Release info

Otonari no Tenshi-sama - 07 [AioFilm com]
The Angel Next Door Spoils Me Rotten - 07 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 Pouya آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-02-21
Downloads: 2
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Pouya

آیوفیلم تقدیم می‌کند

واو، اومدم برات

هیچ اتفاقی نمیوفته

هروز مثل هم میانو میرن

دوباره و دوباره، فقط

منتظرم وقت بگذره

وقتی با تو ام

میتونم حس کنم

یچیزی خیلی خاصه

ببین من میخوام واقعی جلوه بدم

ببین، من هروز واقعا قدردان ام، ولی میدونی که

احساس میکنم که به اندازه کافی جبران نمیکنم

فقط اینجوری حس کردم

هیج معنا یا دلیلی نداره که چرا

پس چیزی نگو و قبولش کن

نه، خب اخه چطوری ممکنه

یه فرشته پا به زمین گذاشته

درست جلوی من

با یه لبخند که نگام میکنه

به پهنای بال هاش جلوم ظاهر میشه

هی، جر زنی نداشتیما

خیلی خوشحالی

اونجوری نگام نکن

که داره عقل از سرم میپره

همینجوری پیش بره

منو لوس میکنی

بیا، باید چاره ای براش پیدا کنیم

پس، بیا شروع کنیم

میخوام بدونم

یکم بیشتر درمورد

دنیایی که توش زندگی میکنی

پس، بیا شروع کنیم

میخوام بخندم

یکم بیشتر باتو

تو دنیایی که توش زندگی میکنی

همسایه فرشته بغلی لوسم میکنه

میخوام که بیشتر بدونم

میخوام که بیشتر بخندم

واو، اومدم برات

هیچ اتفاقی نمیوفته

هروز مثل هم میانو میرن

دوباره و دوباره، فقط

منتظرم وقت بگذره

وقتی با تو ام

میتونم حس کنم

یچیزی خیلی خاصه

ببین من میخوام واقعی جلوه بدم

ببین، من هروز واقعا قدردان ام، ولی میدونی که

احساس میکنم که به اندازه کافی جبران نمیکنم

فقط اینجوری حس کردم

هیج معنا یا دلیلی نداره که چرا

پس چیزی نگو و قبولش کن

نه، خب اخه چطوری ممکنه

یه فرشته پا به زمین گذاشته

درست جلوی من

با یه لبخند که نگام میکنه

به پهنای بال هاش جلوم ظاهر میشه

هی، جر زنی نداشتیما

خیلی خوشحالی

اونجوری نگام نکن

که داره عقل از سرم میپره

همینجوری پیش بره

منو لوس میکنی

بیا، باید چاره ای براش پیدا کنیم

پس، بیا شروع کنیم

میخوام بدونم

یکم بیشتر درمورد

دنیایی که توش زندگی میکنی

پس، بیا شروع کنیم

میخوام بخندم

یکم بیشتر باتو

تو دنیایی که توش زندگی میکنی

میخوام که بیشتر بدونم

میخوام که بیشتر بخندم

‫بامداد بخیر!

‫صبح بخیر!

این چیه؟

لباس برای عوض کردن

برای چی؟

مهمون نمیخوای؟

ها؟

امروز صبح با بابام دعوام شد

درمورد چیتوسه؟

اره

خب؟ چقدر میخوای بمونی؟

‫همم.

خب کم کمش 3 روز

خب تعطیلات بهاری فردا شروع میشن پس فکر نکنم مشکلی باشه

ولی اول باید به اون بگم

فرشته قولـم با

خوشاحالم که دوباره میبینمتون آیزاکاوا سان

همچنین

نمیخوام مزاحم لونه عشقتون بشــــ

آخ! فقط داشتم شوخی میکردم

ببخشید که مزاحمتون میشم

اوه، نه اوکیه. هرچی بیشتر باشیم خوشتر میگذره

این فقط سروصدا رو بیشتر میکنه

این راه برخورد با مهمان نیست

خب، من میرم که شام رو حاضر کنم، پس راحت باشین

انقدر بهش نزدیک شدی که بهش کلید دادی؟

‫ببند.

‫خودایه من!

خیلی ممنون

آمانه خیلی خوش شانسه که هروز این دستپختو میخوره

اره، خودش میدونه

مال امروزم خوش مزه بود

خیلی ممنون

‫واقعا فکر کنم...

چی؟

نه، بیخیال

پسر، خیلی با شینا سان خوبی غیرممکنه تو کفش نباشی

خفشو

اره، اره. میدونم اعتراف نمیکنی

ولی، ببین

همه تو مدرسه فکر میکنن که تو یه یه عجیب الخلقه جامعه گریزی

درجریانم

‫ولی خب اونا فقط از روی ظاهر اینو میگن، نه باطن

و شینا سان باطن رو میبینه شما دوتا باهم دیگه خوبید

دیدنش منو خوشحال میکنه

شینا سان واقعا بهت اعتماد داره

قبل از اینکه خط قرمز دورش خط بکشی و بگی که بینتون هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته

عمیق تر نگاه کن

نه بابا؟

‫فقط ایکون؟ نامردیه بابا! منم میخوام دستپخب ماهیرو رو بخورم

خب، این به من ربطی نداره به شینا سان بگو

‫باشه میرم که ازش بپرسم!

ببین کی اومده اینجا

یه ثانیه‌م درنگ نکردی

وقتی فکر کردم که شب رو میتونم خونه ماهیرو بمونم نتونستم جلوی خودمو بگیرم

بمونی؟

‫ازونجایی که تعطیلات بهاریه، ‫گفتم که احیانا مشکلی نیست

ماهیرو ام مشکلی نداره باهاش، مگه نه؟

بزور اومد تو

نمتونم صبر کنم تا دستپخت ماهیرو رو بخورم

ایکون! دلم برات تنگ شده بود

‫نمیخواد نگران باشی. ‫من باهاش موافقت کردم

‫منم دلم برات تنگ شده بود، (چی)!

جدی؟

خیلی تنها بودم

کمکی از دستم برمیاد؟

نمیتونم واسه خوردن دستپخت ماهیرو صبر کنم

برای دستپخت اومدی، یا برای من

اونجا زیادی برات شهوت انگیزه؟

‫ها؟ البته که نه...

آره، زیادی همو میمالونن

راستی، برای نهار چی داریم؟

چیتوسه سان امورایس درخواست کرد

توم تخم مرغ دوست داری دیگه، مگه نه آمانه کون؟

اره، تخم مرغ عالیه

‫توم که عالی ای، ‫پس خیلی براش هیجان زده‌م

چیشده؟

‫لطف داری، ولی لطفا منو اینجوری غافلگیر نکن ‫

منظورت چیه؟

‫نمیخواد بدونی!

اونوقت باهم نیستن؟ من واقعا حالیم نمیشه

منم

وای، خیلی خوب بود

تو واقعا میتونی هرچیزیو بپزی، شینا سان

خیلی عالیه که میتونی املتی درست کنی که هم نرمه، هم داخلش پف پفی

همش به لطف اونیه که یادم داد

‫اگه منم اونو داشتم که بهم یاد بده، ‫شاید منم میتونستم به خوبی ماهیرو بشم

اگه مسخره بازی و آزمایشاتت رو کنار بزاری، مطمئنم که میتونی

فقط هم آشپزی نیست. در کل میتونی یکم آرامش بگیری

الگوی خوبش هم دقیقا جلوته که ازش یاد بگیری

هیچوقت مثل ماهیرو نمیشم

خیلی جدی بنظر میاد

هی، این برا شینا بی ادبیه

.‫میدونم. فقط ماهیرو تو مدرسه.. خیلی کسل بنظر میاد

واقعا اینجوری بنظر میام؟

خب،برا صدرصد نمیتونم بگم چون کلاسامون یکی نیست

شاید کسل نه، ولی یجورایی سرد. اخه، از همه فاصله میگیری

ولی وقتی اون قیافه ناز و معصومت رو هم میبینم

میدونم که این توعه واقعیه

من این ماهیرو رو دوست دارم

ماهیرو، هی، چرا یکم نرم تر نمیشی

شرط میبندم که میتونی کاری کنی که آمانه لوست کنه

اخه، اون همیشه با کسایی که باهاش مهربون ان خیلی خوب رفتار میکنه

پس شرط میبندم که تو یه چشم بهم زدن میتونی رامش کنی

من همچین کاری نمیکنم

تصورات تو هیچوقت به واقعیت نمی پیونده، چیتوسه سان

نه، بابا؟

حموم در اختیارته

خوبه

چیتوسه شیراکاوا

همین الان

نگا! نگا! ماهیرو خیلی نازه

‫*ازش اجازه گرفتم

چیتوسه شیراکاوا

همین الان

یک عکس فرستاد

از چیتوسه؟

اون احمق

چی گفت، که یکی از آمانه هم بگیر

‫و پسرا براشون مهم نیست که ازشون عکس بگیری مگه نه؟

فکر نکنم، ولی دلیلی نمیبینم که ازم عکس بگیری

اوه، خیلیم داره

روز بعدی، مهمونی 3 روزه ایتسوکی تموم شد

بعدش هم، چند روز تو خونه چیتوسه میمونه

بـ با آقا خرسه؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left