The first 178 lines.
مــتـرجـم: GgwKr | MeysaM-UnicorN | Sina
صبح بخیر جک
دریادار اومد بالای عرشه!
حالتون خوب بچه ها؟
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
مــتـرجـم: GgwKr | MeysaM-UnicorN | Sina
اون ماهی های خل و چل بازم زودتر بیگ بن رو به صدا در اوردن!
ابرهای طوفانی. در افق، قربان.
مستقیم دارن میان به سمت خیابون درخت گیلاس.
دریچه ها رو ببند آقای بینکل!
دریا متلاطمه!
مایکل!
جین!
چی شده الن؟
اون سینک لعنتی ترکید!
- وای. - دوباره نه!
آنابل! جان!
شنیدیم عمه جین! زنگ میزنیم به لوله کشا!
من فلکه اصلی آب رو میبندم.
ممنون عزیزم.
الن یه تی و حوله برامون بیار باشه؟
بهش گفتم که اون لوله ها رو درست کنه.
از زمانی که رومی ها حکومت میکردن اینجاست.
چی شده؟
به آشپزخونه نرو جورجی.
قبلش چکمه بپوش.
الو. ما لولمون ترکیده.
یه لحظه لطفا.
ببخشید. الن!
میتونی درو باز کنی؟ من زنگ زدم لوله کش.
چقدر سریع مگه نه؟
- بیا جورجی. بگیرشون. - خیابون درخت گیلاس 17.
کنار پارک؟
آره، دارم میام! اه.
صبح بخیر، مادرجان.
خیلی شبیه لوله کش نیستن به نظرم.
منظورم پشت گوشی بود.
ما لوله کش نیستیم، وکیلیم.
وکیل؟
فکر میکردم به درد می خورید.
آب قطع شد!
و لوله کشا دارن میان.
آفرین به همگی. چه هیجانی.
اینجا چکار میکنی عمه جین؟
ما توی سالن اتحادیه صبحونه پخش می کردیم.
من زدم بیرون بیام شما رو بغل کنم.
بیا اینجا جورجی.
بس میکنی در زدن رو؟
یکشنبه هست ساعتم هنوز هشت نشده!
تی من دستت چکار میکنه؟
ببخشید مزاحم شدیم مادر جان.
حجم کاری فعلی ما مانع از ازین شده تعطیلات آخر هفته داشته باشیم.
ما دوست داریم با آقای بنکس
صحبت کنیم، اگه هستند.
اطلاعیه بازپرداخت؟
صبر کن اونجا.
ای وای. کل صبح باید اونجا رو تمیز کنم.
بزار بگیرم کتت رو.
ممنون عزیزم.
ببخشید قربان.
گرگها دم درن.
چی میخوان؟
اگه نظر منو میخوای کتک میخوان.
اونجا شبیه رود تیمز شده!
نگران نباش الن. من تمیز میکنم.
میری سراغ صبحونه؟
باشه، یه نفر باید بره سراغش مگه نه؟
مگر این که هممون از گرسنگی بمیریم.
چرا نزاشتی الن تمیز کنه؟
متاسفانه اخیرا بهش کار بدم کار خودم در میاد.
چند روز پیش یه کیسه گوشت رو پیدا کردم
که به چوب لباسی آویزون بود...
- و کلاهم توی صندوق غذا بود. - وای.
- میتونیم بریم به پارک؟ - نه جورجی.
باید شونه کنم موهامو! وحشتناک شدم.
- مایکل یادت نره دم در مهمون داری. - آها.
ببخشید.
امروز صبح یکمی سرمون شلوغ بوده.
- بفرمایید. - اینطور به نظر میاد.
متاسفانه آقای بنکس، کسب و کارمون نمیتونه صبر کنه.
- ببخشید آقا. - امروز ما...
چطور قراره من صبحونه درست کنم
وقتی هیچی توی صندوق غذا نیست...
جز ترشی و مارمالاد؟
خرید مواد غذایی. دیروز میخواستم برم.
خیلی خب. صبحونه ترشی میخوریم
و ناهار مارمالاد.
یه مغازه اونور پارک هست که بازه.
- سه تاییمون میتونیم بریم. - ممنون جان.
اما گفتی امروز میخوایم بریم پارک!
سر راه میتونیم از پارک رد شیم.
ولی...
- بسه جرجی، بیا. - من اینو میگیرم پدر.
ممنون. لطفا بفرمایید.
چکار میتونم براتون انجام بدم؟
من همیلتون گودینگ هستم. ایشون آقای تمپلتون فرای هست.
ما وکلای شرکت حقوقی گوردی کوردی،
گویدینگ و فرای هستیم.
چیه؟
نه، هیچی. ببخشید.
"اسپروس"؟
اون انجمن باغبونیته؟
نه، این یه انجمن برای محافظت از حقوق
شهروندان کم دستمزد انگلستانه.
یه سازمان دهنده کارگری.
اون یه سازماندهنده کارگریه.
آره.
آره، اما ما نواخونه هم داریم.
این روزها متاسفانه کار بی وقفه ای هست.
مطمئنم همینطوره خانم بنکس.
دوشیزه بنکس هستم، من خواهر مایکلم.
همسرم سال گذشته در گذشت.
چقدر بد. اون بچه های بیچاره.
عمیقا تسلیت میگیم.
ممنونم، ببخشید،
چرا امروز صبح اومدید اینجا؟
من خداحافظی میکنم. دیرم شده.
آقای بنکس، شما یه وام گرفتید
از بانک فیدیلیتی فدوشری... (وفادار مورد اعتماد)
سال گذشته، با ضمانت خونتون.
چکار کردی؟ مایکل.
مجبور بودم جین.
با قضیه کیت و زیاد شدن قرضا چاره ای نداشتم.
این روزا خیلی سخته مگه نه؟
آره... هیس!
به نظر میاد که شما
سه ماه پرداخت قسطتون عقب افتاده.
اوه
خیلی متاسفم.
کیت، همسرم کارای مالی ما رو انجام میداد.
و من حواسم نبوده. ببخشید.
چقدر به شما دقیقا بدهکار هستم؟
متاسفانه بانک الان خواستار اینه که
کل وام رو به صورت کامل پرداخت کنید.
کل وام؟
بله. توی قرارداد هست.
اما اون بیشتر از پولیه که در سال در میارم. نمیتونم.
ای وای.
پنج روز وقت دارید.
اگه نتونید کامل پرداخت کنید
تا جمعه نیمه شب...
متاسفانه ما باید خونتون رو ازشما بگیریم...
و شما باید اینجا رو خالی کنید.
اما من توی بانک فدلیتی فدوشری کار میکنم.
فکر نکنم حسابدار باشید.
نه به عنوان کارمند پیشخوان.
من پارسال اونجا کار نیمه وقت گرفتم.
من در اصل یه هنرمند هستم.
بله، با این وجود.
اما پدرم جورج بنکس اونجا شریک اصلی بود.
پدر برای ما سهام توی بانک گذاشت.
میتونی از اونا برای بازپرداخت وام استفاده کنی.
من اونا رو برای بچه ها نگه داشته بودم.
سهام؟ در بانک؟
خب انی اوضاع رو عوض میکنه مگه نه؟
آماده ای آقای بینکل؟
آماده برای شلیک قربان.
گواهی سهام رو دارید؟
- ببخشید چی؟ - سندی...
سندی که سهام شما در بانک رو ثابت میکنه.
فکر میکنم باید بین مدارک قدیمی بابا باشه.
آره، فکر کنم همینطوره.
سه...
دو...
یک!
آتش!
یا خدا!
آشوب طلب توی خونه دارید؟
نه، اون دریاسالار همسایه هست.
اون سر هر ساعت یه توپ شلیک میکنه.
اون پنج دقیقه دیر تر شلیک کرد.
آره. متاسفانه اون
این چند سال اخیر یکمی تاخیر داشته.
برای ما هم امروز صبح همینطور بوده،
به شما اطلاع داده شد.
ما خودمون میریم بیرون. بیا آقای فرای.
امیدوارم که اون سند رو پیدا کنید.
No comments yet. Be the first to leave one.