The first 200 lines.
گروه مترجمين آريايي با افتخار تقديم مي کند برترين سايت ترجمه زيرنويس سريال و فيلم
قسمت 14
مادر من يه پسر داشته
....مادر من
...اين
حلقه توي اون جعبه بود
...پس
کسي که اونو اونجا گذاشته بوده
کسي که پدرم رو کشت و حلقه م رو گرفت
....اين همون زنه
يه نفر در طول مدت شب وارد اتاق اسناد محرمانه شده
اين همون زنيه که پدرم رو کشت؟
خودشه؟
يه نفر وارد اتاق اسناد محرمانه شده؟
شما در اين مورد مطمئنيد؟
اين جعبه داخل اتاق محرمانه بوده
يه تيکه ذغال توش بوده
وقتي ديروز صبح چک کردم چيزي داخلش نبود
نه
يه نفر ديشب وارد اتاق مخفي شده
عاليجناب يه هويي ميخواد طالع تاريخ تولدش رو بدونه
کسي که عاليجناب داره دنبالش ميگرده بايد يه ربطي به اين داشته باشه
بايد اول به ايشون بگيم
ميخواي الان به عاليجناب بگي؟
براي نقض قوانين امنيتي تو دردسر ميفتي
...ولي
عاليجناب منتظره
مهمترن چيز براي عاليجناب ديدن طالعشه
کسي که طالع رو طرف مقابل رو با خودش مياره
يه نگاهي بهش ميکنم
...ژنرال
اوضاع اون بيرون چطوره؟
نيروهاي فرماندار هواي جنگجويانمون رو در شهر دارن
اونا کشيک افراد ما رو ميدن که ممکنه بخوان شما رو نجات بدن
! اي آشغالاي حرومزاده عوضي
خب..برنامه ي فرار چه طور پيش ميره؟
من يه کمين برنامه ريزي کردم که سربازانمون بيرون شهر به کساني که ژنرال رو ميبرند حمله کنن
متوقفش کنين
متوقفش کنيم؟
نميتونيم اين کار رو بکنيم...ژنرال
ميخواين براي نجات من با ارتش سلطنتي بجنگين؟
اين واقعاً يه خيانت بزرگه
دوست ندارم به خاطر من به شما انگ خيانت بزنن
يعني ميخواين به خاطر کاري که انجام ندادين به چين برده بشين؟
اُه..ژنرال من نميتونم بذارم
!حق با يا سوکه، ژنرال
اما شما ميخواين از يه دستور مستقيم سر پيچي کنين فقط به خاطر اين که من زنداني شدم؟
تا زماني که شما زنده باشيد
به خاطرتون از هر دستوري سرپيچي ميکنيم
اين بابا همونيه که سفير لي گا نو رو کشته؟
بله، همينطوره
اون ژنرال دونگ بوک ميون لي سانگ گي ـه
به محض اينکه کارم شخصيم توي گوريو تمام بشه
به امپراطوري ميبرمش
منتظر اون لحظه ميمونم
چون عاليجناب دستور دادن چاره اي جز اطاعت ندارم
....اگه گوريو بتونه با فداکاري من در آرامش بمونه
کاري نيست که من انجامش ندم
حتما عشق به کشورت رو به عاليجناب گزارش ميکنم
خوبه، هميشه ميخواستم که يه وطن پرست باشم
متوني يه راهنماي خوب براي تعيين زمين بهم معرفي کنين؟
شما ميخواين زمين خاصي رو پيدا کنين؟
بله
مادرم گوريويي بوده
ميخوام محل دفنش رو پيدا کنم
از مرکز سئو وون درخواست مي کنم
اونها يک زمين شناس خوب براتون پيدا مي کنن
ژنرال به ما دستور بدين
گفتم بيخيالش بشين
برگردين
نميتونم همين طوري برگردم
شما خودتون گفتين
اگه زنداني شديم
ميايين نجاتمون ميدين مهم نيست به خاطر ما به کي خيانت کنين
ژنرال ... بذاريد نجاتتون بديم
پيونگ جون
عجب حرف باحالي زدي بچه
ژنرال منتظر چي هستين؟
ژنرال منم دارم به همون چيز فکر ميکنم
شما بقيه ي عمرتونو رو به عنوان يه خائن زندگي خواهيد کرد
ميدونيم
خانوادتون هم در خطر خواهند بود
!ميدونيم! همه چي رو ميدونيم ژنرال
خوبه
براي رسيدن به چين بايد بعد از گاگيونگ از کوه "چون ما" عبور کنيم
ميفهمي؟
همونجاست اونجا کمين کنين
وقتي داريم رد ميشيم حمله کنين
!بله، ژنرال
کسي که ديشب پست ميداده
به خاطر تدفين پدرش نتونسته امروز بياد
اون 5 روز ديگه برميگرده
ميفهمم
وقتي برگشت بگو بياد کارش دارم
ميخوام يه چيزي ازش بپرسم
بله بانوي من
چکار ميکني؟
همين الان بذارش زمين
تو بودي مگه نه؟
...تو ...پدرمو
تو بابامو کشتين؟
پدرتو کشتم؟ درباره چي حرف ميزني؟
چرا؟ چرا؟ چرا؟
چرا اين کارو کردي؟
.فکر کنم اشتباه شده
.من اين کارو نکردم
.شما اون شب پدرمو کشتين
.شما انگشترمو ازم گرفتين
.شما اون انگشترو از دستم درآوردين
انگشتر؟
حالا يادتون اومد؟
.انگشتر اين تو بود
!اون انگشتر
اون تنها انگشتري بود که از .مادرم به يادگار مونده بود
... پس
اسم پدرت چي بود؟
موک .... دونگ .... يون! اسمش بود
!موک دونگ يون
پس تو پسر دونگ يوني؟
.پدرم بهم گفته بود که دنبال مادرم بگردم
.گفته بود پيداش کنم تا بتونم ازش مراقبت کنم
.قبل از مرگش اينو بهم گفت
اون انگشتر تنها چيزي بود که .باهاش ميتونستم مادرمو پيدا کنم
.بهم برش گردونين .اگه اين کارو بکنين از اينجا ميرم
.تو
.تو
.تو
.پرنسس! منم
ميتونم بيام تو؟
!به خاطر قتل پدرم ازتون انتقام نميگيرم
.فقط ميخوام مادرمو پيدا کنم
.پس ... اون انگشترو بهم بدين
... اگه نميتونين بهم بدينش
.فقط بهم بگين صاحبش کيه
.بعدش از اينجا ميرم
.تو
.تو
.پرنسس. دارم ميام تو
اين کيه؟
.يه دانشجوي موقته
.ديگه کافيه
.حالا برو خاک بادآورده ي شرقي رو پيدا کن
.فقط تا فردا وقت داري
اگه نتوني تا فردا غروب پيداش کني
.ديگه نميتوني به قصر بياي
پس چرا واستادي؟ .برو ديگه
.بله، فهميدم
.حتماً پيداش ميکنم
.فردا برميگردم پيشتون، استاد
چي باعث شده بياين اينجا؟
.سفير چين درخواستي داره .اومدم درخواستشو بهتون بگم
چه درخواستي؟
.سفير ميخواد لوازم مادرشو توي گوريو دفن کنه
.ازتون ميخوام يه جاي مناسب براش پيدا کنين
... براي اين کار
،به استاد يون هيو ميونگ اطلاع ميدم چون مسئولش ايشونه
اين همه مدت اون تو چيکار ميکردي؟
.بايد تا فردا غروب، خاک بادآورده ي شرقي رو پيدا کني
نگراني که منو بندازن بيرون؟
.گفته بودي بايد يه کاري رو اينجا انجام بدي
.اگه خيلي طولش بدي، ميندارنت بيرون
اين اتفاق نمي افته
.پس ميرم
... اما
تو چرا همه جا دنبالم مياي؟
.حالا فهميدم
حتي بهترين دخترهاي رقاصه هم .وقتي منو ميبينن عاشقم ميشن
.کلاً دخترها از من خوششون مياد
.حالا پر رو نشو ديگه
.من فقط مسئولتم
،اگه دردسر درست کني .منم تو دردسر ميفتم
.واسه همين دنبالت ميام
!آره! تو که راست ميگي
.پس تو جزء عاشقاي من نيستي
پس بريم؟
... پسرمون
.اينجاست
... پسرمون
.اين همه راه اومده تا منو پيدا کنه
.حتي نميدونه که اينجا چقدر براش خطرناکه
.اومده مادرشو پيدا کنه و ازش مراقبت کنه
... پسرم
... پسرم
.نگران نباش
.من مراقبش هستم
.از اين مکان خطرناک ميندازمش بيرون
.ازش محافظت ميکنم
... ديگه هيچ وقت
.اون بچه رو نميبينم
.ميندازمش بيرون
... اين
.تنها راه براي نجاتشه
.هي
تو چطوري ميتوني وارد قصر بشي؟
نگهبانها رو با پول من خريدي؟
اصلاً چرا بايد بخريشون تا بري تو قصر؟
.يه راه براي پول درآوردن پيدا کردي
چه راهي؟
پول زياديه، مگه نه؟
... من
No comments yet. Be the first to leave one.