با يک نگاه . .
. مالِ اون دختر شدم . .
. از روزنامه نگار بودن خوشم مياد
اميدوارم فکر نکني که قراره همه ي مقاله هاتو برات بنويسم ؟
. نه
. هرگز چنين فرضي نميکنم
. منظورم چيز کاملا متفاوتي بود
. ميدونم منظورت چي بود
. بذار روشن حرف بزنيم
. هيچ علاقه اي به اين که معشوقه ات باشم ندارم
هيچ چيزي به اندازه ي مفتونِ . جوون ها بودن برام ملالت آور نيست
و شک ندارم که " عشق " براي تو . يه جور اشتهايِ موقتيِه
. لطفا بهم نگاه کن
. هرگز معشوقه ات نخواهم شد
فهميدي ؟
. بله
. خوبه
. پس ميتونيم دوست باشيم
. دوست هاي واقعي
. و ميتونم يه چندتايي نصيحت بهت بکنم
اينو بدون که مهم ترين آدم هاي " پاريس " ؛ . مَردها نيستن
. . بلکه مهم ترين آدماي اينجا . .
. همسرهاي اون مَردها هستن . .
. با خانم " روسِه " تماس بگير
. ازت خوشش مياد
خانم " روسِه " ازم خوشش مياد ؟
. نه اونطوري که فکر ميکني
. نه . . هرگز اونطوري که نه خب
. نه
منتها شوهرش خيلي ازش حرف شنوي داره . . و حرفاشو به بقيه ترجيح ميده
اگه اون زن يه کلمه ازت پيشِش تعريف کنه . مساوي ده سالِه که خودت دنبالِ شوهرِه بدوي
منتها احتمالا لذت زيادي از سَر زدن . به دوستم " کلوتيلد " خواهي برد
. همدمِ بسيار فوق العاده ايه
. و شوهرش هم بيشتر وقتا از اينجا دورِه
. . اگه هيچ راهي
براي جبران محبت ها و الطافِ . . . بيشمارتون هست ؛ خوشحال ميشم بهم بگين
اجازه بدين " جورج ديروي " رو بهتون معرفي کنم ؛ . داريم بهش کمک ميکنم که رويِ پاهاي خودش بايسته
. ايشون کنت " ودريک " هستن
. جناب کُنت بهترين و نزديک ترين دوستِمون هستن
. " ديروي "
. " آقاي " روسِه
جورج ديروي " رو يادتونِه ؟ "
. " نويسنده ي " خاطراتِ يک افسرِ سواره نظام
. مقاله اي که نوشتي موفقيت آميز بود
. يه مقاله ي ديگه برام بنويس . اسمِشو بذار تويِ ليستِ حقوق بگيرهامون
. اگه شما ميگين ؛ باشه
. پنج فرانک براي اين مقاله
. و پنج فرانک هم براي مقاله ي بعدي
. و البته 200 مارک ماهيانه
بعلاوه خطي 10 سانتيم ؛ . براي هرمقاله اي که بتوني تحويل بدي
. بگير
. بدِش به سَرصندوقدار
موضوع چيه ؟ شانسِتو باور نميکني ؟
سلام ؛ " لورين لاروش " هستم ؛ . لطفا بنشينيد
. مادرم بزودي پايين ميان
بازي مورد علاقه ات چيه ؟
. گُرگَم به هوا
گُرگم به هوا " ؟ "
. باشه
. . تو
. . گرفتمت . .
کي گُرگِه ؟
. تو - . الان ميگيرمت -
! الان ميگيرمت
! جورج " رو بگير "
. حالا تو گُرگي
الان کي دنبالِ کيِه ؟ - . کسي دنبالِمون نيست -
. موقعِ ناهار خوردنِ " لورينِ"ـه - . ميخوام پيشِ " جورج " بمونم -
شايد بتوني ازم دعوت کني . که يه بار ديگه بيام ديدنت
. " زود برگرد " دوست خوبم
. بيا يه ماچ بهم بده
دوستِ خوبم " ؛ " . دخترم هيچ وقت کسيو بغل نميکنه
. خيلي خوشحالم که اومدي - کِي ميتونم دوباره ببينمت ؟ -
. من خودم پيشِت ميام
. فردا
. همين امروز بيا ديگه
. خيلي خب . اميدوارم خيلي خودتو به دردِسر ننداخته باشي
نوشيدني ميخوري ؟ - . آره -
. يه نوشيدني اي بيار که شيرين مزه باشه
. يکم دستپاچه ام - . منم همينطور -
بنظرت اين تخت واسه هردومون جا داره ؟
No comments yet. Be the first to leave one.