The Shannara Chronicles

The Shannara Chronicles

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Shannara Chronicles S01E08 1080p WEB-DL AAC2 0 H 264-VietHD
The Shannara Chronicles S01E08 720p WEB-DL AAC2 0 H264-RARBG
The Shannara Chronicles S01E08 WEB-DL XviD-FUM
The Shannara Chronicles S01E08 REPACK 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Shannara Chronicles S01E08 REPACK 480p HDTV x264-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E08 REPACK 480p HDTV x264-mSD
The Shannara Chronicles S01E08 REPACK 720p HDTV x264-AVS
The Shannara Chronicles S01E08 REPACK HDTV XviD-AFG
The Shannara Chronicles S01E08 REPACK 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Shannara Chronicles S01E08 HDTV x264-KILLERS
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.Co

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
480p
480
XviD
Published on: 2016-02-17
Downloads: 65
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...‏آنچه در "سرگذشت شنارا" گذشت

.‏گفتی بهشون کمک می‌کنیم تا رد بشن

‏و اون شیطان رو به دنبالشون بیارم؟

.‏برَن به جهنم

‏فکر کنم اولین مالکینِ من .‏خیلی مشتاق بودن که از دستم خلاص بشن

!‏دیگه معلوم نیست پدر و مادرم چطور بودن

.‏من در مورد اینجا، داستان‌هایی شنیدم

.‏ساختمان‌های عصر انسان‌ها

.‏اینطوری می‌تونیم آتش خونین رو پیدا کنیم

.‏پدرتون مُرده

!‏نه

.‏حالا تو پادشاهی

!‏بریم

!‏ارتریا

.‏الان اون بیرون، تنهاست

.‏پیداش می‌کنیم

.‏دوستام من رو پیدا می‌کنن

.‏و وقتی بیان، به غلط کردن میفتی

.‏دوستات رفتن و پشت سرشون رو هم نگاه نکردن

.‏واستین

‏اونجا کجاست؟

.‏دهکده‌ی انسان

‏اما چطور؟

.‏اینجا منطقه‌ی ترول‌هاست

.‏اونا رو سلاخی می‌کنن

.‏راه بیفتین

.‏خب دیگه، بریم

‏از این چیزا خوشت میاد؟

.‏البته

.‏این نقشه‌ها، این اطلس

.‏همه‌ی کتاب‌ها

‏اون دختر چطور؟

...‏باور کن

.‏از اون خوشت نمیاد

.‏می‌خوام اون رو در منطقه‌ی "گریمپِن" معامله کنم

.‏کمی از بدهی‌هام رو باید بدم

.‏وقتی پیداش کردم، دنبال این بود

.‏به نظر میومد خیلی براشون مهمه

.‏باشه

.‏بر می‌دارمش

.‏و اون دختره رو هم می‌خوام

.‏دختره واسه فروش نیست

.‏باشه...نظر من هم عوض شد

.‏همه‌ رو پس بگیر

.‏"تای"، ما با هم قرار گذاشتیم

.‏نه دیگه

...‏نه تا زمانی که .‏اون دختر رو به من بفروشی

.‏من فروشی نیستم

.‏اون برات دو برابر خرج داره

.‏قبوله

.‏تای، این زخم‌ها عفونت کردن

.‏اگه بمیره که ارزشی نداره

،"‏خب پس "فرَنسِس

.‏بهتره به درمانگاه ببریمش

‏چیکار می‌کنی؟

.‏بذار برم

.‏باید دوستام رو پیدا کنم

.‏هیس، آروم باش

.‏چیزی نمیشه

.‏حالا در "اتوپیا" هستی

.‏اَمبرلی، صبر کن

!‏هی، صبر کن

،‏آخرین ردی که پیدا کردیم .‏یک مایل از اینجا عقب‌تر بود

،‏باید قبل از اینکه رد اونا رو بکلی از دست بدیم

.‏اطراف رو بیشتر بگردیم

.‏باید استراحت کنیم

.‏باید ارتریا رو پیدا کنیم

.‏اَمبرلی، واستا

...‏اون فکر می‌کنه که ما بدونِ اون فرار کردیم

.‏و دوباره تنها شده

.‏نمی‌خوام بذارم این اتفاق بیفته

‏- چرا داری داد می‌کشی؟ .‏- نمی‌دونم

.‏احساس گناه می‌کنی

.‏متوجهم

.‏من هم خودم رو مقصر می‌دونم

.‏ولی نباید حواسمون پرت بشه

.‏یه کاری برای انجام دادن داریم

‏چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

...‏خودت همیشه میگی

‏نباید بذاریم احساساتمون مانع از .‏انجام این ماموریت بشه

.‏باید استراحت کنی، اَمبرلی

.‏بعد از پیدا کردن ارتریا استراحت می‌کنم

.‏واستا

.‏احتمالاً تله‌ی ترول‌هاست

.‏ارتریا گفته بود که احتمالاً اینجا تله‌گذاری شده

.‏هر کاری می‌کنم تا اون رو پیدا کنیم

،‏ولی اگه بخواین از این جنگل ،‏زنده بیرون بریم

.‏باید مراقب باشیم

.‏استراحت می‌کنیم، بعدش یه چیزی می‌خوریم

...‏و بعد

.‏به جستجو ادامه میدیم

.‏داره ضعیف میشه

.‏خیلی سریع

.‏آره

‏واسه همین می‌خوام بدونم که چه چیزهایی رو .‏به خاطر داری

،‏تو در کنار یک شیطان قدرتمند حضور داشتی

.‏واسه نجات جونت مبارزه می‌کردی

.‏اون نوع تاریکی، می‌تونه تو رو دنبال کنه

.‏من نگرانیت رو درک می‌کنم، واقعاً میگم

.‏ولی من حالم خوبه

‏کی اون کار رو کرد؟

.‏تو

.‏موهبتِ تو خیلی قدرتمنده

،‏ولی حالا که داگدامور این رو فهمیده

.‏هر کاری می‌کنه که روح تو رو تصاحب کنه

...‏تقریباً همسن تو بودم

.‏که استادم، "بِرِمن"، من رو پیدا کرد

...‏تنها و هراسان

.‏والدینم من رو ول کرده بودن

.‏اون دروئید به روش‌های منظم، به من آموزش داد

.‏به من هدف و مهارت‌ رو آموزش داد

.‏و حالا نوبت منه که همون کار رو بکنم

...‏من معتقدم که

.‏تو دروئیدِ بعدی هستی، بَندون

‏یک دروئید؟

‏اگه این رو نخوام چی؟

.‏دیگه حق انتخاب نداری

...‏بدونِ آموزش، به هیچ وجه نمی‌تونی

‏در مقابل اون تاریکی که داره ما رو .‏در بر می‌گیره، دووم بیاری

‏کیک؟

...‏- این واقعاً خوشمزه است !‏- همونجا واستا

.‏وگرنه تو رو می‌کشم

.‏فکر کنم جواب "نه خیلی ممنون" کفایت کنه

.‏تو زندانی نیستی

.‏هر وقت بخوای می‌تونی بری

.‏من رو بعنوان یک برده خریدی

...‏خب، می‌دونم که ممکنه

،‏کمی برات گیج‌کننده باشه

...‏ولی فقط به این دلیل خریدمت

.‏که نجاتت بدم

.‏از چنگ اون شکارچیانِ اِلف

.‏حرفت رو باور نمی‌کنم

.‏تقصیری نداری

،‏دنیای اون بیرون خیلی کثیفه

.‏و اعتماد کردن به یه نفر، برابر با مرگه

.‏متوجهم

.‏دوستام دنبالم می‌گردن

.‏از هم جدا شدیم

.‏باشه، پس با هم یک گروه جستجو تشکیل میدیم

،‏خب، من جلوی عفونت رو گرفتم

.‏ولی خون زیادی از دست دادی

.‏باید استراحت کنی تا خوب بشی

...‏"ویلدِرون" جایی نیست که

.بخوای تنهایی اونجا بگردی

.‏می‌تونم مراقب خودم باشم

.‏هیچ شکّی نیست

.‏ولی نه در این شرایط

‏اصلاً اونا چی هستن؟

‏نگهبان‌ها، مرز بین دنیای شناخته‌شده و ...‏ویلدرون رو

.علامت گذاشتن...

.‏یعنی راه بازگشتی نیست

.‏عجب، چقدر دلگرم‌کننده بود

...‏خانواده‌ی سلطنتی اِلوین، به اونا ماموریت داد

.‏تا بعد از اولین جنگ قبایل، این کار رو بکنن

.‏یک ارمغان برای چهار سرزمین

.‏نماد اتحاد نوظهور ما

‏ولی الان؟

.‏حالا می‌دونم که اونا چیزی فراتر از مرز هستن

.‏اونا هشدار عدم تجاوز به حریم اِلف‌ها هستن

،‏ببین، الف‌ها قطعاً اشتباهاتی داشتن

....‏ولی کاری که ما می‌کنیم

.‏فقط برای نجات یک نژاد خاص نیست

.‏این کار برای همه‌ی ماست

.‏و فکر می‌کنم همه‌ی ما لیاقت نجات پیدا کردن رو داریم

.‏امیدوارم حق با تو باشه

...‏و

.‏می‌خوام بدونی که بابت اون اتفاق در پایکن، متاسفم

....واسه اینکه اونطوری بوسیدمت

...اون

...‏فکر می‌کردم مُردی ولی یهو پیدات شد

...،‏و خیالم خیلی راحت شد

.‏شگفت‌انگیز بود

.‏البته "پایکن" رو نمیگم

.‏اون که دیوانه‌کننده است

.‏منظورم اون بوس هستش

...‏چون اون بوس

.‏چیزی نبود که نیاز به عذرخواهی داشته باشه

،‏ویل، همونطور که خودت گفتی

.‏نباید بذاریم احساساتمون سدّ راهمون بشن

...‏فقط محض اطلاع میگم

.‏احساسات من، جلوی راه ما قرار ندارن

‏احساساتم نسبت به تو باعث میشه .‏با انگیزه، این راه رو ادامه بدم

.‏بیا

!‏شما کجا اينجا کجا

‏شکارچیانِ اِلف، آره؟

‏چیزی می‌دونی یا نه؟

.‏البته که می‌دونم

،‏اگه کار شکارچیانِ اِلف باشه .‏می‌دونم کجا معامله می‌کنن

.‏داره دروغ میگه

.‏اون هم مثل ما خبر نداره که ارتریا کجاست

.‏داره وقتمون رو تلف می‌کنه

‏اُه، چی؟

‏می‌خواین بذارین همین جا بمونم تا ‏ترول‌ها من رو تیکه‌پاره کنن؟

.‏راستش آره

...‏تو لیاقتت همینه که تنهایی توی قفس بمیری

.‏مثل یه حیوون کثیف

.‏چه خشن

.‏تو در پایکن، اون طناب رو بریدی

.ما رو ول کردی تا همونجا بمیریم

.‏به نظر میاد که مشکلی براتون پیش نیومده

More Farsi Persian subtitles for The Shannara Chronicles

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left