The first 187 lines.
روانی اند و دیوانه
رازگونه اند و باورنکردنی
جملگی عجیب و غریبند
آدامز فامیلی
خونه شون موزه است
وقتی به دیدنشان می آیند
مردم یکسر جیغ و داد می شوند
آدامز فامیلی
تمیز
لطیف
فینگیلی
پس شال جادوگری بپوشید
و سوار دسته جارو شوید
می رویم سری بزنیم
به آدامز فامیلی
زیرنویس از: گابریل Subtitles by: GabrielX
کریدا
ممنون، درب
اوه، هیچ جا خونه نمیشه - مثل همیشه گرم و دلپذیره -
شکار خفاش مهیجه، ولی برگشتن به جای خودت یه چیز دیگه است
با این خفاشا چیکار کنم؟ - رهاشون کن توی زیرشیروانی -
راستی لرچ، اگه بخوای می تونی چند تاشم بذاری توی اتاق خودت
صبر کن تا بچه ها ببینن باهاشون بال درست می کنن
بال و خفاش... خنده داره نه؟
!میدونستم میخندی
مامای عزیز خوشحالم برگشتیم خونه، واقعاً
زیاد تنهاش بذاریم میره تو خودش
نمیدونم چرا. هم مارمولک داره هم تخت میخیِ راحت داره
اگه خسته بشه همیشه میتونه دارت پرتاب کنه به دایی فستر
دایی فستر عزیز اون حالتش خیلی شیرینه
و چه سیبل خوبی هم هست
!ماما! دایی فستر
شکارچیان از دره برگشتند
گومز، بوی چی میاد؟ - عطر تو -
کارا میا خونم رو بجوش میاره
عزیزم، بو از من نیست، اینه - اوه؟ -
بازم ماما بخور دود کرده
میدونه تحملش رو ندارم ها
میدونی که مفهومش چیه؟ - قراره سینوس هام عفونت کنه؟ -
طالع بینی راه انداخته در نبود ما
اوه، فکر کردم سالها پیش دیگه ترک کرده
ای داد
چیه؟
بنشینید و آرام باشید.. مادام بواری چخدی دیگر با شما خواهند بود
چه کلاس هم گذاشته
دفعه قبل که بساط رمالی گذاشته بود
اسمش بود مادام دی پومپادور
اوه عزیزم، منو بگیر گمانم نمی تونم نگاه کنم
جسور باش عزیزم، احتمالاً این هم یکی از شوخی های ماماست
چی شد؟ - فکر کنم بهتره برگردیم شکار -
عزیزم انگار ماما اصلاً روحیه کارناوالی اش رو از دست نداده
بالماسکۀ کولیانه خیلی ناهنجار
ولی واقعاً قدرت پیشگویی داره ها
پیشگویی کرده بود که هر بیزنسی دارم
با خاک یکسان میشه و جان من درست میگفت
تصادف محض
عزیزم، چطور بهش بگیم دست برداره بدون اینکه احساساتش رو بشکنیم؟
می تونم چادر رو آتیش بزنم
گومز عزیز، هنوز هم رگه هایی از محمود علی پاشا آدامز درت هست
حشره آتشین ترکستان
تربیت خانوادگی، همه چیزه
بهتره یه نگاهی بندازیم
چه مهیجه بهم همه چیزو بگو
گویَد گوی - اوه، باشه -
این هم یه مشتلق واسه شما مادام بوواری
مادام بوواری تشکر می کنه
حتما بخاطر هیجان زدگیه
ای چیز شیطون
همکاری میکنه - همدستش شده -
چی می بینی؟
یک زندان می بینم - یک زندان؟ -
و تو داخل شی - اوه، غیر ممکنه -
خانم لطفاً بحث نکن با من با گوی بحث کن
متاسفم. بیشتر بگو - وقت تموم شد -
می بینی؟ - شگفت انگیزه -
خوب اگه پیام دیگه ای از اونجا اومد بهم تماس بگیر
البته، البته !بعدی لطفا
کارش حرف نداره
بعدی.. بجنبید
دمب مارمولک و مار زنگی توی دیگی خروشندی
چشم سمندری و پای وزغی
کلاف خفاشی و زبان سگی بالا رفتی و پایین رفتی
بگو چی رو می خوای
ای وای
گمانم وقتشه ناهار درست کنم
ماما، خجالت نمی کشی؟ - آخه چرا؟ -
شکسپیر خوندن رو دوست دارم تازه 84 دلار هم دستمزد گرفتم
بدک نیست
پولش مهم نیست طالع بینی رو دوست دارم
راه نداره
اوه، میشه فقط چند تای دیگه؟
نه حتی یکی دیگه، ماما - کریدا، سخت نگیر -
ببین چه اضطرابی گرفته این چهره پر نشاطش؟
خوب.. فقط یکی دیگه
بعدش اینو برمیگردونی سر جاش توی لوستر
کاش ماما از اون چادرش میومد بیرون
میخواد وارد خلسه بشه انگار روی شخصیتش اثر میذاره
سهام سرب پیرلس رفت روی 209 دلار - و تو روی 4 دلار فروختی؟ -
سه دلار - چه خوشفکر -
با این همه سرب چیکار می کردیم؟
همینجاست سرکار من میرم داخل، تو اینجا وایستا
هرکی رو دیدی اومد بیرون دستگیر کن
چطورید؟
شما مادام بوواری هستید؟ - قیافه ام به مادام بوواری میخوره؟ -
ببخشید - خبرش رو از کی شنیدید؟ -
یکی معرفی کرد اینقدر کارش خوبه؟
اگه به پیش بینی آینده علاقه داشته باشید
من مرد عمل ام
الکتریسیته این چیزیه که میشه بهش اعتقاد داشت
منظورمو می فهمی؟
لطفاً میشه منو ببری داخل؟
خوب، اگه خزعبلات رو به علم ترجیح میدی، بیا تو
رفت بالا اومد پایین
رفت بالا اومد پایین
..کلاً رفت
بیا تو
بیا
ماما، یه اصلش رو برات آوردم
اوه، مرتیشا، گومز کی برگشتید؟
کمی پیش - واسم از این لاشخورا آوردید؟ -
اوه، آره چندتا قشنگش رو آوردیم موقع پر ریزی گرفتیم شون
عالی نیست؟
نمیخوای دوستت رو معرفی کنی؟
اوه، این دوستم نیست میخواد طالعش گرفته بشه
دمب مارمولک و مار زنگی توی دیگی خروشندی
این چیه؟ - ماما داره گرم می کنه -
مادام بوواری توی ساعت کاری شه
میتونم برم تو؟
بهتره بری پیش از اینکه بره توی خلسه
خلسه؟ - موفق باشی -
امیدوارم ماما خودش رو با وقار و منزلت نشون بده
از این باوقارتر نمیشه
ای مرد کوچولوی شیطون - از چی حرف می زنی؟ -
لولو می لو اهل لوئی ویل؟
لولو می لو اهل لوئی ویل؟ - اهل کانزاس؟ -
هیچ لولوئی نمیشناسم اهل کانزاس هم باشه
سالی می لو؟
لولو می سالی؟ - بی خیالش شیم -
میخواستی از آینده بهم بگی
اوه، بله
آینده ات.. داره میاد
به وضوح میبینمش
اوه، بله من هم مال تورو بوضوح میبینم
اوه، تو هم رمالی؟ - نه، من افسر پلیسم -
خانم، شما میری زندان
بهتره یه گوی دیگه بیارم همه رو داره میفرسته زندان
همه رو نمی دونم ولی خانم، شما بازداشتید
بیاید مادام بوواری
بهتره برگردی به لوستر
حتی نمیتونه بگه یارو افسر پلیسه
چیزی شده؟ - این ببو دستگیرم کرده -
مفهوم این کار چیه، جناب ببو؟
این خانم بازداشته بخاطر نقض ماده 4-3-3-0 قانون شهری
و با من میاد ایستگاه پلیس
ببخشید جناب ولی نمی تونیم ماما رو با غریبه ها جایی بفرستیم
درست میگه ما هم اصلاً بهم معرفی نشدیم
واقعا؟ پس بذارید خودم رو معرفی کنم
ستوان پلیس جیمز پوستون
حال شما؟ - خو.. کارت تمومه -
عجب آشنایی ای - هیچ نگران نباش ماما -
بزرگترین مغز های وکالت از زمان امیرکبیر، ازت دفاع میکنن
ولی عزیزم من خیلی ساله تمرین نکردم - این تمرین خوبی میشه واست -
راست میگی، اول باید حکم توقیفش رو بگیریم
توقیف به چه بهانه ای؟
یه فکری می کنم دمِ دست داشته باشیم خوبه
آماده اید، مادام بوواری؟
از این ببعد ممنون میش صدام کنی مادام ایکس
شجاع باش ماما تا غروب درت میاریم
چطور، عزیزم، چطور؟ - اره آهن بر مخفی می کنیم توی کلوچه -
اره توی کلوچه ولی این خطرناک نیست؟
یادته این کارو کردیم واسه پسرعمو قروچه؟
پسرعمو قروچه؟ - آره، اره رو خورد -
بعدش هم از مزه اش خوشش اومد
آره بی خیال اره
اذعان دیوانگی می کنیم - برای ماما؟ -
برای ستوان - خیلی هوشمندانه است -
مطمئن نیستم جواب بده - چرا نه؟ -
سیاست - اوه.. راست میگی -
اون ماده رو غیرملی اعلام می کنم
ماده 3-3-4-0 ستوان از روی لوحه ها پاک میشه
فکر بکره عزیزم کاملا بکر
ولی ستوان پوستون ماده 4-3-3-0 رو گفت؟
یا 3-3-4-0 یا 3-0-0-0-0؟
همه شون رو ضد منافع ملی اعلام می کنم
نمیشه ریسک کرد آخه
عزیزم خیلی دلگرم کننده است که پرونده ماما توی دستای توئه
خوب، الکی اسمم رو سوراخ دیده بانی نداشتن
No comments yet. Be the first to leave one.