Vladimir

Vladimir

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Vladimir S01E03 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-21
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫هرزه‌ لعنتی!

‫سید، منم!

‫منم!

‫مامان؟ فکر کردم ‫یکی از دانشجوهای بابایی.

‫بوی کارخونه‌ آبجو سازی میدی.

‫یه میلیون بار بهت زنگ زدم. ‫کجا بودی؟

‫تمام شب همینجا بودم.

‫واقعاً زشته که یه زن ‫ تنها دخترش رو نادیده بگیره...

‫تا بتونه برای یه مرد متأهل له‌ له بزنه ‫که به احتمال زیاد، فقط داره لطف میکنه.

‫فکر کنم توی دستشویی قطار ‫با یه مرد سکس کردم.

‫فکر میکنی؟

‫نه، کردم.

‫- چی؟ با میل خودت؟ ‫- تقریباً.

‫تقریباً؟ ‫عزیزم، چه خبره؟

‫مشکلی نیست. ‫خودم میخواستم.

‫حواست به ایمنی بود؟

‫الکسیس من رو بیرون کرد.

‫من خیلی آدم خرابکاری ام.

‫مگه قرار نبود شب رو بمونی؟

‫من، اوم، حال و حوصله نداشتم.

‫سید طبقه بالاست.

‫- اون به خونه اومد؟ ‫- حالش خیلی خرابه، جان.

‫اون فکر کرد من یکی از دوست‌ دخترهاتم.

‫- نه، مستِ مست بود. ‫- چجوری؟

‫اون و الکسیس از هم جدا شدن.

‫تحملِ این همه اتفاق براش خیلی سخته.

‫من... باهاش حرف میزنم.

‫اِم...

‫لین و استیو رو توی رامزدیل دیدم.

‫چی؟ ‫استیو، رئیس دانشکده؟

‫اوهوم.

‫پس رئیس و همسرش تو رو با همراهت دیدن، ‫اون هم توی تابلو ترین بارِ شهر.

‫اون بارِ هتله، منظورم اینه که، ‫فقط توریست‌ ها اونجا میرن.

‫توی خیابون اصلیه.

‫اون دلش کازمو میخواست.

‫من خودم رو برات کُشتم، اون وقت تو همه‌ چی رو ‫ خراب میکنی چون یه دختر ۲۳ ساله...

‫میخواست فانتزیِ سریال ‫ سکس و شهر رو زندگی کنه؟

‫اون ۲۸ سالشه.

‫معلم دبستانه، در واقع، ‫یه جورایی شبیه شارلوته.

‫اوه، نکن. ‫باهام شوخی نکن.

‫میخواستم پیشت بمونم. ‫خودت گفتی برم.

‫الان من کسی‌ ام که باید ‫ بیشترین چوبش رو بخوره.

‫میشه تنها باشم؟

‫لطفاً.

‫- سلام. ‫- وای، خدای من!

‫ببخشید، معذرت میخوام.

‫- میخواستم بگم، دارم برای این... ‫- دوره نویسندگی خلاق دانشگاه براون درخواست میدی.

‫درسته، و...

‫و یه توصیه ‌نامه میخوای، ‫و آره، البته که میدم.

‫اوه، ممنونم. ‫خیلی ممنون!

‫من میدونم که الان سرت خیلی شلوغه.

‫اوه، نه اصلاً، من با کمال میل این کار رو میکنم. ‫کدوم... کدوم نمونه اثرت رو میفرستی؟

‫یا سالادِ روی میز یا اونی که ‫ در مورد پرستارهای بچه شرور بود.

‫خب، خودت میدونی چقدر عاشقِ ‫اون پرستارهای شرورم، پس...

‫- نه... ‫- سلام.

‫- اوه، سلام، به ‌زودی می‌بینمت. ‫- باشه.

‫از کلاسش خوشت میاد؟

‫- کلاسِ پروفسور تانگ؟ ‫- پروفسور نیست.

‫در واقع بهترین بخشِ هفته‌مه.

‫آخه خیلی خاکی و بی ‌آلایشه ‫ولی در عین حال واقعاً باهوشه.

‫- آره. ‫- میدونی؟

‫منظورم اینه که هیچکس به پات نمیرسه.

‫اوه نه، از شنیدنش واقعاً ذوق ‌زده شدم.

‫کجا تشکیل میشه؟

‫ولی این‌ ‌دفعه، بدون هیچ قیدی.

‫اون گفت فقط امتحانش کن.

‫مشوقانه.

‫معتقدم بهترین راه برای اینکه دیگه ‫ به شوهر همسایه‌ت چشم نداشته باشی...

‫اینه که با خودِ همسایه‌ت دوست بشی.

‫دارم خبرهای خوبی میشنوم.

‫اوه، مطمئنم همش دروغه.

‫اوه، نه.

‫اون مَرد عاشق اینه که چکم کنه.

‫اوم...

‫میخواستم ببینم میتونیم ‫ یه قهوه با هم بخوریم؟

‫لعنتی، کاش میتونستم، ‫ولی باید برم یه دانشجو رو ببینم...

‫آره، این روزهای وسط هفته ‫اصلاً معلوم نمیشه چجوری میگذره.

‫اوه، شاید این آخر هفته؟

‫حس احمق بودن بهم دست میده، ‫ولی واقعاً آخر هفته‌ ها الان از همیشه بدتره.

‫ولاد احتیاج داره آخر هفته‌ ها بنویسه، برای همین... ‫ یعنی هیچ کمکی برای نگهداری از بچه نیست.

‫اصلاً هم خوش نمیگذره.

‫خب، اگه ولاد باید بنویسه...

‫میخوای تو و فی این آخر هفته ‫ پیشم بیاید و توی استخرمون شنا کنید؟

‫- اوه، وای، آره، فی عاشقِ... ‫ - اوه، من دارم میام ببینمت.

‫فی عاشقِ آبه...

‫خب، شاید یکشنبه. ‫من کباب درست میکنم.

‫میتونم برات یه موکتل درست کنم؟

‫خیلی لطف داری که پیشنهاد میدی، فقط اینکه ‫ کلی کار کوفتی داریم که باید بکنیم.

‫ما هنوز حتی وسایلمون رو کامل باز نکردیم، ‫برای همین نمیتونم حوله‌ ها رو پیدا کنم.

‫چه برسه به مایوهامون.

‫خب، حالا در موردش فکر کن، و...

‫خدایا، واقعاً معذرت میخوام، ‫ ولی اجازه رفتن میدی؟

‫کم‌ رنگ و شیرین.

‫- ممنونم. ‫- دقیقاً همونجوری که دوست داری.

‫فکر کنم میدونی که جلسه دادرسی ‫ دیگه به تعویق نمیفته.

.خدایا

‫لین ناراحت بود.

‫جان نباید با کسی غیر از زنش دیده بشه؟

‫منظورم اینه که، دیوید، بهش فکر کن. ‫یه جورایی شبیه کتاب ۱۹۸۴ـه.

‫- نه واقعاً. ‫- دیوید اورول ‌شناسه.

‫به نظرِ لین چندش ‌آور بود.

‫چندش ‌آور؟

‫جلسه دادرسی همین ترم برگزار میشه.

‫- ممنون از کمکت. ‫- کمک؟

‫توی واکنش به باج‌ گرفتنت ‫بابت ایمیل ‌های قدیمی‌مون؟

‫باج‌ گرفتن کلمه بزرگیه.

‫رفتم و دوباره خوندمشون.

‫واقعاً؟

‫خیلی...

‫بامزه بودن.

‫من آدمِ باحالی‌ ام.

‫ولی من اونا رو پاک کردم، و ممنون میشم ‫اگه تو هم همین کار رو بکنی.

‫نمیدونم، آقا.

‫فکر میکنم ایده خوبیه که چیزی برای تحت فشار ‫ گذاشتنت داشته باشم تا یه وقت خطا نکنی.

‫من ده سال پیش صندوق ورودیم رو ‫ از ایمیل‌ هاش پاک کردم.

‫جان، میتونی بهم زنگ بزنی؟

‫نوبت جلسه دادرسی رسیده...

‫اوه، هوم.

‫بزرگ ترین مزیت رفاهی ‫ دپارتمانمون رو کشف کردی؟

‫من خودم رو فراتر از این پادها نمیدونم.

‫اوه.

‫خب، این هفته توی، اوم، ‫سرفصل‌ ها چی داریم؟

‫ربکا.

‫خوندیش؟

‫دیشب خواب دیدم که ‫ دوباره به مندرلی رفتم.

‫قشنگه.

‫عاشق داستان‌ های عاشقانه گوتیکم.

‫میدونی، همون شیفتگی‌ ها ‫ و از دوری سوختن‌ ها.

‫همسرم همیشه میگه که من ‫ علاقه خاصی به دخترهای دیوونه دارم.

‫خب، الان که صحبت از سینتیا شد، ‫ میتونی یه لطفی در حقم بکنی؟

‫اون و فی رو دعوت کردم ‫که یکشنبه برای شنا بیان...

‫- اوه. ‫- نه، فکر کنم نگران اینه که مزاحم بشه.

‫خیلی لطف داری. اوم...

‫آره، اون، ام...

‫این روزها معاشرت کردن براش یکم سخته.

‫میدونی، باید دایره روابطش رو ‫خیلی محدود نگه داره.

‫اممم، خب، راستش قضیه اینه.

‫این آخرین آخر هفته‌ گرم ساله و آب هم عالیه، ‫و... و... و ما بهشون غذا میدیم...

‫و من فکر میکنم بیشتر از چیزی که ‫انتظار داره براش روحیه‌ بخش باشه.

‫- آره، ما میایم. ‫- نه، نه، نه، ببخشید.

‫من فقط... من... من... من... ‫من فقط اون رو دعوت کردم.

‫اوه.

‫- فاجعه‌ست. ‫- اوه، اوه، نه، نه، ببخشید.

‫فقط آخه اون گفت که تو ‫برای نوشتن به زمان احتیاج داری.

‫خواهش میکنم، میدونم چه موقعی ‫حضورم جالب نیست.

‫در ضمن، نباید حواست پرت بشه. ‫دنیا منتظر رمان بعدیته.

‫آره، من... در این مورد مطمئن نیستم.

‫- خب، من هستم. ‫- ممنونم.

‫اِم... آره، باهاش حرف میزنم.

‫عالیه، ممنونم. اِم...

‫ببخشید. اِم...

‫وای، خدای من. پارتنرِ دخترمه. ‫من... من... باید این رو جواب بدم.

‫اون یه زن دوجنسگراست.

‫عالیه.

‫خیلی بهش افتخار میکنم.

‫هوم.

‫الکسیس، سلام.

‫بابا، نباید بی‌ گدار به آب بزنی.

‫چجوری قراره آماده بشم؟ ‫من به مدارک دسترسی ندارم.

‫- نداری؟ ‫- من گزارش رو برات فرستادم.

‫- باید داشته باشی. ‫- آره، گزارش.

‫ولی نه اون مدارکی که ‫اونا دارن ازش استفاده میکنن.

‫سید، باید درک کنی، ‫کل این جریان یه دادگاه فرمایشیه.

‫- میتونی از سالاد خشک ‌کن استفاده کنی؟ ‫- بافتش رو خراب میکنه.

‫اینجوری دستمال کاغذی زیادی مصرف میشه.

‫این درست به نظر میاد؟

‫- گزارش خیلی مفصله. ‫- برام میفرستیش؟

‫لازم نیست درگیر بشی. ‫خودت به اندازه کافی مشغله داری.

‫من واقعاً یه وکیلم.

‫میتونم بپرسم چرا سر کار نیستی؟

‫آه، نه، چون نمیخوام ‫ در موردش حرف بزنم.

‫- رازها، آخ ‌جون، عاشقشونم واقعاً. ‫- بس کن.

‫گوش کنید، این آخر هفته مهمون داریم.

‫- کی؟ ‫- سینتیا و دخترش، برای شنا.

‫- اون کیه؟ ‫- یه پروفسور جدیده.

‫- نه، اون پروفسور نیست. ‫- حتماً این رو بهش میگم.

‫- دخترش چند سالشه؟ ‫- سه سال، خیلی نازه، عاشقش میشی.

‫اوه نه، من قرار نیست اینجا باشم.

‫- داری به شهر برمیگردی؟ ‫- نه، فعلاً همینجا موندگارم.

‫نمیخوام برای قرارِ بازی ‫ با یه بچه‌ سه ساله اینجا باشم.

‫قبلاً عاشق این بودی که ‫ دور و برِ بچه‌ ها باشی.

‫یه جورایی، بعد از دیدنِ یه عالمه ازشون توی مهمونی ‌های ‫ دوست های الکسیس، کل آخر هفته‌ های سال ذوقم کور شد.

‫عزیزم.

‫ببخشید، معذرت میخوام.

‫خبر داری جریانش چیه؟

‫آره.

‫میدونم.

‫اوه، کی اهمیت میده؟

‫من که خوشم اومد.

‫این روزها قسمت ران ‫ لباس ‌ها رو خیلی باز میدوزن.

‫میدونی، گزارش شده که اوا لونگوریا...

‫بالاخره سراغ اپیلاسیون برزیلی رفت ‫چون بهش اوج لذت جنسی رو میداد.

‫منظورت چیه؟

‫فقط یه پیشنهاد بود.

‫قضیه‌ سید چیه؟

‫- خودش میتونه بهت بگه. ‫- چرا تو نمیتونی؟

‫چون مسئله‌ شخصی خودشه. ‫وقتی آماده باشه خودش بهت میگه.

‫شاید از پشم ‌های کوچولوت خوشم میاد.

‫نمیخوام سید قاتیِ ماجرای جلسه‌ ‫ دادرسی بشه، میفهمی؟

More Farsi Persian subtitles for Vladimir

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left