The first 200 lines.
نود و نهمین جشنوارۀ مشترک آکادمی هوکوئو
!بیاید اوکونومیاکی خوشمزه بخرید
...اوه! ببخشید
!آکوما داره با یه دختر دور میزنه
!لباس فرم مقطع راهنمایی مدرسۀ خودمون تنشه
نکنه داره میدزدش!؟
!نگاه آدمای اطراف دردناکه
...رحم کن
...توی همچین مواقعی با یه لبخند
!باش مرگ نگران
."مترجم: "دِسو" در ژاپنی یجورای معنی "است" میده و "دِث" در انگلیسی یعنی "مرگ
!مرگ!؟ نـ... نـ... نجاتم بدید
!"نه! منظورم از "دِسو" بود نه "مرگ
!تو رو خدا نکشم
!اونی چان
الان داری چیکار میکنی؟
!لطفاً درست و حسابی همراهیم کن
!چـ... چشم
!از چیزی که فکر میکردم شلوغتره
...عشق والکیری با قرار در جشنوارۀ مدرسه
...انگار هرچی بیشتر بین بوفه ها دور بزنیم
مقدار تجربۀ کسب شده .با یه جایزه اضافی بیشتر میشه
ولی باید حواسم باشه !از ترس جونم بالا نیاد
!اونی چان
میشه راه بیوفتی؟
به کافه خدمتکار خوش آمدید
.شما دوتا خیلی طولش دادید
چه بلایی سرت اومده که مثل آدمای دَم مرگ شدی؟
.هیچی، میبینم خیلی شلوغه
...من گشنمه
،الان راهنمایی ـتون میکنم .کمی صبر داشته باش
.لطفاً راحت باشید
.مـ... ممنون
چیزی شده؟
!چیزی نیاست
.ناتسوکی سان یه جورایی رفتارش عجیب شده
نکنه بازم اشتباهی ازم سر زده؟
...ولی فعلاً
چیه؟
!نه، چیزی نیست
،راستی یاکومو سان چیزی هست که دوست داشته باشی بخوری؟
مهم نیست چی باشه .سریع یه چیزی انتخاب کن
!بـ... ببخشید
!یه جورایی دلشوره گرفتم
خیلی خب، حالا که اینطوره .خودم دست به کار میشم
بذار ببینم، پس پاستای ماهی مرکب .با سس مرکب سفارش میدم
!ممنون بابت صبرتون
!نوشیدنی مخصوص زوجهای عاشق
...اِه! ببخشید
...نگران نباش، این رو مهمون من هستید
!آخه من، خواهر بزرگتر یاکومو هستم
.پس ممنون از لطفتون
.نمیخوام
ها؟
.دوست ندارم با تو از یه ظرف نوشیدنی بخورم
.چِندشم میشه
...ولی
...اگه خیلی اصرار داری
!لیسش بزن
،اگه قراره دونفری بخوریم این جوری هم میشه، نه؟
...اِه! ولی
!میشه زودتر شروع کنی
!چـ... چشم! ببخشید
!اونی چان خیلی بد میمکی !گاز نگیر
!بـ... ببخشید
.سوئه از تو بهتر اینکار رو میکنه
.حس خوبی داره
دوست داری بیشتر بلیسی؟
...بـ... بله! لطفاً
.گردن درد گرفتم
...باید جاگیری کنم
.آه! خیس و تلیس شدم، چِندشم شد
!بـ... ببخشید
دوست داشتی اینجا رو بلیسی، نه؟
.منحرف
منحرف
!یاکومو! اینجا لباست رو در نیار
!ناتسوکی، دیگه خیلی داری مزاحم میشی، ها
!چی!؟ فعلاً لباست رو بپوش
!اوه! اینجا چقدر شلوغه
اِه! شماها دارید چیکار میکنید؟
!شمایید میسا نِه سان! سلام
.رسیدن به اینجا هم مکافاتی بود
!مکافاتی بود
.ولی به نظر میاد حسابی بهتون خوش گذشته
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
پچ پچ
هوی! اونجا چه خبره؟
این همه دختر دور آکوما جمع شدن!؟
...شکی نیست که این
!باج گیری کرده
!معده درد گرفتم
.راستی تاکوما چان
عیبی نداره برای مراسم رقص با ناتسوکی چان برقصی؟
اون موضوع رو میگی؟
جریان چیه؟
شنیدم آخر شب تو یه مراسم .زوجها با هم میرقصن
اوه! همچین مراسم باحالی هم دارن؟
مراسم رقص، ها؟
!من که به همچین چیز جذابی علاقهای ندارم
تا حالا به اینم فکر نکردم که با تاکوما ...توی مراسم برقصم یا نرقصم
!چه تابلو
.به نظر منم ناتسوکی جفت خوبیه
.واسه من که اهمیتی نداره
وا... واقعاً؟
!اِه! ولی منم دوست دارم برقصم
،بین رقص و خوراکی کدوم رو بیشتر دوست داری؟
!خوراکی
ولی خب، واسه من که فرقی نداره ...ولی حالا که شما اینقدر اصرار دارید
...اِه! خب میدونید چیه
!من دوست ندارم با ناتسوکی سان باشم
...آخه جدیداً نگاههای بقیه خیلی ترسناک شده
حس میکنم اگه با دختر محبوبی مثل ناتسوکی سان باشم .هر لحظه ممکنه کشته بشم
...پس با این حساب با یکی دیگه میتونم جفت بشم و
...اِه! خب... میدونی
.یادم رفته بود، من الان وسط کارمم
!خواهرا، بعداً میبینمتون
!تاکوماچی، این حرکتت خیلی بد بود
چی!؟
!آره، این حرکتش خیلی بد بود
نانّا
قریچ قریچ
نوعی پری در قلمروی خدایان
این حرکتش مثل نانّا بود؟
،نانّا همیشه به من خوراکی میده !من نانّا رو خیلی دوست دارم
توضیحات مراسم رقص
!من دوست ندارم با ناتسوکی سان باشم
...میدونستم از من خوشش نمیاد ولی
ناتسوکی چان، حالت خوبه؟
.گفتم شاید ناراحت شده باشی
...نه، من هیچم
.هنوزم مثل بچههایی
بگذریم، همه چی رو به راهه، فوتابا نِه؟
!منم وقتی دیدمش حسابی شوکه شدم
...فکرشم نمیکردم یه روزی همچین اتفاقی بیوفته
!شماره یک آکادمی هوکوئو انتخاب میشود مراسم انتخاب زیباترین دختر آکادمی هوکوئو !!مسابقۀ زیبایی
این دیگه چیه!؟
.خیلی دوست دارم ببینم کی میبره
!من تو این مسابقه ثبت نام نکردم
!یکی بی اجازه اینکار رو کرده
.ایتسیو چان تأییدش کرده
..."!گفت "این یه مسابقه است
!ای عوضــــــی
،این رو بی خیال ...چیزی که میخواستم بدونم
.خودم میدونم
.الان ایچیکا اونه ساما گوش به زنگه
کاپیتان؟
جشنوارۀ مدرسه بهترین فرصت .برای بالا بردن لـول بچه هاست
...ولی الان ساختمون پر از جمعیته
.و این شلوغی باعث افزایش احساسات میشه
توی این شرایط .امکان نداره دشمن دسیسهای نچینه
خانۀ ارواح
!سه تا بازدید کننده وارد شدن
!آ...آکوما!؟ یکی بیاد جای منو بگیره
.خیلی خوب درستش کردن
اِه! تاکوما!؟
لرزیدن
ترسیدن
لرزیدن
ترسیدن
از روح موح ترسی ندارم ...ولی وقتی یه آدم لباس روحها رو میپوشه
!ترس از آدما؟
تو دیگه چرا کوروری؟
!فکر میکردم اینجا خونۀ خوراکیه
!هیچ شباهتی نداشت که
!میسا سان
!میسا نِه چان
.انگار چارهای نیست
.مراقب جلوی پاتون باشید
!ببخشید، میسا نِه چان
...واقعاً معذرت میخوام، خب
!ببین تاکوما .یه مرد نباید اینقدر جلوی بقیه سر خم کنه
!باعث میشه ارزشت رو از دست بدی، ها
...اِه! خب راستش
!مـ... معذرت میخوام
.دیدی؟ بازم اینکار رو کردی
!مـ... معذرت میخوام
!خوب گوش کن
وقتی نمیدونی چی باید بگی ."به جای "ببخشید" بگو "ممنون
.این یکی خیلی جلوۀ بهتری داره
...میسا سان
شلخته
...شاید چون موهاش رو مرتب کرده
چی شده؟
.نسبت به همیشه مهربونتر دیده میشه
!میسا نِه چان، ممنون
.قابلی نداشت
!ای آکومای لعنتی
من بدبخت دارم اینجا عرق میریزم بعد تو داری با دخترا عشق و حال میکنی؟
!وقتشه دِق و دلیم رو سرت خالی کنم
درضمن، بعداً از ناتسوکی عذرخواهی کن، باشه؟
.اون کارت حسابی ناراحتش کرد
میگم... چرا ناتسوکی سان عصبانی شد؟
.خودت درموردش فکر کن
!چشم! خب... ببخشید
نه منظورم اینه... ممنون بگم عیبی نداره؟
!تو هیچ انعطاف پذیر نیستی، ها
No comments yet. Be the first to leave one.